حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی
نارسایی فرهنگ غرب
فرهنگ غرب در متن خود با نارساییها واشکالهای عمدهای رو به روست و برای بشریت مشکلات فراوانی به وجود آورده است. این فرهنگ امروز با تکنولوژی پیشرفتهای که در اختیار دارد با سرعت و قدرت به عنوان فرهنگ تهاجم در میان جوامع مختلف به ویژه در درون جوامع درحال توسعه، نفوذ نموده و اصرار بر تحمیل ارزشهای خود دارد.
ما دراین جا چند نمونه از نارساییهای فرهنگ غرب اشاره میکنیم:
1- از نارساییهای مهم در فرهنگ و تمدن غربی این است که این فرهنگ، فرهنگ" جهان آگاهی" و "خودفراموشی" است؛ یعنی در این فرهنگ، هرچه بیشتر انسان به جهان و راز و رمزهای آن آگاهتر میشود خویشتن را بیشتر فراموش میکند. در غرب انسانیت از بام بلند "خود فراموشی" سقوط کرده است. البته این نارسایی، معلول تفسیر غلط و دید ناقص فرهنگ غرب نسبت به انسان است. انسان در این فرهنگ موجودی یک بعدی و تکساحتی است. در چنین دیدگاهی نه خدا جایی دارد ونه عرفان و معنویت. قرآن کریم میفرماید: "ولا تکونو ا کالذین نسوالله فانساهم انفسهم"(1).
"مهاتما گاندی "فرهنگ غربی را از این بعد انتقاد کرده و میگوید : "غرب به کارهای بزرگی قادر است که ملل دیگر آن را در قدرت خدا میدانند، لیکن غرب از یک چیز عاجز است و آن تامل در باطن خویش است . تنها این موضوع برای پوچی درخشندگی کاذب تمدن جدید کافی است. "
او میگوید، "وقتی انسان روح خود را از دست بدهد، فتح دنیا به چه درد او میخورد. "
2- فرهنگ وتمدن غربی نه تنها انسان را به آزادی نرسانده و حقیقت آزادی را به او نچشانده بلکه سخت او را منفعل کرده است . روح و جان انسان غربی را در برابر بت تکنولوژی سرتسلیم فرود آورده و زنجیر عبودیت را آن چنان بر گردنش افکنده که در شرایط موجود هیچ امیدی به آزادی او نیست به این موضوع اندیشوران تربیت شده در غرب که دارای وجدانی بیدار هستند اعتراف میکنند.
"اریک فروم" روانشناس و جامعهشناس برجسته آمریکایی، در بیان آثار بیماریزا تکنولوژی و جامعه تکنولوژیک بر انسان عصر حاضر، به از بین رفتن خلوت انسان و ارتباطات انسانی و شخصی او و در نتیجه تبدیل شدن انسان امروزی به انسان کنشپذیر و منفعل اشاره دارد.
او میگوید:" امکان این که ما آدمهای مکانیکی(ROBOT) شبیه انسان بسازیم به هرحال به آینده تعلق دارد اما عصر حاضر، انسانهایی را به ما نشان میدهد که رفتاری چون آدمهای مکانیکی دارند. وقتی اکثریت انسانها مثل آدمهای مکانیکی رفتار یا عمل کنند، در حقیقت ضرورتی ندارد که ما آدمهای مکانیکی انساننما بسازیم. "
وی این حالت کنشپذیر و منفعل بودن انسا امروزی را یکی از علائم از خود بیگانگی میداند و معتقد است "انسان کنشپذیر، پیوستگی و ارتباط خود را با جهان به صورت فعال از دست داده و در برابر بتها وخواستهها به تسلیم تن در میدهد.... احساس همسازی و خودشناسی در او کاهش مییابد."
"ما شاهد ظهور نوعی بتپرستی جدیدهستیم، تکنولوژی خدای تازه شده است... میتوانیم بگوییم که تکنولوژی همان مادربزرگ است که همه فرزندانش را اسیر خواهد کرد و خواستههایش را به جا خواهد آورد. "
3- از دیگر نارساییهای فرهنگ غرب، بنای آن بر "اومانیسم" – انسان محوری – است؛ یعنی مذهب اصالت بشر و انسان مداری را در حوزه تفکر اومانیستی پذیرفته است.
اومانیسم در تمام شئون تاریخ غرب، فلسفه وهنر غرب سریان دارد. اومانیسم در بعد سیاسیاش به دموکراسی و لیبرالیسم میرسد و در بعد اقتصادی به کاپیتالیسم.