مجید رفیعی از هنگامی که سربازان آمریکایی وارد عراق شدند، در حقیقت مناسبات آمریکا و ترکیه نیز وارد مرحله جدیدی شد که با گذشته آن تفاوت بنیادین داشت؛ گرچه طرفین میکوشیدند در ظاهر توجه چندانی به آن نشان ندهند. در این ارتباط 2 نکته حائز اهمیت است: 1- آمریکا در آستانه حمله به عراق، تلاش زیادی به عمل آورد تا اتحادیه اروپا شرایط عضویت ترکیه را سهل سازد و در این امر تسریع شود تا با ارائه این دستاورد به ترکیه، آن کشور را وادار به همکاری با خود برای اشغال عراق کند. اما شکست آمریکا در راضی کردن اتحادیه اروپا، نشان داد که آمریکا با وجود همه تواناییهای خود، نمیتواند هر هنگام که اراده کرد، صندلی ترکیه را در اتحادیه اروپا جای دهد. 2- ترکیه هرگونه مشارکت در اشغال عراق را نپذیرفت، زیرا معتقد بود این اقدام، امنیت ملی ترکیه را به گونهای بیسابقه پس از جنگ جهانی دوم تهدید میکند. ترکها به خوبی به این امر واقف بودند که اشغال عراق توسط آمریکا، روند استقلالطلبی کردستان عراق را شدت میبخشد و با ظهور دولت کردی در شمال عراق، ترکیه نخستین کشوری خواهد بود که از این تحول تأثیر میپذیرد. از آن هنگام تاکنون، منافع ترکیه و آمریکا در راه دوری از یکدیگر به حرکت درآمدهاند. اینک این روند به جایی رسیده که کنگره آمریکا به اموری میپردازد که ترکیه آنها را جزئی از حاکمیت خویش میداند در حالی که آمریکا آنها را بخشی مسئولیت اخلاقیاش در برابر جهان به شمار میآورد. از سوی دیگر، با قدرتگیری حکومت اقلیم کردستان در شمال عراق- که ریاستش به مسعود بارزانی رسیده است- رفته رفته این منطقه به پایگاهی امن برای احزاب و سازمانهای کرد، ترک و ایرانی مبدل شده است. مسعود بارزانی که بازیگری که بازیگری با مهارت به شمار میآید، آشکار از پکک تیری میجوید و حتی طراحی حمله به ارتش ترکیه توسط این ارتش را به سیستم اطلاعاتی ترکیه نسبت میدهد که در جستوجوی بهانهای برای انجام عملیات در شمال عراق بوده است! ناگفته پیداست که این سخن تا چه میزان بیاساس و غیرمنطقی است هیچ ارتشی در دنیا در طراحیهای امنیتیاش اجازه نمیدهد با یک اقدام تروریستی، هیبت و اعتبار آن فرو ریزد. در حقیقت، بارزانی نه تنها مانع فعالیتهای پکک نمیشود بلکه حتی از امکانات خود برای تقویت آن نیز استفاده میکند. دلایل قاطعی وجود دارد که نشان میدهد بخشی از سلاحهایی که ارتش آمریکا در اختیار بارزانی گذاشته به پکک تحویل شده است. بارزانی قویترین متحد آمریکا در عراق است و مناسبات با اسرائیل نیز جای تردید ندارد و هرگز امکان ندارد سلاح آمریکایی در عراق به حزب پکک تحویل شود بیآنکه مقامات آمریکایی از آن مطلع شوند کردستان عراق، منطقهای تعیینکننده و سرنوشتساز برای نیروهای آمریکایی در عراق است بنابراین آمریکاییها سیستم جاسوسی خود را در آن به شدت تقویت کردهاند پس میتوان نتیجه گرفت که تقویت پکک انجام عملیات آن علیه ارتش ترکیه، از دیدگاه آمریکا پنهان نبوده است البته اگر با تحریک آن صورت نگرفته باشد بیتردید اقدام اخیر کنگره و حتی دولت آمریکا- به طور غیرمستقیم- در دامن زدن به مسئله ارامنه ترکیه در کنار اوجگیری عملیات نظامی بسیار مهم پکک در چهارچوب اعمال فشار آمریکا به ترکیه تلقی میشود. گویی ایالات متحده آمریکا درصدد است تا به ترکیه تفهیم کند به رغم برخورداری از ارتشی نیرومند و نظامی پرقدرت، این کشور بر پایههای لرزان تنوع قومیتی برپا شده است و هرگز در برابر تلاش برای تجزیه ایمن نخواهد بود و حتما اگر بخواهد خود را از منظومه متحدین استراتژیک یا به تعبیر دقیقتر از تبعیت آمریکا دور سازد، با این گونه تحریکات مواجه خواهد شد. اما در بررسی آنچه در ارتباط با ترکیه و از سوی آمریکا صورت میپذیرد، نمیتوان تحولات داخلی ترکیه و قدرتگیری شتابان و فزاینده جریان اسلامی به رهبری اردوغان- گل را نادیده انگاشت در حالی که آمریکا درصدد است دوری از اسلامگرایی در منطقه خاورمیانه را نهادینه کند اما در ترکیه جریان اسلامی چنان قدرت گرفته است که نماد لائیسیته در این کشور یعنی ارتش را کاملا به انفعال کشانده و به رغم مخالفتهای آشکار، یکی از برجستهترین چهرههای خود- عبدالله گل- را به ریاست رسانده و پس از آن گامهای بلندی برای تعدیل قانون اساسی و حذف بندهای ضد دینی آن بر میدارد. آمریکا برای اینکه بتواند ارتش ترکیه را از حالت انفعال خارج ساخته و نقش آن در تحولات داخلی را بار دیگر پررنگ سازد، میباید به طور جدی وارد عمل شود به ویژه آنکه مخالفت آشکار ترکیه با سیاستهایش- چه در بحث حمله به عراق و چه در دیگر مسائل منطقهای نظیر جنگ 33 روزه در لبنان و همچنین اعمال فشار بر ایران- از سوی اردوغان طراحی و اجرا میشود. آیا حمله پکک به ارتش ترکیه- که حتما نمیتواند بدون چراغ سبز آمریکا صورت پذیرفته باشد- نمیتواند به منزله بهانهای تلقی شود که ارتش ترکیه با بهرهگیری از آن، جایگاه خود را در داخل کشور تقویت کند؟ ترکیه از زمان فروپاشی عثمانی تاکنون، اینک بیش از هر زمانی خود را خاورمیانهای میبیند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، موجب کاهش جایگاه و اهمیت این کشور بری سیاستهای منطقهای آمریکا شد. کشورهایی از راه رسیدند که از نظر جغرافیایی به روسیه نزدیک بودند و آمادگی داشتند تا سخاوتمندانه سرزمین خود را در اختیار آمریکا و ناتو قرار دهند؛ آن هم در برابریهایی بسیار اندک که در مقابل مطالبات ترکیه ناچیز تلقی میشود. بدین ترتیب و با گسترش پیمان ناتو، رفته رفته مفهوم ژئواستراتژیک سنتی ترکیه دچار تحول شد. ترکیه با درک این واقعیت، درصدد برآمد تا جایگزینی مطلوب برای آن بیاید بنابراین تلاش برای عضویت در اتحاد اروپا به طور جدیتر در دستور کار قرار گرفت؛ بلکه از این طریق، جایگاهی مطمئن برای خویش فراهم سازد و در معادلات جدید، آزادی عمل بیشتری به دست آورد. در حالی که خاورمیانه به دلیل سیاستهای جنگ افروزانه آمریکا، آبستن تحولات بسیار مهم و پرتنشی است، آیا ترکیه نیاز باید به خود را برای دست و پنجه نرم کردن با این تحولات- که میتواند موجودیت و تمامیت ارضی آن را مورد هدف قرار دهد آماده سازد؟ همزمانی اوجگیری اقدامات پکک علیه ارتش ترکیه با مصوبه کنگره در موارد تجزیه عراق و تقسیم آن به 3 کشور کردی، شیعه و سنی در ایران چهارچوب، اهمیتی ویژه مییابد که باید به آن توجه شود. احتمال حمله ترکیه به شمال عراق با اوجگیری حملات پکک علیه ارتش ترکیه گفته میشود بیش از 80 سرباز این ارتش در یک سال گذشته به قتل رسیدهاند. وقتی پکک در 7 اکتبر گذشته جان 13 نفر از سربازان ترک را در نزدیکی مرز با عراق گرفت، فضای داخلی ترکیه چنان ملتهب شد که به رغم خواست و اصرار آمریکا، مجلس این کشور با 507 رای موافق- در برابر 19 رای مخالف- اجازه انجام عملیات نظامی علیه نیروهای کردی در فراسوی مرزهای این کشور با عراق را صادر کرد. این پیام قوی اردوغان و ترکیه به کردهای پ.ک.ک. مسعود بارزانی و ایالات متحده آمریکا بود. ارتش ترکیه برای انجام عملیات خود، دشواریای ذیل را پیش رو دارد: 1- هجوم گسترده ارتش ترکیه به شمال عراق موجب خواهد شد تا کردهای عراقی نیز دوشادوش پکک علیه آن به جنگ در آیند و در نتیجه مشکلات عدیدهای را بر سر آن فراهم سازند. در این حالت، خروج بینتیجه ارتش، شکستی سخت برای آن خواهد بود و استمرار عملیاتش در داخل عراق نیز آن را در گرداب تضادهای داخلی عراق چنان غرق میکند که هزینهای بس سنگین بر آن تحمیل خواهد شد. 2- دولت و ارتش ترکیه در هر گونه اقدام نظامی علیه شمال عراق باید به مواضع کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا توجه کنند. نفوذ سنتی کردهای عراق به سازمانهای اروپایی بر همگان روشن است. از سوی دیگر، ترکیه در اوج ناامیدی از پیوستن به اتحادیه اروپا است ولی هنوز آن را از دستور کار خویش خارج نساخته است. خاویر سولانا صراحتا مخالفت اروپا با انجام هر گونه عملیات نظامی گسترده از سوی ارتش ترکیه در عراق را مورد تأکید قرار دارد. 3- ترکیه به خوبی میداند که هجوم گستردهاش به داخل خاک عراق، آرزوی کردهایی است که درصددند با آسیب رساندن به آن، زمینههای قدرتگیری خود را فراهم سازند. 4- نزدیکی فصل زمستان و صعبالعبور بودن مناطق کردنشین در شمال عراق، از جمله دشواریهایی است که هرگونه عملیات نظامی با آن مواجه خواهد بود. 5- حمله ترکیه به شمال عراق یقینا صدور نفت را از طریق لولههایی که نفت عراق را به جیحان میرساند، متوقف خواهد ساخت اما در مقابل، ترکیه نمیتواند آسیب قابل توجهی به جریان صدور نفت عراق- که به آسانی از جنوب آن کشور جریان دارد- وارد سازد. 6- حزب پکک تونایی انجام عملیات تروریستی علیه شهروندان غیرنظامی ترکیه در جایجای این کشور را دارد که به منزله یک عامل بازدارنده در برابر اقدامات ارتش ترکیه عمل میکند. 7- ترکیه در هراس است که انجام عملیات نظامی در شمال عراق، موقعیت دولت اقلیم کردستان در شمال عراق را تقویت ساخته و موجبات جدایی بیشتر آن از دولت مرکزی عراق را فراهم آورده؛ بنابراین به نظر میرسد ترکیه پیش از اجرای عملیات گسترده نظامی، به طور کامل پیامدهای آن را مورد توجه و بررسی قرار دهد اما ترکیه به جای انجام عملیات گسترده نظامی، میتواند انجام عملیات محدود را در دستور کار خویش داشته باشد عملیات محدود ضمن آنکه پیامدهای منفی فوقالذکر را همراه ندارد. در عین حال میتاند پیام قاطعی به بارزانی، آمریکا و پکک باشد. در عین حال محاصره اقتصادی کردستان عراق، عامل بسیار مهمی در اعمال فشار به بارزانی و همچنین نیروهای آمریکایی است که 70 درصد از نیازهای خود را از طریق ترکیه تأمین میکنند. اما سفر اخیر اردوغان به آمریکا که با هدف جلب همکاری این کشور در مقابله با پکک و حل دیگر مشکلات در مناسبات دو جانبه صورت گرفت، ظاهرا این توفیق را در پی داشته است که آمریکا وعده همکاری اطلاعاتی برای مقابله با پکک را به دولت ترکیه بدهد. اما در اینجا این سؤال مطرح میشود که چرا دولت آمریکا این همکاری را پیش از آنکه شرایط به اینجا برسد، عملی نکرد و اساسا چرا با اطلاعاتی که در اختیار دارد، مانع از اقدامات پکک علیه ترکیه نشد. اگر آمریکا از تحرکات پکک اطلاع نداشته است همکاری اطلاعاتی در این زمینه درآینده هم مفهومی نخواهد داشت، زیرا آمریکا توان این کار را ندارد و اگر از آن مطلع بوده است- که یقینا چنین بوده است- آن گاه این پرسش رخ مینماید که آمریکا چه بهایی را از ترکیه مطالبه کرده و آیا به آن دست یافته است؟ خاورمیانه به شرایطی رسیده است که دیگر التهاب در یک نقطه خاص یعنی فلسطین و لبنان- محصور نیست و التهاب در آن چنان فراگیر شده که مرزهای عراق را در مینوردد و به روشنی ترکیه را در برمیگیرد آیا این روند در ادامه خود دیگر همسایگان عراق به ویژه سوریه در شمال غربی و عربستان سعودی در جنوب را شامل خواهد شد؟ شاید ایران همچنان مصونترین همسایه عراق باشد اما آتش در خانه همسایه، مراقبت پیش از حدی را طلب میکند.