معتقدم در منطقه خاورمیانه جنگ جدید رخ نخواهد داد و آنها نمیتوانند حزبالله لبنان را سرنگون نمایند بلکه در صورت آغاز هرگونه جنگی متحمل خسارتهای بزرگی خواهند شد هرچند که شاید لبنان را با مجازات بمباران مواجه کنند اما بعید به نظر میرسد بتوانند پیروز شوند.
بافت جمعیتی لبنان به شکل عادی دارای شکافهایی است اما به معنای آن نیست که این موضوع ممکن است به آغاز جنگ داخلی در لبنان بینجامد. طبعا با این وضع هرکسی توقع یک جنگ داخلی را در لبنان دارد اما نباید فراموش کرد که در وضعیت کنونی (برعکس شرایط دهه 70 قرن گذشته) چیزی به نام عنصر فلسطینی دخالتی در تحولات لبنان ندارد. عنصری که بیشترین عامل درگیریهای داخلی در لبنان در دهه 70 قرن گذشته بود. امروز تمامی اختلافات بین لبنانیها است و تمامی درگیریها هم صرفا لبنانی است. مهم این است که لبنانیها برای انتخاب رئیسجمهورشان به یک توافق و تفاهمی دست یابند. همچنین درباره نخستوزیر جدید نیز باید جامعه متنوع لبنان به یک تفاهم برای انتخاب آن دست یابند. به نظر من سیاستمداران لبنانی به درجهای از منطق رسیدهاند که بتوانند به تفاهم دست یابند.
خطر در لبنان
میپذیرم که وضعیت در لبنان بسیار خطرناک است. اعتراف میکنم که این وضعیت برخی تاثیرات را نیز بر سوریه خواهد گذاشت اما معتقد نیستم که این تاثیر برای سوریها سرنوشتساز باشد.
به طور تاریخی این دو کشور (سوریه و لبنان) پیشتر یک کشور واحد را تشکیل میدادند. طبیعی است که برخی تضادها و مسائل معلق باقی مانده باشد. به عنوان مثال پنج روز پیش از ترور رفیق حریری (نخستوزیر فقید لبنان) با او در منزلش دیداری داشتم و صبحانه را با هم میل کردیم. او میدانست که من قصد دارم با پرزیدنت بشار اسد رئیسجمهوری سوریه دیدار کنم. از من خواست تا تمایل او را برای دیدار با اسد به اطلاع وی برسانم و به بشار اسد اطلاع دهم که حریری هرگز با اسرائیل معاهده صلح امضا نخواهد کرد. فقط او از پرزیدنت بشار تضمینهایی میخواست و اعلام کرد که حتی آماده است این موضوع (عدم امضای معاهده صلح) را در قانون اساسی لبنان وارد کند و اصولا قانون اساسی را بر اساس این موضوع تدوین نماید. او میگفتنمی تواند بپذیرد که حتی برای تعیین رئیس بیمارستانی در لبنان باید موافقت دمشق را داشته باشد. با پرزیدنت اسد در دمشق ملاقات کردم و سخنان حریری را برای وی نقل به مضمون نمودم. اسد نیز به من گفت که مایل است حریری را ملاقات کند. به عقیده من بشار اسد نمیتواند در ترور رفیق حریری دخالتی داشته باشد یا حتی پذیرفته باشد که جریان یا شخص دیگری این اقدام را انجام دهد. در دیداری که با اسد بعدها داشتم وی به من گفت که سوریه بیش از همه از این ترور رنج میبرد. در مورد اسباب ترور حریری چیزی نمیگویم اما در یک کلام بر این باورم که سوریه در این مسئله مطلقا دخالتی نداشته است. متاسفانه دادگاه بینالمللی شناسایی عاملان ترور حریری از تناقضات متعدد داخلی رنج میبرد. یادم میآید زمانی که ارتش سوریه (براساس قرارداد طائف) برای حمایت از مسیحیان و تحت نظارت آمریکا وارد لبنان شد الکسی کاسیگین نخستوزیر اسبق (صدر هیئت رئیسه) اتحاد جماهیر شوروی پس از اطلاع از این موضوع از طریق بیسیم به شدت عصبانی شد بنابراین همه کارها به نوعی در هم تداخل دارد. اما در مورد اینکه احتمال حمله جدیدی از سوی اسرائیل به لبنان وجود دارد یا خیر؟ معتقد نیستم که جنگ جدیدی رخ خواهد داد. آنها نمیتوانند حزبالله را از بین ببرند یا خسارات فراوانی بر این جنبش تحمیل نمایند. به نظر من بعید است. اما در مورد جنگ تابستان 2006 و گزارش کمیته وینوگراد باید بگویم اگرچه این کمیته شخص ایهود اولمرت نخستوزیر اسرائیل را مسئول شکست در این جنگ نامید اما آنچه که اولمرت انجام داد بدون تاثیرپذیری از آمریکا نبوده است.