«حضرت امامخمینی(ره) جملهیی در تحریرالوسیله دارند و آن این است «آنهایی که دین را از سیاست جدا میدانند نه دین را درست میشناسند و نه سیاست را.» حال، بنده با اتکا به نظر حضرت امام(ره) میگویم آنهایی که جمهوریت را از اسلامیت جدا میدانند، مشخص است نه معنای جمهوری را درست فهمیدهاند و نه معنای اسلامیت را دریافتهاند.»
حجتالاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی، مورخ و پژوهشگر تاریخ معاصر و تاریخ انقلاب اسلامی ایران در گفتوگو با ایسنا، با بیان این مطلب اظهار داشت:«حکومت اسلامی بدون حضور و نقش مردم، وجود خارجی پیدا نمیکند.
مردم ایران نیز بدون تکیه به اسلام و نظام اسلامی به حقوق و آرمانهای انسانی خود دست نمییابند و مردم سالاری بدون اجرای مقررات اسلامی تحقق نمییابد.» وی اضافه کرد: «در سیره پیامبر و ائمه( علیهم السلام) نیز این طور نبود که اسلام راه دیگری برود و مردم راهی دیگر. پیشوایان اسلام هرگاه میخواستند اهداف خود را اجرا کنند، مردم را بدان فرا میخواندند و اساسا آنها برای انجام رسالتشان زمانی به صحنه میآمدند که مردم با آنان همراه بودند.
بدین جهت ما در اسلام حکومت دیکتاتوری نداریم و اگر مردم اسلام را نخواهند، به هیچ عنوان نمیتوان به زور و جبر آنان را مسلمان کرد و نظام اسلامی را به آنان تحمیل کرد.» روحانی اضافه کرد:« امام(ره) اهل شعار نبود، بطوری که میتوان گفت ایشان هیچگاه شعار مردمسالاری ندادند، اما همیشه به خواستههای مردم احترام میگذاشتند، با مردم صادق بودند و به مردم اتکا داشتند.
در تاریخ 16 مهر ماه سال41 که نخستین نشست سیاسی برای مبارزه با شاه در بیت آیتالله حائری- بنیانگذار حوزه علمیه قم- تشکیل شد، این مساله مطرح شد که اگر بخواهیم استقلال و آزادی کشور را به دست آوریم و اسلام را زنده نگاه داریم باید کاری کنیم که دودمان پهلوی برود عدهیی از علمای حاضر در مجلس تعجب کرده بودند و گفته بودند با کدام قدرت؟ به عنوان مثال، آیتالله شریعتمداری گفته بود ما مگر در جیب خود بمب داریم؟ که امام پاسخ داده بودند: ما نیرویی داریم که از بمب قویتر است و آن قدرت مردمی است.»
سیدحمید روحانی در بخش دیگری، انجمن حجتیه را یکی دیگر دشمنان و مخالفین امام(ره) و انقلاب اسلامی خواند و گفت:« آنها از همان آغاز نهضت شروع به کارشکنی کردند و دخالت علما و تودههای مسلمان را در سیاست ناروا میدانستند و با جوانانی که به انجمن میپیوستند شرط میکردند که از دخالت در سیاست بپرهیزند و اگر از اعضای انجمن حجتیه کسی به پیروی از امام وارد مبارزه میشد فورا او را از انجمن اخراج میکردند.
درسال 1357 وقتی امام(ره) فرمودند به واسطه قربانیها و شهادت بسیاری از یاران انقلاب جشن نیمه شیعیان مفصل برگزار نشود، آنان رعایت نکردند و جشن بسیار پرشکوهی را برگزار کردند. آنان قبل از انقلاب معتقد بودند باید کاری کرد تا فساد همه جا را در برگیرد تا شرایط ظهور مهیا شود و بعد از انقلاب حتی به رنگ مقنعه و روسری دختران و زنان هم حساس بودند و با سختگیری روی رنگ لباس، مردم بویژه جوانان را نسبت به نظام جمهوری اسلامی بدبین میکردند و یک روز بر سر حجاب معرکه راه میانداختند و روز دیگر با ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی آشوب درست میکردند.»
او با بیان اینکه این نوع تفکرات هنوز هم جریان دارد، گفت: « اخیرا دیدم در ترافیک ماشینها، افرادی کارتهایی را بین مردم توزیع میکردند که درآن به بحث اختلافات شیعه و سنی پرداخته بود و با آوردن الفاظی درصدد اشتعال شعله این اختلاف بودند.» سیدحمید روحانی با اشاره به خواستههای فعلی بعضی از گروهها مبنی بر تغییر جمهوری اسلامی گفت:«عدهیی مطرح میکنند ما هم میخواهیم سرنوشت خودمان را به دست بگیرم و عنوان میکنند آیا الان نمیشود همان حرفی را زد و همان خواستهیی را داشت که امام در 12 بهمن ماه مطرح کردند؟ پاسخ این است که قطعا میشود.
این سخن امام از مترقیترین و پیشرفتهترین سخنها است اما این عده توجه ندارند که وقتی امام در 12 بهمن ماه57 چنین حرفی را میزند 10 سال قبل طرح حکومت اسلامی را در اول بهمن 48 در نجف در مسجد شیخ انصاری مطرح کردند و بر سر این طرح سالها کشید و شهید داده شد و زندانها تحمل شد.»
وی افزود:« دومین نکتهیی که در این باره باید در نظر داشت این است که طرح تغییر حکومت شاهنشاهی زمانی مطرح شد که توانست در میان ملت جا بازکند و مورد استقبال توده مردم قرار گیرد، بطوری که عموم مردم خواهان برقراری حکومت اسلامی بودند.» این استاد دانشگاه با بیان اینکه تفسیرهای امام(ره) از اسلام و حکومت دارای ظرفیتهای بالای آزادی است ادامه داد: امام(ره) دریکی از مصاحبههایشان فرمودند: که مفهوم آزادی را از شعار لاالهالا الله استخراج میکنیم. این نشاندهنده ظرفیت بالای آزادی در تفکر امام(ره) است و چنین نگاهی وسیعی در مقابله با اسلام متحجرانه نیز دیده میشد.
وی افزود: اسلام متحجرانه قرنها است که در جامعه وجود دارد اما نمیتواند جامعه را اداره کند، زیرا انحرافی است در اندیشه اسلامی و این تحجر امروز صورتهای گوناگونی پیدا کرده است، یکی از مظاهر آن ترورهای کوری است که به نام اسلام صورت میگیرد و مظاهر دیگری نیز از قبیل خرافه دارد که اگر این مظاهر میدان یابند جامعه را از تحرک و پویایی که امام زمینه آن را فراهم کرده بودند باز میدارد.