علی صالحآبادی
کمتر از چهار سال پیش بود که اصولگرایان نخست مجلس هفتم و آنگاه دولت نهم را به کنترل خود درآوردند. شاید غرور این پیروزیها که با حذف گسترده اصلاحطلبان از انتخابات مجلس هفتم و نیز تفرق اصلاحطلبان در انتخابات نهم ریاست جمهوری حاصل شده بود به آنان اجازه نمیداد که فکر کنند روزی میآید که در پایان مجلس و سال سوم فعالیت دولت، به رغم درآمد افسانهای نفتی که پیشبینی میشود امسال رقم آن به 75 میلیارد دلار (معادل پنج سال درآمد ارزی در برنامه سوم توسعه) برسد که ندانمکاری، سوءمدیریت و بهره نگرفتن از نظرات کارشناسان و مدیران باتجربه شرایط را برای افول ناگهانی آنان فراهم کند و بار دیگر اصلاحطلبان مورد توجه مردم قرار گیرند.
هرچند این خطر را رهبران اصولگرا مدتها است دریافتهاند، اما چون برنامهای برای برونرفت از بحرانهای به وجود آمده ناشی از عملکرد این گروه در دست نیست، بنابراین حرکت اصولگرایان مثل یک لوپ معیوب است که سرانجام به صورت حلزونی منفی عمل میکند و از میان میرود. نخستین شکست را اصولگرایان به ویژه "جمعیت رایحه خوش خدمت" که حامی رییسجمهوری است در انتخابات شوراهای سوم در تهران و بسیاری از کلانشهرها تجربه کردند. شکست دیگر آنها مربوط به انتخابات مجلس خبرگان رهبری است که اکبر هاشمی رفسنجانی با نزدیک به یک میلیون رأی بر چهرههای شاخصی همچون محمدتقی مصباح یزدی و دیگران به پیروزی رسید و خوشایند همین جریان نبود که هاشمی رفسنجانی، رییس خبرگان رهبری شود. اما اکثریت این مجلس، هاشمی رفسنجانی را بر جنتی ترجیح دادند و انتخاب او به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری برای این گروه خوشایند نبود.
پیام این رویدادها، شکست روانی برای اصولگرایان محسوب میشود. برنامه نداشتن اصولگرایان به تدریج بر عموم مردم حتی بر آنهایی که در تشکیل مجلس و دولت نقش داشتهاند، آشکار شده است. ملت ایران میرود تا با استفاده از قواعد دموکراتیک پرسشگری را که حق مسلم و شناخته شده در قانون اساسی است درباره مسئولان نهادینه کند تا مردم از این طریق مجلس و دولت را مورد بازخواست و سؤال قرار دهند تا بدانند که چه عواملی باعث شده که زندگی بر ایرانیان نسبت به گذشته بدتر شود و مجبور باشند با گرانی، بیکاری و دیگر مشکلات که ناشی از تصمیمگیری و تصمیمسازی اصولگرایان دست و پنجه نرم کنند. از آنجا که نتیجه این سیاستها به تدریج بر مردم آشکار شده است آنان به طرق مختلف از جمله در تجمعات انتقاد و اعتراض خود را اعلام میکنند. حضور پرشور جوانان در سخنرانی سیدمحمد خاتمی رییسجمهور سابق یک نمونه از این نوع اعلام موضع در برابر مشکلاتی است که مردم آن را لمس کردهاند.
نگارنده در جمع بیش از 10 هزار نفر از جوانان مشهد که چهارشنبه گذشته در سالن شهید بهشتی مشهد که سخنران آن خاتمی بود، حضور داشت. جالب آن که جوانان عصبانی حتی قبل از ورود خاتمی و آغاز سخنرانی، به شعارهای ممتد خود که عمدتا علیه اصولگرایان بود ادامه میدادند و جالبتر آن که از ابتدا تا انتهای سخنرانی شعارهای اعتراضی به رغم درخواست خاتمی ادامه داشت. اعتراض زمانی به اوج خود رسید که یک گروه متشکل حدود 20 نفر با شعار حمایت از احمدینژاد و با پلاکاردهایی به نشانه اعتراض به عملکرد دولت خاتمی وارد سالن شدند.
برخلاف سالهای دوران اصلاحات که گروه فشار به سرعت بر جلسات مسلط میشدند اینبار به دلیل مخالفت گسترده جوانان با آنان نهتنها موفق به برهم زدن سخنرانی خاتمی نشدند بلکه در انتها با ناکامی و به آرامی مجبور شدند صحنه را ترک کنند. نگارنده بر این باور است که انقلاب و ایران متعلق به همه ایرانیان است و هیچ گروه و جمعیتی نمیتواند این دو مقوله را مصادره و به انحصار خود درآورد. این واکنشهای تند به اصولگرایان ناشی از شکست برنامههای آنان در مجلس و دولت است. چنانچه اصلاحطلبان با برنامه به صحنه بیایند بیتردید در انتخابات آزاد و رقابتی پیروز میدان خواهند بود. چه اصولگرایان بخواهند و چه نخواهند یاران امام از جمله سیدمحمد خاتمی که ملت ایران یکبار 20 میلیون و بار دیگر 22 میلیون رأی را به او دادهاند مقبول مردم هستند، زیرا خاتمی در هر دو نوبت از نظر مقبولیت مردمی آرای بیشتری از احمدینژاد که با 17 میلیون رأی به ریاست جمهوری رسیده است، داشته است.
حضور خاتمی و دیگر شخصیتهای تأثیرگذار در مراکز استانها و حتی شهرهای کوچک به سرعت میتواند فضای انتخاباتی را در کشور به زیان اصولگرایان و به نفع اصلاحطلبان تغییر و پیروزی را از آن اصلاحطلبان کند. آنهایی که به قواعد دموکراسی و به دولت و مجلس مردمسالار میاندیشند چارهای جز تن دادن به قواعد آنکه همانا رأی مردم است، ندارند. تجمع بیش از 10 هزار نفری جوانان در مشهد به رغم تنگناهایی که اصلاحطلبان در اطلاعرسانی دارند زنگ خطر برای اصولگرایان را به صدا درآورده است. از آنجا که کشور و انقلاب متعلق به مردم است انقلاب دوباره اقبال دوباره مردم نسبت به خاتمی و اصولگرایان فرصتی است که در صورت مدیریت صحیح آن میتوان علاوهبر پیروزی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری از طریق مشارکت بالای مردم از تهدیدهای درونی و برونی نیز عبور کرد.