تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۵  ، 
کد خبر : ۵۶۱۸۰

دموکراسی آمریکایی


سیدمصطفی فرقانی
دموکراسی عنوانی است که اجرای آن در طی دهه جاری در کشورهای خاورمیانه از دغدغه های مهم کاخ سفید اعلام شده است!
دغدغه اجرای این عنوان که فقط در قالب منافع ایالات متحده قابل تعریف است امروزه به مرزی رسیده است که ابتدا کشورهایی را گزینش می کنند و بدون هیچ نگرانی و اضطرابی از افکار عمومی بین المللی لیست آنها را منتشر می کنند و آنگاه دنبال جرم و آثار جرم و انگیزه محکومیت آنها به عنوان جوامعی که دموکراسی را رعایت نمی کنند می گردند! و پرواضح این که در صورت چنین ضرورتی عوامل آمریکا جرم را تولید کرده و به وجودمی آورند.
عراق، افغانستان، سوریه، جمهوری اسلامی ایران، کره شمالی، لیبی و روسیه از جمله کشورهایی هستند که پنج سال قبل از سوی کاخ سفید به عنوان کانون های شرارت معرفی شدند. حتی برخی از مقامات واشنگتن پیشنهاد از بین بردن حیات انسانی در این هفت کشور و چند کشور دیگر آسیایی از جمله چین و هند را داده بودند که مجموعا جمعیتی بالغ بر نیمی از ساکنان کره زمین را در خود جای داده اند.
مسلما حمله نظامی و اشغال و تصرف این کانون های شر که جرمشان بعدها به اثبات می رسید! از بدیهیات بود.
جرم افغانستان و عراق درباره نقض دموکراسی، حضور القاعده و بن لادن و صدام بود که برحسب تصادف براساس خواست و اراده دولتمردان کاخ سفید روی کار آمده و زمامداری این کشورها را برعهده داشتند! طبیعی است استارت حمله نظامی از لیست منتشر شده با تهاجم به این دو کشور آغاز خوبی برای ترویج دموکراسی به نظر می رسید. زیرا از یک سو تسلط بر زمامداران این دو کشور تصرف را به سرعت و با کمترین هزینه ها به انجام می رساند و از سوی دیگر این توهم را نزد سربازان و ارتش ایالات متحده و نیز مردم و دولت های دیگری که در لیست تهاجم قرار داشتند تبدیل به باور می کرد که مقاومت اثری ندارد و به سرعت می توان جابجایی ها و تصرف و انتقال قدرت را به انجام رساند. چیزی که کمتر در محاسبات آمده بود مقاومت خیل میلیونی مردم کشورهای مورد تهاجم پس از تصرف و اشغال بود!
دلشوره های عدم موفقیت در جذب حمایت های مردمی همزمان با تلفات و هزینه های سنگین در کشورهای مورد تجاوز این ضرورت را ایجاب می کرد که کشور سوم هرچه زودتر مورد تهاجم قرار گیرد. با این اقدام فضای تبلیغاتی جدید، احیای موج مرده دموکراسی، خروج نیروها از گرداب عراق و افغانستان و مصمم بودن در اجرای طرح های از پیش تدوین شده همزمان عملی می گردید. جمهوری اسلامی ایران مهمترین گزینه بود اما ابزارهای موجود و جرایم و تخلفات فوق برای محکوم نمودن ایران تکراری و از رده خارج بود و حقوق بشر و ساخت سلاح های کشتار جمعی و... بازی غیرقابل باوری بود که دیگر پاسخگوی بسیج افکار عمومی بین المللی و هم پیمانان سیاسی و نظامی ایالات متحده نبود. سوریه گزینه مطلوب تری بود!
واشنگتن مهره های متعددی در بین مقامات بلندپایه کشورهای مختلف دارد که از دیرباز به ایالات متحده خدمت می کنند. برخی از این چهره ها تا پایان عمر در مقام خود باقی هستند و پس از مرگشان نیز تنها در محافل خصوصی سازمان «سیا» یاد آنها گرامی داشته می شود! و برخی دیگر عمر مفیدهای متفاوتی برای استفاده و بهره وری دارند. عبدالحلیم خدام مرد شماره 2 سوریه که حدود نیم قرن در تحولات سیاسی این کشور حضور داشته است، از جمله این چهره ها بود که از دیرباز برای چنین روزی در نظر گرفته بودند. جلوتر گفته بودیم وجود یک چهره موثر و یا یک جریان سیاسی قدرتمند همسو در داخل هر کشور مهمترین وسیله برای اجرای خواست سیاسی آمریکا به اسم دموکراسی است! همانند بن لادن و القاعده در افغانستان و یا صدام در عراق، و اینک خدام 73 ساله در پایان عمر سیاسی خود از رو بازی می کند تا هرچه زودتر کشور سوم از لیست مورد نظر ایالات متحده را در اختیار واشنگتن قرار دهد و دلشوره اجرای دموکراسی آمریکایی در دمشق را از مقامات واشنگتن زایل نماید!
اما گزینه هایی درباره خدام:
1- آیا خدام کارکشته ترین سیاستمدار سوریه با بیش از نیم قرن سابقه سیاسی، در راستای حمایت از منافع ملی سوریه و ایجاد جبهه انحرافی در افکار عمومی بین المللی خود را قربانی آرمان های دمشق ساخته است تا آخرین خدمت را به منافع ملی کشورش بنماید؟
2- آیا جاه طلبی و ادعای رهبری سوریه و حضور در رأس هرم قدرت دمشق وی را به این اقدام متوسل کرده است؟!
3- آیا سوءاستفاده های کلان مالی و فساد اخلاقی وی در طول سالیان متمادی و رو شدن دست وی، او را به این خیانت ترغیب کرده است؟!
4- و یا این که دلشوره های دموکراسی و اجرای سریع دستاوردهای دموکراسی در سوریه! آمریکا را متمایل ساخته است تا دست وی را رو کند و با افشای ماجرای ترور رفیق حریری که بی شک خود وی از طراحان و دست اندرکاران آن بوده است جرم و سوژه مورد نظر برای اجرای دموکراسی در سوریه را در اختیار مقامات واشنگتن قرار دهد.
خدام وعده داده است طی روزهای آینده اسرار سوریه را برملا خواهد ساخت و با افشای مسائل پشت پرده، مردم سوریه را به خیابان ها خواهد آورد! بدیهی است اسراری که وی مدعی است آنها را افشا خواهد کرد از سالها قبل به واشنگتن و تل آویو منتقل شده است و چنانچه کارآیی داشت می توانست جلوتر از زمان فعلی مورد بهره برداری قرار بگیرد. بیشترین مانور خدام به احتمال زیاد پیرامون عملیات نظامی علیه اشغالگران آمریکایی است که در عراق به انجام می رسانند. عده ای از آنها اعتراف کرده اند در لازقیه سوریه آموزش دیده اند که این افشاگری با توجه به ضدآمریکایی بودن مردم سوریه به محبوبیت اسد خواهد افزود و هیچ تحول مورد انتظاری را برای خدام و ستاد براندازی وی در پاریس که متشکل از نیروهای سیا و موساد و وزارت کشور عربستان است ایجاد نخواهد کرد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات