تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۵۷۰۱۶

تخمین‌ها و تدبیرها

اشاره: - محمدرضا تاجیک، متولد1227 تهران - اخذ مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران،1269. -اخذ مدرک فوق لیسانس روابط بین‌ا‌لملل از دانشگاه تهران، 1271. -گذراندن دوره فوق لیسانس علوم سیاسی (دانشگاه آزاد، 71 - 1269) - اخذ مدرک فوق لیسانس تحلیل گفتمان، درسیاست از دانشگاه اسکس انگلستان، 1272. -اخذ مدرک دکترای تحلیل گفتمان در سیاست از دانشگاه اسکس انگلستان، 1274. - استادیار دانشگاه شهید بهشتی از سال 1275 تا سال1284. - دانشیار دانشگاه شهید بهشتی از سال جاری. - مدیر مسؤول و سردبیر فصلنامه گفتمان از سال 1276 تاکنون . - انجام پروژه‌های تحقیقاتی مختلف و از جمله پروژه‌های «استراتژی امنیت ملی نظام»،«استراتژی‌های مقابله با مواد مخدر»،«انگاره صدور انقلاب و سیاست خارجی». - تألیف دهها مقاله علمی و چاپ آن در نشریات داخلی و حضور توأم با ارائه مقاله در همایش‌های علمی-تخصصی. - تألیف کتابهای: 1- مقدمه‌ای بر استراتژی‌های امنیت ملی ایران 2- جامعه امن در گفتمان خاتمی 3- مدیریت بحران 4- فرامدرنیسم و تحلیل گفتمان 5- تجربه بازی سیاسی در میان ایرانیان 6- دهه سوم، تخمین‌ها و تدبیرها 7- روایت هویت و غیرت در میان ایرانیان 8- گفتمان، پادگفتمان و سیاست 9- سیاست خارجی، عرصه فقدان تصمیم و تدبیر 10-پسامارکسیسم 11-صدای پای آینده: دهه چهارم و آینده‌های انسان و جامعه ایرانی 12-دین، دموکراسی و روشنفکری در ایران امروز و ترجمه کتابهای:1- مقدمه بر فراساختگرایی و فرامدرنیسم 2- پسامدرنیسم 3- اطلاعات و مدیریت بحران

شاید او جزو اولین ایرانیانی باشد که در رشته تحلیل گفتمان تحصیلات خود را تا مقاطع عالی دانشگاهی ادامه داده و در تحلیل شرایط جامعه می‌کوشد از معیارهای عقلایی استفاده کند او کسی نیست جز محمد رضا تاجیک که در چند سال اخیر آثار تألیفی و ترجمه‌ای او در حوزه کتاب و مقاله به غنای فکری جامعه یاری رسانده است و از استادان صاحبنظر در مسائل سیاسی و اجتماعی زمان ما محسوب می‌شود.
محمدرضا تاجیک متولد 1337 تهران است. تحصیل در مقطع ابتدایی را به خاطر نظامی بودن پدرش در شهرهای اهواز، ارومیه طی کرد و بالاخره درسال1355 دیپلم طبیعی را از دبیرستان جلوه دریافت می‌کند و درسال1356 دیپلم ادبی را هم از دبیرستان هشترودی می‌گیرد.
در دوران دبیرستان مطالعات غیردرسی‌اش را آغاز می‌کند و این علاقه به کتاب و مطالعه را به جایی می‌رساند که درایام تعطیل و تعطیلات تابستانی دست کم چهار کتاب از آثار محمدرضا حکیمی را از صبح تا شب مطالعه کرده است.
درسال1356 در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران پذیرفته می‌شود و با وقوع انقلاب، تحصیلاتش ناتمام می‌ماند. به مدت دو سال در مدرسه عالی شهید مطهری درسهای طلبگی می‌خواند و درهمین راستا می‌کوشد با مطالعه کتب دینی اسلامی، مبانی سیاست را استخراج کند . در همین زمینه هم تفاسیر متعددی مانند تفسیر‌المیزان را مطالعه می‌کند و به رئالیسم علمی مرحوم طباطبایی علاقه نشان می‌دهد. اگرچه او موفق نمی‌شود مطالعاتش را ادامه دهد ولی همچنان یک کتابخوان‌ حرفه‌ای است و آثار فکری و قلمی متعددی انجام داده است.
درسال1361 در کمیته مرکزی گزینش آموزش و پرورش و سپس در نهاد ریاست جمهوری مشغول به کار می‌شود و در همین فضا هم به مطالعه گسترده آثار و متون فکری گروه‌های مختلف می‌پردازد. بعد از گشایش دانشگاهها که در پی انقلاب فرهنگی رخ داده بود تلاش می‌کند در کنار چند کاره بودنش تحصیلش را ادامه دهد و بالاخره درسال1369 فارغ‌التحصیل می‌شود. در این مقطع استادانی همچون دکتر رضوی، دکتر افتخاری و دکتر بشیریه داشته است.
در شوراهای اولیه دفترتحکیم وحدت به عنوان نماینده دانشگاه تهران حضور می‌یابد و درسال1369 و بلافاصله بعد از فراغت از تحصیل در مقطع لیسانس، تحصیل درمقطع فوق‌لیسانس علوم سیاسی دانشگاه آزاد و فوق‌لیسانس روابط بین‌الملل در دانشگاه تهران با عنوان«دکترین‌های امنیت ملی» دفاع می‌کند و دفاع از پایان‌نامه فوق‌لیسانس علوم سیاسی‌اش را که در زمینه جنبش‌های جدید اجتماعی بوده را ناتمام می‌گذارد و به انگلستان سفر می‌کند تا تحصیلات خودش را ادامه دهد.
او در پایان‌نامه «دکترین‌های امنیت‌ ملی»، رویکردهای جدید را در عرصه امنیت ملی مورد بررسی قرار می‌دهد و به نقد رویکردهای سنتی و توسعه محور در این عرصه می‌پردازد و سعی می‌کند با توجه به رویکردهای پلورالیستی در عرصه امنیت ملی، یک تئوری خاصی متناسب با جامعه ایرانی ارائه دهد.
«نتیجه گرفتیم که دیدگاه سنتی در زمینه امنیت ملی نه تنها تأمین‌کننده امنیت جوامعی مثل ایران نیست، بلکه حتی حالت ناامن‌زایی هم دارند وجامعه ایرانی هم یک جامعه‌ای است که به لحاظ هویت‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درحال متکثر شدن می‌باشد و بالاخره پارامترهایی درجامعه دارد که باید به آنها توجه داشت و درزمان اتخاذ استراتژی‌های امنیت ملی صرفاً به مؤلفه‌های سخت‌افرازی تمرکز نکرد.»
در دانشگاه اسکس انگلستان هم تحصیل در رشته نوین«تحلیل گفتمان» را آغازمی‌کند و پایان‌نامه مقطع فوق‌لیسانس‌اش را در دانشگاه آزاد اسلامی تکمیل می‌کند و آن را ارائه می‌دهد. بلافاصله پس از دفاع از پایان‌نامه فوق لیسانس یعنی درسال 1372 تحصیل در مقطع دکترای تحلیل گفتمان در سیاست را در همان دانشگاه آغاز می‌کند و درسال 1374 با دفاع کردن از تز دکترایش که عنوان «دگربودگی و هویت» را بر خود داشته فارغ‌التحصیل می‌شود و 17 روز قبل از برگزاری جشن فارغ‌التحصیلی به علت میزان علاقه‌ای که به کشور خودش دارد به ایران برمی‌گردد و بازگشت سریع به ایران را بر حضور در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی ترجیح می‌دهد.
در پایان‌نامه کارشناسی ارشدش ویژگی‌های جنبش‌های کلاسیک و جنبش‌های جدید را بررسی می‌کند و یافته‌هایش را با اوضاع جامعه ایران تطبیق می‌دهد.
«درآنجا من می‌خواستم بگویم اندک اندک عصر جنبش‌های کلاسیک اجتماعی و احزاب فراگیرد دارد به سر می‌رسد و الان شاهد رویش و پیدایش جنبش‌های جدیدی هستیم که استراتژی‌ها و تاکتیک‌های متفاوتی دارند.
این جنبش‌های جدید دیگر سلسله مراتب شدید تشکیلاتی احزاب و جنبش‌های کلاسیک را ندارند، ایدئولوژی محور نیستند ولی در عین حال می‌توانند حرکتهای بزرگ اجتماعی را ایجاد کنند.
در این زمینه می‌افزاید:
« می‌خواستم بگویم اتفاقاً در ایران هم انقلاب اسلامی به شکلی از خصلت جنبش‌های جدید اجتماعی برخوردار است و در اینجا هم جنبش مبتنی بر احزاب و گروه‌های کلاسیک نداریم. جنبش از لایه‌های زیرین جامعه می‌جوشد وعمدتاً دارای شاخصه‌های جنبش جدید اجتماعی است.»
تفاوت‌های آن دو جنبش را به شکلی دیگر اینگونه بیان می‌کند که جنبش‌های جدید دارای رهبری متعدد هستند، تاکتیک‌های متعدد می‌‌توانند داشته باشند و به میکروفیزک و میکروپولتیک قدرت متوسل می‌شوند. یعنی به قدرت‌های ریز در نهادهای مختلف وابسته است، آنها را تجمیع می‌کند و قدرت بزرگی ایجاد می‌کند ولی جنبش‌های کلاسیک مثل احزاب متوسل به ماکروفیزک قدرت می‌شدند و در پی کسب قدرت هستند. اودر تز دکترایش ازبحثهای گفتمانی و پست مدرنیسم بهره می‌گیرد و نشان می‌دهد که چگونه دگربودگی منجر به شکل‌گیری هویت‌هایی می‌شود که در نهایت رادیکالیزه می‌شوند.
«من در آن تز به این نتیجه رسیدم که رژیم گذشته در داخل فراگفتمانی را شکل داده بود و دراین فراگفتمان، اسلام گرایان با عناوینی دیگر محسوب می‌شدند و دراین فراگفتمان جایی نداشتند. استراتژی رژیم هم در مورد آنها  حذف و طرد بود. بنابراین اسلام‌گرایان رادیکالیزه شدند و در آنجا که غرب هم و خصوصاً آمریکا حامی رژیم بود و خصوصا با کلیت اسلام سیاسی مخالف بود، جنبش هم جهت‌گیری ضد رژیم پیدا کرد و هم جهت‌گیری ضدغربی و گفتمان حاکم با جامعه را در نهایت متحول کرد.»
او با تحصیل در رشته تحلیل گفتمان در سیاست، تمایل پیدا می‌کند از منظر گفتمانی جدیدی به تحلیل شرایط جدید جامعه بپردازد. اگر چه در ابتدا انتخاب این رشته جدید، برای او ثقیل بود ولی با صرف حدود14-13 ساعت در شبانه روز می‌کوشد ادبیات این رشته نوین را درک بکند و علاوه با استمرار دادن به این مطالعه هم موفق می‌شود که دوره تحصیل دکترا را طی حدود سه سال بگذارند و بسیار سریعتر از همکلاسی‌هایش فارغ‌التحصیل شود. پیشنهاد تدریس در دانشگاه اسکس و دانشگاه واشنگتن را نمی‌پذیرد و بالاخره مدت زمانی قبل از برگزاری جشن فارغ‌التحصیلی به کشور بازمی‌گردد و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی می‌شود و درسال جاری هم به رتبه دانشیاری ارتقا پیدا می‌کند.
عنوان برخی از مقالات و گزارشهای راهبردی‌اش عبارتنداز: امنیت ملی و جهانی‌شدن، جهانی‌شدن و هویت، جهانی‌شدن و امنیت هستی شناختی، بحرانهای اجتماعی و سیاسی و راههای برون رفت، مفهوم‌شناسی و سنخ‌شناسی اپوزیسیون، بحثی در اقتدار ملی، استراتژی امنیت ملی، حصارها و روزنه‌ها، تحلیل- تعلیل و پیش‌بینی در عرصه مطالعات استراتژیک، قرائتی واسازانه از فراگفتمان‌های توسعه سیاسی، پسامدرنیسم: تاریخ یک آینده، روایت دگرسازی و طرد درمیان ایرانیان، پارادوکس‌های نظام یا نظام پارادوکسیکال، روایت و دگرسازی و طرد، گفتمان امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران، دیرینه شناسی پادگفتمان‌های روشنفکری ایران، بحران نخبگان در ایران امروز، آسیب‌شناسی فرهنگ سیاسی درایران، مدیریت بحران و رسانه، انسان ایرانی و منافع ملی، گفتمان، سیاست و اجتماعی، مدرنیسم، پسامدرنیسم و معمای هویت، تشکل‌های گفتمانی و جامعه چند گفتار، گفتمان غالب سیاسی امروز ایران، ایران در دهه چهارم، تمدن‌هایی که گفت‌وگو نکردند، آینده همان ساختن است و تأملی برپدیده سیاست زدگی در جامعه امروز ما.
محمدرضا تاجیک در سال 1376 فصلنامه گفتمان را راه‌اندازی کرد و تاکنون 10 شماره آن به چاپ رسیده است.
تاجیک می‌گوید: «بیشترین تلاش من این است که بتوانم در این فضای گفتمانی، بالاخره شکل‌گیری گفتمان‌های سیاسی، تلاطمات گفتمان‌های سیاسی، رادیکالیزه شدن و محافظه‌کار شدن گفتمان‌های سیاسی و تکثر اجتماعی و تکثر هویت اجتماعی و سیاسی را از این منظر توضیح بدهم.»
رشته تحصیلی‌ای که او انتخاب کرده بود رشته جدیدی به حساب می‌آید و فقر منابع چنین رشته‌ای در ایران منجر به این می‌شود که تاجیک تلاش وسیعی را برای روشن‌سازی مفاهیم این رشته در ایران به خرج دهد و از این جهت تعدد مقالات و کتابهای او را می‌توان در این راستا ارزشمند دانست و از این بابت به او دست مریزاد گفت.
«من هیچ دیدگاهی را مطلق نمی‌انگارم. این دیدگاه جدید هم نارسایی‌هایی دارد و باید تلاش کرد که این نارسایی‌ها را با نظرگاه‌های خاصی برطرف ساخت.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات