تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۰  ، 
کد خبر : ۵۵۹۲۰

نقض حقوق بشر در زندان‌های آمریکا


زندانی کردن (در آمریکا) در حال حاضر پاسخی به بسیاری از مشکلات اجتماعی است که مردم فقیر با آن دست و پنجه نرم می کنند. مشکلی که در تعریف این مشکلات اجتماعی وجود دارد این است که سعی می شود آنها را در مقوله «جنایت» جای دهند و همچنین به طور خودکار سعی می شود که این جنایات به مردم رنگین پوست منتسب شود. بی سرپناهی، بی کاری، اعتیاد به موادمخدر، بیماری روانی و بی سوادی، تعداد اندکی از این مشکلات هستند که زمانی که انسان ها را وارد قفس می کنند، از دید عموم پنهان می مانند.
بنابراین زندان ها را می توان «شاهکاری جادویی» نامید. مردمی که به طور مرتب رأی می دهند که زندان های جدید ایجاد شود، به این باور غلط رسیده اند که زندان دارای خاصیتی جادویی می باشد؛ اما می توان گفت که زندان ها مشکلات را از بین نمی برند بلکه آنها انسان ها را از بین می برند. همچنین تمرین حذف تعداد زیادی از انسان های فقیر، مهاجر و به حاشیه رانده شده، به صورت کسب و کاری بزرگ درآمده است.
زمانی که زندان ها انسان ها را به بهانه واهی حذف مشکلات اجتماعی از اجتماع حذف می کنند، آن گاه باید قوانین جزایی ایجاد شود تا نیازهای جمعیت انبوه زندانیان را برآورده کند. کالاها و خدمات باید فراهم شوند تا افراد زندانی را زنده نگه دارد. این جمعیت زندانی باید برخی از اوقات مشغول به کار شود و برخی اوقات به طور علمی از کار منع شود. در حال حاضر تعداد زیادی از زندانیان در طول مرزهای ایالتی با غل و زنجیر از زندانی به زندان دیگر حرکت می کنند و از زندانی فدرال به زندان فدرال دیگر منتقل می شوند.
تقریبا دو میلیون نفر در زندان های ایالات متحده زندانی هستند که بیش از 70درصد آنها رنگین پوست هستند. بنابر شواهد، سریع ترین رشد زندانیان در میان زنان سیاه پوست است و بومیان آمریکایی هم بیشترین جمعیت زندانیان را شامل می شوند. تقریبا 5میلیون نفر -(شامل افراد تحت بازجویی)- به طور مستقیم تحت نظارت سیستم قضایی هستند.
سه دهه پیش، جمعیت زندانی تقریبا یک هشتم حجم کنونی آن بود. در حال حاضر هم جمعیت زنان زندانی دارای رشد کمی است؛ با این حال، جمعیت زنان زندانی به تنهایی بیش از دو برابر نرخ متوسط در سال 0791 میلادی است. افراد زندانی به صورت یکی از ویژگی های جامعه ایالات متحده درآمده است، به نحوی که در طول تاریخ این کشور بی سابقه بوده است. همچنین این تعداد هیچ گاه در دوران هیچ دموکراسی دیگری هم مشاهده نشده است. می توان گفت که به استثنای جنگ ها، به اسارت گرفتن افراد، در زمان حاضر بزرگ ترین ویژگی برنامه اجتماعی دولت ایالات متحده شده است.
اعمال بازجویی، محکوم کردن و اعمال مجازات زندانی های ایالات متحده بر مبنای نژاد صورت می گیرد. در زمان حاضر چنین فرض می شود که تن افراد رنگین پوست باید به عنوان مواد خام لازم برای محو کردن مشکلات اجتماعی عمده به کار گرفته شود. زمانی که اقدام جادویی زندانی کردن به عنوان راه حل مقابله با مشکلات اجتماعی فرض شود، آنچه باقی می ماند نژادپرستی، تعصب طبقاتی و فساد انگلی سرمایه داری خواهد بود. نظام صنعتی زندان ها به طور مادی و معنوی ساکنان آن را دچار ضعف می کند و ثروت اجتماعی را که باید صرف کارهایی شود تا مانع انجام جرم گردد، می بلعد.
در زمانی که زندان ها فضای بیشتری از محیط های اجتماعی را به خود اختصاص می دهند، دیگر برنامه های دولتی که قبلاً برای پاسخگویی به نیازهای اجتماعی طراحی شده
بود ند(مانند کمک های موقت به خانواده های نیازمند) در حال از بین رفتن هستند . وخیم شدن وضع آموزش اجتماعی، که شامل ایجاد نظام های امنیتی و نظم اجباری در مناطق فقیرنشین می باشد، مستقیماً باعث تجویز «راه حل» زندان می شود.
در زمانی که زندان ها در ایالات متحده گسترش می یابند، سرمایه خصوصی، بیشتر در همین صنعت یعنی «صنعت تنبیه» رونق یافته است. دقیقاً به خاطر همین افزایش سرمایه، زندانیان به عنوان بخشی مهم از اقتصاد ایالات متحده درآمده اند. اگر مفهوم تنبیه به عنوان منبع درآمدهای حیرت انگیز، خود مایه آزار ذهنی است، چیز دیگری که ذهن را بیشتر آزار می دهد این است که در زندان ها استراتژی های نژادپرستانه بسیار مورد توجه می باشد.
خصوصی کردن زندان ها یکی از عمده ترین نشانه های حرکت اخیر به سمت صنعتی کردن زندان می باشد. در حالی که زندان های دولتی کمترین معیارهای حقوق بشر را رعایت می کنند، می توان گفت که زندان های خصوصی از آن هم بدتر عمل می کنند. در ماه مارس 1998 ، شرکت اصلاحات آمریکا (سی.سی.ای) که بزرگ ترین شرکت زندان خصوصی ایالات متحده است، ادعا کرد که 54944 تخت در «ایالات متحده»، «پورتوریکو»، «بریتانیا» و «استرالیا» را تحت قرارداد دارد یا به بازسازی آن ها مشغول است. با توجه به روند جهانی گسترش تنبیه زنان، اکنون «سی.سی.ای» در حال ساختن زندان زنان د رخارج شهر «ملبورن» می باشد. این شرکت اخیراً اعلام کرده است که در «کالیفرنیا» هم به ساخت چند زندان دست خواهد زد.
از سال 1984 تاکنون بیش از 20زندان جدید در کالیفرنیا افتتاح شده اند،درحالی که تنها یک محوطه جدید به دانشگاه ایالتی کالیفرنیا افزوده شده است و به سیستم دانشگاه کالیفرنیا هم چیزی افزون نشده است. در سال های 1996و 1997، نظام آموزش عالی تنها 7/8درصد بودجه تنخواه عمومی ایالتی را به خود اختصاص داد و این درحالی بود که مجتمع های اصلاحی
6/9درصد همین بودجه ها را به خود اختصاص دادند. به نسبت اشتغال به تحصیل هر مرد سیاه پوست و کالج ها و دانشگاه ها، پنج برابرشان در زندان هستند. این نوع تبعیض، اثرات مخربی برای کل کشور ایالات متحده دارد.
مسئولان زندان ها با برچسب زدن به مردم، به عنوان مجرمین و اعمال تبعیض علیه آن ها، سعی در مخفی کردن نژادپرستی موجود در اقتصاد ایالات متحده را دارند. ادعاهای مربوط به نرخ بی کاری درسطح پایین (مانند جوامع سیاهان) در صورتی درست است که تعداد زیادی از سیاهان را که در زندان ها هستند، نادیده بگیریم. درصد سیاهان و لاتینی هایی که در زندان هستند. 2درصد جمعیت جویای کار است. «دیوید دونز» جرم شناس می گوید، اگر زندانیان را هم به نیروی بی کار جامعه اضافه کنیم، آن گاه درصد آن افزایش یافته و به 8درصد می رسد. تأثیر این افزایش درمورد نیروی کار سیاهان بیشتر است و درصد بی کاری را از 11درصد به 19درصد می رساند.
زندانی کردن دسته جمعی افراد، راهی برای رهایی از معضل بی کاری نیست و مشکلات اجتماعی را حل نمی کند، چون باعث می شود این مشکلات، در صورت افزایش شبکه زندان ها، در درون آن ها پنهان شوند. نژادپرستی توانایی ما را تضعیف می کند و اجازه نمی دهد این حقه بازی را آشکار کنیم که «زندان باعث سلامت عمومی نمی شود.» حتی باتوجه به شرایط تاریخی هم می توان استناد کرد که راه حل زندان مؤثر نیست. می توان گفت، درحال حاضر بیشتر توجه دولت از رفاه اجتماعی به مسأله کنترل اجتماعی معطوف شده است. درمورد سیاهان، لاتینی ها، بومیان آمریکا و آسیایی ها این ایده وجود دارد که آن ها خشونت طلب هستند و در حمل و نقل مواد مخدر فعال می باشند. به دارایی های آن ها با چشم حسد نگریسته می شود. به زنان سیاه پوست هم به چشم زنان ناپاک نگاه می شود و به طور تبعیض آمیزی درباره آن ها و زنان لاتینی گفته می شود که تنها کودک و فقر تولید می کنند. عجیب است که حتی در مسائل جرم و انحراف هم با دید نژادپرستانه به قضیه توجه می شود. نظارت و مراقبت اجتماعی درحال حاضر معطوف به جوامع رنگین پوست، بی خانمان، بی سواد، بی کار و مهاجر می شود.
همان طور که تأکید مسئولین از رفاه اجتماعی به سمت کنترل جرم جهت دهی می شود، نژادپرستی ریشه های خود را در جامعه و ایدئولوژی و اقتصاد ایالات متحده می دواند. با این وجود، محافظه کارانی که ضدقانون تبعیض منصفانه و مدارس دو زبانه هستند، می گویند که نژادپرستی پایان یافته است و طرفداران آن ها هم می گویند که می توان بقایای نژادپرستی را با گفت وگو و صحبت پایان داد، اما گفت وگو درباره نژادپرستی، آن را پایان نمی دهد. ظهور مجتمع های صنعتی زندان در ترکیب با محافظه کاری نوین، دورانی تاریخی را نشان می دهد که خطرات آن نامعلوم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات