محسن آرمین
بسماللهالرحمنالرحیم
«میشد روند جاری بین مجلس و دولت به همان شکلی که وجود داشت ادامه پیدا کند، میشد که رئیسجمهور 54 ساعت بیشتر در طول روز کار نکند و مجلس هم اینقدر حساسیت به کارها نداشته باشد اما این گونه نیست و در این دوره، هم دولت و هم مجلس دنبال اصلاحات بنیادین و کارهای بزرگ در کشور هستند... یادمان نرفته است که در دورههای قبل کوچکترین انتقاد از دولت در روزنامههای مختلف با عنوان «توطئه و کودتا» تیتر میشد و گروهی بودند که اجازه نمیدادند کوچک ترین انتقادی از مجموعه دولت صورت گیرد اما دولت نهم همیشه از انتقادات استقبال کرده و بناست دولت در آینده نزدیک در مراسمی منتقدین خود را مورد تشویق قرار دهد.» (سخنان احمدینژاد در جلسه مشترک دولت و مجلس)
«طرح گفت وگوی تمدنها از موضعی انفعالی و ارتباطات منفعلانه، به نوعی منتهی به کرنش در برابر نظام سلطه بود... ارتباطات بعد از ماجرای طرح گفتوگوی تمدنها نیز به گونهیی بود که در برابر نظام سلطه آمریکایی گردن کج کردیم و نتیجه این مواضع منفعلانه این شد که از سوی آمریکا به عنوان محور شرارت نیز معرفی شدیم و پس از آن نیز تهدیدات و شرارتهای آمریکا در منطقه و علیه نظام جمهوریاسلامی ایجاد شد.»
اینها تنها دو نمونه از اظهارات تخریبی علیه دولت گذشته است که طی یکی دو روز اخیر از سوی آقایان احمدینژاد و الهام بیان شده است. البته این سخنان جدید نیست. طی یکی دو سال گذشته شاید کمتر سخنرانی از آقای احمدینژاد و اعضای کابینه و طرفداران دولت شنیده باشیم که در آن دولت و دولتهای سابق به کمکاری، فساد، عدم توجه به مسائل کشور، انحراف از خط انقلاب و... متهم نشده باشند. این سخنان آنچنان تکراری شده که بعید است دیگر توجه کسی جز گویندگان و همفکران آقایان را برانگیزد. به راستی به کسانی که از آغاز به قدرت رسیدن، 27 سال گذشته را سراسر انحراف خواندند و به قدرت رسیدن خود را انقلاب نامیدند چه میتوان گفت؟ این شیوه ممکن است در کوتاهمدت فضایی مناسب و مطلوب برای گویندگان آن فراهم آورد و توجهات را جلب کند، اما در میانمدت و با آشکار شدن نتایج عملکردها و شعارها، واقعیت بر همگان آشکار خواهد شد: کما اینکه اکنون چنین شده است. اشکال آقایان این است که هنوز متوجه نیستند پس از دو سه سال دیگر این سخنان خریداری ندارد و باید به فکر ابتکار جدیدی باشند.
میگویند مقام مافوق مدیری تازه به مدیریت منصوب شده بود، پیش از آغاز کار به او سه پاکت داد و گفت پاکت اول را به هنگام شروع به کار باز کن، پاکت دوم را در اواسط دوره مدیریت باز کن و پاکت سوم را قبل از سپردن مسئولیت به مدیر بعدی. مدیر جدید پس از آغاز کار پاکت اول را باز کرد و چنین خواند: تا میتوانی وعده بده و از طرحها و برنامه آینده خود سخن بگو. او نیز چنین کرد. در اواسط دوره پاکت دوم را گشود و دید نوشته است: اکنون که وعدههایت عملی نشده تا میتوانی مدیر قبلی را متهم به بیکفایتی کرده و ریشه تمامی مشکلات و علت عدم توفیق در انجام وعدهها را به گردن مدیریت قبلی بینداز و سیاستها و عملکرد پیشینیان را عامل تمامی معضلات معرفی کن. او نیز چنین کرد. نهایتاً وقتی پایان دوره جناب مدیر فرا رسید، به یاد پاکت سوم افتاد و آن را باز کرد و چنین خواند: هرچه سریعتر سه پاکت را برای مدیر بعدی آماده کن. داستان دولت کنونی با دولتهای پیشین نیز همین است. دوران وعدههای عجیب و غریب نظیر آباد کردن بیابانها، ریشهکن کردن بیکاری، یک رقمیکردن تورم و آوردن نفت سر سفره مردم و... بدون اینکه حتی یکی از آنها عملی شود سپری شد در حالی که تمامی مشکلات در مقایسه با گذشته دوچندان شده است. از این رو بدگویی و متهم کردن مدیریت گذشته و ارجاع تمامی مشکلات به دولتهای پیشین هنوز سکه رایج تبلیغات رسمی و روال معمول دولتمردان کنونی شده است. باید به انتظار نشست تا این دوره نیز به پایان رسد و زمان نوشتن سه پاکت برای دولت بعدی فرا رسد.
انصاف باید داد که این دولت با تز سه پاکت هم خوب آشناست و هم خوب بدان عمل میکند. از این رو هرگونه تلاشی برای متقاعد ساختن دولتمردان جدید به آثار و نتایج مخرب این روش برای نظام و کشور بیفایده مینماید. ما نیز در این نوشتار قصد متقاعد کردن حضرات را نداریم. در عینحال از یاد نمیبریم که آقایان خود را دولت ارزشی، اصولگرا، عدالت محور و پایبند به ارزشهای اسلامی میخوانند و تنها خود را شایسته این اوصاف و عناوین میدانند تا آنجا که از خود حتی نه با عنوان دولت جمهوریاسلامی بلکه دولت اسلامی یاد میکنند. برای اینکه دریابیم این عناوین تا چه اندازه برازنده آقایان است، کافی است بررسی کنیم روشی که پیشه ساختهاند تا چه اندازه با آموزهها و تعالیم اسلامی به ویژه شیوه و سیره علوی منطبق است. در این زمینه سخنان مولا(ع) در مهمترین سند حکومتی برجای مانده از وی که به عهدنامه مالک اشتر معروف شده است، بسیار راهگشاست. این عهدنامه یا دستورالعمل حکومتی مربوط به زمانی است که امام(ع) مالک را به حکومت مصر میگمارد. یادآور میشویم که مصر در آن زمان از نظر وسعت قلمروی یک کشور بزرگ و بزرگتر از مصر امروزی بوده است: سرزمینی که از الحاق آن به حکومت اسلامی حدود بیست و چند سال بیشتر نمیگذشت و تا پیش از آن توسط حکومتهای غیرمسلمان اداره میشد. مولا(ع) در دومین فراز از این عهدنامه به مالک چنین میفرماید: «ثُمّ اعْلَمْ یَا مَالکُ - أنِّی قَدْ وَجََّهْتُکَ إلَی بلَاد قَدْ جَرَتْ عَلَیْهَا دُوَل قَبْلَکَ - مَنْ عَدل وَ جَوٍْر - وَ اَنَّالنَّاسَ یَنْظُرُونَ مِنْ اُمُورکَ - فَی مِثْل مَا کُنْتَ تَنْظُرُ فیه مِنْ اُمُورِ الْوُلَاَةِ قَبْلَکً - وَ یَقُولُونَ فَیِکَ مَا کُنْتَ تَقُولُ فیهِم - وَ إِنَّمَا یُستَدَلَّ عَلَی الصَّالِحِینَ - بِمَا یُجْرِی اللَّهُ لَهُم عَلَی الْسُن عِبَاده - فَلْیَکُنْ اَحَبَّالذَّخائِرِ إلَیٍْکَ ذَخیرَةُالْعَمَلِ الصَّاَلِحِ - فَاَمْلِکْ هَوَاکَ وَ شُحَّ بِنَفْسِکَ عَمَّا لَایَحِلّ لَکَ - فَإنَّ الشُّحَّ بَالنَّفْسِ الْاِنْصَافُ مِنَهَا فِیمَا اَحَبَّتْ اَوْ کَرِِهتْ»
(نهج البلاغه، نامه 53)
«سپس بدان ای مالک من تو را روانه سرزمینی کردهام که پیش از تو دولتهای عادل و ستمگر متعددی بر آن حکومت کردهاند. همچنین بدان که مردم در کارهای تو همان گونه اندیشه و قضاوت خواهند کرد که تو در کارهای حکومتهای قبل از خود اندیشه و قضاوت میکنی. و درباره تو آن خواهند گفت که تو درباره دیگران میگویی. نیکوکاران را به نام نیکی توان شناخت که خدا از ایشان بر زبانهای بندگانش جاری ساخت. پس باید نیکوترین اندوخته در نظر تو اندوخته عمل صالح باشد. پس هوای نفس خود را کنترل کن. بر نفست در آنچه که بر تو حلال و جایز نیست سخت بگیر زیرا سختگیری بر نفس در آنچه که بدان تمایل دارد یا از آن گریزان است، در حقیقت رفتاری از سر عدالت و انصاف با آن است.» چنان که میدانیم دستکم در نظر ما شیعیان هیچ حکومتی از حکومت مولاعلی(ع) و والیان وی اسلامیتر و ملتزمتر به اسلام نیست. اگرچه از الحاق مصر به قلمرو خلافت اسلامی حدود دو دهه بیشتر نمیگذرد و حکومتهای پیشین این سرزمین هیچ یک مسلمان و برخی نیز حتی خداپرست نبودهاند اما مولا در این عهدنامه نمیفرماید چون آنها مسلمان نبودند، جملگی فاسد و ظالماند. مقتضای انصاف و عدالت علوی آن است که نه تنها درباره حکومتهای اسلامی قبل از خود بلکه درباره حکومتهای غیرمسلمان پیشین مصر نیز چنین قضاوتی نکند. بلکه برعکس منصفانه بگوید برخی از آن حکومتها عادل بودهاند. از این مهمتر توصیهیی است که مولابه مالک میکند و آن اینکه به جای بدگویی و نفی درباره حکومتها و حاکمان پیش از خود، چه خوب و چه بد به خود بیندیشد و بکوشد عمل صالح را توشه حکومت خود سازد. در واقع توصیه حضرت علی(ع) به مالک آن است که اثبات خود را در نفی دیگران نبیند و در عوض متهم کردن و نفی دیگران، با عمل صالح و اداره مطلوب کشور کفایت و کاردانی خود را به اثبات برساند. این همان آموزه قرآنی است که میفرماید:«تِلْکَ اُمَّةً قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ و لَکُمٍْ ما کَسَبْتُم وَ لاتُسْئَلون عَمََّا کانُوا یَعْمَلُونَ» (بقره 134)
«آنان امتی بودند که رفتهاند. آنان در گرو اعمال خویشند و شما نیز صاحب عملکرد خویش. شما به عملکرد آنان بازخواست نخواهید شد بلکه از شما درباره اعمال خودتان خواهند پرسید.»
به قول حافظ شیراز:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
نکته مهمتر در این فراز از توصیههای امیر مومنان(ع) به مالک اشتر، معیار و ملاکی است که در تشخیص حاکمان صالح به مالک میدهد. آنجا که میفرماید: «نیکوکاران را به نام نیکی توان شناخت که خدا از ایشان بر زبانهای بندگانش جاری ساخت.» حاکمان کنونی ما بارها و بارها باید این عبارت کوتاه را بخوانند و باور کنند که پرگویی و از خودگویی نه صالح بودن ایشان را برای حکومت به اثبات میرساند و نه نیکنامی برای ایشان به ارمغان میآورد. اینکه وزیران ملزم باشند که در برابر جامعه همواره به مناسبت و بیمناسبت در پرکاری و کاردانی رئیسجمهور داد سخن بدهند و آقای احمدینژاد نیز به تکرار 22ساعت کار شبانهروزی و نان و پنیر خوردن خود و وزیران اکتفا نکرده، قبلیها را متهم کند که روزانه 4 الی 5 ساعت بیشتر کار نمیکردند و فقط این دولت و مجلس هستند که به فکر مردماند، هرگز گره از کار ایشان نخواهد گشود و ایشان را از مشکلات پیچیدهیی نظیر تورم و گرانی و بیکاری رها نخواهد کرد. صالحان آنانی نیستند که خود در صلاحیت خود داد سخن بدهند، بلکه کسانی هستند که مصداقیت و صلاحیت خود را با کفایت و توانایی خود در اداره صحیح جامعه به اثبات میرسانند و اگر چنین کردند دیگر لازم نیست که دائما در برابر مردم از خود بگویند و گذشتگان را مذمت کنند. بلکه این خداوند است که براساس سنت جاویدان خود نام نیک صالحان را بر زبان بندگان جاری خواهد ساخت و با آنچه بر «زبان بندگان خود» (بخوانید افکار عمومی جامعه) جاری خواهد ساخت، صالحان را به همگان میشناساند. راه دور نرویم. کسانی چون رجایی و مهندس موسوی و خاتمیهیچ یک نه از خود لاف زدند و نه هرگز کلمهیی در تحقیر و تخفیف دولتهای پیش از خود بر زبان راندند. اما امروز خداوند نام آنها را حتی بر زبان جوانانی که در دوره آنان نبودند یا کودکانی خردسال بودند، با نیکی جاری میسازد. وقتی به این آموزههای انسانی و متعالی مولا(ع) میاندیشم و آن را با عملکرد دولت کنونی با آن همه ادعای عدالتخواهی و ارزش محوری و شریعتمداری مقایسه میکنم، بیاختیار به یاد این شعر میافتم: در شگفتم زین جماعت دم ز مولامیزنند و راه دیگر میروند.