تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۵۵۹۰۹

جشنواره‌ای برای دل‌ها


محمدجعفر بهداد
دوازده روز دیگر، درحالی که فقط دو روز از عاشورای حسینی گذشته و در حال و هوای سرخ ترین ماه قمری به سر می بریم، اما شوقی ناخواسته غمنامه کربلا را به زیوری از حماسه می‌آراید.
دوازده روز دیگر، سالروز حاکم شدن ملت مسلمان و انقلابی ایران بر طاغوت و طاغوتچه هاست. 22 بهمن امسال، بلافاصله بعد از عاشورا می آید و انگار می خواهد بگوید این ظفرمندی و کامیابی نتیجه آن حق طلبی و فداکاری است.
بخواهیم یا نخواهیم، مکتب سیدالشهدا(ع) تقریباً هر سال از دشمنان خدا تلفات می گیرد و همچنان افتخار جدیدی برای اصولگرایان مسلمان و آزادگان جهان ـ‌ حتی آنان که رابطه چندانی هم با اسلام ندارند ـ می‌آفریند.
آنچه در طول سال های مقاومت علیه رژیم ستمشاهی، دوران پر توطئه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، هشت سال دفاع در برابر متجاوزان بعثی، تحریم های اقتصادی، تهاجم فرهنگی و جنگ سیاسی و تبلیغاتی، ملت و کشور ما را ـ اگرچه با پیکری زخم خورده و خونچکان ـ اما سرافراز و استوار نگاه داشته، باور مردمان این مرز و بوم به راهبرد امام حسین(ع) مبنی بر «مقاومت برای خدا» بوده است. این، چشم بندی و رجزخوانی نیست، بلکه واقعیتی است که اتفاقاً با محک تجربه اثبات شده است.
بی آنکه در این مجال فرصت مرور تحلیل هوشمندانه «آقا» از عبرت های عاشورا و نقش «خواص» در شکل گیری دو جبهه حق و باطل باشد، اما حداقل این را می توان فهمید که پیروزی زنجیره ای اصولگرایان در ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و... حاصل تلاش فکری و مجاهدت آن دسته از خواص طرفدار حق است که مبارزات خود را با هدف دستیابی به نام و نان و زمام دنبال نکرده‌اند.
رشد تمایلات استقلال طلبانه و آزادیخواهانه در میان ملت های دنیا، بدون تردید نتیجه منطقی پیروزی ملت ظلم ستیزی است که دوازده روز دیگر غرور و دلشادی خود را از واقعه 27 سال پیش به نمایش می‌گذارد.
پیروزی آزادیخواهان و اصولگرایان سایر کشورهای غیراسلامی و اسلامی در سال 1384 محصول روندی است که از 22 بهمن 1357 آغاز شده و اگر بگوییم اینها فقط بخشی از آثار رستاخیز خمینی کبیر در معادله دنیازدگان است، درست گفته‌ایم.
دکتر «نواح فلدمن» استاد حقوق دانشگاه نیویورک و مشاور پل برمر ـ حاکم آمریکایی عراق پس از اشغال این کشور ـ در آبان سال 1382 به روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف گفته بود:
«حقیقت امر این است که اگر در عراق انتخابات آزاد برگزار شود و حکومتی دموکراتیک بر سر کار آید، بسیار بعید است آن حکومت، سکولار یا طرفدار اسرائیل و آمریکا باشد. وقتی من به مقامات کاخ سفید و مسئولین آمریکایی در عراق می گویم که اسلام نقش مهمی را در آینده عراق و قانون اساسی آن ایفا خواهد کرد، از گفته های من بسیار نگران می شوند و از من می پرسند برای مقابله با این مسئله چه کار می توانیم بکنیم.»
وی پس از به تصویر کشیدن سردرگمی و عجز رژیم واشنگتن در مقابل مشابهت مطالبات مردم عراق با خواسته های ایرانیان در دوران مبارزه با حکومت دست نشانده شاهنشاهی افزود:
«احزاب اسلامی ـ چه ما بخواهیم و چه نخواهیم ـ رشد خواهند کرد و اگر حکومت های سکولار با این احزاب به شدت برخورد کنند، آنها فعالیت خود را مخفیانه انجام خواهند داد که این در نهایت خطر بیشتری دارد.»
وقتی خبر پیروزی اسلامگرایان در عراق یا برنده شدن گروه حماس در انتخابات مجلس فلسطین را می شنویم، نخستین برداشت مان این است که 27 سال جنگ سرد و گرم نظام سلطه علیه ایران اسلامی نه تنها نتوانست از انتقال روح حماسی و روش مبارزاتی انقلاب اسلامی ایران به ملت های دیگر دنیا جلوگیری کند، بلکه شکست آنها در هریک از پروژه های دشمنانه و براندازانه علیه ایران اسلامی، خود به دلایل جدیدی مبنی بر کارامدی فرهنگ و روش انقلابی ایرانیان در مواجهه با زورگویان و قلدران بین المللی تبدیل شده‌اند.
دو سال پیش که «ریچارد آرمیتاژ» قائم مقام وزارت خارجه آمریکا در جلسه کمیسیون روابط خارجی سنا از طرحMEPI (Middle East Partnership Initiative) به معنی «پروژه مشارکت خاورمیانه» با هدف کمک مالی واشنگتن به شبکه های فارسی زبان ماهواره ای در لس آنجلس به عنوان جدیدترین طرح فروپاشی جمهوری اسلامی ایران نام برد، به راحتی می شد فهمید که کفگیر مغزهای متفکر کاخ سفید برای رویارویی با نظام دینمدار و مردم سالار ایران به ته دیگ خورده است. آرمیتاژ در ادامه سخنان خود برای سناتورهای کشورش همچنین با ذوق و شوق خاصی گفت:
«من و همکارانم در وزارت خارجه از دادن جایزه نوبل به شیرین عبادی بسیار خوشحال شدیم و مجذوب تظاهراتی مردمی(!) شدیم که برای استقبال از وی به طور خودجوش به وقوع پیوست. ما با شیرین عبادی هم عقیده ایم که تغییرات در ایران باید از داخل کشور ریشه بگیرد.»
آمریکایی ها بعد از 27 سال طراحی و اجرای انواع پروژه های براندازی علیه نظام عقیدتی ـ سیاسی حاکم بر ایران کارشان به جایی رسیده که ناچارند در حرکتی کاملاً ارتجاعی، قدیمی ترین و نخ نماشده ترین راهکارهای ضد ایرانی خود را باردیگر بازسازی و ارایه کنند.
مایکل لدین از عناصر سرشناس موسسه اینترپرایز ـ مرکز تصمیم گیری نومحافظه کاران آمریکا ـ در خردادماه سال 82 طی مقاله ای در نشریه «نشنال ریویو» به زعم خود چهار راهکار برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران ارایه کرد: 1- ایجاد هماهنگی سیاست های مربوط به ایران در دولت آمریکا 2- حمایت مالی از ایستگاه های رادیو ـ تلویزیونی فارسی زبان در آمریکا 3- استفاده از شیعیان عراقی علیه تهران 4- حمایت از اعتصابات عمومی در 18 تیر (اوایل جولای 2003).
پیشنهاد راه حل های چهارگانه مذکور از سوی یک عنصر موثر در دولت جورج دبلیو بوش برای «مسئله ایران»، آنهم پس از ربع قرن تقلا و تحرک شبانه روزی علیه ملت و نظام ایران، آیا جز پذیرش شکست و اعلام «ورشکستگی به تقصیر» معنای دیگری دارد؟
دوازده روز دیگر، همزمان با مرور وقایع اندوه آور کربلای حسینی(ع)، جشنواره ای از شور و شعف انقلابی را به خاطر پررنگ تر شدن آثار جهانی انقلاب اسلامی طی سال جاری، در سراچه دل غمزده مان برگزار خواهیم کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات