تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۲  ، 
کد خبر : ۵۶۹۴۴

بیداری اسلامی در آسیای مرکزی و قفقاز


ام. ای کریم – ترجمه:علی نورایی یگانه
کمبود معلمان اسلامی در بعضی مناطق به صورت مشکل جلوه کرده است. برخی از سازمان‌هایی که در بالا نام بردیم نیز در حال کمک به تربیت و تدارک معلمان هستند.
در قزاقستان و تاتارستان تعداد زیادی معلم، به ویژه از ترکیه برای آموزش علوم و قواعد اسلامی و عربی، استخدام شدند وزارتخانه‌های فرهنگ برخی از جمهوری‌‌های مسلمان‌نشین نیز به طور رسمی و بنا بر درخواست والدین دانش‌آموزان در حال اضافه کردن قواعد اسلامی به سر فصل‌های درسی مدارس هستند. این درخواست از سوی کشورهای اسلامی نیز مطرح گردیده است.
در حال حاضر در این منطقه نیاز شدیدی به کتب و آثار مکتوبات اسلامی وجود دارد. برای رفع این نیاز کتابهای موجود به زبان‌های انگلیسی، ‌ترکی و یا عربی هستند در حال ترجمه به زبان روسی و زبانهای محلی می‌باشند. این کتاب‌ها معمولاً برای تمام گروه‌های سنی مفید هستند. در همین حال، سازمان‌های مستقل داخل این کشورها با کمک سازمان‌های بین‌المللی چون بنیادهای WAMY, IIRO,SAAR ( که شرح‌شان آمد) در حد زیادی و قابل توجهی هر ساله به تهیه کتب آثار و مکتوبات اسلامی پرداخته‌اند.
بنیاد WAMY در داغستان دفتر انتشاراتی به نام سنت لادا (sant - lada) را تأسیس کرده است. این دفتر غالباً کتب و آثار اسلامی ترجمه شده را منتشر می‌کند. اگر چه برای جمعیت هفتاد میلیونی مسلمانان این منطقه با حداقل هفت، هشت زبان مختلف دسترسی آسان به کتب، آثار و دست نوشته‌های اسلامی هنوز همچون قطره‌ای از دریاست به همین صورت در مقاطع تحصیلات عالی نیز گرایش به مطالعات اسلامی در حال رشد است. اخیرا دانشگاه دولتی روسیه دوره‌ای تحصیلات عالی فرق مختلف اسلامی را آغاز کرده است. چیزی که فکر کردن به آن هم در دوره‌ای حکومت شوروی سابق غیر قابل تصور بوده مؤسسات مستقل که به مطالعات قرآنی، حدیث، تفسیر، سیره‌ی نبوی(ص)، ‌زبان عربی و... می‌پردازند، در حال تأسیس هستند در ژانویه‌ای 1995 یکی از این مؤسسات در مسکو با کمک حامیان مالی از کویت تأسیس شد.
رئیس این مؤسسه سعید کمالف، عرب شناس معروف از اتحاد جماهیر شوروی سابق می‌باشد. در این جوامع آموزش و تحصیلات زنان نیز یکی از نگرانی‌های عمده بوده است چرا که بر اساس ضرب‌المثل معروف «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» یا «اول خویش دوم درویش» (Charity begins home) زنان (مادران) مسؤولیت تربیت و آموزش نسل آینده را به عهده دارند در حالی که هنوز تعداد مؤسساتی به عهده دارند در حالی که هنوز تعداد مؤسساتی که دختران بتوانند در آنجا به صورت تمام وقت به تحصیل آموزش‌های اسلامی بپردازند بسیار کم است در تاشکند هم اکنون مدرسه عربی میر (mir- Arab madrasah)) دارای بخش دخترانه می‌باشد. این تنها مدرسه‌ای است که با سرمایه‌گذاری دولتی این دوره شوروی سابق باقی مانده است اخیراً نیز یک مدرسه دخترانه مستقل به نام «فاطمه الزهرا» در تاشکند به صورت غیرانتفاعی (با بودجه مستقل) تأسیس شده است.
این مدرسه که امکان تحصیل برای دانش‌آموزان دختر در تمام گروهای سنی را فراهم کرده است تا کنون توانسته حداقل یک هزار دانش‌آموز را جذب کند. مشابه چنین مدرسه‌ای، ‌چندی پیش در داغستان برای آموزش و پرورش دانش‌آموزان این منطقه تأسیس شد در مقام نتیجه‌گیری از تربیت اسلامی زنان،‌ پوشش حجاب (پوشش اسلامی زنان) جوامع اسلامی کاملاً مشهود است امری که در دوره حکومت شوروی سابق که کاملاً ممنوع بود.
تحصیلات اسلامی در این جوامع به یک نیاز تبدیل می‌شوند و روشنفکران معتقدند که بایستی مطالعات آکادمیک درباره اسلام انجام شود. برخی نیز پیشنهاد بازنویسی تاریخ آسیای مرکزی را داده‌اند کتاب‌های تاریخ در گذشته توسط مختصصین شوروی نوشته شده‌اند اهمیتی به نقش مهم اسلام که در تاریخ آسیای مرکزی ایفا کرده است نداده‌اند اما هم اکنون مراکز تخصصی در دانشگاه‌ها همانند تعدادی دیگر از مراکز مستقل، مختصصین و اسلام شناسانی را برای نگارش کتاب‌های درباه شناخت اسلام وفوق مختلف آن به کار گرفته‌اند. اما با این همه کارهای که تا کنون انجام شده است.
برای پاسخگویی به نیاز واقعی جامعه بسیار ناچیز بوده‌اند در آسیای مرکزی،‌ بیداری اسلامی و اسلام‌گرایی بسیار آشکار است با این حال، ‌رهبران و دولت‌های این کشورهای مسلمان‌نشین اغلب (همان) کمونیست‌های جمهوری‌خواه شده،‌ هستند که بسیار دور به نظر می‌رسد که بتوان سیاست‌های آنان را به آسانی با اصول اسلامی انطباق داد قانون اساسی آنان،‌ دین را از سیاست جدا می‌داند و بنابراین بیشتر جنبش‌های اسلامی و هر گونه نقشی که اسلام بخواهد در امور دولتی اعمال کند. با همان محدودیت‌ها و انحصارهایی مواجه می‌شود که درگذشته (حکومت شوروی ) با آن مواجه بوده‌اند برای مثال حزب احیا‌گرای اسلامی (IRP) تنها جنبش سیاسی عمده مسلمانان منطقه که در سال 1990 تأسیس شد با آرزو و تعقیب‌های متعددی در کشورهای مسلمان‌نشین منطقه مواجه شد.
سرنوشت این حزب پس از فروپاشی شوروی این بود که حزب دست از ایده تبدیل شدن به یک حزب منطقه‌ای در جمهور‌ی‌های تازه استقلال یافته برداشته و در جستجوی به رسمیت شناخته شدن به صورت ملی در هر یک از کشورهای مسلمان‌نشین منطقه برآمد. اما توسط اکثریت کشورهای منطقه اسلامی هم به رسمیت شناخته نشد. برای نمونه در ازبکستان نه تنها حزب احیاگرای اسلامی به رسمیت شناخته نشد بلکه رهبران آن از جمله رئیس حزب – عبدالله اوتا - (Abdullah-uttah) هم زندانی شدند.
تاجیکستان تنها جایی بود که این حزب در عرصه سیاسی این جمهوری توانست نام خود را به رسمیت برساند. متأسفانه در سال 1992 بهانه‌جویی‌ها و حقه‌های کمونیست‌ها و روس‌ها توانست اتحاد مردمی در تاجیکستان را ناکام کند. نظام مردمی و آزادی که پس از سقوط کمونیسم ایجاد شده بود تاجیکستان را به برترین دولت مردمی منطقه اتحاد شوروی سابق با نقش عمده‌ای که حزب احیا‌گرای اسلامی (IRP) در آن باز می‌کرد تبدیل کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات