تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۵۶۷۵۱
تجارب اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با محمدرضا خاتمی

واقع گراتر شده‌ایم


گروه سیاسی، معصومه ستوده: محمدرضا خاتمی نایب رئیس مجلس ششم با تأکید بر اینکه جایگاه فعلی آنها بسی رفیع‌تر از سال 76 است تصریح می‌کند که مهمترین اولویت مجلس هشتم ائتلاف برای نجات کشور است؛ ائتلافی که در آن سهم‌خواهی جایگاهی ندارد و هر کسی که بتواند این هدف را محقق کند مورد استقبال قرار می‌گیرد...

*در این مقطع زمانی اگر بخواهید به راهی که در طول 10 سال گذشته طی کرده‌اید نگاهی بیندازید، چه ارزیابی از راه رفته خواهید داشت؟

**نگاهی مثبت و امیدوارکننده، زیرا راهی را که شروع کردیم یک راه اساسی و درست بود و معتقدم همچنان باید در همان مسیر گذشته حرکت کنیم هرچند وقتی انسان تجربه‌اش بیشتر می‌شود به‌طور طبیعی واقع‌گراتر می‌شود. ما معتقدیم که راه را درست انتخاب کردیم، اهداف را درست انتخاب کردیم و استراتژی‌مان درست بوده است و در مجموع تاکتیک‌های کم‌وبیش مناسبی هم داشته‌ایم، اما در حال حاضر با وجود تجربه هشت‌ساله واقع‌بین‌تر و با پشتوانه نظری و عملی بیشتری برای آینده آماده تلاش و خدمت بیشتر هستیم.

*در صورتی که در همه زمینه‌ها اعم از استراتژی و تاکتیک درست عمل کرده باشید این پرسش مطرح می‌شود که چرا اکنون در این نقطه قرار گرفته‌ایم؟

**به‌دلیل اینکه حرکت اصلاحات و موقعیت کنونی آن حاصل عملکرد تنها یک فرد یا گروه نیست، نقطه فعلی برآیند تعاملات و تقابلات مجموعه نیروهای اصلاح‌طلب با هم به‌علاوه کارشکنی‌ها و تخریب‌های مخالفان است. بنابراین آنچه من از آن گفتم حرکت بخشی از اصلاحات است که ما جوابگوی آن هستیم و صدالبته دارای ضعف‌های کوچک و بزرگ هم بوده‌ایم که بدان معترف هستیم. اما این را هم باید بگویم که من نقطه فعلی را که در آن ایستاده‌ایم بسی رفیع‌تر و ممتاز‌تر از نقطه شروع در سال 76 می‌دانم.

*شما به دفعات از اصطلاح واقع‌گراتر شدن استفاده کردید، فکر می‌کنم این واژه به تازگی وارد ادبیات سیاسی شما شده است. چرا اصرار دارید که از این اصطلاح استفاده کنید؟

**معادل واقع‌بینی، عملگرا بودن است. می‌توان به‌صورت دیگر این مسئله را روشن کرد. ما باید آرمان داشته باشیم در عین حال به نتیجه عمل خود نیز باید فکر کنیم. ما گرچه تکلیف داریم اما اگر تصور کنیم که باید فقط به تکلیف خود عمل کنیم و اصلاً روش عمل و نتیجه برای‌مان مهم نیست این را صحیح نمی‌دانیم زیرا باید به‌گونه‌یی به تکلیف خود عمل کنیم که به نتیجه نیز برسیم این مسأله عین واقع‌گرایی است یعنی رسیدن به نتیجه در عین عمل به تکلیف، در حالی که برخی این‌طور تصور می‌کنند که فقط باید به تکلیف خود عمل کنند و اینکه به نتیجه برسند چندان مهم نیست.

نباید در عالم ایده و نظر بمانیم بلکه باید به دنبال این باشیم که باتوجه به شرایطی که محیط اجتماعی ما ایجاب می‌کند به‌دنبال بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود باشیم. این معنای واقع‌گرایی است. تا زمانی که ما خارج از گود هستیم، فکر می‌کنیم به هر طریق می‌توانیم حرکت کنیم اما وقتی وارد گود می‌شویم با محدودیت‌ها و تنگناها آشنا می‌شویم.

به خصوص در کار جمعی لزوم حرکت متناسب با این ظرفیت‌ها بیشتر آشکار می‌شود. بنابراین من واقع‌گرایی را حرکت در جهت هدف و آرمان با توجه به ظرفیت‌های موجود می‌دانم. یعنی حرکت با سرعت مطمئنه با پیش‌بینی همه شرایط محیطی و لحاظ کردن آنها.

یکی از مهمترین مؤلفه‌های واقع‌گرایی شناخت و درنظر گرفتن صحیح محدودیت‌های موجود در مسیر پیش‌رو است.

*چه عاملی باعث شده است که به این واقع‌بینی دست پیدا کنید؟ آیا این مسئله بیشتر از این ناشی نمی‌شود که احساس کرده‌اید در برابر بسیاری از این موانع که بعضاً قانونی نیر بوده چاره‌یی جز تمکین ندارید؟

**موانع قانونی مانع اصلی نیست بلکه مجموعه ظرفیت‌های موجود جامعه ایرانی محدودیت‌ساز است و این‌هم به‌خاطر استبداد دیرپا و شکل نگرفتن فضای مناسب برای این امر است و به خصوص ظرفیت‌هایی که در فعالان سیاسی ما وجود دارد از این نقیصه رنج می‌برد. چون من این اعتقاد را دارم که مردم ما به لحاظ پشتکاری که برای رسیدن به هدف دارند از فعالان سیاسی ما جلوتر حرکت می‌کنند اما فعالان جامعه در بخش‌های مختلف دارای ظرفیت بالایی نیستند بنابراین محدودیت ظرفیت آنها بر حرکت‌هایی که باید سازماندهی شود، اثر می‌گذارد.

*برای افزایش ظرفیت این گروه چه پیشنهادی دارید؟

**این یک پروسه پیچیده است. ما به تنهایی نمی‌توانیم به عنوان یک حزب این وظیفه را انجام دهیم. مهم این است که ما به عنوان اصلاح‌طلبان پیشرو و اثرگذار و هدایت‌کننده جریانات سیاسی بتوانیم یک گفت‌وگوی درونی را سازمان داده و گسترش دهیم و این مسئله را ارتقاء دهیم، همدیگر را برای شناخت جامعه ایرانی یاری برسانیم و یک حرکت عمومی و جمعی را براساس آن سازماندهی کنیم. پروژه‌یی که تعریف می‌شود یک پروژه تدریجی، آموزشی و عملی است. گفت‌وگو کردن برای اینکه دیدگاه‌ها به هم نزدیک شوند و بتوانند با هم کارکنند.

*به عنوان نایب رئیس مجلس ششم تأکید کردید که باید واقع‌گرا بود. با مرور گذشته فکر می‌کنید کدام یک از برنامه‌های اصلاح‌طلبان خارج از مسیر واقع‌گرایی بوده است؟

**ما یک تصوری که داشتیم این بود که اگر بتوانیم ساختار حقوقی را درست کنیم همه چیز درست می‌شود. به همین دلیل بود که قانون مطبوعات خیلی برای ما اهمیت و اولویت پیدا کرد که البته به‌نظر من مهم بود. اما اگر قانون مطبوعات آن‌طور که مورد نظر ما بود اصلاح می‌شد آیا همه چیز درست می‌شد. ما نباید تمام توجه خود را معطوف ظرفیت حقوقی بکنیم و از ظرفیت حقیقی غافل شویم. آیا این امکان وجود نداشت که از طریق رایزنی و گفت‌وگو و کم کردن نگرانی طرف مقابل جلوی بستن مطبوعات را گرفت؟ بله این امکان وجود داشت بدون اینکه نیاز مبرمی به اصلاح قانون مطبوعات باشد. اگر قانون انتخابات را اصلاح می‌کردیم که نکردیم آیا این امکان وجود نداشت که ما بتوانیم تیغ نظارت استصوایی را از راه‌های دیگر کند کنیم؟ من می‌گویم این امکان وجود داشت.

*از چه طریقی؟

**از طریق ساختار حقیقی می‌توانستیم این کار را انجام دهیم. همین کاری را که الآن می‌خواهیم انجام بدهیم. واقع‌گرایی یعنی اینکه ما فقط یک ظرفیت را نبینیم بلکه تمام ظرفیت‌های جامعه و ساختار قدرت را ببینیم و از آن استفاده کنیم. این راهکاری است که ما به آن رسیدیم و به آن عمل می‌کنیم و تفاوت آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی در این است. آرمان‌ها و اهداف خود را تغییر ندادیم و این مسأله را صریحاً اعلام کردیم چون کشور ما نیازمند دموکراسی و رعایت حقوق‌بشر است و تا زمانی که این مسائل نباشد ما رشد اقتصادی نخواهیم داشت اما برای رسیدن به این مسئله باید تمام ظرفیت‌ها را درنظر گرفت نه فقط ظرفیت حقوقی را...

به هر حال این تصور اشتباه است که شما فکر می‌کنید از طریق مجلس همه کار می‌توان انجام داد. ما باید به سایر ظرفیت‌های بیرونی نیز توجه کنیم. اشتباه دیگر این بود که بعضی فکر می‌کردند همه ظرفیت‌ها یعنی قوای حکومتی. خیلی از ظرفیت‌هایی که در خارج از این ساختار در جامعه وجود دارد کارکردی به مراتب مفیدتر دارد ما نباید نسبت به این مسأله بی‌توجه باشیم و از این به بعد نیز نباید بی‌تفاوت باشیم، این مسأله واقع‌گرایی است.

*اگر مجلس هشتمی شکل بگیرد و اصلاح‌طلبان و از جمله خود شما در آن حضور داشته باشید فکر می‌کنید مهمترین قانونی که باید مورد بررسی قرار گیرد، چیست؟

**من اصلاً به مهمترین قانون فکر نکردم چون الآن 2 مسأله اساسی وجود دارد که کشور با آن درگیر است؛ یکی مسأله خارجی که موجب شده است ما تدریجاً از دانش، فناوری و سرمایه‌گذاری جهانی محروم شویم و اگر این‌طور پیش برود ما نمی‌توانیم کشور خود رابسازیم، بنابراین یک تدبیر می‌خواهد که این مسأله را  از پیش رو بردارد و فقط با قانون این مشکل حل نمی‌شود. از سوی دیگر در عرصه داخلی معتقدم که سیاست‌های فعلی دولت، کشور را به لحاظ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی با مشکل روبه‌رو می‌کند. مجلس هشتم باید به‌طور جدی وارد عرصه شود و جلوی این مسأله را بگیرد و یک نظارت دقیق و شفاف بر عملکرد دولت داشته باشد و اجازه تصمیمات یک شبه را ندهد و خیلی از تصمیمات غیرکارشناسی را اصلاح کند. این اولویت مجلس هشتم در زمینه داخلی و خارجی است.

*مانند طرح اصلاح قانون مطبوعات که مسکوت ماند؟

**شما طرح اصلاح قانون مطبوعات را در نظر نگیرید که یک طرح ممکن است ایرادهایی را پیدا کند و نتواند مصوب شود شما باید اصل آزادی مطبوعات را درنظر بگیرید. آیا الان با سال 76 قابل مقایسه است با توجه به اینکه در حال حاضر دو سال از رفتن دولت خاتمی و سه سال از پایان مجلس ششم می‌گذرد باید این فضاها را مقایسه کنید. درست است که به هیچ‌وجه این فضای فعلی مطبوعات با آزادی در دوره اصلاحات قابل مقایسه نیست، اما باز هم به‌رغم فشارها اینها رسالت تاریخی خودشان را انجام می‌دهند. قرار نیز نبوده که فشاری نباشد به‌گونه‌یی که می‌بینید فعالان اجتماعی و زنان چگونه در حال حاضر تحت‌فشار فعالیت می‌کنند. اینها یعنی پیشرفت و محال بودن بازگشت به دوران پیش از اصلاحات.

دولت خاتمی در زمینه اقتصادی نیز موفق بود و رشد اقتصادی‌یی که دولت خاتمی به ارمغان آورد کم‌نظیر بود. در شروع دولت خاتمی قیمت نفت 9 دلار بود و در پایان دوره به 22 دلار رسید. مجموع قیمت نفت در دوران خاتمی به یک‌سوم قیمت نفت فعلی نمی‌رسید، اما اقتصاد شکوفا شد و زمینه اشتغال زیادی به‌وجود آمد، الان آقایانی که ادعا می‌کنند میزان تولیدات پتروشیمی ما چقدر گسترش یافته است تمام آن، دستاورد سرمایه‌گذاری‌های دولت اصلاحات است. به‌نظر من اصلاحات هدف‌های مرحله‌یی خود را محقق کرد. اینکه دولت اصلاحات و مجلس اصلاحات موفق نبوده‌اند من قبول ندارم، بسیاری از تغییرات بنیادین در زمینه اقتصادی و اجتماعی را دولت اصلاحات پایه‌ریزی کرد. اینکه حالا نتوانستیم قانون مطبوعات را اصلاح کنیم، اما در بسیاری از موارد قوانینی وضع شد و نظارت‌هایی صورت گرفت که بی‌نظیر است. من معتقدم که در مجموع دولت و مجلس اصلاحات موفق بوده‌اند. اتفاقاً چون عملکرد داریم، انتقاد داریم. ما حرف داریم و عملکردها را در کنار هم می‌گذاریم و انتقاد می‌کنیم بنابراین من تصور می‌کنم به لحاظ داشته‌هایی که اصلاح‌طلبان دارند بسیار دست‌های آنها باز است که انتقادات علمی و جدی خود را مطرح کنند. صرف اینکه یک جا بشینید و نق بزنند نیست ما عملکرد داریم و از عملکرد خودمان دفاع می‌کنیم، هرچند انتقادهایی نیز برما وارد است. به‌نظر می‌رسد که اصلاح‌طلبان با توجه به این عملکرد توانسته‌اند خطوط بسیار روشنی را ترسیم کنند که برای مردم ملموس است و مردم خیلی خوب تفاوت‌ها را می‌بینید و رابطه برقرار می‌کنند. کارگری که با یک وام بانکی می‌توانست خانه‌یی بخرد الان در خواب هم نمی‌بینید که با دو برابر آن بتواند مسکن تهیه کند.

*من به موانع قانونی اشاره کردم و شما از آن به‌عنوان یک مسأله جزئی یاد کردید من بار دیگر می‌خواهم بپرسم شما اگر بخواهید بار دیگر به ساختار قدرت برگردید با این موانع قانونی چگونه می‌خواهید برخورد کنید؟

**من موانع موجود در ساختار قدرت را از موانع قانونی و حقوقی مهمتر و تاثیرگذارتر می‌دانم. بخش‌هایی از ساختار حقیقی قدرت به مراتب بیش از ساختارهای حقوقی در برابر حرکت اصلاحات مقاومت کردند و می‌کنند. به عبارت دیگر اینکه یک قانون عوض و اصلاح شود به این معنی نیست که ساختار حقیقی نیز تغییر می‌یابد؛ ساختار حقیقی وقتی عوض می‌شود که جامعه بتواند بر ساختار قدرت اثر بگذارد یا کسانی وارد ساختار قدرت شوند که تحولات اجتماعی را قبول داشته و بتوانند این تحولات را به ساختار قدرت منتقل کنند و در حقیقت ساختار قدرت با مردم از یک جنس شود.

بسیاری از قوانین ما خیلی مترقی و پیشرفته است، اما به آن عمل نمی‌شود یا به‌گونه‌یی به آن عمل می‌شود که 180 درجه متفاوت با روح قانون است. این مسأله اصلی است. من به این خاطر اعتقاد زیادی به این مسأله ندارم که ما اگر بتوانیم ساختار حقوقی را عوض کنیم ساختار حقیقی نیز عوض می‌شود هرچند بی‌تاثیر نیست. به هر حال چه تغییر ساختار حقوقی و چه تأثیر ساختار حقیقی متضمن این است که ما یک جامعه پویا، فعال و با نشاط داشته باشیم که در عرصه‌های مختلف حضور داشته باشد و این ساختار قدرت از شورا‌های ده و روستا تا بالاترین مراتب قدرت بازسازی شود. به‌نظر من حرکت اصلاحات در این جهت موجب می‌شود قدرت تلطیف شود و جامعه می‌تواند با روش مسالمت‌آمیز ساختار قدرت را متحول کند. شاید در کوتاه‌مدت ما متوجه اثرات آن نشویم، اما همین انتخابات  شوراها یک گام اساسی و درازمدت است برای اینکه جامعه بتواند آن اصلاحات مورد نظر را انجام بدهد. همین مسأله تفاوت اصلاح‌طلبان دوم خردادی را با اپوزیسیونی که واقعاً دلسوز هستند ولی روش تحریم و قهر را انتخاب می‌کنند، نشان می‌دهد. اگر شما در صحنه وارد نشوید، اگر ظرفیت‌های جامعه را به درستی ارزیابی نکنید و نسبت به آنها بی‌اعتنایی کنید امکان تغییر و تحول در جامعه وجود ندارد در حالی که باید با تمام قوا کار کنید و در صحنه حاضر شوید. این تنها روشی است که من می‌شناسم که جامعه ایران را دچار تلاطم و تشنج نمی‌کند، امکان نفوذ خارجی را از بین می‌برد و اثرگذاری خارجی را منتفی می‌کند و تغییرات را یک تغییرات بومی و منطبق با شرایط اجتماعی می‌کند و قدرت را نیز تلطیف می‌کند. این نوع اصلاحات ماندگار است هرچند ممکن است به زمان طولانی نیاز داشته باشد.

*شما به این مسأله که ساختار قدرت با مردم از یک جنس شود اشاره کردید. با توجه به موانع قانونی از جمله نظر برخی از اعضای شورای نگهبان که عملاً مانع حضور بسیاری از سلایق در انتخابات می‌شوند چگونه می‌توان به هدف مدنظر شما دست یافت؟

**در 10 سال پیش با همین ظرفیت‌های قانونی و با همین شورای نگهبان و صلب بودن و بسته بودن دایره قدرت این اتفاق رخ داد که جنس ساختار قدرت با مردم یکی شد و انتخابات دوم خرداد و انتخابات مجلس ششم برگزار شد همین سخت‌گیری‌ها در سایر دوران نیز وجود داشته است. مهم این است که شما به ظرفیت‌های خودتان نگاه کنید. نباید به این مسأله توجه کنید که طرف مقابل چقدر می‌تواند رد کند. اگر شما بخواهید اصلاحات را محدود کنید به 50 یا 100 یا 1000 نفر که شورای نگهبان آنها را رد می‌کند این اصلاحات نیست. ما معتقدیم که اصلاحات اصلی اصلاحاتی است که جامعه ایرانی خواستار آن است و نیرو و توان آن را هم دارد. اصلاً امکان ندارد که شورای نگهبان بتواند براساس سلایق خود تمام نیرو‌هایی که معتقد به اصلاحات هستند را ردصلاحیت کند چون بیش از هرکس خود آنها می‌دانند اگر از یک مرحله عبور کنند بیشتر به خودشان ضربه می‌زنند. اصلاً اساس انقلاب اسلامی به‌گونه‌یی بنا شده است که امکان یک اقتدارگرایی کامل را در کشور از بین برده است. این امکان وجود ندارد هرچند نوسان وجود دارد. زمانی سخت‌گیری زیاد می‌شود و زمانی سخت‌گیری کمتر می‌شود، هیچ‌وقت شرایطی وجود نداشته که همه درها و پنجره‌ها بسته شده باشد. امکان دارد برای یک عده یا گروه فضا بسته شده باشد اما برای مجموعه اصلاح‌طلبان تحول‌خواه و تحول‌طلب هنوز درها و پنجره‌ها باز است و باید از این ظرفیت‌ها استفاده کرد. شما می‌توانید مصداق این امر را در انتخابات مجلس هفتم ببینید. این مجلس با تمام مشکلاتی که داشت باز هم مجلس دلخواه آقایان نشد. الان نیز باز هم حرکت‌ها و جریان‌هایی در مجلس هفتم وجود دارند که آقایان نمی‌خواهند آنها وجود داشته باشند اما حذف همه مسیر نیست. به هر حال من معتقدم که ما باید به ظرفیت‌های خودمان نگاه کنیم نه موانعی که طرف مقابل ایجاد می‌کند. ما آنقدر ظرفیت در جامعه خود و بین اصلاح‌طلبان داریم که می‌توان از آن بهره گرفت. می‌توان امید داشت که جامعه اصلاح‌طلبان می‌تواند در درون خودش کارهای مهمی در ساختار قدرت انجام دهد و از هر مانعی عبور کند.

*به‌نظر می‌آید در حال حاضر مهمترین دغدغه ذهنی شما ائتلاف اصلاح‌طلبان باشد، فکر می‌کنید که ائتلاف می‌تواند به ارتقای سازماندهی این جریان کمک کند؟

**ائتلاف فعلی اصلاح‌طلبان یک بخش جزئی از مجموعه حرکت اصلاحی است، زیرا ائتلاف اصلاح‌طلبان در حال حاضر فقط محدود به یک بعد سیاسی است آن‌هم در زمینه انتخابات. شاید این آرایش سیاسی برای انتخابات دیگر دگرگون شود. همین مساله که در امر سیاست داریم در امر اقتصاد نیز صدق می‌کند یعنی نیازمند گفت‌وگو و تعامل مستمر درون اصلاحاتی چه در بنیان‌های نظری و چه در بنیان‌های عملی اقتصاد هستیم که اخیراً هم با رقه‌های آن دیده شد. این موضوع باید در حیطه‌های دیگر هم مورد توجه قرار گیرد و مسائل اجتماعی و فرهنگی را هم در بر گیرد. مثلاً اگر کاربردی نگاه کنیم می‌توان آن را به امر تعلیم و تربیت و نظم اجتماعی و امر آموزش عالی و ورزش و … گسترش داد. به هر حال این گفت‌وگوها و تعامل‌ها می‌تواند به تمام حیطه‌ها گسترش یابد. برای همین، ائتلاف موجود جوابگوی بعد سیاسی است و نمی‌تواند پاسخی برای نخبگان در سایر حیطه‌ها داشته باشد. ما باید این مسأله را گسترش دهیم و در بین نخبگان مختلف بتوانیم این موضوع را تسری دهیم و نخبگان را گرد هم جمع آوریم و باب گفت‌وگو و عمل مشترک را باز کنیم تا به نتایج مطلوب دست یابیم. به هر حال صاحبان اندیشه باید در باب عمل نیز وارد شوند و دیدگاه‌های مختلف را آزمایش کنند تا دریابند جامعه ایرانی پذیرای کدام یک از ایده‌های موجود است و براساس آن بتوانیم اتحاد پایداری را بین اصلاح‌طلبان با دیدگاه‌های متفاوت به‌وجود بیاوریم.

*به‌نظر می‌رسد که شما دارید یک استراتژی  پیشنهاد می‌کنید که اصلاح‌طلبان تعداد زیادی کاندیدا معرفی کنند و چون شورای نگهبان نمی‌تواند همه آنها را ردصلاحیت کند بخشی از آنها از تور نظارت رد شوند؟

**من معتقدم که در انتخابات مجلس هشتم که پیش رو است ما می‌توانیم 290 نفر کاندیدا به اندازه مورد نیاز مجلس معرفی کنیم که شورای نگهبان نتواند آنها را ردصلاحیت کند.

*فکر می‌کنید آنقدر پتانسیل بین اصلاح‌طلبان وجود دارد؟ با توجه به اینکه در مجلس هفتم عده بی‌شماری از اصلاح‌طلبان ردصلاحیت شدند؟

**وضعیت امروز با وضعیتی که در مجلس هفتم وجود داشت خیلی فرق کرده است البته در این مورد فقط ردصلاحیت و نظارت استصوایی مدنظر ما است. می‌توان این را تفهیم کرد که اگر شورای نگهبان بخواهد سلیقه‌یی عمل کند انتخابات در حقیقت به آن صورتی که در شأن یک نظام جمهوری است و آنها نیز مایل هستند که حداقل اعتبار را داشته باشد، آن اعتبار را نخواهد داشت زیرا حاکمیت در این زمان بیش از هر زمان دیگر نیازمند حضور اصلاح‌طلبان است. این مسأله چک سفید امضایی است که در دست اصلاح‌طلبان است و این چک سفید امضا را نباید ارزان خرج کرد. نظر من این نیست که خانم یا آقایی را معرفی کنیم که شورای نگهبان خوشش بیاید یا نتواند ردصلاحیت کند زیرا بسیاری از ایرادهایی که شورای نگهبان می‌گیرد بر پایه مستندات قانونی نیست. ما حتی می‌توانیم کسانی را که می‌دانیم شورای نگهبان رد می‌کند معرفی کنیم و با ابزارهایی که در اختیار اصلاح‌طلبان است، می‌توان کاری انجام داد که شورای نگهبان به قانون تمکین کند. این اتفاق در دوران گذشته نیز رخ داده است زیرا ما کم افرادی را نداریم که در یک دوره تأیید صلاحیت شدند و در دوره‌یی ردصلاحیت شده‌اند، بدون اینکه مواضع آنها هیچ تغییری کند. حتی در برخی موارد مواضع آنها شفاف‌تر شده بود، با این حال تأیید شده بودند. ما اصلاح‌طلبان ابزارهای اجتماعی و سیاسی داریم به‌گونه‌یی که اگر بتوانیم از آن استفاده کنیم می‌توانیم انتخاباتی به مراتب بهتر از انتخابات مجلس ششم داشته باشیم.

*شما به شرایطی اشاره کردید که اصلاح‌طلبان به تبع آن تأیید صلاحیت می‌شوند اما به‌نظر من شما دارید از واقع‌گرایی که به آن اشاره کردید فاصله می‌گیرید. تصور می‌کنید چه تفاوتی بین شرایط سال 82 و امروز به‌ وجود آمده است؟

**در انتخابات مجلس هفتم مشکل اساسی این بود که بخش قابل توجهی از قدرت در اختیار اصلاح‌طلبان بود و این قوه مجریه که در ساختار اصلاح‌طلبان بود انتخابات مجلس هفتم را برگزار کرد. در حقیقت چک سفید امضا را اصلاح‌طلبان آنجا دادند. از اعتبار بین‌المللی اصلاح‌طلبان، اقتدارگرایان بهره گرفتند نه اصلاح‌طلبان... یعنی مشروعیت انتخابات مجلس هفتم توسط اصلاح‌طلبان و نه اقتدارگرایان مهر و امضا شد، اما در حال حاضر حاکمیت یکدست شده است، یعنی ناظر و مجری همه از حاکمیت یکدست هستند و با این یکدستی هرگز امکانپذیر نیست که خودشان ببرند و بدوزند و تازه به‌به و چه‌چه نیز بکنند. خود آنها نیز بر این مسأله آگاه هستند با توجه به شرایط بین‌المللی ایران، تنها در یک صورت امکان خدمت به کشور برای آنها فراهم است و آن این است که اتحاد ملی مدنظر باشد و اتحاد ملی با حذف جریان‌های فعال اجتماعی مثل زنان و دانشجویان میسر نیست. زنان و جوانان باید حس کنند که مشارکت آنها اثرگذار است. این مشارکت ملی فقط با حضور در پای صندوق رای و رای دادن امکان‌پذیر نیست و مشارکت جدی یعنی اینکه افراد در تعیین سرنوشت خود با انتخاب نیروهای هم سلیقه و همفکر مؤثر باشند.

*با وجود برخی مرزبندی‌های سیاسی آیا رسیدن به ائتلاف حداکثری اصلاح‌طلبان را امکانپذیر می‌دانید؟ فکر می‌کنید اگر به قدرت برسید چگونه باید با وجود این اختلاف‌نظرها کنار هم قرار بگیرید؟ با توجه به اینکه شما در مجلس ششم از اکثریت برخوردار بودید فکر می‌کنید در صورت موفقیت در مجلس هشتم چگونه می‌توانید از این اکثریت غیریکدست بهره بگیرید؟

**ائتلافی که دارد شکل می‌گیرد یک ضرورت و اجبار است. این نوع ائتلاف در هیچ کجای دنیا دیده نشده است زیرا در همه‌جای دنیا که دموکراسی برقرار است اول هر کسی در انتخابات شرکت می‌کند و بعد براساس کرسی‌هایی که کسب می‌کنند دولت را در دست می‌گیرند اما این مسأله در ایران وجود ندارد، چون احزاب ما جوان هستند و اساس انتخابات براساس برنامه‌های مدون نیست و مردم براساس برنامه‌ها رای نمی‌دهند و ساختار انتخاباتی ما هم به‌گونه‌یی نیست که اجازه این مسأله را بدهد که احزاب و گروه‌ها در انتخابات حضور یابند. اصولاً انتخابات ما بسیار فرد محور است. باید تلاشی صورت بگیرد که از این وضع خارج شود و چون این وضعیت منحصر به فرد است با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی ما در حال حاضر ائتلاف یک ضرورت و بهتر است بگویم یک اجبار است. سازوکاری که اصلاح‌طلبان اتخاذ کردند این است که این ائتلاف که صورت گرفته و محوریتی که برای آن قائل شدند و جمعی که در هسته مرکزی وجود دارد فقط تا شب انتخابات نیست. مجلس هشتم که تشکیل شد این هسته باز به فعالیت خود ادامه می‌دهد و کار برای عملیاتی شدن شعارها و برنامه‌ها را هدیت می‌کند. این محوریت در حقیقت محور تفاهم و همکاری درازمدت است. هدف این است که برای رسیدن به اشتراک نظرها و اشتراک عمل‌ها باز هم باید این ائتلاف ادامه یابد و غیر از سیاست عرصه‌های دیگر را هم دربرگیرد. اما در توفیق این ائتلاف سیاسی من فکر می‌کنم در این ائتلاف هیچ‌کس به‌دنبال سهم‌خواهی نیست و همه کارها براساس تفاهم حداکثری پیش خواهد رفت زیرا رسالت مجلس هشتم نجات کشور است. کشور با این وضعیت در سراشیبی قرار گرفته و مرتب به مشکلات آن اضافه می‌شود بنابراین ما نیازمند مجلسی هستیم که کشور را نجات دهد. وقتی هدف، انجام این کار باشد اشتراک نظرها بسیار نزدیک‌تر خواهد بود.

*شما به این نکته اشاره کردید که هدف از ائتلاف نجات کشور است اما چرا در انتخابات شوراها که برگزار شد ما شاهد بودیم که صدای بعضی از احزاب بیشتر شنیده شد اما ردپایی از مشارکت دیده نشد؟

**مشارکت در انتخابات شورای سوم کاری کرد که از یک حزب مدرن و دوراندیش و معتقد به اولویت منافع ملی انتظار می‌رود. حزب مشارکت از ارکان اصلی تشکیل‌دهنده ائتلاف در انتخابات شوراها بود و از ارکان اصلی ائتلاف در انتخابات مجلس هشتم نیز هست. ما لزومی نمی‌بینیم که بگوییم اگر فلان کس در لیست نباشد ما حاضر به ائتلاف نیستیم. به‌نظر ما مسأله کشور بسیار فراتر از حضور یا غیبت افراد در لیست انتخاباتی است.

*یعنی حاضرید نماینده خودتان را نداشته باشید؟

**نمی‌توان این‌طور ارزیابی کرد که ما نماینده خودمان را داریم یا نداریم، به‌طور مثال افرادی که در شوراها هستند در بسیاری از شهرستان‌ها مشارکتی هستند ولی مورد قبول همه نیروهای اصلاحات هستند یا برعکس. حتی کسانی که مشارکتی نیستند ما کاملاً با آنها تفاهم نظر داریم، این‌طور نیست که اگر فردی از حزب دیگری عضو شورای تهران است فقط در جهت تحقق منویات آن حزب حرکت می‌کند، بلکه در جهت تحقق منویات اصلاحات حرکت می‌کند و چون این مسأله اصل است دیگر فرقی نمی‌کند که از این حزب یا از آن حزب باشد. ما در انتخابات آتی (مجلس هشتم) که با هدف نجات کشور در آن شرکت می‌کنیم به‌دنبال چهره‌های عالم، توانا و مدبر هستیم، این افراد هم در مشارکت هستند و هم در غیر از مشارکت. ما روی کاندیداهایی که وارد انتخابات می‌شوند حرف و نظر داریم اما حرف و نظر ما این نیست که آیا مشارکتی هست یا نیست بلکه نظر ما این است که در شرایط فعلی کشور آیا این فرد می‌تواند در بهبود شرایط کشور مؤثر باشد یا نه.

*شما در بحث تأیید صلاحیت‌ها به ابزار چانه‌زنی اصلاح‌طلبان اشاره کردید. با توجه به اینکه اصلاح‌طلبان در حال حاضر در هیچ بخشی از حکومت حضور ندارند، فکر می‌کنید که چگونه می‌توان از لابی با مراکز قدرت برای تأیید صلاحیت‌ها بهره گرفت؟

**انتخابات 2 تا 3 مرحله دارد بخشی از انتخابات تأیید صلاحیت‌ها است. شورای نگهبان مصلحت‌های مختلف را در نظر می‌گیرد و تحت‌تأثیر مراجع مختلفی است و این مراجع ممکن است فضای اجتماعی باشد یا اینکه بخشی از قدرت باشد. ما امکان تعامل و لابی با این بخش را داریم. اصلاح‌طلبان امکان لابی‌های زیادی دارند زیرا شخصیت‌های اثرگذار که تلاش می‌کنند ردصلاحیت‌ها و نظارت استصوابی به حدود قانونی آن بر می‌گردد، اگر صددرصد موفق نشوند حتماً درصد قابل‌ توجهی موفقیت حاصل می‌کنند. مرحله دیگر اجرای انتخابات و سلامت آن است که قدرت اصلاح‌طلبان در این قسمت نیز کم نیست. نهادهای مدنی و رسانه‌ها و سازماندهی درونی اصلاح‌طلبان موجب می‌شود که سلامت انتخابات تأمین شود فعالیت‌هایی که زمینه‌ساز خدشه‌دار کردن انتخابات می‌شود به حداقل برسد. هرچند در این زمینه چهره‌های ملی نیز اثرگذار هستند به‌طور مثال آقای هاشمی بارها تأکید کردند که من متعلق به هیچ حزب و گروهی نیستم. همه نیروهای سیاسی کشور، محافظه‌کاران، اصلاح‌طلبان، راست و چپ همگی با آقای هاشمی رایزنی و تعامل می‌کنند. به‌نظر نمی‌رسید آقای هاشمی بخواهد خود را در محدوده خاصی قرار بدهد اما آقای هاشمی حتماً این دغدغه را دارد که انتخابات سالم برگزار شود و من معتقدم ایشان از توان خود در این زمینه بهره می‌گیرد و انتظار نیز همین است. مرحله دیگر این است که ما بتوانیم به یک ائتلاف حداکثری در درون خود برسیم که این ائتلاف مراحل خوبی را طی کرده است و به‌نظر می‌رسد با دورنمایی که من می‌بینم لیستی که ما در انتخابات مجلس هشتم خواهیم داد میزان مشترکات ما از انتخابات مجلس ششم بیشتر خواهد بود اگر در انتخابات مجلس ششم ما حدود 200 نفر مشترک داشتیم حتماً در انتخابات آتی مشترکات ما بیشتر خواهد بود. این ظرفیت‌ها و توان‌ها اگر مورد استفاده قرار گیرد من تصور می‌کنم این انتخابات، انتخاباتی خواهد بود که کام اقتدارگرایان را شیرین نخواهد کرد. در یک جمله اصلاح‌طلبان باید منتظر الطاف کسی نباشند و خود فعل خواستن را به‌خوبی صرف کنند و از همه ظرفیت‌های قانونی خود به معنای واقعی کلمه استفاده کنند؛ چیزی که متأسفانه قبلاً انجام نشد و یکی از عوامل اصلی وضعیت فعلی است.

*اما آقای هاشمی نیز نتوانستند جلوی اقدامات ویژه را بگیرند؟ به خصوص اینکه شاید این روند دوباره تکرار شود؟

**به گمان من در آن زمان فقط عده محدودی به درستی ابعاد تحرک را شناختند و به همین جهت واکنش در برابر آن‌هم محدود بود. اما امروز کمتر کسی است که این پدیده را نشناسد و اراده مقابله با آن‌هم قوی شده است. مهمترین دلیل من هم کند کردن تیغ این حزب مخفی در انتخابات شوراها و به خصوص خبرگان بود.

*به هر حال در کشور زمزمه‌هایی شنیده می‌شود که مجلس ششمی‌ها خواب مجلس هشتم را دیده‌اند؟

**مجلس ششمی‌ها جزئی از اصلاح‌طلبان هستند و الان افرادی که برای انتخابات هشتم فعالیت می‌کنند دایره وسیع‌تری را دربر می‌گیرند.

من این اطمینان را به دوستان مخالف اصلاح کشور می‌دهم که اصلاح‌طلبان با تمام ظرفیت‌ها و امکانات خود در انتخابات حاضر می‌شوند و این آقایان باید فکر دیگری برای خودشان بکنند، باید در مناصب غیرانتخابی شغلی برای خود دست‌وپا کنند، اما اینکه ادعا می‌شود که مجلس ششم مرکز تشنج بود باید گفت که در زمان مجلس ششم جامعه ما آرامش نسبی داشت، ما شاهد وقوع یک‌سری حوادث در جامعه بودیم اما همین حوادث نیز توسط اقتدارگرایان به‌وجود آمد.

فاجعه کوی دانشگاه، قتل‌های زنجیره‌یی و حوادثی مثل بستن مطبوعات را که اصلاح‌طلبان به‌وجود نیاوردند، اینها را کسانی به‌وجود آوردند که از قوه قهریه خودشان بهره می‌گرفتند تا در جامعه تشنج ایجاد کنند اما در فضای کلی جامعه مانند مرزها، اقوام، اقشار و... آرامش نسبی وجود داشت. حتی معلمان یا کارگران یا دانشجویان که تحصن می‌کردند، این تحصن در آرامش برگزار می‌شد. اما در حال حاضر تشنج‌هایی که در جامعه وجود دارد هیچ‌گاه در طول آن هشت سال وجود نداشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات