آگاتانجلوس
آگاتانجلوس (آگاتانگغوس= آگاتانژ) یکی دیگر از وقایعنگاران ارمنی و از قدیمیترین آنها است که کتابی به نام تاریخ ارمنیان دارد و واجد اطلاعات ارزشمندی از ایران عهد ساسانی برای ما است. وی منشی تیرداد دوم پادشاه ارمنستان بود. اصل وی یونانی و نامش به یونانی از دو جزء آگاتوس به معنی خوب، نیک و خیر و آنگلوس به معنای فرشته و پیک ترکیب یافته بود.4 وی از مورخان و نویسندگان ارمنی قرن چهارم میلادی محسوب میشود و در یکی از شهرهای ارمنستان غربی در همجواری روم زندگی میکرد. آگاتانجلوس در تاریخ خود از حوادث بین سالهای 226 تا 330 میلادی گفتوگو میکند. 5 او در کتاب خود به بشارت و دعوت بنیانگذار کلیسای ارمنی یعنی گریگوار مقدس پرداخته است و توضیحاتی در این زمینه ارائه میدهد. 6 تاریخ او به زبان ارمنی و یونانی است و مشتمل بر چندین بخش است. در آغاز هریک از آنها کتابی مستقل بودند ولی پس از سال 456 میلادی آگاتانجلوس آن کتابها را به هم پیوسته ساخت و داستانهای افسانهآمیزی نیز در خصوص ظهور مسیحیت در ارمنستان به آن افزود و البته برخی محققین معتقدند این بخش آخر به هیچوجه از آگاتانجلوس نبوده است. 7
به هرحال کتاب تاریخ ارمنیان آگاتانجلوس در واقع نخستین کتاب در زمینه تاریخ ارمنستان است. در دورانی که آگاتانجلوس در کتاب خود به آن پرداخته است ارمنستان و موقعیت استراتژیک آن بنا به دلایلی همچون شکلگیری مسیحیت و دخالتهای امپراتوری روم در آنجا برای حکومت پارتها و سیاست خارجی آنها اهمیتی دو چندان یافته است. در شرایطی که پس از انتخاب شاهزادهای پارتی برای حکومت بر ارمنستان وی به عنوان شخص دوم امپراتوری اشکانی شناخته میشد مسیحی شدن ارمنستان باعث شد کفه ترازو به نفع روم سنگین شود.
دورهای که آگاتانجلوس در آن میزیسته از آن جهت اهمیت دارد که یکی از سرنوشتسازترین دورانهای تاریخی ارمنستان است زیرا رسمیشدن مسیحیت در ارمنستان آینده سیاسی اجتماعی این سرزمین و تاحدودی همسایگان آن را تحتتاثیر قرار دارد. آگاتانجلوس در زمان قدرتیابی اردشیر بابکان به نگارش کتاب خود پرداخت؛ در زمانی که تنها در ارمنستان بقایای اشکانیان همچنان حکومت داشتند و مقاومت میکردند. مولف ورود خود به تاریخ را از روی اجبار دانسته و مینویسد:.... بنا به فرمان تند شهریاران بیاختیار به حرکت درآمدیم و دریانورد دریای سخت ماتیانها (ماتیکان به معنای رساله و کتاب) تاریخ گشتیم.8
نویسنده از سوی دیگر معتقد است که گرچه این تاریخها به دستور شاهان و برای آنان نوشته شده است اما در واقع همچون مرواریدی هستند که نه تنها پیشانی پادشاهان را میآراید بلکه همگان را آراسته و شادمان و توانگر و خشنود میسازد و آرامش و درمان میدهد.9
گفتیم که کتاب حاضر را نخستین کتاب در زمینه تاریخ ارمنیها میدانند اما نویسنده در تالیف آن از تعدادی منابع پیش از خود بهره برده است. وی در ضمن توصیف شخصیتهایی همچون خسرو و تیرداد اشکانی بیان میکند که از روایات تاریخی و رمانها نیز استفاده کرده است. آگاتانجلوس همانگونه که گفتیم اثرخود را با استفاده از منابع موجود سده چهارم میلادی نگاشته است. یکی از این منابع کتاب رفتار ماشتوتس اثرگوریون بوده است و حکمت گریگور نیز از دیگر منابعی است که نویسنده مورد استفاده قرار داده است. 10
آگاتانجلوس همچنین بیان میکند که در نوشتن کتابش علاوه بربه کارگیری روایات کهن از مسائلی سخن میگوید که خود شاهد آن بوده و نیز به کردار و گفتار مردانی پرداخته که در عصر او میزیستهاند. همانگونه که گفتیم کتاب تاریخ ارمنیان از رخدادهایی صحبت میکند که در سده سوم و اوایل سده چهارم میلادی رخ داده است؛ فاصله سالهای 279 تا 330 میلادی که مقارن با حکومت دهمین و یازدهمین شاه از سلسله شاهان اشکانی ارمنستان و همچنین پیدایش ساسانیان در ایران است. این کتاب از یک پیشگفتار و پنج بخش تشکیل شده است. در بخش اول به جنگهای ده ساله خسرو و پسرش تیرداد با اردشیر اول ساسانی اشاره دارد. در بخشهای بعدی کتاب آگاتانجلوس به زندگی نخستین مبلغان مسیحی در ارمنستان و ذکر رنجها و مشکلات ایشان میپردازد. آگاتانجلوس به گریگور مقدس و هریپسیمه از دیگر مبلغان مسیحی میپردازد و شرح ابعاد زندگی ایشان صفحات زیادی از کتاب را به خود اختصاص میدهد.
در کنار مطالب فوق اطلاعاتی از جغرافیای ارمنستان، خاندانهای قدرتمند و بانفوذ و همچنین اساطیر ارمنی در اختیار خواننده قرار میگیرد.
با توجه به محتوای کتاب آگاتانجلوس میتوان اینگونه پنداشت که هدف وی نوعی قهرمانسازی از مبلغان مسیحی ارمنستان بوده است. هیچگاه تیرداد که کتاب به دستور او به نگارش درآمده را نمیتوان قهرمان کتاب آگاتانجلوس معرفی کرد. حتی در برخی موارد تیرداد به شخصیت منفی و ضدقهرمانی کتاب تبدیل میشود. 11 پرداختن بیش از حد به گریگور باعث شد تا مورخان دیگر ارمنی همچون لازار فارپی و سبئوس هرگاه به اثر آگاتانجلوس اشاره کردهاند آن را کتاب گریگوریس بنامند در واقع این عنوان تا مدتها به کتاب آگاتانجلوس اطلاق میشد تا اینکه به تدریج عنوان تاریخ آگاتانجلوس یا تاریخ ارمنیان جای عنوان پیشین را گرفت. ازنظر شناخت تاریخ ساسانیان کتاب وی با توجه به اینکه به نبردهای اشکانیان ارمنستان و اردشیر ساسانی اشاره دارد (به رغم بزرگنماییهایی که در این زمینه دیده میشود) حائز اهمیت است.
نویسنده مقاومت چندین ساله خسرو را در ارمنستان در مقابل قدرت نوخاسته ساسانی به صورت پیروزیهای چشمگیر بر اردشیر نمایانده است. انتقادی که بر نوشته آگاتانجلوس وارد است این نکته است که اگر شکستهای ایرانیان ساسانی به شدتی بوده که دشت و راه را از مردگان ایرانی پوشانده پس چرا خسرو پادشاه ارمنستان بدون دنبال کردن مدعی فراری به ارمنستان بازگشته است. در کنار اغراقها میتوان آگاهیهایی نیز به دست آورد . به عنوان نمونه یکی از قسمتهای کتاب به چگونگی ویرانی پرستشگاههای کهن و ساختن کلیساها به جای آن اشاره دارد. از این جهت تاریخ ارمنیان منبی ارزشمند برای آگاهی از اساطیر ایزدان و آداب و رسوم کهن است. علاوه بر این با مقایسه اسامی خدایان با ایزدان ایرانی مشاهده میشود که همه نامها ریشه ایرانی دارند و تنها با نام محلی ارمنی ذکر شدهاند. ایزدانی مانند آرمازد(= اورمزد) یا واهاگن(=وهرام).12
به هر ترتیب کتاب تاریخ ارمنیان همچون سایر منابع کهن ارمنی به دلیل موقعیت ارمنستان و روابط آن با ایران در دوره باستان از ارزشفراوانی برخوردار است و خصوصاً شناخت دوره اشکانی و ساسانی بدون مراجعه به این اثر و البته سایر آثار مورخان ارمنی کاری ناتمام به نظر میرسد.
لازار فارپی
لازار فارپی(فاربی= فارابی) از روحانیون و نجبای ارمنی در سده پنجم و ششم میلادی بود. مورخی عالی مقام در دستگاه حکومتی ارمنستان که درسال 504 میلادی نگارش تاریخ ارمنستان خود را به پایان رسانده و درآن کتاب وقایع سالهای 388 تا 485 میلادی را مورد اشاره قرار داده است.
وی در نگارش تاریخ خود سعی در رعایت بیطرفی داشته و برخلاف برخی دیگر از مورخین ارمنی همچون وردن( مولف تاریخ وردن) و الیزه وارداپت مولف جنگ ارمنیان وقایع سالهای 439 تا 451 که آثار خود را از روی تعصب به نگارش درآورند، فارپی در اثر خود تلاش داشت از جاده بیطرفی خارج نشود.13 فارپی درکتاب خود اشاراتی نیز به حوادث ایران در سنوات مذکور دارد و از این نظر منبع خوبی برای شناسایی تاریخ ایران آن ایام است. 14 فارپی حدود نیمقرن پس از ابلاغ فرمان مهر نرسی به نجبای ارمنستان آن اعلامیه را ذکر میکند. میدانیم که پیشرفت آیین مسیحیت در ارمنستان باعث اضطراب دولت ایران شده بود و زمامداران ایران دریافته بودند که تا اختلافات مذهبی در بین است تصاحب ارمنستان امری ناپایدار و بیثبات خواهد بود و مهر نرسی در این زمینه شخصاً طرفدار اجرای فشار و تضییق بود. فارپی در نقل فرمان مهر نرسی از زبان وی مینویسد:... ما اصول دیانت خود را که متکی بر حقیقت و مبتنی بر اساس و قواعد محکم است نوشته و برای شما فرستادیم. میل داریم شما که وجودتان برای این کشور تا این اندازه مفید و برای ما تا این حد عزیز است کیش مقدس و حقیقی ما را بپذیرید و دیگر در آن دیانت که همه میدانیم باطل و بی فایده است باقی نمایند. بنابراین باطل و بیفایده است باقی نمایند. بنابراین پس از استحضار این فرمان بدون اینکه خیالات دیگری در خاطر خطور دهید باید اصول دیانت ما را به طیب خاطر بپذیرید. ما هم در راه موافقت تا آنجا پیش آمدیم که به شما اجازه دادیم که دیانت موهوم خود را تا که امروز خرابی کار شما شده است برای ما بنویسید. اگر شما با هم اعتقاد شوید گرجیان و آلبانیها یارای آن را نخواهد داشت که از فرمان ما سرپیچی کنند و روی برگردانند. 15
لازار فارپی همچنین در ادامه برای ما روشن میکند که اسقفهای مسیحی و روحانیون ارمنی جمع شدند تا در بابنامه مهر نرسی اظهارنظر کنند. لازار نام حضار آن مجلس را ذکر کرده و معلوم میشود ماخذ معتبری در دست داشته است. جوابی که به این نامه داده شده است نیز در اثر لازار آمده است.... ما هنگامی که درحضور شاهنشاه بودیم مغان را که مقنن شما به شمار میروند مورد استهزا قراردادیم. حال نیز اگر ما را مجبور کنید که نوشتههای آنان را بخوانیم همچنان به استهزای آنان خواهیم پرداخت. از اینجا است که ما برخلاف امری که کردید اصول دیانت خود را ننوشته و به نزد شما نخواهیم فرستاد. ما شریعت ناپاک شما را لایق خواندن و اندیشیدن ندانستهایم. ما خدای یکتا را عبادت میکنیم که آسمانها و زمین و هرچه در آنها است آفریده اوست.16 در مجموع از گزارشهای لازار فارپی میتوانیم به روابط ایران و ارمنستان و خصوصیات جوامع مذهبی هر دو قدرت مغان در جامعه ساسانی پی ببریم. از این منظر لازار فارپی صاحب یکی از منابع مهم در زمینه شناخت ساسانیان است.
سبئوس
سبئوس ارمنی یکی دیگر از مورخان ارمنی است که از آثار وی میتوان به اطلاعات پیرامون ایران عهد ساسانی دست یافت. وقایعنامه سبئوس ابتدا به لشگرکشیهای هرقل امپراتور روم به ایران اشاره مینماید و به اختصار وقایع ایران را از زمان پیروزی تا سال 559 ذکر کرده و راجع به پنجاه سال اخیر عهد ساسانی و آغاز تسلط اعراب مفصلتر نوشته است.17
اگر موسی خورنی در زمینه جغرافیای ساسانی و آگاتانجلوس اطلاعات ارزشمندی از ادوار نخست و میانه تاریخ ایران را به ما میدهد وقایع نامه سبئوس ادوار پایانی حکومت ساسانی را پوشش میدهد و حتی دامنه آن تا اوایل دوره اسلامی نیز میرسد. چنانکه میدانیم قدیمیترین ماخذ موجود تاریخی که نام پیامبر اسلام در آن آمده نیز همین وقایع نامه سبئوس است. 18 از این نظرسبئوس حائز اهمیت فراوان در شناخت دوران پایانی حکومت ساسانی است. در باب حمله اعراب به ایران روایات مورخان ارمنی با آنچه در روایت عربی نقل شده است هم از حیث تاریخ و هم از حیث جزئیات تفاوت دارند. مثلاً در روایت سبئوس نقل شده است که در واقعه قادسیه بالغ بر چهار هزار نفر ارمنی تحت فرماندهی سرداران خویش در سپاه رستم سردار معروف ایرانی بودهاند. 19 در مجموع سبئوس کمک فراوانی به محقق تاریخ ساسانیان از جهت آشنایی با دوران پایانی این سلسله مینماید و از این منظر از منابع بسیار مهم در این رابطه است.
علاوه بر چهار مورخ یاد شده مورخان دیگری نیز بودهاند که آثاری در زمینه تاریخ ارمنستان ارائه دادهاند که البته اطلاعاتی از ایران باستان نیز از آنان مستفاد میگردد. از تواریخی که برای سرگذشت ایران باستان مورد توجه است میتوان از کتاب هجوم عرب تالیف لووند« معروف به گوته قرن هشتم میلادی »نام برد. همچنین تواریخ متاخرتر از او مثل تاریخ آلبانها تصنیف موسی کالانک واسی(قرن دهم) و تاریخ آلبانها تصنیف موسی کالانک واسی(قرن دهم) و تاریخ ارمنستان آسولیک (قرن یازدهم) و امثال این تواریخ مورد توجه هستند . پاتکانیان در کتاب خود مندرجات تمام این کتب را درمورد استفاده قرار داده است.20 یکی از مورخین ارمنی دیگری که بر روی آرا و اندیشههای زرتشتیان کار کرد ازنیک کولب Ezink de kolb بود که در حدود سنوات 445تا 448 میلادی کتاب خود را که موسوم به رد بر فرقهها بود تالیف کرد و مشتمل بر مطالبی راجع به آرای زرتشتیان آن عصر است.21
از مورخین دیگر باید به زنوب گلاگی اشاره کنیم که ارامنه او را از مورخین ملی خود میدانند. این مورخ متعلق به سده چهارم میلادی بود و در آغاز در گلاگ سوریه میزیست اما از آنجا به کاپادوکیه مهاجرت کرد. آثار او به سریانی نوشته شده است و به تاریخ دارون معروفند. 22 در مجموع مورخان زیادی در ارمنستان وجود داشتهاند که چه به طور مستقیم و چه به عنوان منابع دست دوم میتوانیم از آثارشان به اطلاعات مفیدی از ایران عصر ساسانی دست یابیم. آثاری که اگر وجود نداشتند بدون شک شناخت تاریخ ساسانیان برای محقق معاصر بسیار سختتر بود. خلاصه کلام اینکه ارمنستان از دیرباز با ایران دارای مشترکات فرهنگی و تاریخی بوده و ایرانیان و ارامنه را نمیتوانیم دو ملت جدا از هم بدانیم. از این نظر با شناخت ارمنستان میتوانیم به شناخت نسبی ایران نیز دست یابیم و بالعکس.
در اهمیت منابع ارمنی باید بدانیم که تحقیق و کنکاش در هر دوره تاریخی برای هر سرزمینی مواد خامی نیاز دارد که این مواد خام و دستمایههای تحقیق یا سبقه داخلی دارند و یا از اطراف و اکتاف آن سرزمین و دوره توسط دوستان و دشمنان ایشان ثبت شدهاند.
شناسایی تاریخ پرفراز و نشیب ایران باستان نیز از این قاعده مستثنا نبوده و یکی از کلیدهای شناخت بهتر آن دوران منابع ملل و اقوام همجوار ایران از جمله منابع ارمنی در این رابطه است.
اتفاقاً منابع ارمنی در این زمینه و برای آن دوره به خصوص اهمیت ویژهای دارند زیرا در بدو تشکیل امپراتوری ساسانی شاهد بازماندگان رقبای اشکانی ایشان در ارمنستان هستیم که در بدو امر به جبههگیری در مقابل ساسانیان نیز پرداختند و تا مدتها تهدیدی برای ساسانیان محسوب میشدند.
یکی دیگر از مواردی که ارمنستان و منابع ارمنی را برای شناخت ساسانیان برجسته مینماید ترویج مسیحیت و رسمیشدن آن در این سرزمین است.
در طول تاریخ همجواری دو ملت روابط سیاسی هرچند دستخوش تحولات اساسی گردید اما روابط فرهنگی فارغ از این محدودیتها و تحریمها همواره وجود داشت و اینگونه است که تا به امروز نیز شاهد استمرار این روابط هستیم. حتی میدانیم مهاجرت جلفانشینان در عصر صفوی نیز با تمامی چشمانداز و انگیزه سیاسی این کار دارای سابقه قبلی بوده و اینگونه نبوده که ارمنیها هیچگونه شناخت قبلی از ایران و ایرانی نداشته باشند.
بدین سان است که با درنظر گرفتن حدود فرهنگی ایران و نه مرزهای مصنوعی سیاسی طول تاریخ شاید حتی تفکیک این دو فرهنگ از یکدیگر بسیار سخت بنماید. ایرانیان و ارامنه قرنها است که درکنار هم به خوبی روزگار میگذرانند و ارامنه ایران نیز ایرانیانی هستند از نژاد ارمنی با دیانت مسیحی.