*در این گفتوگو میخواهیم به بررسی توافقنامههای حقوقی درباره انرژی هستهای بپردازیم و در ضمن راهکارها و راهحلهای حقوقی که میتواند در این شرایط به روند بهبود دستیابی به انرژی هستهای کمک کند را بررسی کنیم. آیا میتوان از نوعی رژیم حقوقی هستهای سخن گفت و آیا این رژیم کارآمدی دارد؟
**راهحلهای حقوقی علیالاصول بعد از توافقهای سیاسی وارد صحنه میشود و تا قبل از توافقات سیاسی بحثهای حقوقی نقش کمرنگی دارند. بحثهای مربوط به فعالیتهای هستهای عمدتاً سیاسی و فنی است. بعد از اینکه این بحثها صورت گرفت و توافقی حاصل شد آن توافقها قالببندی حقوقی میشوند تا این قالبها بتوانند از این توافقات به بهترین نحو حمایت کنند. بنابراین یک حقوقدان نمیتواند پیشاپیش وارد قضیه شود. راهکارها بیشتر سیاسی هستند. یعنی مثلاً وقتی بپذیریم فعالیتمان داخل خارک کشور باشد یا خارج از آن، یک بحث سیاسی است. در مذاکره توازن نیروها است که بیشترین تأثیر را دارد. بحثهای حقوقی در توازن نیروها چندان نقشی ندارد. ما یک خواستههایی داریم و طرف مقابل ما هم یک خواستههایی دارد. اینها با هم مذاکره میکنند و در واقع نوعی زورآزمایی است. هر طرف نیرو بیشتر داشته باشد و توازن را بتواند به نفع خودش به هم بزند روی تصمیم طرف مقابل میتواند اثر بگذارد. حقوق میآید تا از توافق ارادهها و وضعیت به وجود آمده حمایت کند.
پس از حقوق بینالملل اساساً اینطور است که دولتها به توافق میرسند و حقوقدانها تنها آن را قالببندی میکنند.
بله همیشه همینطور بوده است. اول قدرت خرکت میکند و یک وضعیتی را تثبیت میکند و بعد که تثبیت کرد حقوقدان آن را نهادینه میکند. مثلاً آمریکا در عراق مستقر میشود و اگر زورش رسید آن وضعیت را حفظ بکند کشورهای دیگر شورای امنیت قطعنامه صادر و انتخابات برگزار میشود و اگر زورش رسید آن وضعیت را حفظ بکند کشورهای دیگر شورای امنیت قطعنامه صادر و انتخابات برگزار میکنند. یعنی اول قدرت و بعد حقوق دنبال قدرت است. موارد محدودی است که حقوقدانها قبل از اینکه قدرتها با هم توافق بکنند راهحل ارائه میدهند.
*منظور شما از قدرت در اینجا چیست. این مولفههای قدرت چیستند؟
**منظور از قدرت فقط نیروی نظامی نیست بلکه مجموعهای از توانمندیها و قابلیتهای یک بازیگر است که با تکیه بر آن میتواند بر تصمیمات بازیگران دیگر تاثیر بگذارد. بنابراین توانمندیهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و نرمافزاری میتوانند در این مجموعه قرار بگیرند. بعضی وقتها طرح یک ایدهای که جذابیت بینالمللی پیدا میکند در مجموعه قدرت قرار میگیرد. وجهه و اعتبار یک کشور به لحاظ رعایت حقوق بشر میتواند ایجاد قدرت کند.
*آیا واقعاًحقوق در این میان هیچ کاری نمیتواند انجام بدهد. و اگر حق مسلم ایران براساس توازن قدرت سیاسی نادیده گرفته شود حقوق و مباحث حقوقی نمیتواند در ابتدا موثر واقع شود؟
**نه. اگر سئوال شود که پس حق ایران چطور میشود من میگویم ما طبق NPT حق داریم که سوخت هستهای تولید کنیم؛ چرا که طبق NPT تولید این سوخت حق ما است. دنیا به ما نمیگوید که شما حقی ندارید بلکه اینجا بحث و موضوع بر سر اعتمادسازی است. میگویند نمیتوانیم به شما اعتماد کنیم که اگر شما به چرخه سوخت دست پیدا کردید از آن در مسیر صلحآمیز استفاده میکنید. در واقع سیاست پیشگیری را مطرح میکنند تا به مرحلهای نرسد که بعدا از دید آنها غیرقابل کنترل باشد. این بحث به لحاظ حقوقی قابل رد است. چنین بحثی – اعتمادسازی به لحاظ فنی – در حقوق جایگاهی ندارد. در قضیه انرژی هستهای معاهده NPT و مسائل مرتبط با آن باید در یک سیر تاریخی مورد بررسی قرار بگیرد تا ببینیم چرا اکنون فعالیت هستهای ایران به این مرحله رسیده، متغیرهای زیادی در این مسئله دخیل هستند. یکی از متغیرهای دخیل میتواند مناسبات ما با آمریکا باشد. یکی دیگر از متغیرها روابط ما با اتحادیه اروپا و با کانادا است. همه اینها در این پروسه و مسیر فعالیتهای هستهای ایران دخیل است. مسئله فعالیت هستهای را نمیتوان جدای از مسائلی که در مناسبات بینالمللی قابل بررسی است مطرح کرد. مانند بحثهای مربوط به حقوق بشر، مسائل اقتصادی، مبارزه با تروریسم و مسائل مربوط به خاورمیانه. تمام مسائلی که بعد از پایان جنگ سرد در مناسبات بینالمللی به وجود آمده است، چه مسائل منطقه مثل حضور آمریکا در افغانستان و عراق، چه مسائل جامعه جهانی مثل مبارزه با تروریسم، سازمان تجارت جهانی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همه این مسائل تاثیر دارد. اگر این اتفاقات به وجود نمیآمد مسئله انرژی هستهای ایران به این صورت که امروز دنبال میشود دیگر دنبال نمیشود و در مسیر دیگری میافتاد.
*آیا در حقوق بینالملل به این دلیل که قدرتها اعمال زور میکنند میگوییم قدرتها تصمیمگیری میکند و بعد قانون چارچوببندی میکند؟
**خیر، در حقوق داخلی هم اینگونه است. هر حزب سیاسی که قدرت دارد قانونگذاری میکند، در کشورهای دموکراتیک هم از حزبی به حزب دیگر قوانین متفاوت وضع میشود.
*در گفتوگوهای قبلی شما سئوالی که ایجاد میشود این موضوع است که ایرادهای شما نسبت به توافقات و NPT چیست؟ فقط به آنها یک اشاره کردهاید. غیر از objective guarantee ایرادات دیگر شما را در این موضوع ندیدم. ایرادات شما نسبت به این موضوع چیست؟
**فکر میکنم مهمترین ایراد همان objective guarantee یا ضمانت عینی است و موضوعات دیگری هم وجود دارد و عمدهترین آن عدم توازن بین تعهدات ایران و تعهدات کشورهای اروپایی است، حقوق ما و امتیازاتی که اروپاییان در چارچوب موافقتنامه میگیرند به عنوان یکی از ضعفهای این توافقنامه است. البته ممکن است در آن ملاحظاتی وجود داشته باشد چرا که ما به لحاظ قدرت و نیازها با اروپا برابر نیستیم تا از آنها امتیازات بیشتری بگیریم. آن ملاحظات است که مربوط به حوزه قدرت است و در واقع آنها امکانات بیشتری برای اعمال فشار به ما داشتند و ما امکانات کمتری برای تاثیرگذاری بر روی آنها داشتهایم. برای همین بدون آنکه خواسته باشم وارد حوزه سیاسی بشوم گفتهام که حتما ملاحظاتی وجود داشته و من هم در جلسات حضور نداشتهام و نمیتوانم تیم مذاکره کننده را محکوم کنم. موضوع و محور اصلی مذاکرات، تعلیق فعالیتهای مربوط به چرخه سوخت بود. در مقابل این، امتیازاتی هم به ایران داده شده است که از جمله آنها پذیرش ایران در جمع کارشناسان مربوط به چرخه سوخت هستهای (Expert Group on Multilateral Approachers to the Nucler Fuel Cycle) و حمایت از ایران برای ورود به WTO، انتقال تکنولوژی و همکاری برای احداث نیروگاهها برای مصارف صلحآمیز تا چقدر ممکن است عملیاتی باشد و اینکه با چه شرایطی میتوانند این تکنولوژی را بدهند قابل بحث است. ]حتی آقای لاریجانی هم گفتند امتیازاتی که ما گرفتهایم مثل یک آبنبات است در مقابل چیزی که ما دادهایم.