تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۶  ، 
کد خبر : ۵۶۲۹۵

سامانه دفاع موشکی آمریکا؛ صدای پای جنگ سرد


لفاظی‌های خصمانه مقامات روسیه و آمریکا بر سر مساله استقرار سامانه دفاع موشکی واشنگتن در خاک لهستان و چک از سوی برخی تحلیل‌گران، تکوین جنگ سرد دوم ارزیابی شده است.

اصطلاح جنگ سرد را برای اولین بار روزنامه‌نگاران آمریکایی در سال 1948 جهت توصیف رابطه خصمانه و پرتنش ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در نوشته‌های خود به کار بردند که به مرور زمان این اصطلاح جایی در قاموس واژه‌های سیاسی ـ نظامی باز کرد و بسیار رایج شد. در جنگ سرد که پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 آغاز گردید، همراه با کشمکش‌ سیاسی ـ عقیدتی اردوگاه شرق و غرب، آمریکا و شوروی بدون توسل به ابزار نظامی علیه هم، صرفاً به ایجاد بلوک‌بندی‌های سیاسی - نظامی، جنگ روانی، جنگ اقتصادی، مسابقه پر سروصدای تسلیحاتی و تشکیل حاکمیت‌های دست‌نشانده مبادرت ورزیده و در این مسیر ارقام بسیار هنگفتی هزینه کردند. پس از اتمام جنگ جهانی دوم، جامعه بشری امیدوار بود در پرتو تجربیات و عبرت‌های این جنگ خونین، ‌عصری از صلح، تفاهم و بازسازی زیرساخت‌های آغاز شود، اما نوع جدیدی از جنگ بر کل جهان تاثیر منفی نهاد، ملت‌ها را در بیم و هراس از وقوع جنگی دیگر فرو برد.

در حالی که جامعه بشری با وحشت به سمت و سوی تحولات روابط بین‌الملل می‌نگریست کاخ سفید بر این عقیده اصرار می‌ورزید که رویارویی با اتحاد جماهیر شوروی با هدف دفاع از منزلت و اعتبار دموکراسی سیاسی و اقتصاد لیبرالیستی ضرورت دارد و در مقابل، کرملین هم مدعی بود که پروژه مقابله با آمریکا در جهت حمایت از سوسیالیسم جهانی سازماندهی شده است. تحت این لفاظی‌ها اتحاد شوروی، اروپای شرقی را بلعید و سیاست دیرینه خود مبنی بر ایجاد کشورهای اقماری و مناطق نفوذ پیرامون شوروی را محقق کرد و ایالات متحده آمریکا هم با تدوین دکترین ترومن و طرح مارشال که طی آن واشنگتن تعهد نامحدودی جهت ارائه کمک‌های اقتصادی و فنی به دولت‌های خارج از اردوگاه کمونیسم برعهده گرفت، اروپای غربی را از افتادن به دامن روس‌ها مانع شد و به سوی خود کشاند.

جنگ سرد رقابتی کاملاً نابرابر و یک طرفه بود. شوروی از لحاظ منابع زیرزمینی، نیروی انسانی کارآمد و ابزار مدرن تولید، کم رمق و از مزیت حاکمیت دموکراتیک که خود نقش بی‌بدیلی در تعریف یک ابرقدرت دارد هم بی‌بهره بود. همین مبارزه نابرابر به اضمحلال و فروپاشی نظام اتحاد جماهیر شوروی منجر شد و با این تحول، جنگ سرد هم عملاً خاتمه یافت.

صدای پای جنگ سرد دوم

59 سال پس از اولین کاربرد رسانه‌ای اصطلاح جنگ سرد، روزنامه‌نگاران و تحلیل‌گران مسائل بین‌المللی از تکوین سرد دوم خبر داده‌اند. در پی تصمیم آمریکا برای نصب سامانه دفاع موشکی در خاک لهستان و چک، پوتین، رئیس جمهوری روسیه با لحنی تند اعلام کرد که مسکو می‌تواند این سامانه موشکی را هدف قرار دهد. وی تصریح کرد که واشنتگتن با این اقدام، درصدد آغاز جنگ سرد دیگری است و روسیه نیز چاره‌ای جز تنظیم جهت موشک‌های هسته‌ای خود به سوی اروپا ندارد.

در شرایطی که روابط دو کشور به دلیل هموار شدن راه عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی و همکاری‌های هسته‌ای به جانب گرمی پیش می‌رفت، قصد آمریکا برای نصب سامانه موشکی در شرق اروپا و اظهارات تند ولادیمیر پوتین در واکنش به این تصمیم، همه را غافلگیر کرد. البته دو کشور زمینه‌های اختلافی بسیاری دارند.

علاوه بر انتقادات صریح آمریکا نسبت به دموکراسی و وضعیت حقوق بشر در روسیه و نیز تلاش واشنگتن برای محروم‌سازی مسکو از منافع اقتصادی ناشی از حضور شرکت‌های روسی در صنایع نفت، گاز و برق قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان، غربگرایی جمهوری‌های سابق روسیه هم که به تحریک و تشویق آمریکا صورت می‌گیرد، آستانه قدرت کرملین را تهدید می‌کند. در حال حاضر پدیده گسترش ناتو به شرق که با ابراز تمایل جمهوری‌ها و اقمار سابق روسیه همراه شده، پازل دغدغه امنیتی روس‌ها را تکمیل ساخته است. اکنون ناتو به عنوان نماد دیرینه قدرت غرب تا مرزهای روسیه پیش تاخته و این وضعیت برای پوتین غیرقابل تحمل است.

از سویی، تزلزل ساختار کشورهای مشترک‌المنافع (همسود) به روس‌ها که این جامعه را آخرین حوزه تحمیل اقتدار خود می‌دانند، سرگیجه داده است. پس از آن که گرجستان در سال 2003 و اوکراین به سال 2004 به رغم میل سیاسی روسیه، شاهد وقوع انقلاب رنگی و در نتیجه، حذف حاکمیت‌های روس‌گرا و ظهور سیاستمداران غربگرایی بودند که روندی دموکراتیک قدرت را قبضه کردند، اکنون این دو کشور با ابراز تمایل نسبت به خروج از جامعه کشورهای مشترک‌المنافع و عضویت در ناتو، نه تنها خشم کرملین را برانگیخته‌اند، بلکه سرنوشت این جامعه را با چالش جدی مواجه ساخته‌اند. تفلیس و کی‌یف معتقدند که عضویت در جامعه کشورهای همسود، دربرگیرنده هیچ منافعی نیست.

با این تفاصیل، روسیه در حال باختن ابزارهای اعمال قدرت و نفوذ منطقه‌ای خود است و احیای اقتدار روسی با حربه‌های سنتی غیرممکن می‌نماید. در ابتدای امر این گونه به نظر می‌آید که مسکو به دلیل ایفای نقش فعال در بسیاری از عرصه‌های سیاسی و اقتصادی، افزایش بهای نفت و به تبع آن رشد اقتصادی کشور و عضویت در گروه چهار جانبه پیگیری روند صلح خاورمیانه، برگ‌های برنده بیشتر یا حداقل یکسانی با ایالات متحده آمریکا در عرصه روابط بین‌الملل در اختیار دارد، اما این ظرفیت‌ها موقتی و تابع شرایط کنونی حاکم بر حوزه‌های روابط بین‌المللی است. از سویی با توجه به اعلام آمادگی دو کشور گرجستان و اوکراین برای عضویت در ناتو، روسیه ضریب امنیتی مرزهای خود را پایین و شکننده تصور می‌کند.

شاید بتوان با استناد به پاره‌ای فعل و انفعالات، نظر روزنامه‌نگاران و نیز برخی از تحلیلگران مسائل سیاسی، مبنی بر تکوین جنگ سرد دوم را تصدیق نمود، ولی پاسخ این پرسش بسیار حائز اهمیت است که آیا دولتمردان روسیه قصد دارند رهبران عصر کمونیسم را الگو قرار داده و به جنگی فرسایشی و نابرابر روی آورند؟ از سوی دیگر آمریکا با دشواری‌هایی در اشغال افغانستان و عراق روبروست و مسائل امنیتی در این دو کشور ذهن دولتمردان آمریکایی را به خود مشغول داشته است. در عین حال، برهم خوردن توازن قدرت سیاسی به سود دموکرات‌ها توان ماجراجویی نومحافظه‌کاران را محدود ساخته و هیچ کس مایل نیست ظرفیت‌های مالی و تجاری آمریکا در اوج رشد اقتصادی کشور به سوی مسابقه تسلیحاتی و کشمکش سیاسی منحرف شود. برخی صاحبنظران معتقدند؛ با این که روابط آمریکا ـ روسیه به شدت تیره است، اما ادعای تکوین جنگ سرد دوم با واقعیات حاکم بر مناسبات بین‌المللی منطبق نیست و نباید تهدیدهای طرفین را جدی گرفت. باید یادآور شد که در این زمینه دیدگاه‌های متفاوتی در محافل سیاسی و خبری وجود دارد. برای آشنا شدن با این دیدگاه‌ها بد نیست که نگاهی به جدی‌ترین و تأثیرگذارترین آنها بپردازیم.

جنگ سرد هنوز پایان نیافته است

روزنامه‌ آمریکایی «نیویورک‌تایمز»، در سرمقاله خود با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهوری روسیه مبنی بر اینکه واشنگتن می‌تواند سیستم دفاعی موشکی خود را در جمهوری آذربایجان، ترکیه و یا حتی عراق مستقر کند، نوشته است که این اظهارات نشان می‌دهد که جنگ سرد هنوز خاتمه نیافته است.

نیویورک تایمز نوشت؛ «ولادیمیر پوتین» بار دیگر اثبات کرد که بازیگر ماهری است و با خواندن دست جرج بوش، پیشنهاد کرد که او سیستم دفاع موشکی خود را در ایستگاه راداری جمهوری آذربایجان، یا ترکیه و حتی عراق مستقر کند. این در حالی است که به رغم بی‌صبری بوش، هنوز وقت زیادی در اختیار داریم، زیرا سیستم سپر دفاع موشکی آمریکا و موشک‌های ایرانی که قرار است مهار شوند! سال‌ها تا عملیاتی شدن فاصله دارند.

به نوشته این روزنامه؛ جلسه آشتی کنان این دو رئیس‌جمهوری نباید باعث پاک شدن تهدیدهای قبلی مسکو شود. روسیه تهدید کرده بود که در صورت استقرار سیستم موشکی آمریکا در لهستان و جمهوری چک، موشک‌های خود را علیه اروپای غربی نشانه خواهد رفت.

محاسبات پوتین درست به نظر نمی‌رسد، زیرا 10 موشک ساده رهگیر، هیچ تهدیدی علیه هزارات سلاح پیچیده موجود در زرادخانه هسته‌ای روسیه تلقی نمی‌شود؛ بنابراین اگر شما مظنون هستید که پوتین سعی کرده توجه‌ها را از گناه‌های متعدد خود (نقض آزادی‌های مدنی و تهدید همسایگان خود) دور سازد، احتمالاً کاملاً درست حدس زده‌اید. در عین حال، ژست پوتین یادآوری مهمی است که نشان می‌دهد هنوز چه اندازه از کثیف‌ترین مسائل جنگ سرد، به پایان رسیده است.

نزدیک‌ به دو دهه پس از فرو ریختن دیوار برلین، آمریکا و روسیه در مجموع نزدیک به 25 هزار سلاح هسته‌ای در اختیار دارند. شش هزار مورد از آنها تسلیحات دور برد هستند که استقرار یافته و برای شلیک آماده هستند. قرار است که دو طرف تا سال 2012 تعداد تسلیحات استقرار یافته خود را به حدود دو هزار موشک کاهش  دهند، ولی براساس شرایط معاهده مسکو که در سال 2002 به امضا رسید، هیچ محدودیتی در مورد تسلیحاتی که می‌توانند در انبارهای خود نگاه دارند، وجود ندارد.

جرج بوش هیچگاه خواستار یک توافقنامه لازم‌الاجرا نبود، در حقیقت محدودیت‌های معاهده مسکو در همان روزی که وارد عمل می‌شود. باطل می‌شوند. از سال 2002 تاکنون نیز به خاطر بوش، هیچ مذاکرات جدی در مورد کاهش بیشتر تسلیحات برگزار نشده است.

رئیس‌جمهوری آمریکا و دستیارانش، هر کسی را که خواستار توافقنامه‌های جدید با روس‌ها (که دیگر دشمن‌ ما نیستند) باشد، مورد تمسخر قرار خواهند داد. این گرایش مشکلات بسیار زیادی دارد که یکی از آنها دشواری تشخیص این امر است که دوباره از کجا شروع کنیم.

رفتارهای بوتین، نخست باید این مسأله را یادآور شود که دوستی گذر است. خطرات مربوط به شلیک تصادفی یا ربودن چنین زرادخانه‌های بسیاری بزرگی، همانند کابوس است، وی بار دیگر این مشکل وجود دارد که می‌گوید: «آنگونه که می‌گویم، عمل کن، نه آنگونه که عمل می‌کنم.»

اگر بوش همزمان با مقابله با انگیزه‌های هسته‌ای ایران و کره شمالی، جلوی خلع سلاح هسته‌ای آمریکا و روسیه را نمی‌گرفت و این خلع سلاح را تسریع می‌کرد، از اعتبار بیشتری برخوردار می‌شد.

نیویورک تایمز نوشته است؛ بوش، پوتین را دعوت کرده تا در منزل او حضور یابد و ما امیدواریم که در این زمان، بوش پدر نیز حضور داشته باشد، زیرا شاید او بتواند پسر خود را متقاعد سازد تا کار ناتمام از بین بردن هزاران سلاح هسته‌ای را بار دیگر در رأس برنامه کاری خود قرار دهند.

قصد تأخیر نداریم

در چنین شرایطی، «گریس‌ بورتر» کارشناس امور امنیتی ملی آمریکا تأکید دارد که دولت بوش قصد ندارد در مسأله ایجاد سپر موشکی در اروپا با وجود موضع اخیر روسیه، تأخیر بیندازد.

این کارشناس آمریکایی در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی الجزیره همچنین گفت: به نظر نمی‌رسد که پیشنهاد اخیر مسکو در این باره، مورد پذیرش واقع شود.

گریس بورتر که از واشنگتن با شبکه الجزیره گفت‌وگو می‌کرد، خاطر نشان کرد که عنوان کردن این مطلب که پیشنهاد دولت بوش در این‌باره، به معنای پاسخ به تهدیدات ایران است، یک دیدگاه ساد‌ه‌لوحانه است.

وی در مورد پیشنهاد پوتین مبنی بر انتخاب جمهوری آذربایجان برای میزبانی طرح سپر موشکی اروپا، گفت که این مساله ارتباطی با مکان استقرار چنین سیستمی ندارد، زیرا استقرار چنین سیستمی در کشوری نظیر جمهوری آذربایجان، ممکن است به دلایل مسائل ژئوپلتیک، با مخالفت‌هایی جدی روبه‌رو شود.

این کارشناس امور امنیت ملی آمریکا درباره موضع روسیه در مورد پرونده هسته‌ای ایران گفت که موضع روسیه در این باره، با موضع آمریکا مغایرت دارد.

وی افزود که روس‌ها از طرفی با گسترش سلاح‌های اتمی در منطقه مخالفند و از طرف دیگر حاضر نیستند مناسبات خود را با ایران به عنوان یک قدرت هسته‌ای و نیز به عنوان همپیمان روسیه و چین در برابر توسعه‌طلبی آمریکا در منطقه، از دست بدهند.

وی اظهار عقیده کرد که روسیه در برابر هرگونه تلاش آمریکا برای برخورد با ایران ایستادگی خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات