تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۵۷۰۰۲

دین ابزاری در سیاست خارجی آمریکا


حمله آمریکا علیه افغانستان و عراق نه تنها بر جنبه‌های سیاسی، استراتژیک و امنیتی در جهان عرب و اسلام و پیامدها و پیچیدگیهای بسیاری را بر جای گذاشت بلکه در زمینه‌های اندیشه و تحلیل در این دو حوزه نیز اثرگذار بود.
به نقل از قدسنا با وجود پژوهشها و مطالعات آکادیمیک بسیار در این زمینه اما جنبه مذهبی این قضیه همچنان پنهان و به دور از هرگونه بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
در اینجا پیامدهای نقش دین و مذهب بر سیاست خارجی آمریکا و بویژه بر بحران عراق مورد بررسی قرار می‌گیرد:
مشخص کردن مفهوم دین و اهمیت آن:
دین را می‌توان به عنوان یک نظام تکامل یافته از اعتقادات، روش‌زندگی، سنتها و نهادهایی تعریف کرد که مردم می‌توانند از طریق آنها به زندگی خود معنی و مفهوم مقدس بدهند و یا برآن بیافزایند که پیامد و ارزش‌ نهایی خواهد داشت.
چنین تعریفی از دین با علوم اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند چون به رفتار وکردار آدمیان در جوامع بشری می‌پردازد ضمن آنکه به مراسم و اعتقاداتی اهمیت می‌دهد که ماهیت این جوامع را مشخص می‌کند و در عین‌حال با علوم انسانی نیز در ارتباط می‌باشد چون بر معنی دین از دیدگاه پیروان آن تأکید دارد.
پس با توجه به اینکه دین یکی از پایه‌های و ستونهای اصلی و ساختاری تمدن بشری و ادامه و پیشرفت‌ آن به شمار می‌آید، نقش اصلی درساختار زندگی انسان و رفتار و تعاملات و برخوردهای وی را برعهده دارد. همچنین باتوجه به این واقعیت که اهمیت و ارزش دین با توجه به این حقیقت ارزش پیدا می‌کند که وحدت جوامع بشری در سایه پیروی اعضای آن به مجموعه مشخصی از ارزشهای خاص و هدفهای والا که بر رفتار افراد تأثیرگذار است بوجودمی‌آید و به تکامل و بر وحدت و یکپارچگی اعضای یک جامعه می‌افزاید که در عین حال امنیت، همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورد و رفتار افراد جامعه را کنترل می‌کند تا از طریق نظم و ثبات را در جامعه به تحقق برساند. در اینجا بجاست، اشاره شود که فعالیتهای سیاسی در جوامع غربی همچنان تحت تأثیر مذهب قرار دارد و وابستگی به احزاب و مبارزات انتخاباتی همچنان در چارچوب گروهها و وابستگی‌های مذهبی صورت می‌گیرد و درعین حال کلیساها در کشورهای غربی مدحی حقانیت در دخالت در سیاست و هدایت احزاب و گروه‌های سیاسی و حتی سیاستهای حکومتی می‌باشند و در واقع کلیساها در کشورهای غربی به صورت مرجع برای هدایت سیاستهای داخلی وخارجی در آمد‌ه‌اند و این بالعکس ادعای غربی‌ها درباره جدائی دین از سیاست درغرب می‌باشد. این دخالتها درعین‌حال گاهی پنهان و گاهی نمایان و آشکار است.
از سویی جوامع غربی همچنان دین را ابزاری برای وحدت سیاسی و تکامل اجتماعی می‌دانند و اختلافات مذهبی از مهمترین عوامل برخورد سیاستهای ملی در غرب به شمار می‌آید که به ویژه در موارد مربوط به تنشهای نژادپرستانه آشکار می‌گردد. درعین‌حال باید اشاره کرد که پایبندی جوامع اروپایی و آمریکایی به دین و دخالت‌دادن آن در سیاست به معنی ایمان و اعتقاد آنان به یکتائی و خداپرستی نیست. احترام‌گذاشتن یهودیان به روزشنبه
(شابات) و یا مراسم روز یکشنبه مسیحیان در کلیسا تنها ابزاری برای حفظ همبستگی اجتماعی وگروهی می‌باشد.
جایگاه دین در زندگی سیاسی آمریکا:
دین به عنوان یکی از مهمترین مسائل در جامعه آمریکا شناخته شده است و با وجود آنکه قانون‌ اساسی ایالات‌متحده واصلاحات به عمل آمده بر آن بر لائیک بودن کشور و جدائی دین از سیاست تأکید دارد، درعین حال دین همچنان وسیله و ابزار گروهها و احزاب آمریکائی می‌باشد و فراز و نشیبهای موجود در جامعه آمریکا همواره تحت‌تأثیر افکار و اندیشه‌های مذهبی خاصی که از سوی افراد و یا گروه‌های ویژه‌ای مطرح می‌گردد، قرار دارد. بعد و تأثیر مذهب بر سیاست آمریکا بطور کلی از همان اوایل تأسیس دولت آمریکا پدید آمد که نخستین پیامد آن اعلام روز 26 نوامبر هر سال به عنوان روز ملی شکرگزاری بود و پس از آن نیز جورج بوش پدر و به هنگام جنگ خلیج‌فارس( درسال1991) روز سوم فوریه سال1991 را، روز ملی نمازگزاری اعلام نمود. بیل کلینتون نیز برای اینکه به چهره خود جنبه مذهبی بدهد بارها در سخنرانی‌های خود دست دعا به سوی خداوند دراز کرد و درعین‌‌حال باید در اینجا گفت که کلینتون درسخنرانی آغاز ریاست‌جمهوری خود درسال1997 با نقل جمله‌ای از تورات گفت: "با هدایت گرفتن از دیدگاه پیشنیان درباره سرزمین موعود، نگاه خود را به سرزمین موعود جدید بیندازیم. "
تأثیرگذاری مذهب درجامعه آمریکا پدیده نوینی بشمار نمی‌آید بلکه به دورانهای اولیه پیدایش جامعه آمریکا باز می‌گردد. هسته اصلی جامعه آمریکا را همان مستعمره نشینان فراری از ظلم وستم پیوریتانها در اروپای غربی تأسیس کردند و مبنای عبادت خود را براساس روش نوین خود استوار کردند از اینجا مذهب نقش عمده‌ای در سیستم سیاسی و اجتماعی جامعه آمریکا بر عهده گرفت. نقشی که هم اکنون مذهب در زندگی آمریکائیان دارد بر اساس چند اصل استوار است از جمله:
- قدرت و توانمندیهای گروه‌ها و نهادهای مذهبی که با بکارگیری امکانات مالی گسترده به هدفها و آرمانهای خود تحقق می‌بخشد.
- نقش عمده مذهب در هدایت آمریکائیان در اتخاذ موضعگیریهای خود از جمله در زمینه حقوق بشر را نمی‌توان نادیده گرفت. نزدیک به 84 درصد آمریکائیان عقیده دارند که " ده فرمان"(10 فرمان موسی) همچنان برای زندگی امروززین قابل استفاده است و بکارگیری آنها ضرورت دارد و این در حالی است که اکثریت مردم آمریکا مسیحی هستند اما درباره مسیحیت چیزی نمی‌دانند و گمان می‌کنند که"10 فرمان موسی" مربوط به مسیحیت می‌باشد. درعین‌حال اکثریت مسیحیان آمریکائی پروتستان هستند که به گروه‌های بسیاری تقسیم شده‌اند که درقرن 19 تاکنون بوجود آمده است.
با وجود اعتقاد مردم آمریکا به مذهب اما بسیاری از آنان به وجود "جمله In God We Trust ما به خداوند اعتقاد داریم" بر روی پولهای این کشو رهمچنین وجودعبارت Nation Under God" ما یک ملت هستیم در سایه خداوند " در سوگند ملی این کشور اعتراض دارند چون آنرا نقض قانون اساسی توصیف می‌کنند که میان دین و سیاست را جدا کرده است و ماندن این دو جمله بر روی پولهای آمریکا و سوگند ملی این کشور نشان‌دهنده آنست که مذهب به گونه‌ای در ایالات متحده از سوی کلیسا در سطح دولتی به رسمیت شناخته شده است و از دیدگاه بعضی از مردم آمریکا این به خودی خود افزایش نقش مذهب و گسترش مشارکت مردم در روند سیاسی اجتماعی نه به عنوان شهروند لائیک آمریکایی بلکه براساس مذهب و دین خود چه پروتستان باشد و چه کاتولیک و چه یهودی باشد وچه مسلمان و یا دیگر مذاهب بسیار موجود در ایالات‌متحده آمریکا فراهم می‌کند. پیروان بسیاری از مذاهب درآمریکا سعی دارند برای تمامی رویدادها یک توجیه و یا دلیل مذهبی مطرح کنند و بعضی از سازمانهای مسیحی اعلام داشتند که تند باد کرترینا که درسال 2005 مناطقی از ایالات‌متحده را فرا گرفت مجازاتی آسمانی بود برای این کشور چون از اقدام اسرائیل در عقب‌نشینی ازغزه طرفداری کرد!
بسیاری از سیاستمداران آمریکائی معتقد هستند که خاورمیانه و یا به اصطلاح مخصوص آن شرق مسلمان و عربی و به ویژه ایران، عراق و سوریه دشمنان دیرینه اسرائیل می‌باشند.
تشکیل اسرائیل در سرزمین مسلمانان آن آیه از سوره اسراء را فروپاشی دولت یهود را بطور مفصل با ذکر مکان و افراد و اقدامات فساد بر انگیز بنی‌اسرائیل را به یاد می‌آورد.
بوش تاکنون بارها ادعا کرده است که روز خود را با خواندن کتاب مقدس و به ویژه تورات عبری آغاز می‌کند و کتاب کشیش چامبرز که درسال 1917 در مصر وفات یافت از کتابهای موردعلاقه‌ وی می‌باشد. چامبرز دراین کتاب از سربازان انگلیسی و استرالیائی شرکت‌کننده در جنگ جهانی دوم درخواست کرد به بیت‌المقدس حمله کرده و آنرا به تصرف خود درآورند و مسلمانان را از آن بیرون برانند. در این زمینه بوش نیز اظهار داشت که حمله وی به افغانستان و عراق با دستور آسمانی صورت گرفته است.
نتیجه‌گیری
دکتر محمد بوبوش پژوهشگر روابط بین‌الملل در دانشگاه مغربی محمد پنجم(اکدال) در پژوهش خود با نام نقش دین در سیاسیت خارجی آمریکا می‌نویسد: نباید ادعاها و پیامدهای دخالت مذهب در سیاست خارجی آمریکا را ساده انگاشت چون این مسئله از دیدگاه مقامات آمریکائی بر تمامی جنبه‌های اقتصادی و ژئوپولتیک که سیاستگزاران کاخ سفید را هدایت می‌کند، برتری دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات