جک استراو وزیر امور خارجه انگلیس روز دوشنبه این هفته در دو سخنرانی، اظهاراتی را در مورد ایران، سیاست داخلی و خارجی آن و نیز برنامههای هستهای مسالمتآمیزش ایراد کرد که به صراحت نشانه دخالت در امور داخلی یک واحد سیاسی مستقل و نقض و تخطی فاحش از پیمانها و مقررات جهانی و از جمله منشور ملل متحد در خصوص اصل استقلال دولتها است. استراو در سخنانش که لحن و ادبیاتی بریتانیایی! داشت، غافل از تغییر بسیاری از معادلات طی قرونی که خورشید امپراتوری بریتانیا غروب کرده، دچار آن چیزی شده است که او به دستگاه دیپلماسی ایران نسبت میدهد و آن «خطای تشخیص» است.
استراو همچنین غافل از «اراده ملتها» که ساخت سیاسی جدید جهان را باید مبتنی بر آن دانست، ملت ایران را مردمانی ساده فرض میکند که میتوان با تبلیغات آنها را فریفت. سخنان استراو در عین اعترافاتی که به توان و قدرت ملت و دولت ایران و همبستگی و وحدت قوی ملی ایرانیها دارد، خالی از تهدید نیز نیست. او از«غیرقابل تصور بودن عملیات نظامی علیه ایران» سخن گفته است و اینکه « نمیتوان برای یک لحظه ایران را مشابه عراق در زمان رژیم سابق آن تصور کرد» و در ادامه نتیجه گرفته است، مؤثر باشد، باید دست به اقداماتی زد که نتایج و خیم اقتصادی برای ایران به بار بیاورد که خود نشانه دیگری از «خطای تشخیص» رئیس دستگاه دیپلماسی رژیم لندن است که سخت گرفتار رسوایی داخلی و در پی بهانههایی برای فرافکنی میباشد. آقای استراو خوب میداند که ملت ایران در چه شرایطی 27 سال از انقلاب خود دفاع کرده است. او حتماً این را هم میداند که کشورش چه سابقه و کارنامهای در روابط خود با ایران دارد. اگر نسلهایی کودتاها، دولتهای فرمایشی که آمدن و رفتن آنها در سفارت انگلیس و در پای دیگ پلوی آن تصمیمگیری شده بود، سر در خاک برده باشند، جوانهای این کشور از یاد نبردهاند که چه کسانی در پشت سرصدام با تسلیح و تحریک او و حتی ارائه کثیفترین نوع سلاحها، یعنی سلاحهای شیمیایی، خونینترین جنگهای قرن گذشته را نه تنها به ملت ایران که به مردم عراق و کویت تحمیل کردند. آقای استراو به تأسی از برادر بزرگ! از«مجازات اقتصادی» ایران به عنوان یک گزینه در صورت عدم تمکین ایران در دست برداشتن از برنامههای هستهای مسالمتآمیزش سخن گفته است، باز هم غافل از اینکه همین توان بومی و ملی ایران، ناشی از تحریمهای 27 ساله کشوری است که ملت و دولتش اراده کردهاند تا مستقل و آزاد و سربلند زندگی کنند و در عینحال دوستی متحد و صادق برای همه اعضای جامعه جهانی باشند. ایران در برنامههای هستهایاش که در کمال شفافیت صورت میگیرد، تنها یک هدف را تعقیب میکند و آن دسترسی به انرژی برای توسعه اقتصادی خود است و این امر را بازرسان آژانس بینالمللی انرژی هستهای که به واسطه کثرت رفت وآمد آنها میتوان گفت دائماً در ایران حضور دارند، تأیید کردهاند و دبیرکل این آژانس نیز بارها اذعان داشته که هیچ نشانه ای از انحراف برنامه نیافته است.
سخنان استراو آنجا که اشاره به برهم خوردن« توازن نیروها» به ادعای او ناشی از «دستیابی ایران به ظرفیت تسلیحاتی هستهای» دارد، امری که ایران همواره و قاطعاً گفته است علاقهای به آن ندارد- گورباچف آخرین رئیسجمهور شوروی نیز روز دوشنبه گفت که به این موضع تهران اطمینان و اعتماد دارد.
استراو در هردو سخنرانی خود که کاملاً با مواضع حاکم بر واشنگتن در مورد ایران منطبق بود، سعی کرد که دولت و ملت ایران را جدا از هم و با ایدهها و انگیزههای متفاوت نشان دهد. استراو این نیت خود را در چند جمله و در چند بخش از سخنانش انعکاس داد. او اول گفت: «رئیسجمهوری ایران شخصی است که مذاکره با او دشوار است.» و در ادامه مدعی شد:« از زمانی که احمدینژاد منتخب ملتی است که آگاهانه با شعور سیاسی بالا، او را براساس شعارها و برنامههایش و در انتخاباتی کاملاً دموکراتیک برگزیده است. احمدینژاد تا زمانی که این ملت واین ایده را نمایندگی میکند، طبیعی است که مذاکره با او باید سخت باشد و در غیر این صورت جای تعجب دارد. اما اینکه وضع مردم ایران با ریاستجمهوری آقای احمدی نژاد خوب شده است یا بد! بازهم مردم ایران به آن پاسخ میدهند. رئیسجمهوری ایران میهمان مردم استان گلستان است. آقای استراو این فرصت را خواهد داشت تا اگر قبلاً ندیده، این بار گزارشهای تصویری استقبال مردم از رئیسجمهوری خود را که تأیید او و برنامهها و اقداماتش است، ببیند.