به نظر میرسد باید از اصل بیماری که حقوق امت و مقدسات و مسائل آن را مبتلا کرده است سخن گفت. چرا مستقیما به آن اشاره نمیکنیم و نمیگوئیم اینها همان حکام به اصطلاح میانهرو و پیرو خط و توطئههای آمریکا هستند چرا نمیگوئیم که در رأس اینها آلسعود قرار دارد که نژاد آنها به اصل یهودی بر میگردد و این را اسناد و مدارک ثابت میکند همچنان که مبارز مجاهد ناصرالسعید روحانی معارضین حجاز در سال 1979 به دست آلسعود!! ربوده شد و به شهادت رسید. این است منبع درد و بلا؟ عدم آگاه افکار عمومی عربی و اسلامی از حقیقت توطئهای که رژیم سعودی به عنوان مثال برای جلوگیری از برگزاری اجلاس سران عرب در دمشق (28/3/2008) رهبری میکند، یک جرم سیاسی و اخلاقی است که رسانههای عربی مرتکب میشوند. تحولات جاری که از چند ماه پیش به رهبری رژیم سعودی و با پرونده پیچیده لبنان و تلاش واشنگتن و تلآویو برای مسئول جلوه دادن سوریه در این مسئله آغاز شده است حکایت از یک توطئه پلیدی دارد که مقصود از آن تحقق دو هدف است: 1- جلوگیری از برگزاری اجلاس سران عرب این اجلاس از سال 1946 نخستین اجلاس از این نوع در دمشق است که در صورت برگزاری حمایتی برای دمشق در برابر توطئههای آمریکا و ناکامی تلاشها برای منزوی کردن سوریه و تأکیدی بر وحدت عربی و توان آنان در تمییز بین اقدامات استراتژیک و اختلافات خواهد بود. اما هدف این توطئه این است که جلوی برگزاری این اجلاس و اتحاد اعراب را بگیرند. 2- هدف از تفرقهافکنی و توطئه به رهبری همپیمانان واشنگتن و در رأس آنها عربستان سعودی، زمینهسازی برای تجاوز جدید علیه سوریه و چه بسا ایران و به بالطبع حزبالله و جنبشهای مقاومت فلسطین است که بیشتر رهبران آن در دمشق زندگی میکنند. این همان اهدافی است که آمریکا و همپیمانان منطقهای آن دنبال تحقق آن هستند. پیش از این نیز فاش کردم که عربستان سعودی با دستور آمریکا و ارتباط با اسرائیل از طریق بندر بن سلطان و 15 شرکت اسرائیلی فعال در الریاض، طرح عربی برای حل بحران لبنان را ناکام گذاشت و آن را به طرح آمریکائی مبتنی بر درگیری، خشونت و اختلافات سیاسی در لبنان جایگزین کرد. عربستان با همکاری دستگاههای اطلاعاتی عربی (که در بیشتر مواقع اردن است) در ترور رهبران از جمله ترور عماد مغنیه همکاری میکند و در عملیات ارسال سلاح به تیم حریری و دو قاتل (جنبلاط و جعجع) دست دارد و از طریق رسانهها و ماهوارههای خارجی خود سعی میکند سوریه را مسئول ناکامی حل بحران لبنان جلوه دهد و چنین ادعا میکند که سوریه به معارضین فشار میآورد تا راهحلهای آمریکا را که در نهایت به خلع سلاح مقاومت ـ حامی واقعی امنیت لبنان در برابر دشمن صهیونیستی ـ را نپذیرد؛ اما عربستان و رسانههای آن فراموش کردهاند که یکی از بارزترین این معارضین یعنی میشل عون کسی است که در طول تاریخ مخالف با سوریه و حضور آن در لبنان بوده است پس چگونه ممکن است که سوریه وی را تحت فشار قرار دهد؟ این یک دروغ محض است و همچنانکه میگویند: مشکل لبنان اساسا داخلی و آمریکائی ـ سعودی است و همپیمانان آمریکائی آن مانع حل بحران در این کشور میشوند. عربستان به دستور آمریکا تصمیم قطعی خود را درباره اجلاس گرفته است و میخواهد بین اعراب تفرقه وجود داشته باشد. بنابراین این وظیفه اصحاب رسانه است که حقیقت را بدون تعارف و چشمداشتی برای افکار عمومی فاش کنند. تکلیف دینی میطلبد که حامیان حرمین شریفین بیشتر از همه نسبت به برگزاری این اجلاس حریص باشند که در ماه مارس سال گذشته نیز زمان و مکان آن را مشخص کردند اما آنها این بار نیز به بهانه واهی پرونده لبنان خلف وعده کردند. حقایق نشان میدهد که ریاض این روزها از واشنگتن اداره میشود. رژیمی که مدعی حمایت و احترام به مقدسات و موسم حج برابی یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان است شایسته نیست که دست به این گونه اقدامات سیاسی، رسانهای و دینی بزند.