گروه سیاسی، محمدرضا یزدانپناه: همانطور که انتظار میرفت، انتشار خبر جلسه مشترک «محمدرضا خاتمی» دبیرکل سابق و عضو کنونی شورای مرکزی جبهه مشارکت با سفیر جمهوری فدرال آلمان در ایران، با واکنش رسانههای متعلق به جریان مخالف اصلاحات روبهرو شد.
این واکنشها که عمدتا از سوی احزاب، تشکلها و چهرههای جریان راست و اصولگرا و نیز معدودی از چهرههای ناشناخته که در مقاطع اخیر توسط رسانههای اصولگرا به عنوان اصلاحطلب مفتخر شدهاند، صورت گرفته، دارای محورهای مشترکی هستند که برای هیچکس ناشناخته نیست.
به خطر افتادن و بر باد دادن عزت مسلمانان و امنیت ملی ایران، تقبیح جاسوسی و ارائه اطلاعات محرمانه کشور به بیگانگان، هشدار درباره خیانت اصلاحطلبان به کشور و مانند اینها، از جمله مباحثی هستند که به دنبال انتشار خبر جلسه مذکور، از سوی اشخاص و احزاب فوقالذکر علیه شخص محمدرضا خاتمی و فراتر از او مجموعهای گسترده از اصلاحطلبان مطرح شدند. این در حالی است که انتشار شنود محتوای مطالب رد و بدل شده میان دبیرکل سابق جبهه مشارکت با سفیر آلمان در تهران در صفحه اول روزنامه «ایران» آن هم به درشتترین شکل ممکن، به خوبی نشان میدهد که نه تنها در این دیدار هیچ نکته و بحثی که با بیان آن، اطلاعات محرمانه یا حتی حساس کشور به ماموران دولتهای خارجی مستقر در ایران منتقل شده باشد، مطرح نشده است بلکه بسیاری از مطالب بیان شده در این دیدار حتی با معیارهای کنونی روزنامهنگاری در داخل ایران هم محافظهکارانه محسوب میشود. اما به نظر میآید آنچه در این میان برای جریان مخالف اصلاحات و رسانههای این جریان هیچ اهمیتی ندارد، محتوای مباحث رد و بدل شده میان خاتمی و سفیر آلمان است و اصولگرایان بدون توجه به آنها به تخطئه و تخریب اصلاحطلبان میپردازند.
از سوی دیگر، مسئلهای که نباید به هیچ عنوان آن را در تحلیل شرایط موجود فراموش کرد، این است که اعتراضات و انتقادات شدیداللحن علیه جلسهای که محتوای مباحث طرح شده در آن به هیچ عنوان حاکی از ارائه اطلاعات محرمانه کشور به بیگانگان نیست، توسط چهرههای وابسته به جریانی صورت میگیرد که خود وارث غیرمتعارفترین نوع ارتباط با مقامهای ارشد کشورهای غربی در 20 سال گذشته است. بیگمان اگرچه اصولگرایان امروزین سعی کردهاند تا در وارد کردن اتهام خیانت به اصلاحطلبان به جرم ارتباط با بیگانگان سوابق گذشته جریانی که به آن وابسته هستند را یادآوری نکنند، اما به طور قطع حافظه تاریخی مردم ایران، خاطره جلسه مشترک «محمدجواد اردشیر لاریجانی» چهره شاخص و بانفوذ جناح راست با «نیک براون» معاون وقت وزارت خارجه انگلستان را فراموش نمیکنند که در آستانه انتخابات دوم خرداد 76 انجام و در آن به صراحت اعلام شد که در صورت پیروزی محافظهکاران ایرانی در انتخابات ریاست جمهوری، روابط تهران و غرب روبه بهبود خواهد گذارد. یا اصلا چرا آنقدر دور؟ مروری بر حوادث و اتفاقات چند ماه اخیر عرصه دیپلماسی ایران ثابت میکند که اصولگرایان و جناح راست در برقراری ارتباط پنهانی و محرمانه با مقاماتی بسیار ارشدتر از سفیر آلمان و سکوت در قبال مباحث مطروحه در آنها لااقل از اصلاحطلبان بسیار پختهتر عمل میکنند.
پنل مشترک «منوچهر متکی» و «مجتبی ثمرههاشمی» نمایندگان دولت اصولگرای «محمود احمدینژاد» با «زلمای خلیلزاد» نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل متحد در اجلاس اخیر داووس و دیدار ناگهانی «علیاکبر ولایتی» با «نیکولا سارکوزی» رئیسجمهور فرانسه که بعدا از سوی ایران تایید شد و البته از هر دوی آنها هیچ اطلاعاتی در اختیار مردم و افکار عمومی قرار نگرفت، دو نمونه بارز از این مسئله است. بنابراین، حال که رسانههای مخالف اصلاحات تا این حد به مباحث مطرح در گفتوگوهای چهرههای ایرانی با مقامهای خارجی علاقه و اصرار دارند، چرا با گذشت ماهها از برگزاری دو جلسه فوق، هیچ اخباری از محتوای آنها منتشر نمیکنند؟
بیشک، خود رسانههای اصولگرا و چهرههای حاضر در این جریان هم واقف هستند که دیدار و گفتوگوهای خصوصی میان نمایندگان احزاب سیاسی با مقامهای رسمی دولتهای خارجی، امری متداول و معمول است و همانگونه که انتشار محتوای مورد اخیر توسط رسانهها نشان میدهد، مباحث مطرح در آن به صورت کامل در اختیار نهادهای ذیربط امنیتی کشور قرار دارد. نهادهایی که همواره ثابت کردهاند در صورت اطمینان از تخلفات احتمالی صورت گرفته در چنین دیدارهایی، هیچگونه تعارف و ملاحظهکاری در برخورد با خاطیان نخواهند داشت. از سوی دیگر، انجام جلسات و ملاقاتهای گوناگون میان چهرههای سیاسی داخلی با مسوولان حزبی و سیاسی کشورهای مختلف هم یک امر کاملا متداول است. در این میان میتوان به مراودات و دیدارهای متعدد مسوولان احزابی مانند موتلفه اسلامی و اعتماد ملی با این دسته از مقامها در سالهای اخیر، اشاره کرد. اما نمونه مشخص از این قبیل دیدارها که به نظر میآید در هجمات اخیر خود به «محمدرضا خاتمی» و اصلاحطلبان، آن را فراموش کردهاند، دیدار و گفتوگوی چندین ساعته «حسین شریعتمداری»، مدیرمسوول روزنامه کیهان با «جفری آدامز» سفیر دولت بریتانیا در ایران اشاره کرد که درست یک روز پس از سخنان غیرمتعارف و تحریکآمیز «تونی بلر» نخستوزیر سابق این کشور مبنی بر لزوم اتحاد کشورهای میانهرو اسلامی علیه ایران در سال 85، انجام شد.
دیداری که سفیر انگلستان در آن با تقدیر از آنچه «نقش اثرگذار کیهان در افکار عمومی و مسوولان ایران» و نیز «پیشبینیهای» این روزنامه در مسائل داخلی و منطقهای خواند، تاکید کرد که «گفتوگو با حسین شریعتمداری برای دولت بریتانیا حائز اهمیت فراوانی است.»
آقای شریعتمداری هم البته قطعا بهخاطر دارند که در جلسه فوق، از اظهارات سفیر بریتانیا «استقبال» کرده و خواستار آن شده بودند که با توجه به «تغییرات فراوان انگلستان نسبت به 50 سال قبل، نباید چمدانهای حاوی سوابق گذشته را با خود حمل کرد.»
یادآوری چنین مسائلی است که باعث میشود، ادعای راستگرایان مخالف اصلاحات درباره ننگین بودن ملاقات با سفرای کشورهای غربی، به هیچوجه باورپذیر به نظر نیاید.
بنابراین، به نظر میآید که تخطئه و تخریب اخیر اصولگرایان علیه اصلاحطلبان که کلید آن به بهانه ملاقات دبیرکل سابق جبهه مشارکت و سفیر آلمان زده شده، علاوه بر آنکه مانند همیشه زمینهسازی برای ایجاد پروندههای تازه علیه بخش دیگری از این جریان را میتواند به دنبال داشته باشد، با توجه به فاصله موجود میان زمان برگزاری دیدار فوق تا زمان انتشار خبر آن، تاثیرگذاری بر فضای انتخابات مجلس هشتم را نیز پیگیری میکند.
علم به این مسائل است که ضرورت توجه ویژه و هوشیاری مجموعه اشخاص و جریانات اصلاحطلب در مقطع حساس کنونی را ایجاب میکند.