تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۵۶۹۵۷
دکتر ذاکر اصفهانی رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری:

استکبار در قبال اراده مردم تاب نمی‌آورد


رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری معتقد است که آن چه در شرایط حاضر دولتمردان در تمام سطوح باید انجام دهند این است که تکیه‌گاه مردمی خویش را بیش از پیش مستحکم کنند.
دکتر ذاکر اصفهانی در نخستین مصاحبه پس از اتصاب به ریاست مرکزی بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در گفت‌وگو ایسنا، گفت:‌ انقلاب اسلامی ایران در شرایط خاص بین‌المللی اتفاق افتاد. این انقلاب به موازات انقلاب‌های مدرن در متن نظام دو قطبی محقق شد. دو قطبی که با وجود اختلافات متعدد در بنیادهای ماتریالیستی اشتراک داشتند، با این حال در مقطعی از تاریخ به همزیستی مسالمت‌آمیز رسیده بودند. در عین حال هر دو بلوک آن چنان عرصه را تنگ کرده بودند که کشورهای جهان می‌بایست به یکی از دو قطب متعهد می‌شدند. به یک معنا هیچ روزنه امیدی برای کشورهای جهان سوم وجود نداشت تا بتواند موجودیت، هویت و کرامت خویش را تعریف کند. به این صورت در طول سال‌های جنگ سرد، مفهوم استقلال ملت‌های جهان سوم مخدوش شده بود و هیچ رویکرد استقلالی برای آنها متصور نبود. هرگونه تحول لاجرم می‌بایست ماهیتی آمریکایی‌ها و یا روسی پیدا کند. انقلاب‌ها نیز خارج از این دایره متصور نبودند.
وی ادامه داد: این امام رضوان الله تعالی علیه بود که با قیام برای خدا فصل جدید و در عین حال مهمی را برای دنیا و به ویژه ایران رقم زد. امام(ره) مظهر استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نه تنها ایران بلکه مجموعه کشورهای جهان سوم شد و به آنها آموزش داد که چگونه می‌توان از خطوط قرمز مادی‌گری غربی و مذهب‌ستیزی شرقی عبور کرد و معنویت و انسانیت را تجدید حیات بخشید. استقلال یک مفهوم چند بعدی در اندیشه احیایی امام بود. او مظهر استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بود. امام احیای هویت لگدمال شده مردم ایران را در اضلاع متعدد آن مورد توجه قرار داد.
رئیس مرکزی بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری تصریح کرد: در این فضا بازگشت به خویش و توجه به میراث ارزشمند ایرانی – اسلامی مد نظر بود. او در پی کم کردن فاصله‌ای بود که مفروض جهان شمولی غرب، آن را باعث شده بود. از این رو در همان ابتدا به تثبیت و نهادینه‌سازی فرهنگ استقلال همت گمارد حضرت امام به این نکته التفات داشت که استقلال در اضلاح مختلف خود یک شبه قابل تحقق نیست و استقلال در همه جوانب آن در گذر زمان و البته با وجود شرایط و بسترهای لازم فراهم می‌شود.
ذاکر اصفهانی در ارتباط با میزان محقق شدن این شعارها در سال‌های پس از انقلاب از جمله دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و دولت خاتمی اظهار داشت: در این ارتباط باید گفت چنان چه ابعاد مختلف استقلال در ضمیر ایرانی در دهه اول انقلاب نهادینه شد، ‌وظیفه و رسالت دولت جناب آقای هاشمی بازسازی و نوسازی کشور بعد از هشت سال جنگ تحمیلی بود. کارهای زیربنایی و مهمی در این مقطع صورت گرفت که عمدتا صبغه اقتصادی داشت. با این وصف حوزه‌های فرهنگی و استقلال فرهنگی و سیاسی تحت‌الشعاع کابینه سازندگی قرار گرفت. تأکید بر اصل تعدیل اقتصادی و الزامات بین‌المللی آن مقطع، گرچه ساخت اقتصادی را تا حد زیادی ارتقا داد؛ لکن حوزه فرهنگ و سیاست را با رکود و ناکارآمدی مواجه ساخت. این روند به هیچ‌وجه سیر تکاملی دهه طلایی انقلاب را که مراد دهه اول انقلاب است، مدنظر قرار نداده بود. به نظر می‌رسد چنین روندی از نگاه تیزبین مردم به دور نبود و آنان دائم مسائل و تحولات جامعه را رصد می‌کردند.
وی در ادامه به دوم خرداد اشاره کرد و گفت: اتفاق دوم خرداد 1376 در همین ناکارکردی حوزه فرهنگ و سیاست ریشه داشت. ناکارکردی که از سوی آحاد مردم تحلیل شده بود. انتظار آن بود که دولت در آن شرایط بتواند پاسخ جامع به معضلات و مشکلات موجود در این بخش را بدهد، مع‌الوصف این چنین نشد. مردم با رأی خود در آن مقطع تاریخی به دنبال خلق شرایطی بودند که به استمرار تحقق آرمان‌های انقلاب بینجامد. این تحول‌خواهی با مجموعه عوامل مستقیم و غیرمستقیم به پیروزی سیدمحمد خاتمی منجر شده بود. به این صورت مشاهده می‌کنید که حزبی سیاسی و شعارهای تازه به پیروزی او مدد نرساند.
این استاد دانشگاه معتقد است: علی‌رغم آن بلافاصله این پدیده از سوی جریان‌سازان مصادره شد؛ جریانی که دل در گرو آموزه‌های غرب داشت بر موج دوم خرداد سوار شد و بی‌توجه به خواست‌های کلان مردم از ظرفیت قدرت استفاده و آن را به جبهه خاص سیاسی مبدل کرد. به تدریج در راستای ارتقابخشی و نهادینه‌سازی آن تلاش وسیع و همه‌جانبه‌ای صورت گرفت. در جریان تئوریزه و ایدئولوژیزه کردن آن و شعارهای مختلفی که در قالب اصلاحات بعد از وقوع این پدیده داده شد،‌ مفاهیمی هم چون جامعه مدنی، حقوق شهروندی، آزادی و غیره را مشاهده می‌کنید که عمدتا متاثر از آرای عصر کلاسیک غرب است. آرایی که متعلق به دوره روشنگری غرب است. حتی در برخی جملات به صراحت از اجتناب‌ناپذیری ورود در مدرنیته سخن رانده می‌شود و یا آن‌که راهی را که غرب در طول چهارصد سال پیمود، هم اکنون در دستور کار ماست. البته این موضوع خود جای بحث بسیار دارد و نمی‌خواهم هم اکنون بیش از این به آن بپردازم .
مشاور رییس‌جمهور ادامه داد: مقصودم آن بود که متذکر شوم در این دوره نیز آن نگاه جامع حضرت امام و مردم مدنظر نبود. اولویت‌های دولت اصلاحات در مسیر دیگری رقم خورد. جالب این جاست که مردم باز مطالبات خود را دامن زدند. شکل‌گیری دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد در ادامه همین مطالبات قابل تحلیل است. اعتقاد من این است که راهبردهای اصولی در مسیر استقلال در ابعاد و اصلاح سیاسی، اجتماعی اقتصادی و بین‌المللی توسط حضرت امام و مقام معظم رهبری ترسیم شده‌اند و آحاد مردم آنها را مجدانه پیگیری می‌کنند. دو مفهوم آزادی و جمهوری اسلامی نیز که در کنار استقلال از شعارهای محوری مردم در انقلاب بوده‌اند در کنار مطالبه فوق یعنی استقلال خواهی قابل تحلیل است.
این مدرس دانشگاه در ادامه به نقش دانشجویان در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی اشاره کرد و توضیح داد: دانشجویان هر کشوری ذخایر فکری و فرهنگی آن به حساب می‌آیند. به خلاف دیدگاههای طبقاتی و نگرش‌های چپ‌گرا و مارکسیستی، ‌ما مجموعه دانشجویان را به عنوان یک طبقه در کنار طبقات دیگر مدنظر قرار نمی‌دهیم این نگاه نوعی نگرش تقلیل‌گرا خواهد بود که اساساً متضمن اهانت به این مجموعه فرهیخته است. در جریان انقلاب اسلامی ایران، ‌دانشجویان جزء گروههای پیشتاز به حساب می‌آمدند و می‌توان گفت موتور حرکت انقلاب تحت رهبری حضرت امام(ره) بودند. طبیعی است که آنها ویژگی‌هایی داشته و یا دارند که در بین مردم از نقش پیشرو برخوردار می‌شوند.
متأسفانه در وضعیت فعلی که عصر فروپاشی نظام بین‌المللی است، ‌نوعی رخوت در جریان‌های دانشجویی در سراسر جهان به چشم می‌خورد شاید از یک دیدگاه عمده فروپاشی اتحاد شوروی و طرح نظریات و دیدگاههایی همچون پایان تاریخ نوعی رکود نسبی را در فضای تشکل‌های دانشجویی و حتی در سطح بین‌‌المللی ایجاد کرده است. تا آنجا که بحث حوزه‌های فکری – دانشجویی در دانشگاههای کشور مدنظر است،‌ می‌بایست یک آسیب‌شناسی دقیق در این حوزه انجام گیرد. به نظر می‌رسد که این آسیب‌شناسی را کسانی جز خود دانشجویان نمی‌توانند انجام دهند. تنها نکته‌ای که باید مدنظر داشت این است که دانشجویان از حرمت و کرامت بالایی برخوردارند و به هیچ روی نباید به جریان‌‌های سیاسی فرصت دهند که آنها را در سطح وسیله فرو کاهند و از ایشان بهره‌برداری ابزاری کنند. این رسالت و این دیده‌بانی و حفاظت از کرامت و هویت آنها متوجه خود دانشجویان است.
وی در ادامه به اهمیت حفظ و تداوم آرمان‌های انقلاب و راه امام خمینی (ره) و چگونگی انتقال مفاهیم انقلاب اسلامی به نسل دوم و سوم انقلاب اشاره کرد و گفت: انقلاب اسلامی ایران از ماهیتی دینی و الهی برخودار است این ماهیت در تقابل با نظام‌های سیاسی، که یکی دین را افیون توده‌ها می‌دانست و دیگری بر جدایی دین از سیاست تأکید می‌‌کرد، تعریف و تحدید شده است. باید منابع اقتدار انقلاب اسلامی را مدنظر قرار داد.
در ابتدا باید از امامت و نقش سازنده آن در اندیشه سیاسی شیعه نام برد. سپس قانون اساسی جمهوری اسلامی و ترسیم حدود و ثغور اختیارات و وظایف نهادهای حکومتی و از سویی دیگر دولتمردان جمهوری اسلامی و توده‌های مردم. منابع فوق منابع بنیادین انقلاب اسلامی هستند که جهت‌گیری‌ها و حدود فعالیت‌ها و خطوط قرمز موجود نظام اسلامی ایران را مشخص می‌سازند. حضور سازنده و قائم به امر ولایت فقیه در سطح جامعه اسلامی زمینه سازگاری جامعه اسلامی را از یک مرحله و دوره زمانی به یک مرحله و دوره زمانی دیگر فراهم می‌کند.
ذاکر اصفهانی ادامه داد: با عنایت به این که قانون اساسی مادر قانون‌هاست و اصول مندرج در آن از قداست بالایی برخوردار هستند دولتمردان جمهوری اسلامی مسوولیت اجرای اصول آن را به عهده دارند. بنابراین قانون اساسی که به صورت مکتوب تمامی آمال و آرزوهای ملت ایران را در خود دارد موضوع تعهدات اساسی دولت است.
وی ادامه داد: در مسیر انتقال ارزش‌های انقلاب اسلامی به نسل‌های بعدی، اولا دولت اسلامی تصدی فرهنگ‌سازی در عرصه‌های مختلف را به عهده دارد. انتقال باورها، آرزوها و آمال نظام در چارچوب جامعه‌پذیری که از طریق آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسانه‌های جمعی، کانون‌های مذهبی، کتب دینی و انتشار فیلم‌های آموزشی و غیره به انجام و فرجام خود می‌رسد. از طرفی دولتمردان می‌بایست زمینه ورود نسل جوان را به لایه‌های تحتانی هرم قدرت و لایه‌های وسطی فراهم سازند. بحمدالله دولت فعلی و شخص آقای رئیس‌جمهور بسترهای خوبی را برای ارتقای نسل جوان به درون لایه‌های مختلف حاکمیت باز کرده است و چنین عزمی را برای آینده به طور جدی دارد. این خود می‌تواند موجب تثبیت و ترسیخ ارزش‌های دینی و انقلابی جامعه اسلامی می‌شود.
وی بزرگترین چالش در مسیر انقلاب اسلامی در شرایط حاضر را فزون‌خواهی‌هایی ایالات متحده دانست و گفت: در حقیقت بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده خود را تنها بازیگر عرصه نظام بین‌المللی به حساب آورد و مجموعه‌ای از تنگناها را مثل گذشته علیه انقلاب اسلامی ایران به کار بست. فشارهای ایالات متحده بعد از 11 سپتامبر بیشتر شد و این کشور جمهوری اسلامی ایران را در راستای مهار جدید خویش و محور شرارت قرارداد. از دیدگاه ماهم فروپاشی اتحاد شوروی و هم 11سپتامبر متضمن فرصت‌ها و تهدیدها بوده است و این رویدادها متضمن فرصت هستند.
چرا که فروپاشی انسان‌مداری غربی است که خواسته یا ناخواسته بر ایالات متحده تأثیرگذار بوده است و حادثه 11 سپتامبر نیز فرصتی دیگر بود که طی آن ابهت و عظمت پوشالی ایالات متحده در نگاه مردم دنیا دچار گسیختگی شده است.
وی تأکید کرد: با همه این اوصاف، شرایط حاضر در بردارنده تهدید نیز هست که مجموعه دولتمردان ما می‌بایست در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که ایالات متحده نتواند موجودیت کشور را به مخاطره افکند. اصولا ایالات متحده نتواند موجودیت کشور را به مخاطره افکند اصولا ایالات متحده آمریکا بعد از 11 سپتامبر مشروعیت خویش را بیش از هر زمان دیگر از دست داده است. این کشور به شکل اسمی متعهد به اصول و میثاق‌های بین‌المللی شده است. آمریکا در شرایط حاضر فقط و فقط براساس قدرت عریان عمل می‌کند و این خود گواه این موضوع است که تا چه اندازه ایالات متحده از اصول عدالت و حقوق بشر که مدنظر بنیانگذاران استقلال آمریکاست به دور افتاده است. وی در موارد راه حل پیش روی مسئولان گفت: آن چه در شرایط حاضر دولتمردان ما در تمام سطوح باید انجام دهند.
این است که تکیه گاه مردمی خویش را بیش از پیش مستحکم کنند. به نظر می‌رسد در این شرایط تعمیق اصول و ارزشها گزار‌ه‌های مبتنی بر منافع ملی در سطوح مختلف جامعه از سوی مسئولان و نخبگان سیاسی و فکری جامعه از اولویت‌ برخوردار باشد. اتفاقا این امر تا حد زیادی محقق شده است. هم اکنون موجی که توسط مردم در راستای احقاق حقوق آنها به ویژه حق برخوداری از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای در کشورمان صورت گرفته این موضوع را تا حد جنبشی قابل اعتنا ارتقا بخشیده است. به نظرم این پدیده در حوزه مطالعات آکادمیک با جنبش‌های عمده ایرانی در یکصد و پنجاه سال اخیر به ویژه نهضت ملی شدن صنعت نفت قابل مقایسه باشد. خوب است که محققان علوم اجتماعی برای بررسی در باب نقاط اشتراک و افتراق این دو تلاش کنند. تنها با جامعه‌پذیری این مفاهیم و حمایت توده‌ای است که می‌توان بر مشکلات فائق آمد.
رییس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در پایان این گفت‌وگو اظهار داشت: مگر استکبار می‌تواند در قبال اداره مردم تاب آورد؟ در عین حال نباید اجازه داد که دشمنان بخواهند در سطوح مختلف اراده سیاسی آنها رخنه کنند. وحدت کلمه و کلمه وحدت می‌بایست شعار اصولی دولتمردان در شرایط خطیر فعلی باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات