سیدفخرالدین حسینی
احزاب سیاسی نه تنها نقش مهمی در برگزاری صحیح انتخابات دارند بلکه در بسط و تعمیق مردمسالاری نیز نقش بیبدیلی دارند و اصولا بدون احزاب قدرتمند و فراگیر، تداوم مردمسالاری با مشکل مواجه میشود.
به گزارش ایرنا نظام حزبی و نقش مهم و مفید آن، امروزه در اکثر کشورهای دنیا و حتی در دورافتادهترین ممالک پذیرفته شده است. به اعتقاد کارشناسان، نظامیهای مردمسالار بدون احزاب قوی به شدت آسیبپذیر هستند و پایداری مردمسالاری در این نظامها، ممکن است با چالش روبهرو شود. کارشناسان بر این باوراند که احزاب تضمینکننده تداوم و پایداری نظامهای مردمسالار هستند.
مردمسالاری، بدون نظام حزبی به واقعیت تبدیل نمیشود، اما نظام حزبی بدون مردمسالاری، لاجرم مردمسالاری صوری را به مردمسالاری واقعی تبدیل خواهد کرد. نظام حزبی به عنوان جوهره دموکراسی ساز و کاری است که بر مفاهیمی چون آزادی و سلامت انتخابات اثر مستقیم دارد. «موریس دوورژه» جامعهشناس و حقوقدان معروف فرانسوی، حزب سیاسی را چرخدنده ماشین مردمسالاری میداند. به اعتقاد دوورژه، نمیتوان در جامعهای از دموکراسی سخن به میان آورد، ولی به چرخ دنده اصلی آن یعنی احزاب، تشکلها و سایر نهادهای مدنی توجهی نداشت.
تعریف حزب
از حزب مانند هر واژه دیگری در علوم انسانی تعاریف متعددی شده است، «جوزف لاپالومبار» و «مایرون وینر» معتقدند «حزب» دارای چهار ویژگی است: وجود تشکیلات پایدار مرکزی، وجود شعبههایی که با مرکز پیوند و ارتباط داشته باشند، پشتیبانی مردم و کوشش برای دستیابی به قدرت سیاسی.
بنابراین حزب سیاسی به گروهی از افراد گفته میشود که دارای اصول و اهداف مشترک بوده و در یک سازمان سیاسی گرد آمدهاند و برای کسب قدرت تلاش کنند.
کوشش برای کسب یا مشارکت در قدرت مهمترین نقطه تمایز احزاب سیاسی با سایر گروههای اجتماعی همچون گروههای ذینفع است که درصدد تاثیرگذاری و اعمال نفوذ بر حکومت هستند نه کسب قدرت.
براساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی، «حزب: جمعیت، انجمن، سازمان سیاسی و تشکیلاتی است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط یک گروه یا اشخاص حقیقی معتقد به آرمانها و خطمشی سیاسی معین تاسیس شده و اهداف، برنامهها و رفتار آن به صورتی با اصول اداری کشور و خطمشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران مرتبط باشد.»
خاستگاه اولیه احزاب
سابقه تشکیل احزاب سیاسی در دنیا به انگلستان قرن 19 برمیگردد، اما احزاب به معنای امروزی همگام با انقلابهای دموکراتیک و توسعه آیینهای انتخاباتی و پارلمانی در اروپا پدید آمدند. امروزه کمتر کشوری است که دارای احزاب سیاسی نباشد.
کارکرد احزاب سیاسی
احزاب سیاسی میتوانند قدرت را در بدنه حاکمیت مهار و نهادینه کنند و به آن سروسامان دهند، عنان و افسار قدرت را در مسیر مصلحت جامعه بدست گیرند و جلوی فزونخواهی گروههای فشار و لابیهای مختلف را بگیرند.
احزاب سیاسی با سازمان دادن به اندیشه و گرایشهای سیاسی موجود در جامعه در عین حالی که عامل تقسیم کردن و متشکل ساختن مردم به شاخهها و بخشهای گوناگوناند، عامل نزدیک کردن گرایشهای فردی و اجتماعی در قالب دکترینها، ایدئولوژیها یا نظامهای اندیشهای کم و بیش منسجم میباشند.
یکی از کارکردهای اصلی احزاب در یک جامعه، آموزش و تربیت نیروهایی است که انتظار میرود بتوانند در عرصه اداره امور کشور ظاهر شوند، در واقع احزاب نقش مهمی در تربیت نخبگان سیاسی دارند.
کارکرد مهم دیگر احزاب، انتقال خواستهها و مطالبات مردمی به مراکز تصمیمسازی است ازاین رو، احزاب میتوانند محل مناسبی برای تجمیع مطالبات تودههای مردمی و اقشار گوناگون به شمار آیند. دیگر کارکرد اساسی احزاب، به نحوه شکلگیری، قدرتیابی و مانوردهی نهادهای مدنی و وابستگی آنان به مردم باز میگردد. در واقع، هر چه قدر حزبی بتواند خط مشیها و سیاستهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متناسب با شرایط و نیاز جامعه را اتخاذ کند، از طرفداران بیشتر و جایگاه مردمی و خاستگاه قوی تری برخوردار خواهد بود. در عین حال، احزاب خارج از دستگاه حاکمه و دولت، باید با نقد برنامهها و سیاستهای دولت حاکم، برنامهها و پیشنهادهای اجرایی و عملی مناسبی برای حل مشکلات مردم و جامعه خود ارائه کنند.
نظام حزبی و انتخابات
برگزاری انتخابات یکی از موقعیتهای بسیار مهمی است که حزب سیاسی میتواند به آشکارترین وجهی، حضور مهم و حساس خود را در عمل نشان دهد.
دکتر «سیدابوالفضل قاضی»، در کتاب «بایستههای حقوق اساسی» مینویسد:
نخستین خاصیت وجود احزاب جلوگیری از هرز رفتن نیروهای پراکنده، بیشکل و نامتحرک است، دومین خاصیت این است که با محدود شدن عملی تعداد نامزدهای انتخابات به نامزدهای حزبی، آرای مردم کمتر شکسته و خرد خواهد شد و برنده انتخاباتی با آرای بیشتری انتخاب میشود. اهمیت دیگر احزاب سیاسیاین است که حتی مردم رایدهنده غیرحزبی نیز میتوانند با مقایسه برنامههای احزاب از استنتاجهای ناپخته، خواستهای ناشی از اعتراضهای بیجا و مبارزههای بیبرنامه اجتناب کنند و به جای گزینش از میان انبوهی از اندیشهها و روشهای بیشکل از خلال نظامهای نظری موجود یکی را انتخاب کنند. نظام احزاب در کشورهای مختلف به سه صورت نظام تک حزبی، دوحزبی و سه حزبی است.
نظام «تک حزبی» به نظامی گفته میشود که حزب سیاسی که غالبا «ایدئولوژیک» است به تنهایی میخواهد مبین همه مردم و کلیت جامعه باشد و خود سرچشمه اراده عام قرار گیرد، در نظامهای تکحزبی انتخابات آزاد معنا ندارد.
در نظام «دو حزبی» اگر چه حق گزینش انتخابکنندگان محدود می شود، اما مسائل به صورت سادهتری مطرح میشود و شهروند عادی بدون سردرگمی و راحتتر کار گزینش را انجام میدهد. همچنین هریک از دو حزب میتواند اکثریت لازم را به دست آورد و از پشتیبانی ثابت و مطمئن در پارلمان برخوردار باشد.
در نظام «چند حزبی» به استثنای موارد نادر مانند وجود حزب مسلط (حزب کنگره در هند) هیچ کدام از احزاب نمیتوانند اکثریت پارلمانی به دست آورند و بدون دغدغه سقوط، حکومت کنند بنابراین حکومت باید بر ائتلافها تکیه کند.
در نظام چند حزبی رایدهنده در انتخابات دارای طیف گستردهای از اختیار گزینش میباشد، تعیین نماینده در نظام چند حزبی دموکراتیکتر، اما انتخاب سختتر است، عرضه انواع برنامه توسط احزاب و وجود کاندیداهای متعدد کار گزینش برای شهروندان را پیچیدهتر میکند.
احزاب در ایران
سابقه پیدایش احزاب در ایران به دوره مشروطه برمیگردد، در دومین دوره مجلس شورای ملی احزاب مختلفی از جمله حزب «دموکرات عامیون» و «اجتماعیون اعتدالیون» تشکیل شدند.
فعالیتهای حزبی در ایران به 5 دوره تقسیم می شود: دوره مشروطه تا استقرار حاکمیت رضاشاه، (1285- 1304 سالهای 1320 تا 1332) از خلع رضاشاه تا کودتای 28 مرداد، (1332 سالهای 1339 تا 1342 سالهای 1357تا-1360 فعالیتهای حزبی پس از دوم خرداد 1376). احزاب در ایران اگرچه سابقه فعالیت یک صدساله دارند اما به دلایل مختلف از جمله دلایل تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تاکنون نتوانستهاند مدلی پایدار و قدرتمند از نظام حزبی پیشرفته را پیاده کنند.
دلایل گوناگون ضعف احزاب در ایران
پیش از انقلاب، اغلب احزاب در ایران بدون توجه به منافع مردم به دنبال تامین منافع خود بودند، به همین علت مردم نظر مثبتی به فعالیتهای حزبی ندارند، وابستگی احزاب به قدرتهای خارجی، مانند وابستگی حزب توده به شوروی، نیز موجب بدبینی مردم به فعالیتهای حزبی شد.
حاکمیت نظام استبدادی یکی از موانع شکلگیری احزاب درایران است بیش از دو سوم از تاریخ یک صد ساله احزاب در ایران در دورانی سپری شد که فعالیت احزاب کاملا آزاد نبود. در مقاطع مختلف تاریخی که فضای باز سیاسی ایجاد میشد، احزاب و گروههای سیاسی فعال میشدند.
اگرچه در سالهای اخیر برخی مسئولان بر ضرورت شکلگیری نظام حزبی در ایران تاکید کردند، اما برخی دیگر نگرش مثبتی نسبت به فعالیتهای حزبی ندارند و فعالیتهای سیاسی به شیوه سنتی را بر فعالیتهای حزبی ترجیح میدهند.
به نظر میرسد از نظر فرهنگی، بسترسازی لازم برای فعالیتهای جمعی و گروهی در کشور کمتر صورت گرفته و فضای لازم برای کار جمعی، خواه در زمینه اقتصادی، سیاسی و غیره کاملا به وجود نیامده است و بیشتر گرایش به کار فردی در جامعه دیده میشود.
تاریخ یک صد ساله احزاب در کشورمان نشان می دهد عمر مفید احزاب کمتر از 10 سال است و اغلب احزاب پس از مدتی فعالیت دچار انشعاب شده اند.
در ایران به علت رشد کماقتصادی، افتراق طبقاتی بوجود نیامد و طبقات مختلف اجتماعی شکل نگرفت تا احزابی به نمایندگی ازاین طبقات منافع آنان را پیگیری کنند.
در دنیای غرب عموما طبقه زمیندار و فئودال در کنار اشرافیت به سمت شکلدهی احزاب محافظه کار و بعدها جامعه روشن فکری، بورژوازی صنعتی و تجاری به سمت احزاب لیبرال، احزاب سوسیالیست و در نهایت نظام رقابتی حزبی و نوعی دموکراسی مورد تفاهم بر چرخش قدرت در فضای سیاسی کشورهای توسعه یافته غربی اتفاق افتاد. درایران برعکس، احزاب، گروهها و جریانهای سیاسی متکی بر طبقات اجتماعی نبود و چنین روند تکاملی در شکلگیری احزاب طی نشد.
وضعیت کنونی احزاب در کشور
تاکنون 260 حزب در قالب احزاب، کانونها، جمعیتها، مجامع، تشکلها و غیره، از کمیسیون ماده 10احزاب پروانه فعالیت گرفتهاند اما بر اساس اعلام دبیرخانه «خانه احزاب ایران»، هم اکنون فقط60 درصد احزاب ثبت شده و دارای پروانه فعالیت، در سه جبهه و خط مشی سیاسی- اجتماعی عمده شامل اصولگرایان، اصلاحطلبان و اعتدالیون، برای کسب قدرت، رقابت میکنند.
مقایسه انتخابات حزبی و غیرحزبی
در انتخابات حزبی هر یک از احزاب متناسب با وزن سیاسی خود و درصد آرایی که کسب میکند، کرسیهای مجلس را به خود اختصاص میدهد که به آن «نظام انتخاباتی تناسبی» گفته میشود.
در برخی از کشورها مانند ایران، انتخابات «نامزد محور» است و هر نامزدی که بیشترین آرای شهروندان را به دست آورد به عنوان نماینده برگزیده میشود که به آن «نظام انتخاباتی اکثریتی» گفته میشود. برخی از کشورها، راه میانهای را برگزیده و نظام انتخاباتی آنها تلفیقی ازاین دو نظام است.
در انتخابات غیرحزبی، انبوهی از داوطلبان نمایندگی مجلس، بدون برنامه مشخص و مدون و اغلب به صورت شعاری خود را برای انتخاب شدن مطرح میکنند واین موضوع ضمن اینکه هزینه زیادی را به کشور تحمیل میکند انتخابکنندگان را نیز با مشکل روبه رو میکند زیرا انتخاب از بین انبوهی از نامزدهای انتخاباتی کار آسانی نیست اما انتخاب از بین چند فهرست مشخص حزبی با توجه به سابقه و برنامه حزب آسان تر است.
در انتخابات حزبی، هزینه برگزاری انتخابات کاهش مییابد و تعداد نامزدها نیز منطقی میشود.
با تعیین ساز و کاری مناسب برای جلوگیری از تعداد زیاد کاندیداها، میتوان با برگزاری انتخابات به صورت توامان حزبی و غیرحزبی، وثیقهای از داوطلبان دریافت شود تا در صورتی که آرای برخی از کاندیداها از حد معینی مثلا 5 درصد کمتر باشد وثیقه به نفع دولت ضبط شود تا افراد فاقد رای، بیجهت هزینه انتخابات را افزایش ندهند تا به تدریج زمینه برای برگزاری انتخابات به صورت حزبی فراهم شود.
به باور برخی کارشناسان، برگزاری انتخابات به صورت حزبی میتواند به عدالت نزدیکتر باشد، زیرا همه گروهها، متناسب با وزن خود در مجلس نماینده خواهند داشت، اما در انتخابات غیرحزبی ممکن است یک گروه با داشتن 51 درصد آرای تمامی کرسیهای یک شهر را به دست آورد اما گروهی دیگر با داشتن 49 درصد آرای هیچ یک از کرسیهای مجلس درآن شهر را به دست نیاورد.
مردم به نمایندگانی که به صورت فردی انتخاب میشوند دسترسی کمتری خواهند داشت و نمایندگان غیرحزبی نسبت به عملکرد خود در برابر مردم نیز کمتر پاسخگو هستند. اصولا نماینده غیرحزبی قادر به ارایه برنامه برای بهبود امور نیست و اگر هم قادر باشد، به این دلیل که فاقد همراهان حزبی است، تضمینی برای اجرای آن برنامهها وجود ندارد.
اما احزاب نسبت به برنامههای خود پاسخگو هستند به جهت اینکه فعالیت احزاب مقطعی نیست و احزاب سیاسی معمولا پس از انتحابات نیز فعال هستند.
مردم و رسانهها میتوانند احزاب را مورد نقد قرار دهند اما عملکرد نمایندگان غیرحزبی به ندرت قابل نقد و بررسی است، همچنین احزاب فراگیر معمولا در تمامی شهرها و بخشها و حتی روستاها دارای دفتر هستند و مردم پس از انتخابات نیز به آنان دسترسی خواهند داشت.
مجلس حزبی از مجلسی که نمایندگان آن به صورت غیرحزبی انتخاب میشوند منضبط تر است. در مجالس حزبی، مذاکرات در فراکسیونهای حزبی صورت میگیرد و بررسیهای لازم انجام و نتیجه آن در صحن علنی مجلس به رای گذاشته میشود. اما در مجالس غیرحزبی، در جلسه علنی، هر نمایندهای از هر سویی (با تخصص یا بیتخصص) اظهارنظر میکند و وقت مجلس را میگیرد.
بنابراین در مجلس حزبی، قوانین در زمان کمتر و با دقت بیشتری میتواند تصویب شود و به این ترتیب هزینه سرانه تصویب هر طرح یا لایحه کاهش مییابد.