احسان صالحی طالقانی
گروه سیاسی: اخیر جناب سیدمحمد خاتمی رییسجمهور سابق در دیدار سران جبهه مشارکت، با پوپولیستی خواندن عملکرد دولت نسبت به تاثیر آن بر مردم اظهار نگرانی کرده است . این سخنان از دو جهت قابل تامل است:
1-مجهول بودن مبانی تعریفی پوپولیست در نگاه جناب خاتمی:
انتخابات دوم خرداد 76 با سیطره لیبرال دموکراسی در دنیا مقارن بود. با تجزیه شوروی و شکست دیدگاههای چپ، غلبه گفتمان راست آشکار گشته و روشنفکران ایران نیز از این چرخش دیدگاهی- ادبیاتی متاثر شدند به نحوی که ایران در دهه 70 شاهد رشد و گسترش شعارهایی نظیر جامعه مدنی، دموکراسی، حقوق شهروندی و اصلاحات می باشد ورود و ترجمه این مفاهیم به حوزه فرهنگی اجتماع توسط جریان موسوم به اصلاحطلب با دو نیت صورت گرفت.
الف-ارایه تعاریف ماکسیمالیستی از این اصطلاحات در تعامل با دیدن و یا به تعبیر دیگر رنگ دینی زدن به این مفاهیم با حفظ همان قالبها.
ب- سکولار ریزه ساختن مناسبات میان دین و حکومت با تئوریزه کردن فرهنگ سکولار.
اما از آنجا که اصلاحطلبان در مفهوم سازی و ارایه تعاریف خود فاقد استراتژی مشخص بوده و ناچارا با بهرهگیری از ابزار کلیگویی به نوعی سردرگم عمل کردند، همین ادبیات به پاشنه آشیل این جریان تبدیل شد و فضای موهوم شکل گرفته از دلایل اساسی رویگردانی از اصلاحطلبی گردید سنت نامیمونی که گویی جریان اصلاحطلب قصد بازبینی و تحصیح آن را ندارد و جناب آقای خاتمی به عنوان پرچمدار این جریان همچنان بر طبل همان کلیگویی میکوبد.
2-زمینههای رشد پوپولیسم فریبکار:
لازم است پیش از بررسی این مورد، به جهت پرهیز از آنچه به نفی آن پرداختیم(کلیگویی)، تعریفی از پوپولیسم بیان گردد.
پوپولیسم(Populism) را به معنای تودهگرایی و تقدس بخشیدن به مفهوم مردم تعریف نمودهاند. دراین دیدگاه خواست مردم عین حق و اخلاق پنداشته میشود و مردم تجسم همه فضایل دانسته میشوند. چگونگی نگاه اسلام به این مقوله را میتوان در نگاه امیرالمومنین علی علیهالسلام به جستجو نشست. مقام معظم رهبری در تاریخ 17/7/84 در جمع اعضای هیات دولت به بیان فرازهایی از این نگاه پرداختند و تعبیر" پوپولیست علوی" یا همان تودهگرایی در منطق علوی را بیان نمودند. از این زوایه اساسا دید نخبهگرا جای خود را به نگاه مردم محور میدهد و خواص( احزاب، گروهها، شخصیتهای نافذ سیاسی، اجتماعی) تعینی نسبت به سایر مردم ندارند و هدف، جلب رضایت عامه مردم است. قید متمایز سازنده این سبک از مردمگرایی از نوع مصطلح آن در مکاتب سیاسی غیرالهی، ضابطهمند ساختن آن در چارچوب حقوقی است که خداوند برای مردم قرار داده است که البته دایره این حقوق نیز بسیار وسیع است. لذا در این دیدگاه خواست الهی مبنای حق و فضیلت است و در زیرمجموعه آن مردمگرایی با دیدگاه الهی قرار میگیرد.
با توجه به توضیح فوق، شق اخیر مردم گرایی نه تنها نکوهیده نیست بلکه امیرالمومنین(ع) در نامه تاریخی خود به مالک اشتر بدان امر میفرماید آنچه میتوان مایه نگرانی قرار گیرد پوپولیستی است که از آن به عنوان پوششی برای فریبکاری و تحمیق تودهها استفاده میشود. دو فاکتور عدم شفافیت در رفتار مجریان گذشته و خلاهای حاصل از فاصلهگیری از مردم از عواملی است که به این فریبکاری مجال ظهور می بخشد. حال نگرانی واقعی است و آمیخته با سیاست بازیهای مرسوم نیست باید رفتار آنان که سالها عرصه اجرایی کشور را به صحنه منازعات سیاسی بیهوده تبدیل نمودند مورد سوال قرار گیرد نه دولتی که به تازگی عهدهدار عرصه اجرایی کشور شده و آرمانی جز آرمانهای انقلاب و امام و خدمت به مردم برای خود متصور نیست. آیا مردمگرایی علوی و خدمت صادقانه به مردم سبب نگرانی است؟ آیا واگذاری امور به متن مردم و حضور میان آنان وصرف هم و غم دولت در رسیدگی به مشکلات مردم نکوهیده است؟ آیا اگر اقبال مردم به فردی خارج از دایره تعلقات یک گروه یا جناح سیاسی خاص تعلق گرفت، این گونه بیمهریها رواست؟
آنچه مسلم است این است که امروز مردم بیش از گذشته هوشیار و در صحنهآند و به تفاوت میان خدمتگزاران واقعی خود با آنها که سالها با هرز دادن بیتالمال مسلمین هیزم آتش جنجالهای سیاسی خود را فراهم میکردند کاملا واقفند و ادامه این گونه بداخلاقیها نیز نه اقبال دوباره مردم را به دنبال دارد و نه روحی بر جسد بیجان اصلاحات و فاقد تعریف خواهید دمید.