هرمز برادران
محمد البرادعى مدیر آژانس بینالمللى انرژى اتمى در تازهترین گزارش خود با ارائه شواهد و دلایل مستند بر صلحآمیز بودن روند فعالیتهاى هستهاى و انطباق عملکرد ایران با مقررات بینالمللى صحه گذاشت.
البرادعى در این گزارش نوشت: آژانس توانسته است به راستیآزمایى عدم انحراف مواد هستهاى اعلام شده در ایران ادامه دهد. ایران براى آژانس دسترسى به مواد هستهاى اعلام شده را فراهم کرده است.
به رغم گزارش البرادعى مواضع کشورهاى غربى در قبال ایران همچنان بر محور سلسلهاى از ادعاهاى سیاسى استوار است و آمریکا به عنوان هدایتگر این رشته ادعاها هنوز به تکاپو براى اخلال در برنامه هستهاى ایران ادامه مىدهد. به این صورت اکنون مسئله هستهاى ایران به میزان تقابل اراده سیاسى آمریکا با اراده حقوقى آژانس تبدیل شده است. نتیجه تلاشهاى آمریکا این شده که شوراى امنیت سازمان در ۳ مرحله و با همراهى فرانسه و انگلیس قطعنامههایى را علیه ایران وضع کرده است اما قاطبه تحلیلگران غربى بر این باورند که باز گرداندن چرخه هستهاى ایران به حالت اولیه امرى محال است و غرب در نهایت باید موضع خویش را با عیار واقعگرایى اصلاح کند و شیوههاى نوینى را در همکارى با ایران هستهاى پیش بگیرد.
این تحلیلگران در تأیید دیدگاه خود بر گزارش برآورد اطلاعات ملى آمریکا که اندکى پیش از گزارش البرادعى منتشر شد استناد مىکنند. گزارشى که اظهارات ایران درباره برنامه هستهاى را تأیید کرد و بر ادعاى مقامات کاخ سفید مهر ابطال زد. براى تحلیل روند چالش تازه جبهه غرب در پرونده هستهاى ایران نظرات شمارى از صاحبنظران امور هستهاى را جویا شدیم.
خانم کارا اونگ کارشناس مسائل ایران در مرکز کنترل تسلیحات و عدم اشاعه تسلیحات کشتار جمعى در واشنگتن به «ایران» گفت: قطعنامه اخیر برپایه یک رشته مطالبات گروه دولتهاى غربى استوار است. بین موازین آژانس و خواستههاى غرب ارتباطى وجود ندارد.
وى اضافه کرد: در بحث برنامه هستهاى ایران هر بار تلاش شده که بهانه تازهاى براى اعمال تحریم علیه ایران پیدا شود.
این کارشناس در تحلیل سیر رفتار سیاسى غرب در مسئله هستهاى ایران مىگوید: غرب براى کسب امتیاز از ایران به دو حربه تحریف افکار عمومى و اعمال فشار علیه ایران روى آورده است. از سال ۲۰۰۳ که مسئله هستهاى ایران در سطح جهانى مطرح شد تأثیرگذارى بر دیدگاههاى محافل غرب و نهادینهسازى رفتارهاى غیرقانونمند در سازمانهاى بینالمللى در قبال ایران مشى همیشگى و مداوم دولتهاى غربى بوده است.
جان سیمپسون مفسر بیبیسى در حاشیه اجلاس هستهاى تهران نیز ابراز عقیده مىکند: شهروندان غربى مىگویند تأسیسات هستهاى ایران وقتى به روى بازرسان بینالمللى باز باشد همه چیز حلوفصل خواهد شد.
آمریکا به عنوان مهمترین نیروى مخالف در مسیر فعالیتهاى هستهاى ایران شوراى امنیت را نیز تحت نفوذ خود در آورده است.
چنین وضعیتى موجب شده تا میان وظایف آژانس و عملکرد شوراى امنیت تناقضى حقوقى و قانونى پیش آید.
دکتر حمیدرضا دهقانى کارشناس خاورمیانه نیز در تحلیل رفتارهاى غرب در برابر ایران هستهاى مىگوید: رفتار شوراى امنیت تابع مسائل سیاسى کشورهاى ذىنفوذ در این شورا است، در حالى که رفتار آژانس بینالمللى انرژى اتمى تا حدودى ناشى از مسائل فنى است، نفوذ برخى کشورها در این آژانس حیات نهادهاى حقوق بینالملل را در معرض مخاطره قرار داده است.
اکنون شاهد یک رویارویى میان دو نهاد حقوقى و سیاسى سازمان ملل هستیم. شوراى حکام آژانس با گزارش البرادعى به طور مثبت برخورد مىکند ولى قطعنامههاى پىدرپى شوراى امنیت تحت نفوذ برخى کشورها بویژه آمریکا نه تنها به گزارش نمایندگان رسمى آژانس اعتنا نمىکند بلکه به محل تسویه حساب با کشورهاى مستقل تبدیل شده است.
وى در تشریح این دوگانگى به بحث عدمتوازن میان حقوق و تکالیف در آژانس در قبال برنامه هستهاى ایران اشاره کرده و مىگوید: «سند NPT حقوق را تعیین کرده و تکالیف را نیز مشخص کرده است، اما اعمالکنندگان این مقررات در شوراى امنیت فقط تکالیف را در نظر مىگیرند و کشورهاى غربى با استفاده یکسویه به این پیمان در برنامه هستهاى ایران مفاد انپىتى را به نفع خود بهرهبردارى مىکنند.»
با نگاهى گذرا به سیر ارتباطات هستهاى ایران با آژانس و تروئیکاى اروپایى به روشنى مىتوان دریافت که تکروى آمریکا امروز راه را بر توافق و پیشرفت در مذاکرات بسته است.
راهبرد آمریکا در این ماجرا راهبرد انزواى ایران است اما به اذعان تحلیلگران نه تحریم اقتصادى و نه انزوا هیچیک نتوانستهاند پیشروى ایران بهسوى اهداف خود را متوقف کند.
رابرت درى فاس خبرنگار آزاد آمریکایى در تشریح ویژگىهاى سیاست واشنگتن در برنامه هستهاى ایران به «ایران» مىگوید: کشورهاى دنیا مواضع مختلفى در اینباره دارند. بیشترین فشارها از جانب آمریکا وارد مىشود.
با این حال امروز محافل غیردولتى آمریکا دیدگاههاى متفاوتى دارند.
او در اظهاراتى که مؤید چرخشى تازه در افکار عمومى آمریکا در حمایت از برنامه هستهاى ایران است، مىافزاید: «من شخصاً و قویاً از حق ایران در دستیابى انرژى هستهاى دفاع مىکنم. البرادعى نیز مىکوشد روندى براى ایجاد اعتماد درباره پرونده هستهاى ایران ایجاد کند. من بهعنوان یک آمریکایى معتقدم که قبل از هر چیزى باید سطح تنشها را کاهش داد.»
ادمارتین عضو کمیته خدمات دولتى آمریکا در گفتوگو با ما ضمن تأیید اظهارات این هموطن خود یک گام فراتر برمىدارد و کشورش را به مذاکره با ایران فرا مىخواند.
وى مىگوید: «به اعتقاد من اگر ایران و آمریکا به گفتوگوى مستقیم روى آورند مىتوان به سرعت مسائل هستهاى و دیگر موضوعات موجود در روابط دو کشور را حلوفصل کرد، البته با مذاکرهاى بدون پیششرط.»
اگرچه محافل غرب همواره بر ادامه اقدامات اعتمادساز از سوى ایران پافشارى مىکنند اما گزارش البرادعى و حوادث پس از آن نشان داد که فرایند اعتمادسازى، تاکنون فرایندى یکجانبه بوده است.
خانم اونگ در این باره مىگوید: در حال حاضر این مسئله به یک بنبست سیاسى مبدل شده که ریشه از رخدادهاى گذشته دارد. ایران همواره همکارىهاى خوبى با آژانس داشته اما هنوز برخى کشورها خواستار اعتمادسازى با چارچوب مطلوب خودشان هستند.
اما معتقدم دو طرف باید درپى راهکارى سیاسى براى حل این مسئله باشند و غربىها باید نشان دهند که مذاکرهکنندگان قابل اعتمادى هستند.
ما در غرب از آمریکا مىخواهیم که براى حل این مسئله پیششرط گفتوگو با ایران را کنار بگذارد زیرا در غیر این صورت بنبست سیاسى ادامه خواهد یافت و این یک گام به عقب خواهد بود.
به اعتقاد این کارشناس هستهاى واشنگتن، مسئله دیگرى که باید به آن پرداخت حل موضوعات گستردهتر آمریکا علیه ایران است. افرادى مانند خود من در آمریکا، واشنگتن را تحت فشار قرار دادهایم که به سوى عادىسازى روابط با ایران گام بردارد.
گروه دیگرى از تحلیلگران با اشاره به اینکه برنامه هستهاى ایران از بحث پیرامون تعلیق یا تداوم غنىسازى اورانیوم خارج شده است، از ضرورت گشودن سطح جدید همکارىهاى هستهاى غرب با ایران سخن مىگویند.
پیرایمانوئل دوپونت استاد دانشگاه نانت فرانسه در تشریح مسیر آتى همکارىها به خبرنگار «ایران» مىگوید: برخوردهاى اخیر غرب متأثر از تصورات غرب درباره بعد نظامى برنامه هستهاى ایران است. اما گزارش البرادعى نشان داد که وجود چنین چیزى غیرمحتمل است زیرا ایران با موفقیت به سؤالهاى آژانس پاسخ داده و تأسیسات هستهاى خود را به روى کارشناسان باز گذاشته است.
او اضافه مىکند: قطعنامه اخیر مبتنىبر خواسته غرب براى تعلیق برنامه هستهاى ایران است که این مسئله خارج از اصول کارى آژانس است.
طبق ماده اول منشور سازمان ملل، شوراى امنیت باید دلیل مستندى بر اعمال تحریم داشته باشد.
این در حالى است که آژانس به چنین درک و دریافتى نرسیده است و سندى براى آن وجود ندارد.
بنابراین این قطعنامه فاقد بیان حقوقى است.