تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۵۵۸۶۴

روشنفکری سیاسی وجود خارجی ندارد

دریچه: آیا اصول روشنفکری با ورود به عرصه سیاست کاهش نمی‌یابد؟ آنگاه که روشنفکران این مردان عرصه نظر، به عرصه سیاست که هنگامه عمل است وارد می‌شوند، آرمانگرایی را با خودشان می‌آورند یا نام روشنفکری را از خود می‌زدایند؟ علیرضا رجایی روشنفکری که یک بار آهنگ ورود به مجلس کرده است به این پرسش پاسخ می‌دهد.

*داشتن نگاه روشنفکرانه به عرصه سیاست دارای چه آفت‌ها و آسیب‌هایی است؟

**امروزه بسیاری از کسانی که در امر سیاسی فعال هستند غالباً روشنفکرند و به این معنا می‌توان آنها را روشنفکران سیاسی دانست که در حاکمیت حضور دارند. بخش دیگری از روشنفکران یا در مقام اپوزیسیون قرار می‌گیرند یا در مقام افراد منتقدی که داعیه قدرت سیاسی ندارند و به نسبت اوضاع جاری مواضع منتقدانه یا مخالفت‌آمیز می‌گیرند. از آنجا که امر تدبیر سیاسی به هر حال با اختلال همراه است روشنفکران خارج از قدرت سیاسی یا خارج از حاکمیت به این آسیب‌شناسی مبادرت می‌کنند بنابراین پدیده روشنفکری در تقابل با پدیده سیاستمدار را نباید یک امر منزه و به دور از آلودگی‌های سیاسی تصور کرد. چراکه بسیاری از سیاستمداران را می‌توان روشنفکر دانست.

*در عرصه سیاست عملگرایی و تصمیم‌های متناسب با موقعیت‌های متفاوت شیوه عملکرد افراد است اما در عرصه روشنفکری تبیین اصول و برساختن وضعیت‌های آرمانی صورت می‌گیرد، به ‌نظر شما تفاوتی ماهوی میان این دو عرصه وجود ندارد؟

**امروزه در غالب حوزه‌های سیاسی در همه‌ جای دنیا زمام کار به دست روشنفکران است. تفاوت روشنفکری که مقام زمامداری را در دست دارد با روشنفکر بیرون از حاکمیت این است که روشنفکر درون حاکمیت بیشترین تلاش را برای نزدیک شدن به اصول موردنظر انجام می‌دهد. تفاوتی میان اصول روشنفکر درون ‌حاکمیتی و برون‌ حاکمیتی وجود ندارد، تفاوت میان گونه‌های مختلف روشنفکری است. نکته دیگر اینکه اصولاً دولت‌های غیردموکراتیک مدرن را روشنفکران تأسیس کرده‌اند و این‌گونه نبوده است که این دولت‌ها خاستگاهی غیرروشنفکرانه داشته‌اند. کل این دولت‌های مدرن یا به دست روشنفکران تاسیس شده است یا اینکه آنها در مقام تأسیس آن سهیم بوده‌اند.

*روشنفکران تا چه حد در عرصه سیاسی ایران حضور یا تأثیر دارند؟

**روشنفکران در وقوع انقلاب اسلامی و همچنین تاسیس آن مشارکت فعال داشته‌اند. هرچند گرایش‌های متنوعی از روشنفکران در ادامه به کنار گذاشته شدند اما هم‌اکنون هم در بدنه حاکمیت حضور دارند چراکه روشنفکری اصولاً پدیده‌ای سیاسی است. روشنفکری به معنای برخورداری از آن دسته تعلقات نظری است که مستقیم یا غیرمستقیم سمت‌وسوی سیاسی دارند، روشنفکری غیرسیاسی اساساً وجود خارجی ندارد. گروهی به انگیزه نقش فعالانه در یک امر سیاسی حضور پیدا می‌کنند یا در مقام اپوزیسیون وضع موجود را نقد می‌کنند و جریان خودشان را بدیل وضع موجود معرفی می‌کنند. یعنی با اینکه در ساختار سیاسی نیستند و در امر سیاسی مشارکت نمی‌کنند اما در مقام قضاوت عمل می‌کنند بنابراین روشنفکری با سیاسی بودن عجین است.

*تعریف روشنفکری در ایران با مخالفت با وضع موجود و معترض بودن پیوند یافته است، با چنین تعریفی آیا اساساً می‌توان مدافعان وضع موجود را روشنفکر دانست؟

**تفسیر معترض از روشنفکر یک تفسیر آرمانگرایانه است. برخی روشنفکر را اصولاً سازش‌ناپذیر می‌دانند و آنها را که حافظ وضع موجودند از این تعریف کنار می‌گذارند اما من با این تعریف موافق نیستم.

*جناب رجایی، داشتن نگاه آرمانگرایانه سیاستمدار را از حوزه سیاسی خارج نمی‌سازد؟ به‌طور مثال در تاریخ ایران اگر احمد قوام و محمد مصدق را بتوان مصداق نگاه سیاست‌ورزانه و نگاه آرمانگرایانه دانست، شما موفقیت هر کدام از ایشان را در عرصه عمل چگونه ارزیابی می‌کنید؟

**به‌نظر من مصدق نمونه بارز روشنفکری است که مفهوم سیاست را به خوبی درک کرده است و در مواقع لازم اقدامات مقتضی را انجام داده است هرچند همانند هر سیاستمدار دیگری می‌توان به برخی از انتخاب‌ها و تصمیم‌های او انتقاد کرد اما انتقاد‌های او با شرایط متفاوت، فرق می‌کند. مصدق از آرمانگرایی انتزاعی فاصله داشت.

*آیا روشنفکران با ورود به عرصه سیاست و اعمال‌نظر در مورد مواردی مثل انتخابات، نگاه ایده‌آلیستی را وارد این حوزه نمی‌کنند؟

**بله، روشنفکرانی هستند که با درنظر گرفتن یک وضع به راستی مطلوب، در تحلیل وضع موجود به بیراهه می‌روند و زمینه را برای ایجاد ارتجاع مضاعف فراهم می‌کنند. ماره9 ندارد

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات