مطابق با متون تاریخی علاوه بر تمامی انبیا بنی اسرائیل که همواره مورد آزار و اذیت صهیونیست ها قرار گرفته و در برخی موارد بی رحمانه به شهادت رسیده اند، حضرت عیسی (ع) نیز بسیار مورد آزار و اذیت صهیونیست ها قرار گرفتند که در نهایت در قالب توطئه ای شوم درصدد قتل آن پیامبر بزرگوار الهی برآمدند.
مطلب پیش روی با استناد به آیاتی از اناجیل به بیان نقش صهیونیست ها و اقدام آنان برای کشتن پیامبر می پردازد همچنین با توجه به این آیات به نظرات حضرت عیسی (ع) در باره صهیونیسم هم واقف میشویم.
حضرت عیسی (ع) خطاب به اورشلیم چنین می فرماید: «ای اورشلیم ای شهری که پیامبران را کشتی و رسولان خدا را سنگسار کردی و...
این را نیز به شما بگویم که دیگر مرا نخواهید دید تا وقتی که آماده باشید کسی را که خدا برای شما می فرستد، بپذیرید»(1)
ودر جای دیگر خطاب به بزرگان صهیونیسم چنین می فرماید: «وای به حالتان ای علمای دینی و فریسیان رباکار شما برای پیامبران که اجدادتان آنها را کشتند. با دست خود بنای یادبود می سازید و قبر مقدسین را که به دست آنان کشته شدند، تزیین می کنید و می گویید: اگر ما بجای اجدادمان بودیم، پیامبران را نمی کشتیم، اما با این گفته به زبان خود اعلام می دارید که فرزندان قاتلان انبیا هستند. شما قدم به قدم از آنان پیروی میکنید(2)
وبدین سان حضرت عیسی (ع) نیز جریان کشتن انبیا توسط صهیونیست ها را یک جریان تاریخی می داند که نسل به نسل، از پدران به فرزندان منتقل شده است و مجازات این اعمال جنایتکارانه را نیز آتش جهنم می داند و حتی در جایی از سخنان خود خطاب به صهیونیست ها آنان را عامل قتل و آواره گی و ضرب و شتم نه تنها انبیاالهی که مردان حکیم الهی می داند و می فرماید: «من، انبیا و مردان حکیم و روحانی را بسوی شما می فرستم و شما بعضی را به دار خواهید کشید و بعضی را در عبادتگاههای خود زیر ضربه های شلاق گرفته، شهر به شهر آواره خواهید کرد»(3)
البته این گفته، بسیار شبیه آیه ای در قرآن است که می فرماید: کسانی که پیامبران و مردان حکیم الهی را به ناحق می کشتند به عذاب جهنم بشارت بدهید»(4)
آنقدر بحث دراین زمینه گویاست که خود آیات انجیل کفایت می کند و لازم به توضیحی در این خصوص نیست. حضرت عیسی(ع) به غیر از کشتن انبیا و مردان بزرگ روحانی، از جنایات دیگر صهیونیست ها که در قالب تهمت زدن و آزار رساندن به انبیا می باشد نیز پرده برمی دارد و خطاب به حواریون می فرماید: «هرگاه بخاطر من شما را ناسزا گفته، آزار رسانند و به شما تهمت زنند، شاد باشید و... بدانید که با پیامبران گذشته نیز چنین کردند»(5)
از جمله اهانت هایی که به پیامبران شده است تهمت دیوانگی است که در انجیل نیز به آن اشاره شده است، حضرت عیسی(ع) خطاب به صهیونیست ها می فرماید: «درباره بحیی که لب به شراب نمی زد و اغلب روزه دار بود می گویید: دیوانه است».(6)
اقدام به قتل حضرت عیسی (ع) که به کرات اتفاق افتاد نیز از جمله اموری است که در انجیل به آن نیز پرداخته و قساوت قلب صهیونیست ها را در قالب کلماتی چنین بیان می کند: «فریسی ها گرد آمدند و توطئه چیدند تا عیسی را بگیرند و بکشند، اما عیسی از نقشه آنان باخبر بود»(7)
البته بخشی از جنایاتی که صهیونیست ها در حق حواریون و حضرت عیسی روا می داشتند، از آنجا نشات می گرفت که اصولا آنان نمی خواستند باور کنند که پیش بینی های انبیا گذشته که مسیح (ع) خواهد آمد با تولد حضرت عیسی (ع) تحقق یافته است و لذا هنوز هم بر این باورند که عیسی بن مریم (ع )همان مسیح موعود نیست و بنابراین ریختن خون او مباح بوده است. آنان حتی چنین برخوردی را با پیامبر اسلام داشتند و گویا خط اهانت به پیامبران و آزار آنان و در نهایت به شهادت رساندن آنان، به نوعی پس از ایشان نیز بایستی در قالب کتاب های آیات شیطانی و کاریکاتورها که پیامبر بزرگوار اسلام را مورد اهانت قرار می دادند و یا فیلم «آخرین وسوسه های مسیح» همه آبشخور یک جریان منفور فکری تاریخی هستند.
صهیونیست های جنایتکار، اگر در زمان حضور حضرت مسیح (ع) او را ناجوانمردانه شیطان می نامیدند، چگونه باید انتظار داشت که در غیاب او به اسم «آزادی بیان» به پیامبران بزرگوار خداوند اهانت نکنند؟
شاید بهترین جمله ای که می توان در خصوص این قوم ستمگر عنوان نمود، همانی باشد که حضرت عسیی (ع) از قول اشعیای نبی (ع) می فرماید: «ایشان می شنوند ولی نمی فهمند. نگاه می کنند ولی نمی بینند، زیرا فکر ایشان از کار افتاده، گوشهایشان سنگین شده و چشمهایشان بسته شده است (8) و چقدر زیبا این جملات با آیه شریفه ی قرآن تطبیق و همخوانی دارد که «اینان کرند، کورند و نادانند و بسوی خدا باز نمیگردند.»
البته در دیگر اناجیل (لوقا، یوحنا، مرقس) پیروان حضرت مسیح (ع) مورد تهمت ها و آزارها و در نهایت شهادت که از جانب صهیونیست ها در حق مسیحیان مومن و شخص حضرت مسیح (ع) به کرات بیان شده است که بدلیل شباهت های فراوان از ذکر آنان صرف نظر گردید و فقط «انجیل متی» مورد بررسی قرار گرفت.
در پایان ذکر یک نکته ضروری و مهم است و آن اینکه در تورات نیز از جنایات صهیونیست ها در حق قوم مومن بنی اسرائیل و پیامبران عظیم الشان الهی به وفور مواردی ذکر شده و اشاراتی به میان آمده است ودر یک کلمه می توان گفت که صهیونیسم، دشمن تمامی مومنین، اعم از مسیحی و یهودی و مسلمان بوده و اهانت به یک پیامبر هم در حکم اهانت به تمامی انبیا محسوب می شود و طراحان و سازندگان برنامه هایی که به اهانت به ساخت مقدس پیامبر اسلام منجر شد، همه از یک جریان پلید و جنایتکار در تاریخ به نام صهیونیسم ریشه می گیرد و لذا مسلمانان اقدام زشت روزنامه های غربی را به حساب مسیحیان اروپا نمی گذارند و صهیونیسم را در توطئه دیگر خود که جبهه بندی میان مسلمانان و مسیحیان و در نهایت راه اندازی جنگ صلیبی دیگری است ناکام خواهند گذاشت، چراکه همه باهم به یک خدا و به یک مبدا و معاد ایمان داشته و همگی منتظر ظهور حضرت مسیح(ع) بوده و مسلمانان، قرارگرفتن آن پیامبر بزرگ الهی را در کنار حضرت مهدی(عج) نشان از وحدت و همدلی پیروان آئین های الهی در مقابل جبهه متحد کفر و استکبار دارد.
و اگر در آینده بنا باشد جنگی ناخواسته در جهان روی دهد، این بار نه جنگ میان مسیحیان و مسلمانان که جنگ میان مومنین به خداوند و مستضعفین جهان از یک سو و صهیونیسم جهانی به سرکردگی غرب سکولار از سوی دیگر خواهد بود.