گفتوگوی هستهای ایران و روسیه درهالهای از تردیدها روز دوشنبه در "مسکو" آغاز شد.
پیشنهاد ا"کرملین" که غربیها از آن بعنوان طرحی برای گریز از بنبست مذاکرات یاد کردهاند هدفی دورتر از آنچه تاکنون غرب (آمریکا ، فرانسه، انگلیس، آلمان و در مجموع اتحادیه اروپا)دنبال کردهاند، محسوب نمیشود. تهران هوشیارانه هنوز نپذیرفته است که پیشنهاد مسکو میتواند اندازههای یک طرح جامع و رافع مشکلات مربوط به بنبست جاری در پرونده هستهای ایران را داشته باشد.
اصرار بر روشن شدن ابعاد پیشنهاد و ریزنی در این زمینه فرصتی را فراهم میکند تا تهران در تلاش برای رفع اضطراری که غرب می کوشد ایرانیان در آن وضع قرار دهد، فرصت لازم را برای ایجاد موفقیتهای دیگر فراهم کند، به عقیده ناظران اصرار غرب در مورد پذیرفتن پیشنهاد مسکو از سوی تهران، نه در این است که الزاما جمهوری اسلامی این پیشنهاد را بپذیرد بلکه با درک ماهیت پیشنهاد و فاصله دور آن با اهداف صلحآمیز هستهای ایران و نیز مقاومت تهران مقابل هر نوع رفتار اقتدارگرایانه، تلاش میشود از یک سو روسیه با اجبار یا انتخاب به اردوگاه غرب درباره پرونده هستهای بپیوندد و از سوی دیگر شکل مخالفت تهران با طرح پیشنهادی بستر لازم را برای هرگونه اقدام بعدی از سوی غرب علیه توانمندی هستهای ایران فراهم میکند.
از این رو تهران با شناخت جنبههای رفتاری غرب همه گزینههای لازم را همچنان مدنظر قرار داده است مانند استقبال از گفتوگو با مسکو در مورد پیشنهاد کرملین بدون آنکه هرگز آن را پذیرفته باشد این پیشنهاد استمرار گفتوگوها با "تروئیکای اروپایی" آنهم درست در روزی انجام میشود که تهران و مسکو گفتوگوهای خود را آغاز کردهاند . به عبارت دیگر تهران روز دوشنبه دو حرکت توامان اما پرمعنا را آغاز کرده است.
نخست شروع گفتوگوها با مسکو در زمینه پیشنهاد مطرح شده با هدف تعقیب استراتژی اعتمادزایی برای رفع هر گونه شبهه پیرامون برنامه هستهایاش و نیز نمایش اراده مسالمتجویانه جمهوری اسلامی در فرجان بخشی به پرونده هستهای. ارائه ابتکار برای کسب موقعیت تازه برای از سرگیری رشته گفتوگوهای پاره شده با اروپاییان که طی دوسال و اندی گذشته با شدت و ضعف ادامه داشته است.
دیدار" منوچهر متکی" وزیر امور خارجه ایران از "بروکسل "و همزمانی گفتوگوهایش با اروپاییان با شروع مذاکرات مسکو، ابتکاری است ارزنده که نشان میدهد تهران حاضر نیست در این مرحله حساس همه تخم مرغهایش را در یک سبد بگذارد و به این ترتیب سرنوشت خود را به ارادهای تحمیلی بسپارد.
اما آنچه ایران را در تعقیب این استراتژی یاری میکند، ابتکارهایی است که بتواند هم به مقابله با عملیات روانی غرب بپردازد و هم از حقوق هستهای کشور به درستی و عقلانیت لازم دفاع کند. طی هفتههای گذشته و بویژه پس از قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، غربیان هجمههای گستردهای را علیه جمهوری اسلامی مدیریت کردهاند. این رفتار بیشتر با هدف تهییج ایران برای اتخاذ سیاستهای رادیکال شکل گرفته است ولی تهران با درک وضع جاری و پرهیز از هرگونه عصبانیت توانسته است سیاستهای معقولانهای را در عرصه داخلی و خارجی اعلام واعمال کرده و بر آن استوار باشد.
از این رو جمهوری اسلامی نه احتمال ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت سازمانملل را پایان دنیا خواند و نه به پیشنهاد مسکو دست رد زد و در عین حال از قطع گفتوگو با تروییکای اروپایی و به د نبال جامعه جهانی سخن نگفت. ایران برخلاف عصیانگری طرفهای غربی عقلانیت لازم را در مدیریت بحران بکار برده و در برابر تهاجم تبلیغاتی - روانی غرب کوشیده است با حفظ جهت تلاش خود که همانا روشنگری افکار عمومی جهان است بر ضرورت استمرار مذاکرات مسالمتآمیز تاکید کند.
مذاکرات دوگانه و همزمان ایران در مسکو و بروکسل ابتکاری است که میکوشد ابزار لازم را در رفع شک و تردیدهایش نسبت به نیات و مقاصد همه طرفهای مقابل در پرونده هستهای ایجاد کند. جمهوری اسلامی هرگز حاضر نیست به خواستههای نامعقول تن دهد چون مفهوم آن چشمپوشی از حقوق منطقی ملتی است که مستقلانه به دانش و علومی برجسته دست یافته است. بنابراین تهران با شناخت نقاط ضعف و قوت طرفهای مقابلش وارد بازی پیچیدهای شده است که هنرش باید اداره آن به نحو دلخواه برای تامین منافع ملی کشور باشد.