لازم میدانم به 3 نکته مهم اشاره کنم:
اول. این گونه حرکات مذموم غربیها را نباید به حساب جهان مسیحیت گذاشت. متاسفانه گاهی مشاهده میشود که برخی چنین میاندیشند که مثلا دانمارک، کشوری مسیحی است و روزنامه و کاریکاتوریستی هم که آن عمل شنیع را انجام داده، مسیحیاند. باید توجه داشت که الان قرنهاست غرب را به راه بیدینی میرود و هر روز، بیشتر از دیروز، مسیحیت را به حاشیه میراند و دست و پای آن را از همه جا قطع میکند. جامعه غرب، مسیحی نیست، کلیساها اغلب خالی هستند و مومنان حقیقی هم در واقع اقلیتی هستند که برای بروز خود و دخالت در امور اجتماعی و سیاسی کشور خود، چندان فرصت و امکانی ندارند.
آمارهایی که از سوی خود کشورهای غربی منتشر میشود حاکی از این واقعیت است که مومنان حقیقی و کلیسارو در اروپا و آمریکا، کمتر از 10 درصد جمعیت کشورهای خود را تشکیل میدهند. چه بسیار معلمانی که به خاطر مطرح کردن اصول ایمانی و اخلاقی و باورهای مسیحی خود در کلاس درس، از مدارس دولتی آمریکا اخراج شدهاند. حال آن که تدریس مکاتب ضد دینی و ضد الهی و دروس غیراخلاقی و حتی شیطانی در آنجا، آزاد است! البته هستند معدود کشیشان مسیحی که با اظهار نظرهای ناآگاهانه و ناشیانه خود، اجازه میدهند آلتدست سیاستمداران کشور خود قرار گیرند؛ اما در مقابل، بسیارند روحانیان و کلیساها و سازمانهای منصفی که نقش خود را به عنوان «وجدان بیدار جامعه و حکومت کشور خود» بخوبی ایفا میکنند و نشان میدهند که آخرت خود را به دنیا نمیفروشند. با این همه، اکثریت جامعه در کشورهای غربی، ارزش و احترامی برای باورها و شخصیتهای دینی ندارد و فکر میکند میتواند همان رفتاری را که با مسیح و مسیحیت داشته و دارد، با اسلام و پیامبر عظیمالشان آن هم داشته باشد؛ غافل از این که مسلمانان، همچنان اکثریت جوامع در کشورهای خود را تشکیل میدهند و اجازه نمیدهند تجربه تلخ دینگریزی و انسان محوری غرب، در شرق تکرار شود.
غربیان در قرون اخیر، هر چه خواستهاند علیه عیسی مسیح و کتاب مقدس و اصول اساسی مسیحیت نوشتهاند و بر صحنه آوردهاند و فیلمش را هم بازی کردهاند! صدای ضعیف اندک مومنان حقیقی آنجا هم به جایی نرسیده است. اکنون لازم است آنان ببینند که یک کتاب یا چند کاریکاتور یا چند جمله خام که از زبان یک وزیر یا نماینده پارلمان کشوری بیرون بیاید، میتواند با اعتراضهای گسترده مردم در دهها کشور مسلمان جهان مواجه شود و باعث وارد آمدن ضررهای چندین میلیاردی به اقتضا خودشان بشود.
دوم: اسائه ادب دین و یک پیامبر، توهین به همه مقدسات عالم است. در برابر لشکر کفر که با تمام حربههای سیاسی، نظامی و فرهنگی خود صفآرایی کرده تا به خیال خود، کار دین و دینداران را در دنیا یکسره کند و برای رسیدن به امیال شیطانی و نقشههای شوم خود، دیگر مزاحمتی نداشته باشد، مومنان و پیروان ادیان الهی باید دست در دست هم و متحد و منسجم بایستند. ممکن است کسی فکر کند که توهین به شخصیت دینی دیگری شده و حتی شاید فردی هم پیدا شود که تضعیف دین دیگری را فرصت مغتنمی برای تقویت خود بشمارد! اما با کمی تامل و تعمق در مییابیم که در برابر دنیای بیدین و بیایمان که خواهان سلطه فساد و تباهی بر بشریت و دوری انسانها از معنویت است، ما همه در یک جبهه قرار داریم و توهین به یکی، لطمه به همه ماست. مسیحیت حقیقی هرگز از طریق تحقیر دیگران و توهین به سایر ادیان، سعی در بزرگ کردن خود نداشته، بلکه همواره مروج و تفاهم و احترام متقابل بوده است. هدف همه ما ادیان در وهله اول این است که انسان سرگشته و ره گم کردهای را به سوی آفریدگار و معبود خود بازگردانند. در این بین مشترکات بسیاری، بخصوص میان ادیان توحیدی و ابراهیمی وجود دارد که آنها را بسیار نزدیکتر به هم میسازد. به همین دلیل است که امروز هم مانند صدر اسلام و قرون اولیه اسلامی، مسلمانان و مسیحیان، از قرابت بیشتری با یکدیگر برخوردارند و مواضع همدیگر را بهتر درک میکنند. ما اعلام میکنیم که توهین به مقدسات اسلامی را توهین به خود و بیاحترامی به تمام ادیان الهی و پیروان راستین آنها میدانیم و در کنار خواهران و برادران مسلمان خود، پایدارانه میایستیم.
سوم. ما آشوریان با آموزه فرهنگ قانون مدنی حمورابی یا تاریخ چند هزار ساله به عنوان ملت و قومی مظلوم و آواره تاریخ از سدههای دور بودهایم، این ملت شاهد مظالم و نسل کشیهای و قتل عامهای بسیاری بوده است. ما در سدههای و دههای گذشته بارها از جهان و همه مجامع جهانی و بویژه مدعیان حقوق بشر، تظلمخواهی زندگی آشوریان کشورهای همسایه را کردهایم، اما دریغ از یک همدردی ساده و ابتدایی. اگر نگاه مدعیان نظم نوین جهانی، بشر دوستانه و عدالتخواهانه بود، هرگز شاهد انفجار دهها کلیسای چندین صد ساله در بغداد و موصول نمیبودیم. این سکوت جوامع مدعی دموکراسی مایه حیرت ما آشوریان است. اگر این نگرش مغرضانه به مردم خاورمیانه و بخصوص به مسائل جهانی بشر نبود، امروز دیگر شاهد ظهور تجاوزگرانه این مدعیان دموکراسی نبودیم.