صادق مهدی غفرانی
«... حمله نظامی به ایران حتی به طور محدود آن نمی تواند پاسخگوی نگرانی جامعه جهانی از برنامه های اتمی ایران باشد، زیرا حکومت ایران از جنگ استقبال می کند و قربانی اصلی چنین حمله جنبش دموکراسی خواهد بود.»
جملات بالا را می توان از قول خیلی ها حدس زد. رفقای شارون، نمایندگان مجلس انگلیس، سناتورهای آمریکایی یا... اما شاید کمی سخت بشود باور کرد که این سخن یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت دانشجویان ایران در صحن مجلس سنای آمریکاست!
البته دشوار بودن باور این مسئله به سبب هویت آشنا و آشکار سخنگوی آن (علی افشاری) نیست، چرا که در سابقه چنین فردی نمونه های فراوانی از این دست، از جمله حضور در کنفرانس برلین و به آشوب کشیدن فضای دانشگاه تهران و زاهدان و... می توان یافت.
نکته اصلی لکه دار شدن نام تشکلی است که روزگاری نماد وحدت بود و ایرانی بودن، نه پاتوق شنگول و منگول های جو زده هزاره سوم!
بازخوانی این جملات که در پائیز 82 در دانشگاه بوعلی سینا توسط همین عضو فراری و خودفروخته ایراد شده هم شاید خالی از لطف نباشد: «... بسیج دانشجویی تشکلی است که به زور قدرت های خارج از دانشگاه سرپا مانده و هویت دانشجویی ندارد. دفاع از ملت و کشور و این آب و خاک نیازی به شعار ندارد و اگر روزگاری نگاه بدخواهانه ای به ایران عزیز شود همین ما هستیم که در صف اول خواهیم ایستاد»!
در چند روز اخیر و در ادامه طرح یادواره شهدای دانشجوی کشور، دانشجویان برخی از دانشگاه ها اقدام به تدفین پیکر شهدای گمنام در محوطه دانشگاه و معطر کردن فضای علمی دانشگاه ها با بوی خوش این یادگاران دوران دفاع کردند.
ابتکاری که در دانشگاه های تهران با استقبال عامه دانشجویان رو به رو شد و به اعتراف تصاویر رسانه ها، دانشجویان مردم دوست و با وفای دانشگاه ها با همان حضور همیشگی شان صحنه های بکر و خاطره انگیزی را خلق کردند.
اما در کنار این خیل عظیم چه در دانشگاه شهید رجایی و چه در دانشگاه صنعتی شریف گروهی از طیف مرموز دفتر تحکیم وحدت با تجمع و ایجاد آشوب به مخالفت با این کار پرداختند.
هرچند که تعداد اپوزیسیون ها آنقدر تأثیرگذار! بود که در هر دو مراسم انبوه دانشجویان، شهدا را در آغوش گرفتند و به خاک سپردند اما مخالفت تحکیم وحدتی ها با حضور شهدا و حمله فیزیکی آنها (در دانشگاه شریف) به دانشجویان و رئیس دانشگاه حکایت از واقعیت پنهانی داشت که شاید بتوان اسمش را گذاشت: «لغو خودجوش مجوز»!
واقعیتی که در سال های اخیر بسیاری از دل سوزان نظام و دانشجویان متعهد بارها و بارها در حوادث ناخوش دانشگاه ها و محیط های دانشجویی آن رابه زبان های دیگری مطرح کرده اند.
حقیقت این است که مجوز فعالیت این طیف دفتر تحکیم وحدت که لااقل در روزهای اخیر چهره وابسته لیدرهای درجه یک آن به صورت لخت و برهنه بر همه نمایان شده، مدتهاست که به دست خود این افراد باطل شده!
مجوزی که اگرچه به لحاظ قانونی و آئین نامه ای از همان ابتدا هم وجود خارجی نداشت اما به لحاظ عرفی، تو بخوان صبر جزیل دانشجوهای انقلابی، هم دیگر اعتبار و وجهه ای ندارد!
دفتر تحکیم وحدت خوش سابقه تر و اصیل تر از آن است که بنویسم با آرسن لوپن بازی چند مهره در گل فرو رفته، عمرش تمام شده و طیف متعهد دانشجویان با در دست گرفتن سکان این تشکل عملاً هدایت تحکیم را از آن خود کرده اند اما به جرأت امروز می شود ادعا کرد که برای این طیف برباد رفته، باید فاتحه خواند.