هنگامی که ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی سنپترزبورگ در اوایل دهه 90 با تنها آبروریزی عمومی شغل سیاسیاش مواجه شد، گروه کوچکی از وکلا سریعا به دفاع از وی پرداختند.
چهره جوان آن تیم دفاعی (گروه کوچکی از وکلا) دیمیتری مدودف 24 ساله بود که به مشورت دادن به کمیته پوتین درباره بعضی از حساسترین موضوعاتش میپرداخت. اعضای این تیم دفاعی با هم کاری یکدیگر به دفع اتهامات پارلمان سنپترزیورگ مبنی بر این که پوتین بیش از 100 میلیون دلار (50 میلیون یورو، 66 میلیون پوند) از سهم صادرات نفت و فلزهای کمیاب و همینطور معاملات پایاپای را بین شرکتهای دوست خود تقسیم کرده است، پرداختند.
والری موسین، استاد سابق حقوق مدودف و یکی دیگر از مشاوران حقوقی کمیته روابط خارجی شهر سنپترزبورگ به ریاست ولادیمیر ولادیمیروویچ پوتین عنوان میکند که دقیقا به یاد نمیآورد که چه مشاورههایی به پوتین داده است. اما تحقیقاتی که آن معاملات را بررسی میکرد و خواستار خلع پوتین از قدرت (مقام خود در آن زمان) شده بود، تقریبا نادیده انگاشته شد و حتی نتایج آن نیز از سوابق پارلمان سنپترزبورگ پاک شده است. پوتین نیز در آن زمان اتهامات مبنی بر انجام اعمال خلاف قانون را تکذیب کرد.
موسین میگوید که مدودف عمدتا در مورد به ثبت رساندن سرمایهگذاریهای مشترک خارجی که شهرداری سنپترزبورگ در آنها شرکت داشته است، به پوتین مشورت داد. اما این کار بعدا به خاطر مشکلات بالقوه تجاریاش انجام نشد.
اعتماد بالای پوتین
یک کارمند ارشد بانک که از نزدیک با هر دو، پوتین و مدودف، کار کرده است، میگوید: این (مشکلات تجاری به ثبت رساندن سرمایهگذاریهای مشترک خارجی) حساسترین موضوع بود. این کاملا گویای این نکته است که مورد اعتمادترین فرد پوتین یک افسر کا.گ.ب نیست بلکه وکیلش است. این کارمند ارشد بانک با اظهار این مطلب که افراد همیشه با وکیلان خود صادقتر هستند، میگوید: کاری که او (مدودف) به عنوان مشاور حقوقی برای آن افراد (پوتین و کمیتهاش) کرد، رابطهاش را با پوتین استحکام بخشید.
هماکنون مدودف به عنوان دوست وفادار و دستپرورده 17 سال تلاش پوتین در صدد است تا با به دستآوری پیروزی قاطع با اکثریت آرا در انتخابات امروز جانشین پوتین در پست ریاست جمهوری شود و در تضمین تداوم بخشیدن به رژیم پوتین همانند یک حلقه اتصال حیاتی عمل کند. این همان چیزی است که اکثریت روسها که اعتبار پوتین را به خاطر ایجاد و حفظ هشت سال بهبود متوالی اقتصادی و باز گرداندن روسیه به عرصه جهانی میدانند، در دومین انتقال قدرت از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی خواهان آن هستند. تداومبخشی به سیاستهای پوتین همچنین چیزی است که گروه جدید کارگزاران قدرت که بیشترشان اعضای سابق کمیته روابط خارجی به ریاست پوتین در سنپترزبورگ هستد، نیز است؛ کسانی که در پی یافتن راهی برای حفاظت از داراییهای بسیار ارزشمند اقتصاد روسیه هستند. آنها با به دست آوردن مناصبی در شرکتهایی از جمله روس نفت و گازپروم که توانستهاند در قراردادهای جنجالبرانگیز قسمتهای بسیار بزرگی از بخش انرژی روسیه را به تصاحب خود در آورند، در حال انجام این ماموریت هستند.
پوتین که در سن 55 سالگی 13 سال میشود که استاد مدودف بوده است، با انتصاب به پست نخستوزیری در آینده، پستی که خود او اخیرا آن را قدرت اصلی اجرایی کشور توصیف کرده است. قدرت زیاد خود را حفظ خواهد کرد و معلوم نیست که آیا مدودف که همکارانش وی را عمدتا به محافظهکاری و پشت کارش در اجرای دستورات دیگران میشناسند، فقط یک آدم بیاهمیت در برابر پوتین قدرتمند باقی خواهد ماند و متعاقبا در پی پیش گرفتن راه مستقل خود خواهد رفت. مدودف در پی نشان دادن خود به عنوان یک فرد حامی غرب و لیبرال بوده است و در همین راستا وعده داده مالیاتها و کاغذبازی را کاهش دهد، رسانهها را آزاد گذارد و استقلال سیستم قضائی را تقویت کند. اما سابقه وی به عنوان ارشدترین فرد پوتین، رئیسجمهوری که بسیاری از این آزادیها را محدود کرده است، باعث ایجاد شک و تردید در مورد وعدههایش شده است.
سکوتهای مصلحتی
مدودف هرگز به طور علنی سیاستهایی را که باعث به حاشیه رانده شدن اپوزیسیون و ممانعت از شرکت بعضی از احزاب در انتخابات شده است، زیر سوال نبرده است. در عوض مدودف از این اقدامات حمایت کرده است. در همین حال دولت توانسته است کنترل خود را بر کانالهای تلویزیونی این کشور بیشتر کند. با توجه به پیشینه مدودف بعید به نظر میرسد که وی راهی مستقل را برگزیند.
آشنایان روزهای نوجوانی مدودف، پسری با موهای مجعد و مودب که در حومه تیره و تار سنپترزبورگ به نام کویچینو، تو در تویی از آپارتمانهای جعبهای شکل یک ریخت، بزرگ شده است. فکر میکردند که وی به احتمال قوی راه پدرش را دنبال خواهد کرد، یعنی استاد دانشگاه خواهد شد. مدودف همانند یک شهروند عادی لنینگراد (تام سابق سنپترزبورگ که سه روز پس از مرگ لنین بر روی آن گذاشته شده بود) در خانوادهای روشنفکر بزرگ شد. پدرش استاد موسسه فنی لنینگراد و مادرش آموزگار بود کودکی قابل احترام مدودف، با روزهای نخستین زندگی پوتین که در آپارتمانهای محلهای پر از موش گذشته است و مجبور بود با بچههای دیگر در خیابانها بجنگند، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
همسایگان سابق مدودف میگویند که وی هیچگاه دشنام نمیداد و دعوا هم نمیکرد. زنی که ترجیح میدهد نامش چاپ نشود میگوید که در آپارتمانی دورتر از همان پلکان که خانواده مدودف در آن جا زندگی میکردند، سکونت داشت و در همان مدرسهای تحصیل میکرد که مدودف در آن جا درس میخواند، میگوید: او هولیگان نبود. او از یک خانواده نرمال روشنفکر بود. وی بسیار فرد خوشایندی بود. او همیشه در را برای من باز میگذاشت... اما هنگامی که برای نخستین بار متوجه شدم که او قرار است رئیسجمهور کشورمان شود، کمی جا خوردم چون او در هیچ زمینه خاصی فعال نبود. او یک دانشآموز عادی بود. او کسی نبود که با نشان دادن مهارتهای سازماندهیاش یا حتی با تحصیلاتش بخواهد خود را از دیگران متمایز کند.
اما هم دورهایهای مدودف همچنین بعضی از مقاماتی که با وی کار کردهاند، عنوان میکنند که وی شخصیت واقعی خود را تنها به کسانی که از نزدیک میشناخت، آشکار می:رد. یلناآندریوا، دختر استاد نظریه الکترونیک که در ساختمانی زندگی میکرد که خانواده مدودف در آن سکونت داشتند، میگوید: دیدارهای من با مدودف از آشکارترین تاثیرات دوران کودکی من بودند.
آندریوا با به یادآوری خاطراتی از هنگامی که مدودف اشعار الکساندر الکساندراویچ بلوک، شاعر مهم سمبولیک روسیه در زمان انقلاب را میخواند، میگوید که آنها یک بار مجبور شدند تمام شب را در صف بایستند تا جلدهای ادبیات کلاسیک کودکان را خریداری کنند.
این دوران دهه 70 بود، زمانی که رکود و کمبودها به اقتصاد شوروی صدمه وارد میکردند. به سختی میشد کالاهای مصرفی را خریداری کرد و صف کشیدن برای خرید اقلام مصرفی چیز عادی بود که در بیشتر جاها به چشم میخورد. آندریوا عنوان میکند که مدودف در اوایل نوجوانی خود به عنوان یک فرد محصل یک بار وعده داد که اقتصاد شوروی را تغییر خواهد داد. آندریوا در این خصوص توضیح میدهد: او واقعا گفت که در آینده میخواهد کاری کند تا اقتصاد کشور را تغییر دهد. اما او گفت که اول میخواهد درس بخواند او میخواست تحصیلات به دست آورد تا این فرصت را پیدا کند که در آینده کاری انجام دهد. او هرگز و ابدا تنبل نبود.
مدودف به این وعده خود به خوبی عمل کرد. وی به دانشکده حقوق دانشگاه دولتی لنینگراد رفت تا در کارشناسی ارشد حقوقی مدنی تحصیل کند. وی در آستانهفروپاشی اتحاد شوروی از پایاننامه خود با عنوان «مشکلات عملی کردن حقوق شرکتها و موسسات دولتی» دفاع کرد. استاد حقوق مدودف که حقوق رومی را همانطور که پیش از آن به پوتین آموزش داده بود، به مدودف نیز یاد داد، عنوان میکند که پایاننامه وی تلاشی بود برای تشکیل یک چارچوب قانونی برای روابط بازاری که نتیجه اصلاحات پرسترویکا (بازسازی) میخاییل گورباچف بودند.
همدورهایهای کارشناسی و کارشناسی ارشد مدودف عنوان میکنند که در آن زمان بسیار کم در مورد سیاست سخن میگفتند. مارینالاوریکوا که هنوز در دانشکده حقوق به آموزش مشغول است، میگوید: در واقع از نظر اجتماعی درست نبود که در این رابطه (سیاست) حرف بزنیم. صحبت در مورد سیاست چیزی نبود که جوانان هنگام نوشیدن یک فنجان چای به بحث در مورد آن بپردازند. آن سیستم 70 سال بر سر کار بود. نمیشود گفت که ما از زندگی در آن دوران راضی بودیم ولی واقعیت هم این است که هدفی برای تغییر چیزی وجود نداشت.
موسین میگوید که دانشجوی وی (مدودف) از فروپاشی اتحاد شوروی متاسف شده بود اما از اصلاحات گورباچف در مطرح کردن عوامل یک اقتصاد بازاری حمایت میکرد.
لاوریکوا، مدودف را یک دانشجوی جدی و صمیمی توصیف میکند که احساساتش را بروز نمیداد و اگر چه یک سر و گردن بالاتر از بقیه نبود اما در انجام کارها از خود پشت کار نشان میداد. لاوریکوا در این باره میگوید: او در درس ما تنها کسی نبود که چنین استعدادهایی داشت. او هم جزء کسانی بود که درخشان بودند اما او تنها دانشجو با این خصوصیات نبود.