تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۹  ، 
کد خبر : ۵۶۴۵۶
قره‌باغ تداوم منازعه میان ارمنستان و آذربایجان

اختلاف بی‌پایان

مجتبی سپهری والا ـ ماسیس ماطوسیان مقدمه: الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، در پیام خود به مناسبت سال نو میلادی، ضمن اعلام این مطلب که جمعیت ارمنی قره‌باغ باید تحت حاکمیت آذربایجان بازگردند و یا از این منطقه مهاجرت کنند، گفت: آنان باید تعیین سرنوشت خود را در چارچوب تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان عملی نمایند. این سخنان در شرایطی اظهار می‌شود که قرار است میانجیگران گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا با سفر به باکو و ایروان امکان دستیابی به توافق در مورد مناقشه قره‌باغ را تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ارمنستان و آذربایجان در سال جاری میلادی بررسی نمایند. طرح جدید روسای روسی، آمریکایی و فرانسوی گروه مینسک بر حل مرحله به مرحله این مناقشه تاکید می‌نماید که با آزاد‌سازی حداقل 6 منطقه از 7 منطقه مورد اشغال ارامنه در جمهوری آذربایجان شروع می‌شود و با برگزاری همه‌پرسی تعیین وضعیت حقوقی قره‌باغ پایان می‌پذیرد. اگرچه هیچ چارچوب زمانی مشخصی برای این همه‌پرسی تعیین نشده است، به نظر می‌رسد میانجیگران امکان شناسائی بین‌المللی جدایی منطقه مورد مناقشه را محتمل می‌دانند. با این وجود، علی‌اف بار دیگر امکان استقلال قره‌باغ را رد نمود و گزینه بازپس‌گیری قره‌باغ از راه نظامی را نامحتمل ندانست. وی همچنین اعلام نمود که هزینه‌های دفاعی آذربایجان با 20% افزایش در سال 2008 به 2/1 میلیارد دلار خواهد رسید. از سوی دیگر ارمنستان که بودجه نظامی‌اش در سال جاری میلادی به رقم 400 میلیون دلار می‌رسد، می‌تواند بر روابط نزدیک نظامی با روسیه و امکان خرید ارزان‌تر تسلیحات از این کشور تکیه نماید. روبرت کوچاریان، رئیس‌جمهور ارمنستان اعلام نموده است که کشورش به تلاش برای ایجاد حکومتی کارآمد در قره‌باغ ادامه خواهد داد.

تاریخچه قره‌باغ

منطقه قره‌باغ در جنوب غربی جمهوری آذربایجان قرار دارد و اکثریت جمعیت آن را ارامنه تشکیل می‌دهند.

ارمنستان مدعی است که این منطقه بخشی از قلمرو قدیمی ارامنه بوده و «آرتساخ» نام داشته است. مورخین ارمنی وجود کلیساهای متعدد قدیمی دارای سنگ نوشته‌های ارمنی را شاهدی بر این مدعا می‌دانند. این در حالی است که مورخین جمهوری آذربایجان کلیساهای مذکور را متعلق به آلبانیایی‌های قفقاز (که به ادعای آنان پیشینیان مردم کنونی این جمهوری هستند) می‌دانند. با ورود اسلام به این منطقه، از حدود هزار سال پیش مسیحی و مسلمانان با یکدیگر همزیستی داشتند ولی در اوایل قرن بیستم منازعات قومی در قره‌باغ رخ داد و به دنبال انقلاب بلشویکی در روسیه، مقامات شوروی و به ویژه استالین در راستای سیاست تفرقه‌افکنانه، منطقه خودمختار قره‌‌باغ را در داخل جمهوری آذربایجان ایجاد کردند.
نارضایتی ارامنه منطقه از این وضعیت سرانجام در اواخر دهه 1980 میلادی و همزمان با سیاست‌های گورباچف در سال‌های پایانی حیات اتحاد شوروی، منجر به از سرگیری تنش قومی میان ارامنه و آذری‌ها و مهاجرت تعداد زیادی از آنان شد. در سال 1991 و در خلال فروپاشی شوروی، ارامنه قره‌باغ اعلام استقلال نمودند. هنوز هیچ کشوری استقلال قره‌باغ را به رسمیت نشناخته است. درگیری وسیع نظامی میان نیروهای ارمنی و جمهوری آذربایجان منجر به پیروزی ارامنه و اشغال مناطقی از آذربایجان در اطراف قره‌باغ شد. سرانجام در ماه مه سال 1994 و با میانجیگری گروه مینسک، آتش‌بس برقرار شد.

در ماه اکتبر سال 2007 میلادی، در انتخابات ریاست جمهوری‌ای که از سوی مقامات جمهوری خودخوانده قره‌باغ برگزار شد، «باکو ساهاکیان» که از مقامات امنیتی این منطقه بوده است، به پیروزی رسید.

روسای گروه مینسک در جریان ملاقات وزرای امور خارجه سازمان امنیت و همکاری اروپا در مادرید در نوامبر 2007 نسخه جدیدی از طرح صلح مناقشه قره‌باغ را به وزیران خارجه ارمنستان و آذربایجان ارائه نمودند.

مواضع طرفین درگیر

طرح صلح جدید گروه مینسک مشابه طرحی است که در سال 1997 ارائه شده بود. طرح مذکور مورد حمایت لئون ترپطروسیان، رئیس‌جمهور وقت ارمنستان، قرار گرفت اما وی تحت فشار روبرت کوچاریان و سرژ سرکیسیان، نخست‌وزیر و وزیر کشور وقت، مجبور به استعفا شد. کوچاریان و سرکیسیان این طرح را «سازشکارانه» دانستند و خواهان حل مناقشه از طریق حل هم‌زمان همه مسائل مورد اختلاف (به جای روش مرحله به مرحله طرح مذکور) شدند. تحلیلگران سیاسی عقیده دارند که سرکیسیان، نخست‌وزیر کنونی و یکی از کاندیداهای اصلی انتخابات آتی ریاست جمهوری ارمنستان، با استقبال از طرح اخیر گروه مینسک، به دنبال جلب حمایت غرب برای پیروزی خود در این انتخابات است و از همین رو مساله قره‌باغ از مسائل مهم مطرح شده در ملاقات‌های اخیر وی با مقامات اتحادیه اروپا و ناتو در بروکسل بود. هیات حاکمه کنونی ارمنستان ضمن اعلام استقبال از طرح جدید، تفاوت آن را با طرح سال 1997 در مطرح شدن موضوع برگزاری همه‌پرسی تعیین وضعیت قره‌باغ می‌دانند اگرچه زمان برگزاری این همه‌پرسی مشخص نشده است.

در این میان ترپطروسیان که یکی از رقیبان سرکیسیان در انتخابات آتی می‌باشد، مدعی است که کوچاریان و سرکیسیان (که هر دو قره‌باغی الاصل هستند و توسط‌ ترپطروسیان در دهه 1990 به مقامات بلندپایه در ارمنستان منصوب شدند) درصدد حل مناقشه قره‌باغ نیستند و ادامه وضع موجود را به نفع خود می‌دانند.

از سوی دیگر المار محمدیارف، وزیر امور خارجه آذربایجان اخیراً در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که کشورش حاضر است در صورت موافقت ارامنه قره‌باغ نمونه خودمختاری بعضی از کشورهای اروپایی و روسیه را که اقوام مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند، فراهم آورد. وی بر لزوم حفظ تمامیت ارضی کشورش تاکید کرد و با وجود تقدیر از طرح اخیر گروه مینسک، گفت پیشنهادات مذکور مبانی لازم برای ملاقات جدید میان سران دو کشور را فراهم نمی‌کند.

در این میان با وجود ادعاهای تاریخی و قومی طرفین درگیر، فعالیت‌هایی در جهت برقراری صلح در دو قوم ارمنی و آذری دیده می‌شود. برای نمونه می‌توان به تلاش بعضی از فعالان سیاسی باکو و ایروان برای بهره‌گیری از تجربه‌های موفق برقراری صلح در سایر مناقشات و از جمله سفر هیات‌هایی از دو جمهوری به تاجیکستان برای آشنایی با روند آشتی ملی در این جمهوری اشاره کرد. فعالان صلح‌طلب مذکور با وجود آگاهی از اختلاف‌های موجود، معتقدند که دو طرف نه می‌خواهند و نه می‌توانند همانند دهه 1990 رقابت‌جویی خود را از راه نظامی به پیش ببرند و ناگزیرند که فرهنگ گفت‌وگو و حسن همجواری را نهادینه کنند.

موضعگیری مجامع جهانی و کشورهای ذینفع

1) سازمان ملل متحد: شورای امنیت سازمان ملل در 3 قطعنامه مصوب سال 1993 از طرفین درگیر خواست اختلاف‌های خود را در چارچوب گروه مینسک حل و فصل نمایند. در واقع سازمان ملل بازگشت صلح به قره‌باغ را به سازمان‌های منطقه‌ای به ویژه سازمان امنیت و همکاری اروپا واگذار کرده است.

2) کشورهای اروپایی: سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال 1992 گروه موسوم به گروه مینسک را با عضویت 9 کشور و به ریاست آمریکا، روسیه و فرانسه تشکیل داد و گروه مذکور توانست در سال 1994 آتش‌بس را بین طرفین مخاصمه برقرار کند.

هیچ‌کدام از طرح‌های پیشین این گروه از جمله اعطای بالاترین حد خودمختاری به قره‌باغ در چارچوب تمامیت ارضی آذربایجان (طرح سال 1996) و نیز طرح مرحله به مرحله عقب‌نشینی نیروهای ارمنی از آذربایجان و بازگشت آوارگان و تعیین وضعیت حقوقی قره‌باغ (طرح سال 1997) و در نهایت طرح سال 1998 در مورد تشکیل کنفدراسیون میان قره‌باغ و آذربایجان، مورد رضایت هر دو طرف درگیر قرار نگرفته‌اند.

از سوی دیگر ثبات قفقاز در راستای تامین منافع سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی کشورهای اروپایی در این منطقه، اهمیت به‌سزایی دارد و 3 جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در طرح سازمان ناتو موسوم به مشارکت برای صلح عضویت دارند.

3) ترکیه: حمایت همه‌جانبه آنکارا از باکو و قطع روابط ترکیه با ارمنستان، باعث کاهش نقش این کشور در میانجیگری میان طرفین درگیر شده است. از سوی دیگر تلاش‌ لابی‌های ارمنی و دولت ارمنستان در شناسایی کشتار 1915 ارامنه توسط عثمانی به عنوان نژادکشی، در افزایش تنش میان دو کشور تاثیر به‌سزایی داشته است. اگرچه ترکیه در راستای جلب‌نظر اروپا برای عضویت در اتحادیه اروپا، سعی در عادی‌سازی روابط خود با ایروان دارد اما همچنان انصراف ارمنستان از پیگیری ادعای نژاد‌کشی ارامنه و تخلیه مناطق اشغالی آذربایجان را از پیش‌شرط‌های خود برای عادی‌سازی روابط با ارمنستان می‌داند.

4) ایران: تهران با وجود تاکید بر تمامیت ارضی آذربایجان، سعی در میانجیگری و حل مسالمت‌آمیز مناقشه قره‌باغ نمود، اما با رقابت سایر کشورهای تاثیرگذار از روند میانجیگری گروه مینسک جدا ماند. ایران ضمن کمک به پناهجویان آذری و تسهیل ترانزیت کالا میان آذربایجان و نخجوان، ارتباط ارمنستان را با جهان خارج در شرایطی که تحت محاصره اقتصادی از سوی ترکیه و آذربایجان قرار داشت، فراهم نمود.

5) آمریکا: ایالات متحده در زمینه گسترش نفوذ در قفقاز با روسیه و اروپا رقابت می‌نماید که این امر در راستای تلاش واشنگتن برای توسعه نفوذ در مناطق حساس جهان و نیز تامین امنیت و کنترل خطوط انتقال و گاز حوزه دریای خزر می‌باشد. در حقیقت ادامه مخاصمه میان ارمنستان و آذربایجان باعث ناامن شدن منطقه برای سرمایه‌گذاری‌های کلان و افزایش هزینه‌های انتقال انرژی می‌گردد. با این وجود، علی‌رغم تلاش باکو برای اعمال فشار آمریکا بر ارمنستان در زمینه تخلیه مناطق اشغالی، هم‌‌پیمانی ارمنستان با روسیه و نیز حضور لابی قدرتمند ارمنی در ایالات متحده، مانع تحقق خواسته‌های مقامات جمهوری آذربایجان شده است. کمک‌های مالی گسترده آمریکا به ارمنستان و قره‌باغ، در کنار سرمایه‌گذای شرکت‌های نفتی این کشور در آذربایجان، در همین راستان قابل توجیه است.

6) روسیه: این کشور دارای روابط استراتژیک و مستحکم با ارمنستان بوده است و به رغم سردی روابط با آذربایجان در سال‌های نخستین استقلال این جمهوری، پس از به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین، اقدام به بهبود روابط باکو نموده است. مقام‌های روسی با تکذیب ادعای برخی از صاحبنظران، مدعی هستند که ادامه شرایط کنونی (نه جنگ و نه صلح) در قره‌باغ به نفع مسکو نیست.

در مجموع می‌توان گفت آذری‌ها با اعطای خودمختاری به قره‌باغ در داخل آذربایجان موافقند، اما پیش شرط آنها خروج بدون قید و شرط نیروهای ارمنی از مناطق اشغالی است و از سوی دیگر ارمنستان تحت محاصره اقتصادی آذربایجان و ترکیه، ضمن تحکیم روابط با غرب، روسیه و ایران، بر سه شرط عدم واگذاری قره‌باغ به آذربایجان، استقلال این منطقه یا الحاق آن به ارمنستان و تضمین امنیت ارامنه قره‌باغ تاکید می‌نماید.

به نظر می‌رسد دولتمردان دو کشور تحت فشارهای بین‌المللی، در راستای پذیرش حل مرحله به مرحله بحران گام برمی‌دارند.

در این میان ضعف نسبی هر دو طرف در کسب برتری کامل، مشکلات و تبعات اقتصادی ادامه مناقشه و نیز منافع سیاسی بعضی از کشورهای ثالث در حل این مخاصمه از جمله عوامل مثبت در راستای رسیدن به صلح است و از سوی دیگر مسئولیت سخت مقام‌های دو کشور در توجیه روانی هر گونه سازش احتمالی برای افکار عمومی که در طول بیست سال گذشته شاهد جو نفرت بین دو قوم بوده‌اند و نیز رسیدن به توافق نهایی در مورد وضعیت حقوقی قره‌باغ از جمله عوامل مشکل‌ساز در روند حل این مناقشه محسوب می‌شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات