تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۳  ، 
کد خبر : ۵۶۲۸۸

اجلاس دوحه و موقعیت ایران


حسن فتحی
www.HassanFathi.Blogfa.com

حضور دکتر احمدی‌نژاد رییس‌جمهوری در بیست‌وششمین نشست سران همکاری در دوحه قطر با اما و اگر‌‌ها و واکنش‌های مثبت و منفی بسیاری همراه بود و سوال‌های بسیاری را درپی داشت. ابهامات و سوال‌ها درباره این سفر زمانی بیشتر شد که دکتر احمد توکلی رییس مرکز پژوهش‌های مجلس در نامه‌ای به افشای برخی مسایل پرداخته و نمایندگان مجلس نیز خواستار حضور متکی وزیر امور خارجه برای پاسخگویی به سوال‌ها و رد ابهامات شدند.

در نامه احمد توکلی خطاب به رییس‌جمهوری آمده‌بود که «سفر جنابعالی به اجلاس اخیر شورای همکاری خلیج‌فارس درست به‌نظر نمی‌رسد زیرا اولاً به درخواست ما صورت گرفته‌است نه دعوت آنها. ثانیاً وقتی همواره به‌طور سنتی در بیانیه‌های پایانی این شورا تمامیت ارضی ایران درباره جزایر ایران؛ ابوموسی، تنب‌بزرگ و تنب‌کوچک نفی می‌شود چرا وزارت خارجه چنین درخواستی؟ دیدیم که این بار نیز به همان سیاق همیشگی حضور ایران در خاک خویش در بیانیه پایانی همین اجلاس شورای همکاری اشغال خوانده شد و برای کوچک شمردن ما اعلام کردند این حضور به درخواست ایران بوده‌است نه دعوت آنها.» در این ارتباط اعضای کمیسیون امنیت ملی به ابهام در نحوه دعوت از احمدی‌نژاد برای سفر به قطر اعتراض کرده و از وزیر خارجه خواسته می‌شود درباره رفتار ناشایست میزبانان با رییس‌جمهوری ایران در اجلاس سران کشورهای عربی خلیج‌فارس در دوحه پاسخگو باشند. آنچه درباره اجلاس دوحه و شورای همکاری مطرح شده حکایت از این واقعیت دارد که اعضای این شورا و حتی سران شرکت کرده و در قطر تمایلی به تعامل با تهران نداشته و نخواسته باب جدیدی در ارتباط با ایران بگشایند. درحالی‌که اگر کشورهای عرب این منطقه به جای وابستگی به قدرت‌های خارجی، در فکر تعامل و همکاری با یکدیگر بودند موفق‌تر و ایمن‌تر بوده و می‌توانند صلح و آرامش را در خلیج‌فارس نهادینه کنند. درحالی‌که آنها نشان دادند به صورت عمد درصددند موقعیت و جایگاه ایران را نادیده گرفته و نفی کنند.

البته تضادهای بسیاری در آنچه اعلام شده با واقعیت دیده می‌شود که همین مساله زمینه‌ساز اعتراضات گردیده‌است. یکی از این موارد چگونگی دعوت و یا حضور احمدی‌نژاد در قطر می‌باشد. زیرا درحالی‌که مقامات شورای همکاری نسبت به شرکت رییس‌جمهوری ایران در اجلاس ابراز خشنودی می‌کنند ولی متاسفانه با بیان مواضع تفرقه‌آمیز پیشین نشان می‌دهند چندان به اصول میهماننوازی پایبند نیستند. یک عضو این سازمان به روزنامه الحیات گفته بود حضور رییس‌جمهوری ایران در نشست دوحه نشان می‌دهد این شورا می‌خواهد با تهران به تفاهم برسد. البته نه تنها در مورد پرونده هسته‌ای این کشور بلکه درباره نقش آن در عراق. در همین حال‌ العطیه دبیرکل شورا به روزنامه الشرق‌الاوسط خاطرنشان می‌سازد ایده مشارکت محمود احمدی‌نژاد در نشست دوحه درخواست یک کشور خاص نبوده بلکه خواست مشترک تمامی کشورهای عضو بوده‌است.

ولی جالب توجه است که امارات بر‌خواسته خود درباره 3 جزیره ایرانی تاکید ورزیده و اعضای شورا نیز همچنان از واژه مجعول خلیج‌عربی استفاده کردند به‌طوری که وزیر خارجه امارات می‌گوید کشورش آماده پذیرش توافقی مسالمت‌آمیز با تهران درباره جزایر سه‌گانه است. وی می‌افزاید: امارات امیدوار است ایران پیشنهاد راه‌حلی عادلانه درباره این جزایر را بپذیرد. رییس‌جمهوری که اولین مقام ایرانی حضور یافته در اجلاس سران شورای همکاری از سال 1980 تا کنون بوده در سخنرانی یک پیشنهاد 12 مادهای برای بهبود شرایط سیاسی و امنیتی منطقه استراتژیک خلیج‌فارس ارایه می‌دهد.

مساله مشارکت ایران در اتحادیه‌ها و سازمان‌های منطقه‌ای نظیر شورای همکاری و یا اتحادیه عرب در سال‌های گذشته مطرح گردیده ولی همواره 2 موضوع، مانعی برای این حضور و عضویت به وجود‌آورده‌است که عبارتند‌ از:

1- ادعای امارات درباره سه جزیره که همواره یکی از موارد مطرح شده در نشست‌های شورای همکاری و اتحادیه عرب می‌باشد و از حمایت و پشتیبانی آنها برخوردار بوده‌است.

2ـ بکارگیری استفاده از واژه مجعول خلیج‌عربی به‌جای خلیج‌فارس که در مکاتبات، نقشه‌ها و سخنان و مصوباتشان دیده‌می‌شود.

این 2 مقوله در اجلاس اخیر دوحه نیز مشاهده شد که از موارد اعتراض به احمدی‌نژاد در داخل به‌شمار می‌رود. درحالی‌که چند ماه قبل رییس پلیس دوبی توصیه کرده‌بود ایران به عضویت شورای همکاری درآید. او صراحتاً اعلام کرده‌بود که متعجب هستم چرا ایران به‌عنوان یک کشور همسایه و مسلمان که روابط مستحکمی با آن داریم عضو شورای همکاری نشده‌است. اصولاً نگاهی به شرایط شکل‌گیری شورای همکاری و فعالیت آن در این سال‌ها همراه با رابطه‌اش با تهران، حکایت از این مساله دارد که ایران شورا همواره با یکدیگر مشکل داشته و نتوانستهاند باری از روی دوش هم بردارند.

شورای همکاری در شرایطی در سال 1980 شکل گرفت که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر سیاست‌های تهران، منطقه در وضعیت بلاتکلیفی قرار داشته و نیاز به سازماندهی سیاسی و امنیتی مجدد کشورها داشت.

این یک واقعیت انکارپذیر است که ایران در یک منطقه حساس و استراتژیک قرار گرفته ولی متاسفانه در میان کشورهایی واقع شده که رابطه دوستانه‌ای با آن ندارند. این کشور خصوصاً در سال‌های اخیر توسط آمریکا و متحدانش محاصره شده و از سوی همسایه‌ها با مشکلاتی دست به گریبان بوده‌است درحالی‌که پس از جنگ 8 ساله با عراق و حوادث کویت و خلیج‌فارس این انتظار وجود داشت که اهمیت و جایگاه تهران مورد توجه قرار گرفته و به آن بها داده‌شود. 

مواضع شورا از سال 1980 تا کنون این واقعیت را آشکار می‌سازد که اعضای آن در این سال‌ها هیچ‌گاه رابطه قابل‌قبولی با تهران نداشته و همواره مواضع ضدونقیضی در قبال ایران اتخاذ کرده‌اند به‌گونه‌ای که حتی قبل از نشست اخیر دوحه ادعاهای خود را نیز مطرح کردند.

شورای همکاری که از 6 کشور کویت، بحرین، عربستان، قطر، امارات و عمان تشکیل شده همان‌گونه که عنوان شد در شرایطی شکل گرفت که منطقه نیاز به سازماندهی مجدد داشت به این دلیل که ایران که سیاست‌هایش تغییر یافته‌بود علاوه‌بر این که سال‌ها قدرت برتر نظامی سیاسی و منطقه به‌شمار می‌رفت نقش ژاندارمی را نیز ایفا کرده و از اعضای موثر و فعال پیمان نظامی سنتو بود که شامل 3 کشور ایران، ترکیه و پاکستان می‌شد. این اتحادیه نظامی که وابسته به غرب بوده و هم‌چون کمربندی شوروی و دوستانش را در بر می‌گرفت از طریق ترکیه به پیمان ناتو و از جانب پاکستان به اتحادیه نظامی سیتو متصل می‌شد. به‌همین دلیل خروج ایران از سنتو و فروپاشی آن سبب پاره شدن کمربند امنیتی آمریکا و متحدانش در مقابل شوروی و دوستانش شده‌بود.

آمریکا درصدد بود این کمربند را به نوعی ترمیم کند تا علاوه‌بر شوروی که افغانستان را نیز بلعیده، ایران را هم در آن جای دهد. ولی دو مشکل وجود داشت که شامل چگونگی اتصال به سیتو و ناتو و مهار انقلاب اسلامی می‌شد.

برای اتصال به دیگر اتحادیه‌های نظامی نیاز به تقویت رابطه عراق بعثی چپگرا بود که با گرایش صدام به عرب‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس و برقراری رابطه با آمریکا، این مشکل حل شد به‌گونه‌ای که رابطه عراق از یک‌سو با ترکیه و از سوی دیگر با عربستان و کشورهای عضو شورای همکاری گسترش یافته و این انتظار وجود داشت که این کشور هم به عضویت شورای همکاری درآید.

مورد دوم، مهار انقلاب اسلامی و تقویت کشورهای منطقه بود که با تحمیل جنگ و اعزام یکصدهزار نظامی پاکستانی به عربستان برای حفاظت از چاه‌های نفت و سرکوب شورشها گام‌های اساسی در این ارتباط برداشته شد.

ولی برنامه‌ها آن‌گونه که مایل بودند تحقق نیافت و پیش نرفت به این دلیل که عراق نتوانست از باتلاق جنگ سربلند بیرون بیاید و شوروی هم علاوه‌بر شکست در افغانستان، برای همیشه از بین رفت لذا شورا با تهدیدات عراق از جمله اشغال کویت و حمله به عربستان مواجه بود بیش از پیش در مخمصه قرار گرفت. این‌بار آمریکا و متحدانش مستقیماً دست به کار شده و به خلیج‌فارس لشکرکشی کردند تا رژیم‌های متحدشان را حفظ کنند. اما این اقدام نتوانست چندان به نفع شورا باشد زیرا سستی و ناکار‌آمدی آن را آشکار ساخت. امروزه شورای همکاری بیشتر از همیشه به یک زایده بیحاصل تبدیل شده که هیچ کارآیی نداشته و فلسفه وجودی خود را از دست داده‌است.

آنها هر ساله در نشست‌های مختلف که در سطوح گوناگون تشکیل می‌شود قطعنامه‌هایی صادر کرده و تصمیماتی می‌گیرند که نه تنها ضمانت اجرایی ندارد بلکه فاقد هرگونه ارزش است لذا در این شرایط این سوال مطرح می‌شود که به چه دلیل ایران می‌خواهد خود را به شورا چسبانده و به آن متصل شود؟ آیا عضویت در چنین شورایی که مخالفت تمامیت ارضی ایران است ارزش و اعتبار به‌شمار می‌رود و می‌تواند وجهه‌ای برای تهران باشد؟ این‌ها از جمله سوالاتی هستند که باید دستاندر‌کاران دیپلماسی خارجی ایران پاسخگوی آن به افکار عمومی باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات