تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۵  ، 
کد خبر : ۵۶۷۱۹
در گفت‌وگو با دکتر رسول منتجب‌نیا سرلیست انتخاباتی حزب ‌اعتماد ملی بررسی شد

چرایی رکود مجلس هفتم

حمیدرضا خالدی مقدمه: تند و بی‌پرده سخن می‌گوید. البته کمی محتاط‌تر از گذشته! شاید به دلیل پیشامدهایی که از این گذر در طول سال‌های گذشته برایش پیش آمده است! امروز بیشتر می‌توان او را در دانشگاه یا دفتر کارش ـ دفتر امام جماعت ـ در طبقه دوم مسجد امام صادق فلکه اول صادقیه پیدا کرد. با اینکه محور برای طرح سوال و گفت‌وگو بسیار است، ترجیح می‌دهیم بیشتر به رخدادهای تاریخی مجالس مختلف بپردازیم. به خصوص که وی خود در سه دوره نخست مجلس کرسی‌نشین خانه ملت بوده و هم به نوعی داغدار ردصلاحیت. گفت‌وگوی زیر با یار نزدیک آیت‌الله کروبی و روحانی خوش‌پوش حزب اعتماد ملی را به بهانه انتخابات تقدیم‌تان می‌کنیم.

* - جناب منتجب‌نیا، شما سال‌ها سابقه حضور در مجلس دوره‌های اول تا سوم را در کارنامه کاری خود دارید. بسیاری از کارشناسان سیاسی، این سه دوره مجلس را کاملاً متمایز با مجالس دوره‌های بعد می‌دانند. اولاً آیا شما نیز چنین اعتقادی دارید و ثانیاً اگر پاسختان مثبت است چه دلیلی برای این ادعای خود دارید؟

** من هم با این نظریه موافقم. این مجالس از نظر جایگاه و شأن و منزلت در تمامی مجالس هفت دوره گذشته بی‌نظیر بودند. چرا؟ چون امام(ره) به مجلس و نقش آن توجه و عنایت ویژه‌یی داشتند و معتقد بودند تمامی امور باید از کانال مجلس انجام شود. این مساله باعث تبیین نقش حساسی برای مجلس شده بود. در مقابل مردم و مدیران کشوری احترام خاصی برای آن قائل بودند. اما متاسفانه در مجالس بعد این شأن و احترام و جایگاه روز به روز کمتر و کمتر شد، به طوری که امروز شاهد آن هستیم که رئیس دولت، مجلس را تخطئه می‌کند یا برخلاف قانون اساسی گام بر می‌دارند یا به اجرای مصوبات آن پایبند نیستند.

* - مسلماً این تنزل جایگاه مجلس دلایلی داشته و دارد!

** بله. مهمترین دلیل آن بر می‌گردد به کم‌اهمیت شدن مساله مجلس و انتخابات آن برای مردم. از دوره چهارم که انتخابات با یک شرایط ویژه و خاصی برگزار شد، مردم احساس کردند دیگر این مجلس، مجلس سابق نیست. در نتیجه اعتماد مردم نسبت به مجلس رفته رفته کمتر و کمتر شد. این اتفاق در دوره پنجم هم دوباره تکرار شد.

اما داستان مجلس ششم قصه‌یی متفاوت بود. مجلس ششم مجلسی بود قدرتمند، چه از لحاظ علمی، شهامت نمایندگان و خلاصه هر آنچه که از نیازهای اولیه یک مجلس توانمند است باعث شد کمی اعتماد مردم بازسازی شود ولی یکسری عوامل موجب شد مجلس نتواند به انتظارات مردم جامه عمل بپوشاند. بعد هم که مساله ردصلاحیت‌ها مطرح شد و به دنبال آن نمایندگانی که در مجلس ششم دست به تحصن زده بودند، از شرکت در انتخابات دور هفتم بازماندند. این مساله باعث شد هم بسیاری از کاندیداهای فعال مجلس ششم دست به اعتصاب بزنند و هم مردم نسبت به انتخابات بی‌تفاوت شوند. انتخابات مجلس هفتم در چنین شرایطی برگزار شد. نتیجه آن هم، مجلسی بود که به اعتقاد اکثر فعالان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، یکی از ضعیف‌ترین مجالس بعد از انقلاب بوده است.

* - شما می‌گویید بی‌تفاوتی مردم در انتخابات مجلس هفتم، اما مسئولان همگی مدعی‌اند مردم در انتخابات مجلس هفتم حضور خیره‌کننده‌یی داشته‌اند!

** ممکن است در مناطق محروم یا روستاها و شهرستان‌های کوچک به دلیل مسائل قومی و حمایت اقوام از یکی از کاندیداها، آن هم به صرف رابطه فامیلی و قومی، آمار شرکت‌کنندگان بالا بوده باشد، ولی در شهرهای بزرگ اصلاً چنین نبود. براساس آمار واقعی منتشر نشده، در تهران تنها حدود 13 درصد از واجدین شرایط پای صندوق‌های رای رفته بودند. در شهرهای بزرگ و سایر مراکز استان‌ها نیز وضع به همین منوال بود.

* - گروهی از اصلاح‌طلبان مدعی بروز تخلفات گسترده‌یی در انتخابات مجلس هفتم هستند. شما چطور؟ جزء این دسته‌اید؟

** بله. خبرها و گزارش‌های فراوانی از انواع تخلفات انتخاباتی به ما می‌رسید. به عبارتی ساده‌تر این تخلفات به حدی بود که حقیقتاً اداره انتخابات از دست وزارت کشور خارج شده بود! حتی یک روز، در ایام مجاز برای تبلیغات، به وزیر کشور وقت گفتم جناح مخالف در حال نصب اسامی در بزرگراه‌ها است، در حالی که این کاملاً خلاف قانون انتخابات است. ایشان خیلی صریح و واضح سری تکان دادند و فرمودند: متاسفانه کار از این حرف‌ها گذشته!

روز رای‌گیری هم اخبار پراکنده‌یی مبنی بر بروز تخلفات مختلف در حوزه‌های نقاط گوناگون کشور به ما می‌رسید، اما هرچه با وزارت کشور تماس می‌گرفتیم، پاسخ قانع‌کننده‌یی نمی‌گرفتیم.

جالب‌تر اینکه بعدازظهر همان روز - حدود ساعت 2 بعدازظهر - از ستاد برگزاری انتخابات کشور بعضی از دوستان مسوول تماس گرفتند و گفتند: ما از شما خواهش می‌کنیم کاندیداهای مجمع همگی دسته‌جمعی استعفا کنید، چون نتیجه انتخابات از صبح مشخص شده است!

پرسیدم پس شما در وزارت کشور چه می‌کنید؟ گفتند کار از دست ما خارج شده است! گفتم باشد. من و آقای کروبی و سایر دوستان همگی استعفا می‌کنیم، اما به یک شرط، اینکه اطلاعیه‌یی یک خطی صادر کنید و آن را از طریق رسانه‌ها پخش کنید و در آن شجاعانه این مساله را اعلام کنید. اما این اتفاق رخ نداد.

* - منظورتان از «تخلفات» چه نوع تخلفی است؟

** منظور من این نیست که فردی بیاید و برای پیرمردها و پیرزن‌ها رای‌های خلاف بنویسد، بلکه این تخلفات از سوی نیروهای غیرمسوولی صورت می‌گرفت که فضای انتخابات را بلوکه کرده بودند یعنی بازرسان ما و وزارت کشور را کاملاً بلوکه کرده بودند. البته خود وزارت کشور هم به دلیل ردصلاحیت‌های گسترده، چندان تمایلی به برگزاری انتخابات نداشت و اگر نبود تاکید مقام معظم رهبری، مسلماً برگزاری انتخابات به تعویق می‌افتاد.

* - در آن دوره شایع شده بود گویا تعدادی شناسنامه از رده خارج یا غیر معتبر نیز در انتخابات شرکت داشته‌اند!

** من هم این شایعات را شنیده‌ام ولی چیزی برایم به اثبات نرسیده است.

* - اشاره‌یی داشتید به اینکه مجالس دوره‌های چهارم و پنجم ضعیف‌تر از مجالس دوره‌های پیشین خود بودند. چرا این اتفاق افتاده بود؟

** این مساله برمی‌گشت به نوع نگاه مسوولان نظام به مردم و تلقی آنها از دموکراسی و مردم سالاری. نگاه امام راحل به این مقوله‌ها، انصافاً نگاهی خاص و بی‌مانند بود. امام می‌فرمودند: اگر مردم اشتباه هم کنند، باز حق با آنها است.

وقتی مردم را «صاحب» و «ارباب» خود ندانستیم، وقتی نگاه‌مان خدمتگزاری به آنها نبود، طبیعی است که مجلس نیز تضعیف می‌شود!

* - پس چرا با تمام تفاصیلی که شما به آن اشاره کردید، باز هم مردم در مجلس هفتم، به جناج رقیب شما رای دادند؟!

** برخی تندروی‌های صورت گرفته در مجلس ششم مسئولان را حساس کرد و به دنبال آن یکسری از ردصلاحیت‌ها رخ داد و...! این عوامل باعث شد هم مردم رنجیده شوند و هم گروهی از کاندیداها، نه تنها از شرکت در انتخابات کناره‌گیری کنند که حتی مردم را ترغیب کنند که به سایر اصلاح‌طلبان نیز رای ندهند، مسلم بدانید اگر این مسائل رخ نمی‌داد، مجلس هفتم نیز در اختیار اصلاح‌طلبان بود!

* - صادقانه بگویید. فکر نمی‌کنید اصلاح‌طلبان و اصلاحات شکست‌خورده است؟

** الان وقت این حرف‌ها نیست. می‌بایست بعد از مجلس ششم، دوستان می‌نشستند و مسائل را تحلیل می‌کردند، مقصر را مشخص و در رویه فعالیت خود تجدیدنظر می‌کردند. البته جلسات زیادی در این خصوص برگزار شد، ولی در نهایت باز هم مشخص نشد که مشکل کجا یا چه گروه یا فردی است، بعد هم که پرونده آن بسته شد. این شکاف باز هم در انتخابات ریاست‌ جمهوری رخ نمود و به دلیل تفرق و اختلاف بین اصلاح‌طلبان، یک رقیب نوظهور کرسی ریاست‌ جمهوری را تصاحب کرد.

* - شما یکی از موسسان و از فعال‌ترین اعضای مجمع روحانیون مبارز بودید. این مجمع در سال‌های اولیه تشکیل، بسیار فعال بود اما رفته رفته حضورش در عرصه‌های مختلف کمرنگ و کمرنگ‌تر شد تا امروز که کاملاً به حاشیه رانده شده. دلیل آن چه بوده است؟

** مجمع روحانیون مبارز حدود دو دهه پیش با عنایت امام(ره) و با حضور گروهی از روحانیون صاحب نام و فدوی امام راحل تشکیل و حدود 17 سال بار مسئولیت آن عملاً بر دوش آقای کروبی و اینجانب بود. بقیه اعضا یا روحیه فعالیت تشکیلاتی نداشتند، یا علاقه یا فرصت فعالیت در مجمع را نداشتند. این مساله باعث شده بود به قول شما، سال به سال از اعتبار و قدرت آن کم شود تا جایی که حدود سه سال قبل بنده برای حضور و فعالیت در حزب اعتماد ملی استعفا دادم که البته قبول نشد ولی به هر حال من به حزب اعتماد ملی پیوستم و در کنار آقای کروبی به فعالیت حزبی خود ادامه دادم، اما در مجموع من فکر می‌کنم مهمترین عامل تضعیف مجمع، فشارهایی بود که از بیرون بر آن وارد می‌آمد.

* - و همین مسائل هم بود که باعث کناره‌گیری آقای کروبی از مجمع و تشکیل حزب جدیدی به نام اعتماد ملی از سوی ایشان شد؟

**دقیقاً. بعد از آخرین انتخابات ریاست‌ جمهوری حاج آقا گفت: با چنین جمعی که این همه با یکدیگر اختلاف دارند و بین‌شان شکاف وجود دارد و حتی به مصوباتی که خود تصویب می‌کنند نیز پایبند نیستند، نمی‌توان راه به جایی برد. این بود که از مجمع جدا شد و...!

* - در طول 5، 6 سال گذشته شاهد تاسیس احزاب گوناگون بوده‌ایم که در ابتدا بسیار پر سر و صدا و قوی ظاهر شدند، اما در مدت کوتاهی به حاشیه رانده شدند. فکر می‌کنید اشکال کار در کجاست؟

** تشکیل و اداره یک حزب نیاز به یکسری لوازم و مقتضیاتی دارد تا ماندگار شود. اولین شرط آن استقلال و عدم اتکا به قدرت است. حزب قدرت ساخته، کاملاً وابسته و طفیلی آن قدرت خواهد بود، در نهایت هم به مجردی که تزلزلی در آن قدرت به وجود آید، حزب نیز از هم پاشیده می‌شود. شرط دیگر داشتن یک اساسنامه، برنامه، مرامنامه، مانیفست و قدرت مدیریتی مشخص و متمایز از سایر احزاب است.

شرط سوم ماندگاری یک حزب، این است که در محوریت آن چند شخصیت مقبول مردم و حساب پس داده و قدرتمند قرار داشته باشند. متاسفانه در احزابی که در این چند ساله تشکیل شده، معمولاً یکی از این موارد نادیده گرفته شده یا ضعیف بوده است.

* - من هنوز جواب سوال قبلی خود را نگرفته‌ام. اینکه فکر نمی‌کنید اصلاحات شکست‌خورده باشد؟

** برداشت من از اصلاحات یک حرکت مردمی با خاستگاه مردمی، دینی، قومی، مذهبی و فرهنگی است. این واژه و تعبیر در فرمایشات تمامی امامان معصوم ما نیز به کرات تکرار شده است ولی جریان اصلاحات در صورتی می‌تواند موفق باشد که تعریف مشخصی داشته باشد، کار به دست عقلای قوم باشد و شخصیت‌های مقبول، در دوره‌های قبل این اتفاق در مورد اصلاحات نیفتاد. اما الان وضعیت اصلاحات و اصلاح‌طلبان بهتر شده است. هر چند این انتخابات هم دوباره نشان داد که ما به شدت ضعیف شده‌ایم، به طوری که حتی نمی‌توانند در مورد انتخاب لیست مورد نظر کاندیداهای خود نظرات‌شان را به زیر دستان‌شان بقبولانند، باید فکری جدی در این خصوص کرد.

* - ولی جسارتاً من باز هم جواب خودم را نگرفتم. اینکه آیا از دید شما اصلاحات شکست‌خورده یا...؟!

** اصلاح‌طلبی یک ایده و خواسته است. اصلاحات یعنی عدم احساس رضایت از وضعیت موجود یعنی درصدد رفع ضعف و نواقص برآمدن. فکر نمی‌کنم هیچ انسان با وجدانی مخالف آن باشد: حتی اصولگرایان. بنابراین خود اصلاحات جریانی نیست که بخواهد شکست‌بخورد.

اما در عین ‌حال برخی از افرادی که در فضای اصلاحات رشد (و حتی رشد غیرطبیعی) کرده‌اند حد و اندازه‌شان این نبوده که ظرف چند سال یک جریان وسیع ملی را رهبری کنند. این رشد غیرطبیعی نیز به دلیل تندروی‌ها به یکسری ناکامی بدل شده است. بنده معتقدم اگر این ناکامان اصلاحات دست از موج سواری بردارند و بگذارند حرکت اصلاحات مردمی و از طریق عقلای مقبول جامعه اداره شود، جریان اصلاحات دوباره به سرعت خودنمایی خواهد کرد.

* - فکر می‌کنید این شکاف عمیق را می‌توان دوباره جبران کرد؟

** کار نشد ندارد. اگرچه یک مدیریت قوی را می‌طلبد.

* - خاتمی سردمدار اصلاحات بود. جامعه حق دارد از خود بپرسد چرا وقتی در چهار سال اول ریاست ‌جمهوری‌اش متوجه انحراف مسیر اصلاحات شد، درصدد تغییر رویه و اصلاح آن در دور دوم ریاست‌ جمهوری خود برنیامد؟

** ببینید، مدیریت اصلاحات به تنهایی در توان هیچ یک از مدیران اصلاحات نیست. چند مدیر قابل می‌خواهد. بله می‌بایست این اجماع و مدیریت در آن دوره صورت می‌گرفت و از پتانسیل‌های موجود استفاده می‌شد که نشد!

* - یکی از مسائل بحث‌برانگیز این دوره از انتخابات مساله ردصلاحیت‌ها بود. در حالی که شما و سایر هم مسلکان‌تان معتقدید ردصلاحیت‌ها بسیار بی‌حساب و کتاب و بسیار بیشتر از دوره‌های قبل بوده. مسئولان برگزاری انتخابات با ارائه آمار معتقدند ردصلاحیت‌ها در این دوره نه تنها بیشتر از قبل نبوده و نیست که حتی کمتر نیز هست!

** در این مقوله حرف‌ها و انتقادها بسیار است، اولاً هیات‌های اجرایی تنها می‌توانند از مراجع چهارگانه استعلام کنند، در حالی که بنابر اعلام رسمی وزارت کشور اکثر استناد هیات‌های اجرایی به تحقیقات محلی مانند بقال سر کوچه، بسیج و آژانس و... بوده است!

از سوی دیگر دفاتر هیات‌های نظارت که اتفاقاً با اعتبارهای سنگینی هم تاسیس شد، موظف است افراد مظنون را تحت نظر بگیرد و در مورد صلاحیت‌شان تحقیق کند. این یعنی پرونده‌سازی غیرقانونی در زندگی شهروندان و عملی کاملاً غیرقانونی.

* - اما گفته می‌شود بسیاری از این افراد ردصلاحیت نشده‌اند بلکه عدم احراز صلاحیت خورده‌اند!

** اصلاً چیزی به نام عدم احراز صلاحیت معنا ندارد. احراز صلاحیت یک امر عرفی است نه امری عقلی یا اثباتی. یعنی عرف و سوابق اجتماعی فرد نشان می‌دهد که وی در ظاهر انسان معقولی است و در نتیجه صلاحیت لازم را دارا است، همین.

از سوی دیگر در این دوره افرادی ردصلاحیت شده‌اند که سابقه‌هایی بس طولانی در انقلاب، دفاع مقدس یا امور اجرایی کشور داشته‌اند. مثلاً یکی از نامزدها با 60 سال سن هم‌اکنون امامت دو مسجد را برعهده دارد، اما با توجیه عدم التزام به اسلام ردصلاحیت شده است. حتی برخی از نمایندگان ولی فقیه هم با همین استدلال ردصلاحیت شده‌اند. اینها موارد کمی نیست!

* - خود شما به چه دلیل ردصلاحیت شده بودید؟

** داستان من هم در نوع خود شنیدنی است: همان روزی که نامه ردصلاحیت بنده به دستم رسید زنگ زدند و گفتند مال شما اشتباه شده و شما تایید هستید!

* - موارد استناد شده به آن کدام بندها بود؟

** یک و سه.

* - گویا آقای کروبی هم تلاش بسیاری برای پیگیری پرونده‌های ردصلاحیت‌شدگان داشته‌اند.

** بله. به جرات می‌توان مدعی بود اگر 1200 نفر از ردصلاحیت‌شدگان دوباره تایید شده‌اند حدود 1100 نفر آنها با تلاش‌های آقای کروبی و جلساتی بوده که با دبیر شورای نگهبان و مقام معظم رهبری داشته‌اند. نکته قابل تامل و جالب اینجا است که حتی بعد از اعلام آخرین لیست تایید صلاحیت‌شدگان در کمال ناباوری به تعدادی از کاندیداهایی که قبلاً تایید صلاحیت شده بودند دوباره اعلام شده که شما ردصلاحیت شده‌اید!

به علاوه آقایان می‌گویند ما چهار پنج هزار نفر را تایید صلاحیت کرده‌ایم اما هیچ‌کس نمی‌گوید چند نفر از اینها قبلاً نقش‌های سیاسی و اجرایی کارآمد داشته‌اند و می‌توانند مثمرثمر باشند، نتیجه این ردصلاحیت‌ها این شده که نفرات اول و دوم (در برخی از موارد نفر سوم) را نیز ردصلاحیت کرده‌اند. در نهایت در 120 کرسی شهرهای مختلف اصلاً کسی را در انتخابات نداریم، می‌ماند 170 کرسی که می‌توان گفت رقابت درخصوص آن تا حدودی جدی است. اما از همین الان می‌توان گفت 120 کرسی در اختیار جناح رقیب است!

* - با این حساب مجلس هشتم نیز مجلس اصولگرایان خواهد بود!

** من معتقدم اگر انتخابات سالم برگزار شود، اگر مردم حضوری فعالانه داشته باشند و در صورت عدم ابطال صندوق‌ها و اعلام آمار حقیقی، اصلاح‌طلبان می‌توانند یک فراکسیون قوی را در مجلس تشکیل دهند در حالی که اصولگرایان به دلیل اختلافات فراوان فراکسیون‌های مختلفی را تشکیل خواهند داد که از قدرت‌شان خواهد کاست و آنها را متزلزل خواهد کرد.

* - گروهی از منتقدان به ویژه آنهایی که در آن سوی مرزها هستند این کم‌رنگ شدن حضور مردم در انتخابات را نشانه‌یی از بی‌اعتمادی آنها به دولتمردان تعبیر می‌کنند. شما تا چه حد با این عقیده موافقید؟

** اعتماد مردم به مسئولان علل و عواملی دارد. اگر علل اعتمادسازی مردم را پیگیری کنیم، قطعاً شاهد حضور پرشور مردم در صحنه‌های انتخابات خواهیم بود. مردم وقتی وارد عرصه می‌شوند که به مدیران خود اعتماد کنند.

* - فکر می‌کنید در طول سه دوره اخیر این اعتماد نزد مردم ایجاد شده است؟

** بعضی وقت‌ها این اعتماد قوت گرفته و بعضی وقت‌ها نیز تضعیف شده است.

* - واقعاً فکر می‌کنید اصلاحات باز هم می‌تواند دستاورد نو و تازه‌یی برای مردم ایران به همراه داشته باشد؟

** درست است که اصلاح‌طلبان نقاط ضعفی دارند ولی در عین‌ حال نقطه امید مردم اصلاحات است. مردم هنوز هم بین دو جریان قالب در کشور اصلاح‌طلبان را بهتر و اصلح‌تر می‌دانند. آنها را غیرمردمی یا دروغگو نمی‌شناسند. بلکه برعکس آنها را افرادی می‌شناسند که می‌خواهند «کار» مفیدی انجام دهند. اصلاحات یک امر گریزناپذیر است و تنها راه نجات یک کشور و البته تنها مسیری که ملت پیش‌روی خود دارد. مردم راه ارتجاع را نمی‌پیمایند، حرکت‌های قهقرایی را نمی‌پسندند. مردم می‌خواهند در جهان پیشتاز باشند و این امر فقط از عهده اصلاحات برمی‌آید و بس. وگرنه مردم راهشان را خودشان پیدا خواهند کرد.

* - فکر می‌کنید وجود و حضور این احزاب ضعیف هم واقعاً می‌تواند در انتخابات موثر باشد؟

** بالاخره حضور یک حزب ضعیف بهتر از نبود آن است. نبود آن به معنای زمینه‌سازی برای تشکیل و گسترش دیکتاتوری است.

* - به عنوان آخرین سوال، چرا مجمع روحانیت در این چند ساله مقتدرانه‌تر از مجمع روحانیون بوده است در حالی که مجمع روحانیون بیشتر از آنان داعیه تخصص و مدیریت داشته‌اند؟

** شاید تعبیر «اقتدار» تعبیر صحیحی نباشد. معلوم نیست که آنها قوی‌تر از ما باشند اما یک واقعیت را نمی‌توان انکار کرد، اینکه جامعه روحانیت از زمانی که احساس کرد اکثریت مردم به سمت اصلاح‌طلبی روی آورده‌اند، حضور خود را در برخوردهای سیاسی کمتر و کمتر کرد به طوری که در بسیاری از دوره‌های انتخاباتی کاندیدایی هم معرفی نکرده‌اند. در حقیقت آنها درصدد بازسازی حیثیت خود هستند و می‌خواهند یک حالت پدرانه و سمبلیک را حفظ کنند، هم در ریاست‌ جمهوری و هم در شوراها. ضمن آنکه روحانیت از پشتوانه بسیار قوی‌تر در کالبد حاکمیت برخوردارند، کما اینکه در دوره امام خمینی(ره) این رویه کاملاً برعکس بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات