تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۶۷۶۳

پایان غم‌انگیز انقلاب‌های مخملی

اشاره‌: در مرکز تفلیس در حالی که پلیس ضدشورش با باتوم، گاز اشک‌آور، گلوله‌های پلاستیکی و ماشین‌های آب‌پاش در حال سرکوب تظاهر کنندگان گرجستانی بود، خانم «نانا آبولادزه» (شهروند تفلیسی) که به دلیل استنشاق گاز اشک‌آور حالت تهوع داشت، گفت: «تنها یک حکومت فاشیستی می‌تواند چنین کاری کند.» «سوزار سوباری» از ناظران حقوق بشر در گرجستان هم به خبرنگاران گفت: «در حالی که پلیس مشغول ضرب و شتم من بود، به آنان گفتم، من یک مدافع حقوق بشرم و آنها جواب دادند این دقیقا علت کتک خوردن توست!» آنچه خواندید، دو تصویر از وقایع اخیر گرجستان بود که می‌تواند پس‌زمینه‌ای از اوضاع سیاسی ـ اجتماعی این کشور ارائه کند. این مقاله به تحولات هفته‌های گذشته در این جمهوری می‌پردازد. رخدادهایی که تا حد زیادی ریشه در تحولات چندسال قبل این کشور دارد و از دید کارشناسان تاثیر عمیقی بر تحولات آینده در آسیای مرکزی خواهد گذاشت. سرویس خارجی

محمد صرفی

اوضاع جمهوری گرجستان این روزها بحرانی است تا جایی که تحلیل‌گران غربی معتقدند تحولات اخیر این کشور، ویترین دموکراسی را در آسیای مرکزی از بین خواهد برد.

به دنبال تظاهرات پی‌درپی و گسترده مخالفان دولت در تفلیس ـ پایتخت گرجستان ـ «میخائیل ساکاشویلی» رئیس جمهور این کشور، وضعیت فوق‌العاده اعلام کرد و به سرکوب شدید مخالفان پرداخت.

روزنامه آمریکایی «هرالد تریبیون» در مقاله‌ای با عنوان «انقلاب مخملی و واقعیات گرجستان» در مورد این تحولات نوشت: «با توجه به اوضاع گرجستان، رویای دموکراسی، پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا و شهرت جهانی ساکاشویلی در لبه پرتگاه است.»

ساکاشویلی که تا پیش از این حوادث در آمریکا و اروپا به‌عنوان الگو و قهرمان دموکراسی معرفی می‌شد، اینک حتی از سوی ستایشگران خود هم مورد سرزنش قرار گرفته است چرا که این سیاستمدار جوان که روزی با پرچم و شعار دموکراسی و آزادی بر اریکه قدرت تکیه زد، اینک برای حفظ قدرت خود دست به هر کاری می‌زند و از سرکوب بی‌رحمانه مخالفانش هم ابایی ندارد و این موضوع برای وجهه حامیان غربی وی به هیچ عنوان خوشایند نیست.

برای فهم دقیق‌تر اوضاع و تاثیر تحولات اخیر در عرصه بین‌الملل باید نگاهی به سوابق ساکاشویلی و شرایطی که به روی کارآمدن دولت کنونی منجر شد، انداخت. «میخاییل ساکاشویلی» که به هفت زبان زنده دنیا تسلط دارد پس از تحصیل در دانشگاه‌های آمریکایی «جرج واشنگتن» و «کلمبیا» و اخذ مدرک دکترای حقوق در سال 1995 به گرجستان بازگشت و به‌عنوان نماینده به پارلمان این کشور راه یافت.

فعالیت‌های ساکاشویلی چنان مورد توجه کانون‌های داخلی و بین‌المللی قرار گرفت که در سال 1997 در حالی که 30 سال بیشتر نداشت از سوی روزنامه‌نگاران و مدافعان حقوق‌بشر به عنوان مرد سال جمهوری گرجستان برگزیده شد. سه سال بعد وی در دولت «ادوارد شواردنادزه» به پست وزارت دادگستری رسید اما در سپتامبر 2001 در اعتراض به سیستم فاسد اداری و قضایی کشور استعفا کرد و در این مورد گفت: «برای من شرم‌آور است که عضو دولتی چنین فاسد باشم. تباهی در عمق این دولت نفوذ کرده و شواردنادزه توان مبارزه با آن را ندارد.» ساکاشویلی با خروج از دولت اقدام به تاسیس «جنبش اتحاد ملی» و جذب مخالفان دولت کرد و به‌تدریج وزن و قدرت سیاسی خود را با حمایت‌های رسانه‌ای و بین‌المللی در جامعه گرجستان افزایش داد. انتخابات نوامبر 2003 نقطه عطفی در تحولات گرجستان شد. ساکاشویلی به عنوان رهبر مخالفان و معترضان به وضعیت نابسامان کشور اعلام کرد در این انتخابات به صورت گسترده‌ای تقلب شده و نتایج آن به هیچ عنوان مشروعیت نداشته و قابل پذیرش نیست.

کشورها و مجامع غربی نیز در این ماجرا با وی همصدا شدند. وزارت خارجه آمریکا با اعلام حمایت از نیروهای ضد دولت تفلیس، اعلام کرد جامعه جهانی نمی‌تواند این انتخابات را به رسمیت بشناسد.

تحلیلگران سیاسی وقایع آن دوره گرجستان را کودتای غیرمستقیم واشنگتن علیه شواردنادزه می‌دانند. کودتایی که به ظاهر دموکراتیک که ساکاشویلی ابزار آن بود و فعالیت‌ها در حقیقت از سفارتخانه واشنگتن در تفلیس هدایت می‌شد. نقش «ریچارد میلز» سفیر وقت آمریکا در تفلیس در این حرکت غیر قابل انکار است. جالب آنکه «میلز» در زمان سرنگونی «اسلوبودان میلوشویچ» در یوگسلاوی سابق هم سفیر واشنگتن در این کشور بود.

کاخ سفید در حالی که کمر به برکناری شواردنادزه بسته بود که او به همراه «گورباچف» و «یاکولف» سه نفری بودند که زمینه‌های فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را فراهم کردند و به خاطر همین اقدامات زمانی مورد تعریف و تمجید سیاستمداران حزب به ویژه کاخ سفید قرار داشت.

ساکاشویلی مخالفان را به خیابان‌های تفلیس فراخواند و راهپیمایی‌های گسترده و بی‌وقفه علیه دولت آغاز شد. تظاهرات سه هفته به طول انجامید و طی روزهای پایانی مخالفان ساختمان‌های دولتی و حتی پارلمان را به تصرف خود در آوردند. شوارد نادزه اعلام کرد حاضر است با مخالفان گفت‌وگو کند و حتی انتخابات دیگری برگزار شود اما دیگر دیر شده بود. تظاهرکنندگان به کاخ ریاست‌جمهوری هم حمله کرده و دفتر رئیس‌جمهور را به اشغال خود در آوردند.

شوارد نادزه در پایان روز 23 نوامبر از طریق تلویزیون استعفای خود را به اطلاع مردم رساند و قدرت را به مخالفان واگذار کرد.

از آنجا که مخالفان در راهپیمایی‌ها گل رز در دست داشتند، حرکت آنان به «انقلاب گل رز» معروف شد. انقلابی که بعدها تحت عنوان کلی انقلاب‌های مخملی یا رنگی، کشورهای دیگر منطقه از جمله اوکراین (انقلاب نارنجی سال 2004 و سقوط ویکتور یانوکویچ) و قرقیزستان (انقلاب گل لاله سال 2005 و سقوط عسگر آقایف) را نیز تحت تاثیر قرار داد.

طی فاصله بین انقلاب تا انتخابات زود هنگام، خانم «بوردژانادزه» رئیس پارلمان مسئولیت ریاست‌جمهوری را بر عهده گرفت و بالاخره ساکاشویلی در انتخابات آغاز سال 2004 به عنوان رئیس‌جمهور جدید برگزار شد.

او دیگر تنها رئیس‌جمهور یک کشور نبود بلکه قهرمانی بود که می‌توانست الگوی سایر کشورها برای رسیدن به دموکراسی باشد. به او لقب «دون کیشت» گرجستان داده شد.

تحولات آن دوران گرجستان آنقدر سریع و هیجان‌انگیز بود که جایی برای تامل مردم در ماهیت واقعی انقلاب مخملی کشورشان باقی نمی‌گذاشت. البته در این میان نباید از نقش رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی این کشور غافل بود. گرجستان در کانون توجهات بین‌المللی و صدر اخبار جهان قرار گرفته بود. تیتر «بی‌بی‌سی» برای گزارش تحولات گرجستان این بود: «مردم شواردنادزه را برکنار کردند.»

تحولات اخیر این کشور را در حقیقت باید بازتاب سیاست‌ها و اقداماتی دانست که ساکاشویلی از همان ابتدای کسب قدرت آنها را آغاز کرد و اگرچه برخی ناظران و تحلیلگران نسبت به نتایج آن هشدار داده بودند اما اوضاع این کشور ملتهب‌تر از آن بود که کسی به این مسایل توجه کند.

قانون اساسی در راستای تحکیم قدرت و جایگاه رئیس‌جمهور جدید تغییر کرد و دولت سیاست برخورد و مبارزه با فساد و ارتشاء را با شدت هرچه تمام‌تر در دستور کار خود قرار داد اما همین سیاست به زودی به بهانه‌ای برای سرکوب مخالفان و معترضان تبدیل شد.

افرادی که به انتقاد از ساکاشویلی می‌پرداختند به بهانه فساد و مخالفت با انقلاب مخملی مورد تعقیب و بازداشت قرار می‌گرفتند. سازمان دیدبان حقوق بشر تنها چند ماه پس از روی کار آمدن دولت جدید اعلام کرد، تفلیس برای مبارزه با ارتشاء به شیوه‌های خشن و قهرآلود روی آورده است. این سازمان اقدامات دولت را به جنگ صلیبی تشبیه کرد!

فشار و تهدید علیه رسانه و مطبوعات مخالف از دیگر سیاست‌های دولت جدید بود. به عنوان مثال شرکت «امگا» که مطبوعات منتقد را پشتیبانی مالی می‌کرد از سوی دولت دچار دردسرهای متعدد اقتصادی و حقوقی شد. انقلابی بودن دولت و جوانی ساکاشویلی بهانه خوبی برای توجیه شرایط حاکم در کشور بود.

«الکساندر روندلی» رئیس وقت بنیاد تحقیقات بین‌المللی و استراتژیک گرجستان در مورد ساکاشویلی گفته بود: «او هنگامی که در هواپیماست، هر زمان نحوه پرواز و هدایت آن را نیز فرا می‌گیرد.»

علاوه بر سیاست‌های داخلی، سیاست خارجی دولت جدید نیز قابل تامل بود. گرجستان که زمانی در زیر چتر حمایتی روسیه قرار داشت اینک به متحد تمام و کمال آمریکا تبدیل شده بود و ساکاشویلی سخنرانی‌هایی متعدد و آتشینی علیه کرملین می‌کرد. تفلیس خواهان پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا بود و دلیلی نمی‌دید که دشمنی خود را با روسیه پنهان کند. قرارداد درازمدت انرژی میان تفلیس و مسکو ملغی شد و روسیه عملاً نفوذ خود را در منطقه خودمختار «اجارستان» در گرجستان از دست داد. زمزمه‌هایی مبنی بر تلاش واشنگتن برای ایجاد پایگاه نظامی در گرجستان، تنش‌ها را دو چندان کرد.

چنین سیاست‌هایی چه در زمینه مسائل داخلی و خارجی تاکنون در دستور کار دولت تفلیس بوده است اما تحولات اخیر نشان می‌دهد کسانی که روزی به خیابان‌ها آمدند و ساکاشویلی جوان را به قدرت رساندند امروز پس از گذشت چهار سال از روند سیاسی دولت راضی نیستند. آمارها نیز نشان می‌دهد. وضعیت اقتصادی و مفاسد اداری و سیاسی در این جمهوری به سوی بهبودی شرایط پیش نرفته است و این موضوع برای مردم قابل پذیرش نیست.

مانند چهار سال پیش، بار دیگر مردم به خیابان‌های پایتخت آمدند و با تجمع در برابر پارلمان این کشور، خواستار استعفای دولت و برگزاری انتخابات زودهنگام شدند. منابع خبری تعداد راهپیمایان را بیش از 50 هزار نفر تخمین زدند.

اما واکنش ساکاشویلی در برابر مخالفان همانند سیاست شواردنادزه رئیس‌جمهور پیشین نبود. ساکاشویلی طی حکمی در گرجستان حالت فوق‌العاده اعلام کرد و رسانه‌های منتقد دولت از ادامه فعالیت منع شدند. این اقدامات دولت نه تنها به آرام شدن اوضاع منجر نشد بلکه خشم مخالفان را هم برانگیخت.

پلیس و نیروهای امنیتی هم با انواع و اقسام وسائل ضد شورش در خیابان‌های تفلیس به سرکوب و بازداشت آنان پرداختند.

ساکاشویلی در توجیه اقدامات سرکوب‌گرانه خود، وقایع اخیر را به مسکو نسبت می‌دهد و ادعا می‌کند شورش‌ها و ناآرامی‌ها در گرجستان حاصل توطئه روسیه است. او حتی سه دیپلمات روسی را هم اخراج کرد که در مقابل مسکو نیز سه دیپلمات ارشد سفارت گرجستان در مسکو را اخراج کرد.

تاکنون تحلیل‌های متفاوتی در مورد ماهیت اغتشاشات اخیر در این جمهوری ارائه شده است که هر کدام از آنها در جای خود قابل تأمل است اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین موضوع در این رخدادها، روشن شدن هرچه بیشتر و بهتر ماهیت انقلاب‌های مخملی است. همین نکته است که باعث شده متحدان و حامیان غربی ساکاشویلی دچار سردرگمی و عصبانیت مفرط شوند. طی چهار سال گذشته جمهوری گرجستان به عنوان نمونه یک کشور دموکراتیک و مشغول اصلاحات سیاسی و اجتماعی معرفی شده است اما تحولات چند هفته گذشته نشان داد دموکراسی در گرجستان فعلی سرابی بیش نبوده و تنها تفلیس را از اردوگاه شرق به غرب و زیر چتر واشنگتن برده است.

مردم گرجستان اینک احساس می‌کنند ساکاشویلی و کشورها و نهادهای پشتیبان وی آنان را فریب داده و از آرمان‌ها و عواطف ضد فساد و استبداد آنان در جهت منافع خود سوءاستفاده کرده‌اند.

ساکاشویلی در اظهارات خود قول داده است انتخابات زودهنگام برگزار کرده و حالت فوق‌العاده را لغو کند.

اینکه چنین وعده‌هایی محقق شوند یا نه، در درجه اول اهمیت قرار ندارد. همانطور که برخی از سیاستمداران و صاحب‌نظران غربی نیز اعتراف کرده‌اند، تحولات گرجستان پایان غم‌انگیزی بود بر انقلاب‌های مخملی و رویای دموکراسی آمریکایی در منطقه آسیای مرکزی بر باد رفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات