بسماللهالرحمنالرحیم
ارتش رژیم صهیونیستی با تشدید عملیات جنایتکارانه در غزه در روزهای اخیر حدود 150 تن را شهید یا مجروح کرده است. دستکم 20 تن از شهدا و مجروحان را کودکان و زنان تشکیل میدهند. دشمن صهیونیستی در جریان جنایات اخیر بدون هدفگیری خاصی به «حملات کور» به سوی هر جنبندهای در نوار غزه شلیک میکند. صهیونیستها قبلاً با تمرکز عملیات خود بر روی فعالان مقاومت اسلامی و رهبران جهادی، سعی داشتند از «حماس» انتقام بگیرند ولی با تغییر روش خود، اکنون امیدوارند از تودههای میلیونی مردم فلسطین انتقامجوئی کنند.
این حملات بلافاصله پس از تهدید اسرائیل به «نسلکشی در غزه» تشدید شد. «ایهود اولمرت» نخستوزیر رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر تهدید کرده است قصد دارد یک هولوکاست و نسلکشی علیه فلسطینیها را در غزه به راه بیاندازد. وی افزود: ما با مردم فلسطین صلح نخواهیم کرد و به حمله علیه آنان ادامه میدهیم. این اظهارات اولمرت به دنبال تهدیدهای «ایهود باراک» وزیر جنگ اسرائیل صورت گرفت. وی تهدید کرده بود.
که برای در هم شکستن مقاومت اسلامی در غزه، از هیچ اقدامی حتی استفاده از کورههای آدمسوزی فروگذار نخواهد کرد. خبرهای جدید حکایت از له کردن جنازههای شهدای غزه زیر چرخهای تانکهای اسرائیلی دارد، کاری که نهایت کینهتوزی صهیونیستها را نشان میدهد.
به نظر میرسد تغییر روش صهیونیستها ناشی از شکست طرحهای گذشته آنها در غزه است که اوج درماندگی و ناکامی آنها را به نمایش میگذارد. رژیم صهیونیستی امیدوار بود با محاصرۀ نظامی، اقتصادی، غذائی و داروئی غزه، مردم فلسطین را علیه دولت حماس به شورش و اعتراض وادار کند لکن افزایش فشار بر فلسطینیها نه تنها نتایج دلخواه اشغالگران را در پی نداشت بلکه حتی به انسجام بیشتر مردم و استحکام مواضع دولت «اسمعیل هنیه» منجر شد.
تمرکز عملیات تهاجمی اسرائیل بر روی مردم فلسطین و تغییر جهت آن از عناصر حماس و جهاد اسلامی به سوی تودههای فلسطینی، اعتراف صریح اشغالگران به این مطلب است که آنها در غزه با «مردم» و نه فقط با تشکلهای اسلامی مواجهند. با اینهمه، نسلکشی در غزه نکات دیگری را هم در ذهنها تداعی میکند، از جمله:
1- نقش آمریکا در مقطع کنونی، بسیار محرز و آشکار است. اگرچه واشنگتن همواره از جنایات اسرائیل حمایت کرده و به توجیه آن پرداخته است، ولی این بار آمریکا با اعزام ناوگان جنگی خود به مدیترانه و استقرار آن در نزدیک سواحل لبنان و فلسطین اشغالی، به حمایت عملی از رژیم صهیونیستی و مزدورانش در لبنان برخاسته است. قرار است کاندولیزا رایس طی روزهای آینده از منطقه بازدید کند و نتایج تهدیدات نظامی مستقیم آمریکا را از نزدیک ارزیابی نماید.
صهیونیستها پس از شکست در جنگ 33 روزه، امیدوار بودند سریعا بتوانند ابتکار عمل را در لبنان و فلسطین اشغالی در اختیار بگیرند ولی نه تنها در هر دو جبهه هنوز هم در موضع انفعالی هستند بلکه حتی مزدوران آنها هم در موضع ضعف و ناتوانی قرار دارند.
جبهۀ 14 مارس در لبنان و جناح خائن فتح و محمود عباس در فلسطین به قدری احساس ناکامی و شکست میکنند که حتی از رژیم صهیونیستی هم کار زیادی به نفع آنها برنمیآید.
2- سکوت خفتبار اعراب در قبال جنایات اسرائیل، ابعاد چندشآوری به خود گرفته است. با اینهمه، افشاگریهای اخیر نشان میدهد برخی رژیمهای خائن عرب، از هر فرصتی برای «خبرچینی» و جاسوسی برای صهیونیستها و کمک به اشغالگران صهیونیست، بهره بردهاند تا ضربهای به مقاومت اسلامی بزنند و به رژیم صهیونیستی کمک کنند تا بلکه بتواند حماس و جهاد اسلامی را از میان بردارد.
نقش ریاض و رژیم اردن در این زمینه پررنگتر از سایرین بوده است. بعلاوه جناح خائن محمود عباس و فتح نیز در خدمت ماشین جنگی و شبکههای تبلیغاتی اسرائیل بوده و هستند.
محمود عباس قبل از شروع دور جدید جنایات اسرائیل، ضمن توجیه خیانتهای خود ادعا کرد مقاومت اسلامی و تداوم مبارزه علیه اشغالگران عامل اصلی بحران در غزه و در صحنۀ فلسطین است. این موضع حقارتآمیز محمود عباس بلافاصله توسط دولت «اسمعیل هنیه» محکوم شد و حماس اعلام کرد که محمود عباس در واقع به توجیه جنایات اسرائیل پرداخته و بر خیانتهای خود سرپوش میگذارد.
مسئله اینست که مردم فلسطین مقاومت اسلامی و اشغالگران و جناح خائن محمود عباس را به خوبی میشناسند و این مواضع ذلتبار فتح و تشکیلات خودگردان برای افشای ماهیت خائنین، کافی است و دیگر جائی برای پردهپوشی باقی نمانده و برای ملت مظلوم فلسطین ثابت شده است که جنایات امروز اسرائیل ناشی از قدرت دشمن اشغالگر نیست بلکه ذلتپذیری و حقارت محمود عباس و جناح خائن فتح، عامل تشدید این فجایع و جنایات است.
علاوه بر این، اعراب و تشکلهای دنیای عرب، سعی کردهاند با سکوت خود به رژیم اشغالگر فرصت بدهند تا به جنایاتش ادامه دهد و تکلیف نیروهای مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین اشغالی را یکسره کند هرچند علیرغم اینکه صهیونیستها از هیچ جنایتی فروگذار نکردهاند، ملتها در برابر این جنایات، دیوار ترس را مدتهاست که فروریختهاند.
3- باید پرسید راز و رمز خشم امروز صهیونیستها چیست؟ اگرچه جنایات رژیم صهیونیستی تازگی ندارد ولی تشدید این جنایات، چه علتی دارد؟ در واقع همه چیز به شکست اجلاس رسوای صلح پائیزی در «آناپولیس» بازمیگردد که قرار بود همه چیز با تکیه بر بده ـ بستانهای پشت پرده میان اعراب سازشکار و محمود عباس از یکطرف و آمریکا و اسرائیل از طرف دیگر، برای همیشه خاتمه یابد. قرار بود موضوع «مرکزیت قدس» و تعلق آن به فلسطین به فراموشی سپرده شود و دیگر دربارۀ ضرورت بازگشت 4 میلیون فلسطینی به سرزمین فلسطین سخن به میان نیاید. شکست رسوای اجلاس آناپولیس و بالاتر از آن، شکست سفر خاورمیانهای بوش باعث شد که رژیم صهیونیستی و آمریکا درصدد جبران این شکستها برآیند و با محاصرۀ غزه و تشدید فشارها علیه حماس مقاومت اسلامی را به زانو در آورند و «غزه را به محمود عباس تقدیم کنند»!
«نسلکشی در غزه» توسط صهیونیستها شکست مطلق طرحهای گذشته را ثابت میکند و این نه تنها نشانی از قدرت رژیم صهیونیستی نیست بلکه اوج ضعف و انفعال و خشم و ناکامی اشغالگران را به تصویر میکشد. اکنون سئوال اینست که نسلکشی در غزه به کجا ختم خواهد شد؟ اگر به آرزوهای صهیونیستها بنگریم اشغالگران امیدوارند مقاومت اسلامی به زانو درآید ولی اگر به نتایج جنگ 33 روزه بیندیشیم، به نظر میرسد شکست تاریخی جدیدی در انتظار اشغالگران است و لحظههای شکست بزرگ اسرائیل در غزه، نزدیکتر شده است .