تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۶  ، 
کد خبر : ۵۶۲۶۴
با فرمانده سپاه پاسداران انقلاب ‌اسلامی

شب شیشه‌ای آقا رحیم

مقدمه: نگاهی به پل جهان‌آرا روی رود کارون و نورهایی که این پل را رنگارنگ کرده است، خاطرات سالهای نه‌چندان دور را زنده می‌کند. خاطراتی که بسیاری از آن در دل همین کارون نهفته است، رودی که اگرچه اکنون آرام است، اما طوفانی را پشت‌سر گذاشته؛ طوفانی به نام جنگ، نه جنگ که دفاع، آن هم به دفاع مقدس. آقا‌ رحیم بچه همین دوران است اگرچه الان فرماندهی سپاه پاسداران را به‌عهده دارد، اما همچنان دوست دارد آقا رحیم صدایش کنند. او سردار سرلشکر سید یحیی رحیم‌صفوی است، ‌فرمانده دیروز و امروز،‌ او از جنگ می‌گوید و نقاط تاریک و روشن آن، از قطعه درخشان آن یعنی آزادسازی خرمشهر، مصاحبه او را با برنامه شب‌ شیشه‌ای شبکه 5 بخوانید.

* در مورد سقوط خرمشهر تئوری‌های مختلفی مطرح بود وعده زیادی می‌گویند تصمیماتی بنی‌صدر و دستور وی مبنی بر عقب‌نشینی نیروها در خرمشهر باعث شد شهر سقوط کند، چون اعتقاد داشت ما باید دشمن را به عمق بکشانیم و جنگ اشکانی به راه بیندازیم. بعضی از کارشناسان می‌گویند شاید تحلیل وی غلط نبوده است. الان فرصت خوبی است که از عالی‌ترین مقام سپاه بپرسیم قضیه چه بوده است؟
** نمی‌توانیم علت سقوط خرمشهر را دستور عقب‌نشینی از شهر بگوییم. با مخالفان خودمان هم ما باید با انصاف حرف بزنیم. من یاد ندارم که دستور عقب‌نشینی را بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور وقت و فرمانده کل قوای وقت ایران داده باشد. طبیعتا در آغاز جنگ نسبت به آمادگی‌هایی که عراق با وجود 5400 دستگاه تانک و نفربر و 366هواپیمای جنگی 600قبضه توپخانه، 400فروند هلی‌کوپتر، 12 لشکر زرهی مکانیزه و 15 تیپ داشت؛ ما آمادگی لازم را نداشتیم. شاید اصلی‌ترین دلیل سقوط خرمشهر این بود که نیروی هجوم‌کننده خودش را آماده کرده بود و ابتکار عمل داشت.
ما هم از نظر اطلاعاتی غافلگیر شده بودیم و هم از یک غفلت استراتژیک، نیروهای کلاسیک ما آماده‌ این جنگ نبودند و خودمان را برای دفاع آماده نکرده بودیم؛ لیکن بنی‌صدر هم کوتاهی‌هایی در جنگ داشت؛ از جمله در موقع سقوط خرمشهر می‌گفت مهم نیست که خرمشهر سقوط کرده اگر اهواز را هم بگیرد ما می‌رویم در دامنه کوههای بختیاری به شیوه‌ اشکانیان دشمن را می‌کشیم داخل سرزمین‌مان و یک مرتبه می‌ریزیم سر دشمن و آن را از بین می‌بریم. اینها را می‌گفت ولی این‌که دستور عقب‌نشینی داده باشد من یادم نمی‌آید. او به نیروهای پاسدار و بسیجی اعتقاد نداشت، اعتقاد داشت باید جنگ را از طریق کنار آمدن با قدرتهای بزرگ مثل آمریکایی‌ها به پایان برسانیم. اعتقادی به حضرت امام و اینکه ملت ما این ظرفیت را دارد که دشمن را به طریق دفاع نظامی ‌از سرزمین بیرون کند نداشت. حتی مایل بود که از طریق جنگ به یک قدرت برتری بیشتر از ریاست جمهوری دسترسی پیدا کند.
* در صحبتهایتان اشاره کردید به حضرت امامره، نکته‌ای یادم آمد یادم است امام برای شکستن حصر آبادان و باز پس گرفتن مهران خیلی تاکید داشتند، به هر حال نیروهای مسلح بدنه‌ی جنگ هستند و می‌دانند که چه اتفاقی دارد می‌افتد چطور است امام که ساکن جماران بودند اینقدر تأکید می‌کنند به این 2 نکته‌ استراتژیک که حصر آبادان را بشکنید و مهران را آزاد بکنید. فکر می‌کنید اشراف حضرت امام بوده، تحلیل شما از این فرمایش چه هست؟
** حضرت امام یک رهبر خردمند الهی بسیار تیزفهم و دوراندیش بودند. جزیره آبادان یک منطقه استراتژیک برای خوزستان بود. عراقی‌ها که 19 مهر ماه از کارون عبور کردند و آبادان را محاصره کردند، حضرت امام 14 آبان ماه فرمان دادند که حصر آبادان باید شکسته شود و همین فرمان امام، گروههای وفادار امام از جمله سپاه و بسیج را آماده و مجهز کرد و عزم و اراده را در نیروهای سپاه از جمله خود ما که در جنوب بودیم بیشتر کرد. این در حقیقت یک تکلیف، یک وظیفه و یک فرمان بود؛ فرمانی که جنبه شرعی داشت. در مورد مهران هم همین‌طور؛ ما یک بار مهران را آزاد کرده بودیم، بار دوم‌ عراقی‌ها آمدند و مهران را گرفتند.
ما برآوردمان این بود که برای آزادی مهران مثلا ر حدود 50 گردان نیرو می‌خواهیم که آماده هم نبود. ما با همان 30 گردان به دشمن زدیم و مهران را فتح کردیم، به هر جهت فرمان امام برای ما یک فرمان واجب‌الاطاعه بود.
* آیا به لحاظ تاکتیک و استراتژی جنگی هم مسائلی که ایشان مطرح می‌نمودند حائز اهمیت بوده یا صرفا چون فرمان ایشان بوده شما عزمتان را جزم می‌کردید؟
** این دو منطقه‌ آبادان و خرمشهر در جنوب خوزستان و مهران در جنوب استان ایلام دو منطقه حساس بودند. می‌دانید که الان نزدیکترین محوری که مردم ما می‌روند برای زیارت همین مهران است که می‌روند برای کربلا و نجف دید حضرت امام(ره) یک دید کاملی بود. اینقدر که ما از امام شناخت داریم شاید شناخت ما ناقص باشد. حضرت امام با دید جامعی فرمان می‌دادند.
* یک جایی گفتید آمادگی بیش از حد نیروهای عراقی و عدم آمادگی نیروهای ایرانی و تسلیحاتی که شاید در آن مقطع از جنگ داشتند، خیلی جالب است که من از فرماندهان محترم سپاه شنیده‌ام می‌گویند ارتش عراق با همان تجهیزات و تسلیحات کشوری را به نام کویت ظرف یک روز اشغال کرد، اما همان تجهیزات نزدیک 40 روز پشت درهای خرمشهر معطل ماند تا بتواند خرمشهر را به تصرف خودش در بیاورد. این تفاوت در کجا بود ؟
** در رابطه با کویت یک روز هم طول نکشید، یعنی کمتر از 7 ساعت در سال 1990 عراقی‌ها از مرز صفا (که مرز بین عراق و کویت است تا مرکز کویت 120 کیلومتر فاصله دراد) ساعت 5 صبح که حمله کردند قبل از ساعت 12 ظهر نه از دولت کویت آثاری باقی‌‌ماند و نه از ارتش کویت و آنها فرار کردند و عراقی‌ها به مرکز کویت رسیدند. در رابطه با خرمشهر که در فاصله 15 کیلومتری از مرز عراق بود، 34شبانه‌روز جنگ جانانه کردند تازه توانستند قسمت غربی خرمشهر را تصرف بکنند. ملت ما نیز 8 سال در مقابل این رژیم تا به دندان مسلح ایستادگی کردند و سرانجام او را از کشور بیرون کرد. بنابراین اصلا هویت انقلاب‌اسلامی ‌قدرت ملت و رهبری ما، نظام سیاسی ما، وفاداری ملت ما، مدیریت امام و شکوه و قدرت طرح‌ریزی عملیات فرماندهان ما، ضمن اینکه سرزمین ما فرق می‌کند. مثلا وسعت خوزستان 4 برابر کشور کویت است. خوزستان 66000کیلومتر مربع وسعت دارد. بنابراین قابل قیاس نیستند.
* خیلی ما الان جوان داریم که ظاهر آنها با ظاهر جوان‌های زمان شما متفاوت است، شلوار لی می‌پوشند، پیراهن رنگ دلخواهشان را می‌پوشند، ژل به موهایشان هم می‌زنند، ظاهرشان خیلی متعارف و شبیه جوانهای زمان دفاع‌مقدس نیست. شما به عنوان یک فرمانده نظامی ‌تحلیلتان از این تیپ جوانها چیست. اگر کشوری قصد حمله به ایران را داشته باشد، کسی از بین این جوانها حاضر میشود بیاید و بجنگد؟
** امام ما با همین جوانهایی که شلوار لی می‌پوشیدند و موهای بلندی داشتند انقلاب کرد و پیروز هم شد. از همین جوانها در جنگ هم بودند. این طور نبود که همه آنها یک تیپ خاصی باشند. من اطمینان دارم همین عزیزانی که شاید ظاهر متفاوت داشته باشند و دیگر جوانهایی که به عنوان جوانهای بسیجی و حزب‌اللهی هستند، اگر خدای ناکرده دشمنی به کشور عزیزمان حمله نظامی بکند، همین جوانها اسلحه به دست می‌گیرند و در دفاع از ملتشان قیام خواهند کرد. ما جوانهای خودمان را خوب می‌شناسیم و می‌دانیم که روحیه سلحشوری و غیرت اسلامی‌ دارند و من مطمئن هستم در رابطه با دشمن‌ستیزی جوانان ما جدی هستند.
* پسر‌های خودتان چطور؟
** من باورم این است که می‌آیند و حسابی می‌جنگند و اتفاقا تیراندازی هر دو پسر من هم خیلی خوب است و خیلی هم خوب می‌توانند دفاع بکنند از کشور، ملت و اسلام عزیز.
* جنگهای ما منظم بودند یا نه؟
** ترکیبی از جنگهای منظم و نامنظم. مهمترین عارضه این بود که عراقی‌ها یک خاکریز در جاده‌ اهواز. خرمشهر در ارتفاع 5/2متر زده بودند.
* روزی که عملیات آغاز شد، شما چقدر تصور می‌کردید که بتوانید خرمشهر را آزاد کنید؟
ما اطمینان داشتیم، چون طرح‌ریزی ما براساس برتری اطلاعات نسبت به دشمن بود نسبت به تاکتیک‌ها و نیروهای نظامی‌مان مسلط بودیم و می‌دانستیم چگونه با دشمن بجنگیم. ما مطمئن بودیم که در مقابل رزمندگان شجاع ما ارتش عراق تاب مقاومت نخواهد داشت.
* درست است که مغز خلاق شهید باقری بوده در این عملیات؟
** طرح‌ریزی عملیات دسته جمعی بود تیمی ‌از عزیزان ارتش و تیمی‌ هم از عزیزان سپاه می‌نشستند و طرح‌ریزی عملیات می‌کردند و در حقیقت عملیات مشترک بود شهید باقری را که فرمودید که در قرارگاه نصر ما بود همردیفشان امیر سعدی بود. من که فرمانده قرار گاه فتح بودم، همردیف من شهید نیاکی فرمانده لشکر 92 زرهی بودند. بنابراین هم طرح‌ریزی عملیات مشترک بود هم اجرای عملیات.
* آقا رحیم چون کار شما به نوعی دفاع و رزم‌آوری و جنگ است، شاید نگاه شما نسبت به جنگ مقداری رسمی‌تر و کاری‌تر باشد اصولاً همه می‌گویند جنگ پدیده‌ زشتی است و به لحاظ انسانی عواطف را جریحه‌دار می‌کند و پدر و مادرها را داغدار می‌کند از یک طرفی هم که آدم نگاه می‌کند می‌بیند که چه جنگهای مهمی‌ در طول تاریخ مسیر تاریخ را عوض کردند از صدر اسلام در نظر بگیرید حالا نه فقط اسلام در خصوص مسیحیت و بقیه ادیان جنگها تاریخ‌ساز هم بودند، نظر شما به عنوان یک مقام عالی نظامی‌ درباره جنگ چیست؟
** جنگ ما ماهیت دفاعی داشت یعنی ما به دشمنی که نه تنها سرزمینمان را بلکه انقلاب‌اسلامی‌ ما را مورد تجاوز قرار داده بود روبه‌رو بودیم. او نمی‌خواست تنها خوزستان را تصرف بکند او می‌خواست انقلاب ما را بشکند او می‌خواست یک نظام سیاسی را که محصول سالها فداکاری ملت ایران بود، در هم بشکند و ساقط کند و آنچه که ما از اسلام و امام راحل می‌فهمیم که فرمودند اصلا فرمانده کل قوا خداست. همان خدایی که به شما فرمان داده نماز بخوانید همان خدا به شما فرمان داده که دفاع بکنید دفاع در اسلام واجب است. و البته در این جنگ ملت ما غیرت و جوانان ما نبوغ و استعدادشان را نشان دادند.
* الان در جامعه زمزمه‌هایی می‌شنوم که خانواده شهدا سهمیه دارند، دانشگاه می‌روند و دولت به هرکدام 200متر زمین داده است و حقوق‌بگیر بنیاد شهید شده‌اند، شما نگاهتان به خانواده‌های شهدا مخصوصا فرزندان شهدا چیست؟

** من تصورم این است که اگر ما هم‌اکنون استقلال داریم و امنیت و آرامش داریم و اگر هم‌اکنون ایران به عنوان یک قدرت نظامی‌ در منطقه‌ خاورمیانه مطرح است و مثل یک عظمتی در مقابل آمریکا ایستاده است همه‌ اینها مدیون و مرهون خون شهیدان است کمال بی‌انصافی می‌دانم کسانی را که تصور بکنند آنچه که شهیدان در راه کشور هدیه کردند که جانشان بود اصلا قابل قیاس نیست با اینکه مثلا فرزندشان به دانشگاه برود و جالب اینجاست که بسیاری از این فرزندان شهدا جزو نخبگان و نوابغ دانشگاه‌های ما هستند و من امیدوارم که نسبت به خانواده معظم شهیدان و حتی جانبازان و بسیجیان عزیزمان یک قضاوت منصفانه داشته باشیم.
می‌خواستم یک خاطره شیرینی را تعریف بکنم، ما در جبهه‌ها انواع و اقسام جوانها را داشتیم. هر کدام از یک شهری آمده بودند و برای یک نیتی. این خاطره به عملیات کربلای 5 در شلمچه می‌شود. در آنجا آتش دشمن بسیار زیاد بود. به حدی که گلوله‌های تفنگ، توپخانه، هواپیما، هلیکوپتر حتی میلی‌متری روی زمین نبود که از آتش درامان باشد. یکی از این عزیزانی که برای اولین بار بود آمده بود در خط شلمچه در آنجا جایی بود به نام مرد دوئیجی همان روز به من گفت که من باید برگردم به شهرم گفتم برادر عزیز شما که تازه آمدی حالا یک چند روزی بمان بعد برو گفت ببینید در شهر ما گفتند که ایران در خطر است ولی اینجا که آمده‌آم می‌بینم که جان من در خطر است یعنی واقعیت امر این است که جان چیز مهمی ‌است این‌گونه نبود که هر کسی به جبهه‌ها برود و کسانی به جبهه‌ها آمدند حقیقتا از روی ایمان و شجاعت و آخرت را بر دنیا برگزیدند و الا جبهه جای آدمهای ترسو و کسانی که به آخرت اعتقاد نداشتند، کمتر بود.
* آقای سرلشگر صفوی وضعیت نظامی ‌ایران با توجه به اینکه 25 سال از جنگ هم گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** به فضل خداوند الان ایران از قدرت دفاعی بالایی برخوردار است که نه تنها می‌تواند از ایران عزیز دفاع بکند، بلکه می‌تواند در صلح و امنیت منطقه خلیج‌فارس نقش اصلی‌ای را عهده‌دار بشود و من مایل هستم بگویم که بزرگترین عبرتی که این جنگ برای همه دارد این است که الان ایران کجاست و دشمنان ایران کجا هستند سرنوشت ما کجا و آنها کجا.
عاقبت صدام و رژیم بعث عراق به چه ذلتی کشیده شد. آنهایی که صدام را حمایت مالی و تسلیحاتی کردند در سال 1991، 15 قسمت شدند بعضی از کشورهای عربی که کمک میلیاردی به صدام کردند الان وضعشان روشن است و آمریکایی‌ها هم که عراق را تشویق به حمله نظامی ‌کردند می‌بینید که به چه صورت در عراق به یک وضع فلاکت‌باری دچار شده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات