تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۶  ، 
کد خبر : ۵۵۹۰۱

«والفجر 8» و فتح «فاو» در نگاه نسل‌های آینده

علی معصومی(وزوایی) اشاره: در مطلب حاضر که به مناسبت سالگرد عملیات والفجر هشت و فتح فاو و همچنین به مناسبت برگزاری دومین نشست استانی مجمع خبرنگاران و نویسندگان مطبوعاتی دفاع مقدس در ساری و افتتاح مجمع خبرنگاران و نویسندگان استان مازندران نگارش یافته است، سعی بر این می باشد که در قالب ویژه ای اهمیت تاریخی عملیات مذکور توصیف و تحلیل گردد. عملیاتی که لشکر ویژه 25 کربلا (از استان مازندران) خط شکن اصلی بود و بار مهمی را در این عملیات بردوش داشت.

استاد تاریخ، مثل همیشه راس ساعت مقرر وارد کلاس شد و پس از احوال پرسی مختصری که با دانشجویانش انجام داد، خطاب به آن ها گفت: جلسه ی قبل، پیرامون تحولات نظامی تاریخ ایران برای شما مطالبی گفتم و عرض کردم که دوره ی نادرشاه افشار، دوره ای بود که ایرانیان اوج اقتدار نظامی و توانایی جنگی خود را به نمایش گذاشتند. بعد از قتل نادرشاه در تاریخ 1160 هـ. ق، تحرکات نظامی ایران و نمایش های جنگی ایرانیان و جلوه های هیبت آمیز نیروهای رزمی ایران، تقریبا به سمت افول حرکت کرد.
البته در دوره ی زندیه و اوایل دوره ی قاجاریه نیز تحرکات و نمایش هایی به وجود آمد، ولی اگر بخواهیم با دید کلی و جریانی به این تحرکات و نمایش ها بنگریم، مشاهده خواهیم کرد که واقعا مثل حرکت ها و جست وخیزهایی است که مرغ و گوسفند بعد از بریده شدن گلو از خود نشان می‌دهند.
همان طور که می دانید، ما چنین حرکت ها و جست وخیزهای بی اثر را عمل مذبوحانه می نامیم. می خواهم درباره ی این ادعایم که تحرکات و نمایش های نظامی ایران پس از نادرشاه، حالت مذبوحانه داشت، توضیح بیشتر بدهم و بگویم اگر این تحرکات، مذبوحانه نبود، یک اثر عینی و یا اثر غیرعینی از خود برجای می‌نهاد.
مثلا سبب می شد بیگانگان چشم طمع به ایران ندوزند و همواره از درگیری با نیروهای رزمی ایران در هراس باشند و به اصطلاح بر روی قوای جنگی ما حساب باز کنند، ولی مشاهده می کنیم که تحرکات مذکور نه تنها چنین آثاری نداشته است بلکه هر تحرک نظامی و جنگی که از طرف قوای ایران به نمایش گذاشته شده است، پیش از آنکه جلوه ای از قدرت و اقتدار و صلابت رزمی وغیرت و شور دفاع از میهن را به ارمغان بیاورد و زهرچشم از دشمن بگیرد، سبب طمع بیشتر و جرات بیشتر و گستاخی بیشتر دشمنان شده است؛ زیرا این تحرکات، به جای نشان دادن قدرت قوای رزمی ایران، ضعف آن را برملا کرده است و دشمنان به خوبی متوجه شده اند که به راحتی می توانند به سرزمین ایران دست اندازی کنند و بخش ها و شهرهایی از آن را تصاحب نمایند.
به همین دلیل است که ما از زمان قاجاریه با روند مهلکی به نام «کوچک شدن پی درپی ایران» و «محدود شدن پی درپی مرزهای تاریخی ایران» و «از دست رفتن پی در پی بخش ها و شهرها و قطعاتی از ایران» مواجه هستیم. این روند نه تنها سبب شد شد در «قفقاز» ده ها شهر و مناطق بسیار بزرگ و بااهمیتی از ایران جدا شود، بلکه جدا شدن ماوراالنهر، افغانستان و بخش های بزرگی از آسیای میانه را نیز درپی داشت. علاوه بر این ها، سایر مرزهای تاریخی ایران نیز از دست اندازی در امان نماند و در هر مرحله، بخشی از ایران بزرگ در روند نامیمونی که از زمان قاجاریه آغاز شده بود، فروافتاد و این روند حتی در دوره سلسله پهلوی نیز ادامه یافت و در غرب و جنوب ایران جاهایی از ایران جدا شد؛
جاهایی مثل بحرین و... البته دانشجویان عزیز توجه داشته باشند که من نمی خواهم به استقلال بسیاری از ملت هایی که اکنون واحدهای سیاسی مستقل دارند ولی قبلا بخشی از ایران بوده اند، بی اعتنایی کنم و واقعیت ها را نادیده بگیرم بلکه هدفم تحلیل تاریخی از روند تحولات نظامی ایران است.
به نظر من از اوایل قرن 13 هجری قمری که مصادف با سال های پایانی قرن هجده ی میلادی است، کم رنگ شدن صلابت و اقتدار نظامی ایران به تدریج خودنمایی کرد، یعنی از آخرین سال قرن هجده ی میلادی (1800 میلادی) که گرجستان رسما از ایران جدا و به روسیه پیوست، نشانه هایی مبنی بر ضعف نیروی رزمی ایران بروز پیدا کرد.
به همین دلیل بود که از این زمان بعد، دیگر کسی از اقتدار نظامی ایران هراسی به دل راه نداد و در نتیجه، روند قیچی شدن پیکر ایران بزرگ آغاز شد و سبب گردید که در قرن 13 هجری قمری برابر با قرن 19 میلادی، به تدریج و در مراحل مختلف، بعد از گرجستان نوبت به استان های قفقاز، افغانستان، ماوراالنهر و آسیای میانه برسد و سرانجام، بحرین نیز در سال های پایانی قرن 14 هجری قمری و در دوره سلسله پهلوی از ایران جدا شد.
همان طور که دانشجویان عزیز می دانند، در دهه ششم قرن 14 هجری شمسی، یعنی در سال 1357 برابر با 1399 هـ. ق، در ایران واقعه بسیار مهم و سرنوشت سازی اتفاق افتاد و انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. این انقلاب که اکنون بیش از صد سال از وقوع آن می گذرد، مسیر تاریخ ایران را به طور کلی عوض کرد و میهن ما را در بستر بالنده ای انداخت که اکنون ما ثمرات آن را با تمام وجود احساس می کنیم. تقریبا یک سال و نیم از وقوع انقلاب اسلامی گذشته بود که میهن ما گرفتار یک جنگ مهیب شد.
به دلیل بی سامانی و فرسایشی که در اثر وقوع انقلاب بر ارکان جامعه ایران سایه افکنده بود، دشمنان میهن ما در صدد برآمدند باردیگر قطعاتی از پیکر میهن ما جدا کنند. دشمنان گمان می کردند از فترت طبیعی که در اثر گذر از رژیم سلطنتی به یک نظام اسلامی پدید آمده بود، کاملا می توانند بهره ببرند و با یک هجوم سراسری، به اهداف خود که حداقل آن جدا کردن بخش هایی از ایران بود، دست یابند. طبق تصور و تحلیلی که دشمنان میهن ما از تحولات تاریخی نظامی و رزمی ایران در دو سده ی پیش از انقلاب اسلامی داشتند، گمان آن ها چندان هم بی اساس نبود و هر تحلیل نظامی راهبردی که براساس واقعیت های تاریخ ایران و براساس عوامل مادی سامان یافته بود نیز چیزی غیر از این نشان نمی‌داد.
اما هنگامی که جنگ آغاز شد و شخصی به نام «صدام» در راس رژیم و ارتش عراق و به نمایندگی از سوی مجموع دشمنان ایران و اسلام به میهن ما حمله کرد، نه تنها در عرصه ی عمل همه ی رویاها و تحلیل های دشمنان ایران به هم ریخت، بلکه حوادثی اتفاق افتاد که هم نقطه عطفی در تاریخ تحولات نظامی ایران شد و هم اینکه سیمای نظامی و رزمی ایران را که در قرون قبل مخدوش شده و دشمنان را گستاخ کرده بود، ترمیم و بازسازی نمود و پس از آن سبب شد بر روی قوای رزمی ایران حساب دیگری باز شود و دیگر کسی هوس تجاوز و هوس جدا کردن قطعه ای از میهن ما را در سر نپروراند.
گرچه حماسه هایی که عموم مردم ایران، به ویژه رزمندگان سرشار از ایمان ما در آن زمان به وجود آوردند، نتایج عصری و مقطعی بزرگی داشت و سبب شد دشمن سرکوب و خوار شود و هرگز نتواند به اهداف خود که ساقط کردن انقلاب اسلامی و جدا کردن بخش هایی از ایران بود، دست یابد، ولی نتایج ماندگار و تاریخی آن، بیش از ثمرات مقطعی اش بود. من نمی توانم بگویم که آن سلحشورانی که در آن زمان با نهایت ایثارگری جنگیدند، به اهمیت کاری که کردند واقف نبودند، ولی اکنون که بیش از صد سال از آن واقعه می گذرد و ما نتایج تاریخی و دفاع هشت ساله ای را که در تاریخ ما به دفاع مقدس مشهور است، به خوبی مشاهده کرده ایم، خیلی خوب درباره آثار مثبت آن دفاع جانانه، می توانیم قضاوت کنیم.
ما اکنون می بینیم دفاع مقدسی که سلحشوران مومن و پرشور ایرانی بار آن را در سال های 1359 تا 1367 بر دوش کشیدند، چگونه روند تحولات نظامی و دفاعی ایران و سیمای رزمی آن را در اذهان دیگران تغییر دادند.
به طور کلی باید بگویم که سیمای نظامی و دفاعی و رزمی ایران در قرن 13 و 14 هجری و قمری، جلوه ای ضعیف و کم رنگ و ناتوانی داشت که نتایج تاریخی و عینی آن همان است که در تاریخ خوانده اید و متوجه شده اید که فقدان روح رزمی و دفاعی چگونه سبب شد که دشمنان بر ایران قرن 13 و 14 هـ. ق گستاخ شوند، ولی با آغاز قرن 15 هـ. ق که تقریبا با آغاز دوره هشت ساله دفاع مقدس همراه شد، این سیما کاملا دگرگون شد و ما اکنون بیش از صد سال است که هر روز از روز پیش قدرت دفاعی و روح دفاعی بیشتری پیدا کرده ایم و در این صد سال، دیگر کسی جرات نگاه گستاخانه به ما نداشته است. این جلوه ی پرصلابت دفاعی ما، چیزی است که سنگ بنای آن در دوره ی هشت ساله دفاع مقدس نهاده شد.
در این هنگام، دانشجویی گفت: اتفاقا من هم در جایی خواندم که در جریان جنگ هشت ساله ی ایران و عراق، حوادثی اتفاق افتاد که دو ـ سه قرن قبل از آن سابقه ای نداشته است. مثلا در این جنگ، نیروهای رزمی ایران بعد از دو ـ سه قرن، اولین بار در وضعیتی قرار گرفتند که با قدرت و توان بالا، مرزهای تاریخی و طبیعی ایران را پشت سر گذاشتند و در آن سوی مرز به تنبیه سپاه مهاجم پرداختند. حتی اولین بار شهری مثل «فاو» را تصرف کردند.
استاد دوباره ی رشته سخن را به دست گرفت و گفت: شما به نکته ی خوبی اشاره کردید. من نمی خواستم به جزئیات بپردازم. هدفم ارائه تحلیلی کلی تاریخی بود، ولی اکنون که شما به این نکته اشاره کردید، لازم است بگویم که در جریان جنگ هشت ساله ی ایران و عراق، شگفتی هایی پدید آمد و این واقعه، اوج های متعددی داشت. همین شگفتی ها و اوج ها سبب شدکه جنگ مذکور نقطه ی عطف بزرگ و بسیار سرنوشت سازی در تاریخ تحولات نظامی ایران شود و اهمیت فراوان پیدا کند.
هر یک از عملیاتی که در طول جنگ از طرف نیروهای پرشور و سلحشور ایرانی طراحی و اجرا شده شگفتی ها و ویژگی های خاص خود را داشت که باید جداگانه درباره ی آن ها بحث شود، اما چون شما به عملیات فتح «فاو» اشاره کردید، باید بگویم که عملیات «والفجر8» که منجر به فتح «فاو» شد، یکی از مهم ترین نقطه ی درخشان و یکی از اوج های بسیار شگفت انگیز و سرنوشت ساز جنگ هشت ساله ی ایران و عراق محسوب می شود. به نظر من، اگر نگاه کلی و تاریخی به تحولات نظامی ایران در قرون اخیر بیفکنیم، به خودی خود، این موضوع را درمی یابیم که فتح فاو به نوعی اعلام پایان دوره ی دویست ساله ای بود که در مرحله از آن، ما مجبور می شدیم به از دست دادن شهر و یا منطقه ای از میهنمان تن بدهیم.
به عبارت دیگر، «فتح فاو» این پیام تاریخی و بسیار مهم را برای همه ی دشمنان ما داشت که دیگر آن دوره ی دویست ساله ای که هر بار به ایران حمله می شد، بخشی و یا شهری از پیکر میهن ما به دست دشمن می افتاد، به سر رسیده است و بعد از این، اگر تجاوزی به میهن صورت بگیرد، توان روحی و رزمی قوای سلحشور و مومن ایران چنان است که نه تنها دشمنان و متجاوزان را در همان نوار مرزی تنبیه می کند، بلکه آن ها را در سرزمین خودشان نیز تعقیب و تنبیه می نماید و برای پشیمان کردن متجاوزان، حتی در شهرهای خود دشمن، عملیات گوش مالی را انجام می‌دهد.
در این جا می خواهم دانشجویان عزیز را متوجه برخی شباهت ها و قرینه ها بنمایم. می دانید که اسلام از دهه ی دوم هجری وارد عراق شد. در آن زمان، عراق، بخشی از ایران و بخشی از قلمروی ساسانیان بود. اتفاقا یکی از دروازه های ورود اسلام به عراق که منجر به عقب نشینی تدریجی ساسانیان شد، تقریبا نزدیک همان مناطقی بود که سلحشوران مسلمان ایرانی، عملیات والفجر 8 را در آن جا انجام دادند و شهر فاو و بخشی از جنوب عراق را به تصرف درآوردند.
بنابراین، یکی از ویژگی های عملیات والفجر 8 این است که در منطقه و سرزمینی انجام شد که محل ورود اولین گروه های مسلمان به عراق است. به عبارت دیگر، فاتحان فاو، به این دلیل که از انگیزه های بسیار قوی دینی برخوردار بودند و منطقه ی عملیاتی مشترک نیز با گروه های رزمی صدر اسلام در جنوب عراق داشتند، نه تنها به هم شبیه اند بلکه گویا فاتحان فاو پا در جای پای گروه های رزمی صدر اسلام نهاده بودند. اساسا، جنوب عراق، به ویژه منطقه ی فاو، به دلیل اهمیت سوق الجیشی، در تحولات نظامی این منطقه نقش داشته است.
تنها گروه های رزمی صدر اسلام نبودند که آن جا را از مداخل اولیه برای ورود به سرزمین عراق محسوب کردند؛ و تنها رزمندگان مسلمان ایرانی نبودند که در جریان جنگ هشت ساله، فتح فاو و ورود به آن جا را به عنوان نشانی از قدرت فوق العاده ی خود به نمایش نهادند و دشمن را از تجاوز و تهاجم پشیمان کردند، بلکه دشمنان اسلام نیز همین منطقه را برای ورود به عراق انتخاب کردند. به عنوان مثال، با شروع جنگ جهانی اول، نیروهای انگلیسی، فاو را اولین نقطه برای ورود به عراق انتخاب کردند و در 15 آبان 1293 هـ. ش (ششم نوامبر 1914 میلادی) فاو را تصرف کردند.
با این تفاوت که خبر ورود انگلیسی ها به فاو، ولوله و اضطراب و نگرانی سراسری در کل عراق ایجاد کرد و مردم به طور خودجوش به پا خاستند که در برابر انگلیسی ها بایستند، زیرا انگلیسی ها با خود ظلمت، فساد، غارت گری استیلای کفر بر سرزمین های اسلامی و... می آوردند، ولی مجاهدان صدر اسلام و رزمندگان مسلمان ایرانی با ورود به فاو و جنوب عراق، بشارت آزادی و دینداری را همراه خود داشتند.
گرچه بنا نبود به جزئیات پرداخته شود ولی اکنون که از عملیات ولفجر 8 و فتح فاو سخن به میان آوردیم، باید یادآوری کنم که عملیات والفجر8، عملیات حیرت انگیز و بسیار درخشانی بود که حدود 90 روز رزم بی امان و شبانه روزی را در پی داشت و جوانان پرشور و مومن ایرانی در جریان این نبرد، حماسه هایی پدید آوردند که نه تنها در تاریخ جنگ های ایران بلکه در کل تاریخ جنگ های جهان کم نظیر و حتی بی نظیر است.
در این عملیات، حماسه، معنویت، ایثار، فنون و تدابیر جنگی، سلحشوری، انگیزه و ایمان، استقامت و پایداری، شهادت طلبی و دل به مرگ سپردن، مهارت استفاده از ابزار و دانش نظامی، توکل به عنایات غیبی، افزودن عناصری بر دانش و فنون نظامی مرسوم آن زمان، و خلاصه، ده ها عنصر و عامل در والفجر 8 به هم آمیخته شده بود که اگر بخواهم نگاه توضیحی به هر یک از عناصر و عوامل مذکور بیندازم و شگفتی های مربوطه را بازگویی کنم، مثنوی هفتادمن خواهد شد. به همین دلیل است که حتی فرماندهان ارشد ارتش دشمن نیز نتوانستند به ابتکارات نظامی و مهارت ایرانیان در نبرد فاو اعتراف نکنند و آن را نستایند.
در همان زمان، رئیس کل ستاد یکی از لشکرهای زبده ی دشمن در این باره گفت: مساله فتح فاو توسط ایرانیان، با یک بررسی و تحلیل ساده و متعارف نظامی قابل تبیین و توضیح نیست. اعتقاد من این است که باید در این زمینه فصل جدیدی توسط دانشگاه ها و دانشکده های نظامی و جنگی جهان گشوده شود تا افسران و فرماندهان، علاوه بر فراگیری دروس متعارف و کلاسیک نظامی دانشکده ها، با ابتکارها و شیوه های جنگی که ایرانیان با استفاده از آن شیوه ها، فاو را تصرف کردند، آشنا شوند.
به نظر من، مدرسین این دروس نیز بهتر است همان نظامیان و بسیجیان ایرانی باشند که با مهارت و ابتکار توانستند موانع متعددی مثل رودخانه ی عریض و عمیق اروند، ساحل باتلاقی و انباشته از انواع بوته های بلند 3 تا 4 متری، زمینی انباشته از موانع مصنوعی و سیم خاردار و استحکامات و... را با مهارت کامل پشت سر بگذارند و در هوایی که کاملا بارانی و تاریک بود، خطوط دفاعی عراق را منهدم کنند و در نهایت به فاو دست یابند.
خلاصه اینکه شب 21 بهمن 1364 هـ. ش در تاریخ نظامی ایران هرگز فراموش نمی شود. شبی که عملیات والفجر 8 با نام خدا و با رمز «یافاطمه الزهرا» در دل تاریک شب و در میان امواج خروشان اروندرود و در حالی که باران شدید نیز به یاری امواج خروشان آب آمده بود، آغاز شد.
شبی که پنج تا شش هزار رزمنده ی ایرانی پس از ماه ها تمرین نظامی و غواصی، مرگ را به مسخره گرفتند و خود را به عنوان پیشقراولان و خط شکنان سپاه اسلام به امواج رود عریض و عمیق اروند سپردند تا در آن سوی رود، خط دشمن را بشکنند و مسیر را برای عبور سایر نیروها آماده کنند. شبی که پنج تا شش هزار نفر از مردان قورباغه ای (رزمندگان غواص) بعد از آن که چند ماه آموزش می دیدند و در قرنطینه ی کامل به سر می بردند و با توکل بر خدا برای آغاز عملیات لحظه شماری می کردند، از میان امواج گذشتند و در طول 15 دقیقه، خطوط دشمن را در آن سوی اروند که شامل انواع موانع انفجاری و ایذایی بود، درهم شکستند.
شبی که فردای آن روز، پرچم سبز مرقد امام رضا علیه السلام به عنوان نشان پیروزی قوای اسلام، توسط یکی از فاتحان بزرگ فاو (سردار مرتضی قربانی، فرمانده لشکر 25 کربلا از مازندران) بر فراز مناره ی مسجد به اهتزاز درآمد. آری، عملیات والفجر از مباهات تاریخ نظامی ایران در سده های اخیر است و همه ی عناصری که قابل مباهات می باشد، در آن عملیات موج می‌زند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات