تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۵۶۳۴۹
پروژه اسرائیلی و آمریکایی برای ایجاد شکاف در جهان اسلام

ایران خطرناک‌تر است یا اسرائیل؟

فهمی ‌هویدی / ترجمه: کریم پورزبید زیره ذ‌ره‌بین: رسانه‌های اسرائیلی اخیرا با طرح این سؤال که ایران خطرناک‌تر است یا اسرائیل سعی می‌کنند به عرب‌ها تلقین کنند که ایران بزرگترین خطری است که آنها را تهدید می‌کند تا از این طریق هم فضا برای نزدیکی میان عرب‌ها و اسرائیل مهیا شود و هم زمینه‌های لازم برای به انزوا کشاندن ایران در منطقه فراهم آید. به همین دلیل طرح این سؤال که خطر واقعی‌ای که عرب‌ها را تهدید می‌کند ایران است یا اسرائیل؟ خطایی فاحش و استراتژیک است؛ چرا که تمام شواهد حکایت از آن دارد که اسرائیل خطری به شمار می‌رود که هم عرب‌ها و هم ایران را تهدید می‌کند و اگر اسرائیلی‌ها موفق به تحریک آمریکا علیه ایران جهت حمله نظامی ‌شوند، گام بعدی برای به زانو درآوردن جهان عرب خواهد بود.

از عجایب و شگفتی‌های زمان ما این است که ما اکنون تلاش می‌کنیم امور بدیهی یا مسلم را اثبات کنیم. برخی از این شگفتی‌ها و عجایب را اخیرا شاهد هستیم، به ویژه در مورد جدال میان برخی سازمان‌ها و مؤسسات پیرامون دشمن و خطری که جهان عرب را تهدید می‌کند که آیا اسرائیل خطرناک‌تر است یا ایران؟ به طور مثال اگر من در ایالات متحده بودم این مسئله را درک می‌کردم که رسانه‌های مخالف موفق شده‌اند بسیاری را قانع کنند که فلسطینی‌ها به اسرائیلی‌های صاحب سرزمین، تجاوز می‌کنند و این فلسطینی‌های شرور هستند که اقدام به انجام عملیات‌های تروریستی می‌کنند تا بر سرزمین اسرائیل مستولی شوند و آن را اشغال کنند. این چنین فریب و دروغی در کشور و جامعه‌ای که ارتباطی با موضوع ندارند ـ مگر از طریق مشاهدات تلویزیونی ـ چندان عجیب نیست، اما اگر چنین چیزی در جهان عربی‌مان که با جنایت‌های اسرائیل زندگی می‌کند و صد سال است که از آن رنج می‌برد، رخ دهد، عجیب و نادر به حساب می‌آید و این حکایت از درجۀ بالای خلل در دیدگاه است که به انگیزه‌ها یا نتایج آن اطمینانی نیست.
همچنین من می‌دانم که این اسرائیلی‌ها هستند که این سخن را تبلیغ می‌کنند، در حالی که آنان سرزمین عربی فلسطین و جولان را اشغال کرده‌اند و بمباران‌ها و گلوله‌باران خود را ادامه می‌دهند و دست به تصفیه می‌زنند و شهرک‌های یهودی‌نشین را گسترش می‌دهند. اسرائیلی‌ها از تبلیغ این مسئله منفعت زیادی می‌برند؛ چرا که آنان از این طریق با یک تیر چند هدف را می‌زنند؛ از یک جهت اسرائیلی‌ها توجه را از اشغالگری و توسعه طلبی شان منحرف می‌کنند تا بتوانند فشار خود بر فلسطینی‌ها را افزایش دهند. از جهت دیگر، در انزوای ایران و تحریک علیه‌اش شرکت می‌کنند تا جایی که باعث حمله نظامی‌علیه این کشور و نابودی پروژۀ هسته‌ای و توقف رشدش شوند؛ امری که باعث تقویت جایگاه اسرائیل به عنوان قدرت بزرگ در منطقه می‌شود. از جهتی دیگر اسرائیل اینچنین به عرب‌ها تلقین می‌کند که ایران بزرگ‌ترین خطری است که آنها را تهدید می‌کند تا از این طریق فضا برای نزدیکی میان عرب‌ها و اسرائیل ـ با توجه به اینکه دو طرف با یک خطر مواجه هستند ـ مهیا شود.
بعید نمی‌دانم که این سخن در عراق پژواک داشته است تا جایی که شرایط در این کشور به گونه‌ای است که بسیاری از اهل تسنن را قانع کرده است که ایران برای کشورشان از آمریکایی‌ها یا اسرائیلی‌ها خطرناک‌تر است! متأسفانه اتفاقاتی که در خاک این کشور رخ می‌دهد، بسیاری از اهل تسنن را قانع کرده که به این نتیجه برسند که البته ما قصد نداریم در اینجا این مسئله را ارزیابی کنیم اما فقط باید بگوییم که حالت‌هایی کاملا استثنایی وجود دارد که برخی توجیه‌ها را برای تبلیغ ادعای تقدم خطر ایران بر اسرائیل به وجود می‌آورد و من نمی‌توانم در این حالت‌های استثنایی، موضع اکثریت سلفی‌ها را نادیده بگیرم که در جهان به طور کلی منبع خطر و شرارتی جز شیعه و خصوصاً ایران نمی‌بینند.
زمانی که این حالت‌ها را درک بکنیم و شرایط آن را نیک بنگریم، هیچ تفسیر موضوعی برای تلاش‌هایی که به منظور ایجاد این تصور غلط در بقیۀ نقاط جهان عرب انجام می‌شود که خطر اسرائیل را تا حدودی به باد فراموشی بسپرد، نمی‌بینیم.
پیش از آنکه توضیح دهم این تصور چرا اشتباه است، خواهش می‌کنم که بر این مسئله توافق کنیم: اولا کسانی که بطور حقیقی از تبلیغ این مسئله استفاده می‌برند اسرائیلی‌ها و پس از آن آمریکایی‌ها هستند. دوم اینکه منفعت اسرائیلی‌ها در این است که پیش از این در مورد آن توضیح دادم. اما منفعت و مصلحت آمریکا؛ جدای از همسویی با اسرائیل، سرپیچی و خلاف خواستۀ آمریکا عمل کردن ایران را علتی کافی برای تنگ کردن عرصه علیه این کشور، محاصره و شکستن ارادۀ آن می‌داند. این هدف در خدمت مطامع‌اش در سیطره بر منابع نفتی است که شاهرگ جهان صنعتی به شمار می‌رود.
نکته دوم اینکه مقصودم از به زیر سؤال بردن این مسئله غلط که ایران برای کشورهای عربی خطرناک به شمار می‌رود، این نیست که ایران را تبرئه کنم، بلکه من تا جایی که می‌توانم [می‌کوشم] تا توجهات را به اولویت خطرهایی که امت عرب را تهدید می‌کنند، جلب کنم. از سوی دیگر، من نمی‌خواهم به طور کامل برخی چشمداشت‌های ایران در جهان عرب را انکار کنم، بهترین حالتی که می‌توان از آن برداشت کرد این است که این استراتژی‌ها برای حمایت از امنیت ملی خودش است. اما آنچه که من می‌خواهم بگویم این است که چشمداشت‌های ایران در بدترین حالتش حداقل در حال حاضر و شرایط کنونی، خطر درجۀ اول برای امت عرب به شمار نمی‌رود که بخواهد خود را به آن مشغول کند.
و اما نکته سوم: ایران یک کشور مسلمان است و همسایۀ مهمی ‌است که وزن خاص خود را دارد. با تمام معیارها و محاسبه‌های استراتژیک، چاره‌ای جز این وجود ندارد که ما با این کشور به شکل مسالمت‌آمیزی در کنار هم زندگی کنیم؛ به طوری که طرف‌های ایرانی و عربی به همدیگر احترام متقابل بگذارند تا اطمینان و اعتماد میان آنها تقویت شود و گسترش یابد. حتی اگر با توجه به سابقۀ تاریخی، میان آنها خرده حساب‌هایی وجود داشته باشد. در کنار هم زیستن به لحاظ جغرافیایی گریزناپذیر است؛ چرا که ایران رژیمی‌همانند اسرائیل نیست که از جای دیگر آمده باشد یا مسافر گذری‌ای همچون ایالات متحده در عراق نیست؛ ایران از هزاران سال پیش در کنار عرب‌ها قرار داشته و اگر چه در زمان حملۀ اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها به آنها کمک نکرده است، حداقل عمق استراتژیک مهمی‌برای اعراب به شمار می‌رود که هم اعراب و هم خود ایران با تکیه به هم، به همدیگر قدرت می‌دهند.
سخنانی که اخیرا ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل برای 3 روزنامه اصلی،‌ هاآرتص، معاریو و ایدیعوت آحارنوت بیان کرد، مرا بسیار نگران کرده است. اولمرت از تغییر در مواضع نشست اخیر سران عرب در ریاض ستایش کرد و اظهار کرد که مواضع کشورهای عربی با تغییر انقلابی مواجه شده است. چرا؟!
وی تصور می‌کند که رهبران عرب درک کرده‌اند که منطقه با خطرات زیادی مواجه است و اسرائیل خطر بزرگ برای آن به شمار نمی‌رود.
من این سخن را از دسیسه‌ها و فریب اسرائیل می‌دانم که اولمرت می‌خواهد از این طریق این پیام را به همه برساند که ایران در نظر اغلب رهبران عرب بزرگ‌ترین خطر برای منطقه است، پس از جملۀ اولویت‌های آنان باید توجه به این خطر و از بین بردن آن باشد؛ امری که باعث می‌شود حملۀ نظامی ‌آمریکا به ایران با توجه به اینکه این حمله در خدمت منافع امت عرب است، توجیه شود و باعث شود که شبح خطری را که در ذهن دارد، از خود دور کند.
آنچه که باعث می‌شود فضا برای اشاعۀ این چنین دسیسه‌هایی مهیا شود، ضعف دیپلماسی ایران در جهان عرب و ناتوانی رسانه‌ها و مطبوعات ایرانی است. دیپلماسی ایرانی نتوانسته پل‌های تفاهم را با جهان عرب برقرار کند و تمام تلاش و توجه خود را فقط معطوف به عراق و لبنان کرده است و به کشورها و مناطق عربی دیگر اهمیتی نمی‌دهد. از سوی دیگر، رسانه‌ها و مطبوعات ایرانی نتوانسته‌اند تلاشی برای آشناسازی و ارتباط میان دو ملت ایران و عرب انجام دهند. در شکل گسترده‌تر آن، رسانه‌ها و مطبوعات عرب نیز در این زمینه اقدامی نکرده‌اند و به جای اینکه نسبت به این مسائل احساس مسئولیت کنند و در راستای آن تلاشی بکنند، بیشتر به مسائل سیاسی می‌پردازند. اگر بخواهم آشکارتر سخن برانم تردید نخواهم کرد که بگویم در رسانه‌های عربی برخی هستند که ترس از ایران را تبلیغ می‌کنند، همچنان که برخی نیز هستند که سخن ایهود اولمرت را تبلیغ می‌کنند و خطر ایران را بر خطر اسرائیل تقدم داده‌‌اند و خواستار اجماع برای رویارویی با ایران (و نه اسرائیل) شده‌اند.
خلاصه اینکه برخی نگرانی‌ها میان عرب‌ها و ایرانی‌ها وجود دارد که باید از بین برود و این امر نیازمند ارادۀ صادقانه و شجاع در پرداختن به آنها، شفاف سازی و علاوه بر این نیازمند وقوف به اهمیت استراتژیک برقراری تفاهم میان دو طرف بر پایه‌هایی محکم و استوار است. تصور می‌کنم که طرح این سؤال که خطر واقعی که عرب‌ها را تهدید می‌کند ایران است؛ یا اسرائیل؟ خطایی فاحش است و نشان‌دهندۀ خلل در دیدگاه استراتژیک است، چرا که تمام شواهد حکایت از آن دارد که اسرائیل خطری به شمار می‌رود که هم عرب‌ها و هم ایران را تهدید می‌کند و اگر آنان موفق به تحریک آمریکا علیه ایران و حمله نظامی‌ و شکستن اراده‌اش شوند، گام بعدی به زانو درآوردن جهان عرب و به تحت سیطرۀ بردن آنان توسط اسرائیل و آمریکاست. من کمی ‌دورتر می‌روم و بر این باورم که ایران در وضع کنونی و شرایط حاکم بر آن ـ حتی در سایه تنش این کشور با برخی از اعراب ـ از توسعه‌طلبی اسرائیل در منطقه جلوگیری می‌کند؛ امری که در نهایت به نفع عرب‌هاست.
شایسته است فراموش نکنیم تأیید و حمایت ایران از حزب الله لبنان از عوامل اساسی به شمار می‌رود که حمله اسرائیل به لبنان را با شکست مواجه کرد و ضربۀ مهلکی به قدرت اسطوره‌ای و شکست‌ناپذیر اسرائیل وارد کرد.
گاهی اوقات ناگزیریم از زاویه محاسبۀ منافع اعراب، میان ایران و اسرائیل مقایسه کنیم و در بدترین شکل تصور کنیم که ایران خطر احتمالی برای منطقۀ خلیج فارس به شمار می‌رود، اما اسرائیل در بهترین شکل تصور، رژیمی ‌است که سرزمین فلسطین را اشغال و امنیت ملی اعراب را تهدید کرده است؛ چرا که اسرائیل بخشی از پروژۀ آمریکا برای سیطره بر منطقه است. از سوی دیگر، میان عرب‌ها و ایران اشتراکات تاریخی و جغرافیایی وجود دارد؛ در حالی که با اسرائیل هیچ وجه اشتراکی وجود ندارد؛ اسرائیلی که در منطقه کاشته شده و اقدام به غصب سرزمین‌های عربی کرده است.
در آخر، تکرار می‌کنم کسانی که عرب‌ها را علیه ایران تحریک می‌کنند، هیچ خدمتی به آنان نمی‌کنند؛ آنان حمله به ایران را مقدمه ای ضروری برای به زانو درآوردن و تحت سیطره قرار گرفتن عرب‌ها می‌دانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات