نقشی را که سازمانها و موسسات یهودی در آمریکا ایفا میکنند تنها یک فعالیت نیست، بلکه یک استراتژی فراگیر و همسو با استراتژی نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی است.
نفوذ کردن در افکار و عقاید مردم آمریکا و مراکز رسمی تصمیمگیری این کشور یکی از فعالیتهای مستمر اینگونه سازمانها به شمار میآید.
«ایپک»(گروه فشار سیاسی) و «مؤسسه امنیت ملی یهودیان» که نومحافظهکاران و در راس همه دیک چنی، پل ولفوویتز، جان بولتون و غیره در سال 1973م. آن را تاسیس کردند و دانشگاه «کمبریج» آن را دروازه ورود به موسسه سیاسی نامیده است مهمترین این سازمانهاست.
مرکز «پروژه قرن جدید آمریکا»، موسسه «امریکن اینتر پرایز» (مؤسسه آزادی آمریکاییان)، موسسه پژوهشی «هریتیج»، موسسه «هودسن»، مرکز «سیاست امنیتی»، مؤسسه «واشنگتن در امور سیاستهای خاور نزدیک» و موسسه تازه تاسیس «ممری» از دیگر موسسات یهودی فعال در آمریکا هستند.
«ایگول کامرون» ژنرال اسبق ارتش رژیم صهیونیستی و یکی از عناصر زبده اطلاعات نظامی این رژیم و «میراو ورمسر» صهیونیست مشهور به دشمنی شدید با کشورهای عربی و اسلامی که خود یک نومحافظهکار است و تاکنون کتابهای متعددی درباره «اسرائیل» و کشورهای عربی و اسلامی و صهیونیسم نوشته و نیز هفت تن دیگر که عضو سازمان اطلاعات نظامی «اسرائیل» بودند در تاسیس این موسسه (ممری) در سال 1998م. شرکت داشتند.
کامرون به زبان عربی مسلط است و طی سالهای 1977 الی 1982م. مشاور کابینه رژیم صهیونیستی در امور کشورهای عربی بود. پروفسور «مناحم میلسون» استاد ادبیات عرب در دانشگاه عبری نیز تالیفات متعددی درباره نویسندگان مصری معاصر از جمله نجیب محفوظ دارد.
کامرون در معرفی مرکز «ممری» میگوید که این مرکز تمامی مطالب رسانههای دیداری و شنیداری و کتابهای آموزشی مدارس و فعالیتهای موسسات دینی جهان عرب را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد.
آنچه که کامرون در این خصوص از قلم انداخته و بدان اشاره نکرده نکات مثبتی است که در مطبوعات عربی ذکر میشود.
کامرون در چارچوب فعالیتهای مرکز خود جملاتی را از رسانههای عربی گلچین میکند که در آن به یهودیان یا آمریکاییها حمله شده است.
ممری اینگونه مطالب جمعآوری شده را از طریق دورنگار به رسانههای گروهی و نمایندگان کنگره و مسئولان دولتی آمریکا ارسال میکند.
سازمان دیگری که فعالیتهای گستردهای در زمینه شکلدهی و جهتدهی به سیاستهای آمریکا در خاورمیانه دارد مؤسسه «واشنگتن در امور سیاستهای خاور نزدیک» است. این مؤسسه به طور منظم همایش برگزار و درباره «اسرائیل» و کشورهای عربی و اسلامی و سیاست آمریکا در منطقه کتاب و مجله صادر میکند. اهمیت نقش و فعالیت این سازمان آن است که تمامی مسائل مربوط به مراکز تصمیمگیری آمریکا را کاملا تحت نظر دارد و همین که متوجه شود یک مشکل سیاسی در شرف شکلگیری است سریعا اقدام به ارسال فاکس به شخصیتهای ذیربط و آنان را در حل این مشکل براساس معیارهای خود راهنمایی میکند.
به گفته بسیاری از مسئولان و کارشناسان آمریکایی، دورنگارهای این موسسه در تصمیمگیریهای سیاستمداران آمریکایی تاکنون بسیار تاثیرگذار بوده است.
نفوذ صهیونیستها در افکار عمومی و نخبگان و مراکز تصمیمگیری جهان به ویژه آمریکا تنها یک حادثه گذرا نیست بلکه این نفوذ ریشه در اجرای یک استراتژی دارد که از سال 1957م. و هنگامی آغاز شد که «اسرائیل» و گروههای یهودی مقیم آمریکا نسبت به تصمیم «آیزنهاور» رئیسجمهوری وقت آمریکا مبنی بر مجبور کردن «اسرائیل» برای عقبنشینی از منطقه سینا پس از حمله سهجانبه (انگلستان، فرانسه و اسرائیل) به مصر و نیز اقدام «دیوید بن گوریون» نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در نصب نقشه جدید «اسرائیل» روی دیوارهای کنست که منطقه سینا نیز بخشی از آن بود، غافلگیر شدند.
از همان روز، برنامه راهبردی فراگیر برای نفوذ در همه ارکان زندگی و فعالیتهای حزبی جامعه آمریکا آغاز شد و طی آن موسسات و سازمانهای یهودی بدون توقف شب و روز کار کردند تا توانستند در کلیه تصمیمگیریها و سیاستهای آمریکا که هماکنون از آن به عنوان سیاستهای آمریکا در خاورمیانه یاد میشود تاثیر بگذارند.
در یک چنین وضعیتی هیچ کس از کشورهای عربی نمیخواهد که آنان نیز مانند «اسرائیل» دارای یک چنین سازمانها و گروههای فشاری باشند.
در این اوضاع حداقل کاری که کشورهای عربی و اسلامی میتوانند بکنند کشیدن یک پل ارتباطی با شخصیتها و موسسات میانهروی آمریکایی و نهادهایی است که معتقدند جانبداری مطلق از «اسرائیل» هرگز به نفع آمریکاییها و اسرائیلیها نیست.