تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۹  ، 
کد خبر : ۵۷۰۵۶

نگاهى به برگزارى نشست سران شانگهاى


هفتم شهریور «دوشنبه» میزبان مهمترین رویداد سال جارى سازمان شانگهاى یعنى نشست سران آن است. سوال مهم این است که در آن چه تصمیماتى گرفته خواهد شد و تاجیکستان به عنوان رئیس دوره اى شوراى سران سازمان همکاریهاى شانگهاى در این روند چه نقشى خواهد داشت؟ قطع نظر از برنامه این نشست، موضوع پذیرش ایران براى اعضا و به ویژه تاجیکستان بااهمیت خواهد بود.
در ماه مارس سال جارى (۲۰۰۸) وزیر امور خارجه جمهورى اسلامى ایران منوچهر متکى در شهر دوشنبه اعلام کردند که تهران درخواست عضویت در سازمان همکاریهاى شانگهاى را کرده است معمولاً چنین درخواستى همزمان به دبیرخانه سازمان و به کشور ریاست کننده دوره اى سازمان نیز ارسال مى گردد. ولى صرف نظر از چارچوب پذیرفته شده تشریفات (پروتکل) این اقدام ایران پیام داشت، زیرا مى خواست ورودش به سازمان شانگهاى دقیقاً در سرزمین دوست و برادر خویش تاجیکستان صورت بگیرد. سکوت سنگین بیشتر کشورهاى عضو در دو سه ماه اخیر دلیل آن است که آنها علاقمند به دادن چنین امتیازى به جمهورى تاجیکستان نیستند. با این حال تاجیکستان تنها کشور عضو سازمان همکاریهاى شانگهاى است که عملاً و رسماً از عضویت ایران حمایت کرده است.
قرقیزستان نیز در سال ۲۰۰۶ طرفدار این موضوع بود، ولى بعداً تحت تأثیر موضع گیرى سایر اعضا،حضور داوطلبان را به اتفاق نظر اعضا امکانپذیر مى داند، اما شکى نیست. در سایر سازمانهاى بین المللى نیز تعیین کننده «برابرى» حقوق هر عضو در اصل ظرفیت اقتصادى آن کشور مى باشد. این است که در سازمان ناتو با وجود حضور کشورهایى که به جهانیان الگو یا نمونه دموکراسى معرفى مى کنند، بازهم حرف اول را آمریکا مى زند. لذا مسئولین روسیه و چین نیز درمورد احتمال پذیرش اعضاى جدید به نحوى سخن مى گویند که به طور ضمنى بر حق مقدم آنها در این زمینه اشاره مى کند. اگر چنین نبود برخى از کارشناسان روس (و مشخصاً ازدرکوت اف Azhdarkortov تحلیلگر انستیتوى تحقیقات راهبردى این کشور) به خود اجازه نمى دادند تا با ناراحتى موضع گیرى تاجیکستان درمورد حمایت از عضویت ایران را به عنوان «سیاست غیرمسئولانه» شرخ تفسیر کنند. به نظر آنها در صورت پذیرفته شدن جمهورى اسلامى ایران به سازمان همکاریهاى شانگهاى حل و فصل مشکلات مربوط به این کشور بر دوش روسیه و چین افتاده و تاجیکستان فقط ناظر خواهد بود. یعنى مى خواهند بگویند که سایر اعضا تنها باید از اراده سیاسى مسکو و پکن پیروى کنند. ولى اصل نگرانى ایشان از آنجاست که با آمدن جمهورى اسلامى ایران قاعده معمول بازى سازمان تغییر خواهد کرد. منظور این است که روسیه و چین مجبور خواهند بود سهم خود را در زمینه هاى امنیتى و اقتصادى در آسیاى مرکزى با ایران قسمت کنند و همچنین فعالیتهاى سازمان همکاریهاى شانگهاى را فراتر از این منطقه گسترش بدهند. به هر حال امروز بهانه آماده نبوده مقررات پذیرش اعضاى جدید این روند را طولانى کرده است. ولى درخواست ایران (زیرا به جز ایران تا حالا هیچ کشور ناظر دیگرى اراده عضویت نکرده است) این سوال را پیش مى آورد که آیا نیاز ایران به سازمان همکاریهاى شانگهاى تنها یکجانبه است. مخالفان طرح پذیرش ایران چنین دلیل را پیش آورند که گویى با پیوستن تهران به سازمان همکاریهاى شانگهاى مشکلات این کشور به فضاى سازمان انتقال مى یابد. به عبارت دیگر گویى این سازمان مجبور خواهد بود تا در بحث برنامه هسته اى از موضوع عضو جدید خود ایران حمایت نماید و مانع هرگونه حمله خارجى به قلمرو ایران بشود. البته منطقاً هم باید همینطور باشد. ولى فعالیتهاى عملى سازمان همکاریهاى شانگهاى نشان مى دهد که وى براى انجام چنین کارى هنوز آماده و یا بهتر است بگوییم قادر نیست. مثال روشن این را درواقع انقلاب رنگین قرقیزستان و حوادث سال ۲۰۰۵ اندیجان (ازبکستان) دیدیم. سازمان همکاریهاى شانگهاى عملاً در قلمرو فضایى که مسئولیت تأمین امنیتش را برعهده داشت، خود صرفاً به ناظر تبدیل شده بود.پس محال است که تهران با مشاهده این همه، در تلاش خود براى عضویت تنها روى حمایت سازمان همکاریهاى شانگهاى در مقابل فشارها و یا حمله احتمالى آمریکا حساب باز کرده باشد. اگر چنین است، پس مى توان مطمئن بود که عضویت ایران تنها به خاطر امروز نیست.
«آیا ایران نیازمند شانگهاى است یا بالعکس؟»
در ۶۰- ۵۰ سال قبل محققان برجسته جهان ازجمله غرب پیش بینى کرده بودند که در قرن ۲۱ تمدن آسیایى (چین) و اسلامى در قیاس با همه مناطق دنیا داراى وضع برتر خواهد شد. در این رابطه به چند عامل اصلى نظیر رشد جمعیت یا همان نیروهاى انسانى، ذخایر طبیعى و مشخصاً انرژى اشاره مى شود. درواقع حالا انرژى تعیین کننده دورنماى پیشرفت هر جامعه اى بوده، کارشناسان افزایش پنجاه درصدى مصرف آن را در ۲۰ -۱۵ سال آینده پیش بینى کرده اند. با افزایش وابستگى اروپا و کلاً غرب به ذخایر طبیعى آسیا و تقویت سایر عاملهاى مؤثر روى توازن نیرو، این قاره به یکى از محورهاى اصلى در نظام بین المللى تبدیل خواهدشد.
یک مسئول ایرانى در مورد درخواست عضویت ایران گفت:پنج عامل براى آینده جهان مهم است: جمعیت، امنیت، انرژى، سرمایه و اطلاعات و هر کشورى یا جامعه اى که در این پنج بخش بتواند برنامه هاى مختلف ملى تهیه کند، موفق خواهد بود. ایران ضمن تأکید بر ضرورت داشتن سیاست مستقل در زمینه هاى یادشده، همگرایى منطقه اى را راهبرد بسیار مهم براى اجراى اهداف ملى خود مى داند. بنابراین ایران با نگاهى که به آینده دارد، درخواست عضویت در سازمان همکاریهاى شانگهاى را مى کند. زیرا پنج عامل یادشده به طور ناگزیر مرکز قدرت نظام بین المللى را به آسیا منتقل مى کند و سازمان همکاریهاى شانگهاى در صورت برنامه ریزى دقیق مربوط به آینده بینى مى تواند براى این روند مدیریت کند.پس اگر بر محوریت نقش عوامل تأکید شده و به ویژه انرژى توجه کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که عضویت ایران سازمان همکاریهاى شانگهاى را از نظر توان اقتصادى به مراتب تقویت خواهد کرد.ایران از نظر ذخایر گاز دومین کشور دنیا (بعد از روسیه) است و در سازمان اپک نیز در زمینه تولید نفت مقام دوم را داراست. ایران و روسیه در چارچوب سازمان همکاریهاى شانگهاى با مشارکت همدیگر مى توانند عملاً تولید گاز در جهان را در انحصار خود قرار دهند و جایگاه سازمان را در معادلات بین المللى ارتقاء دهند. با ذکر این نکته مى توان چنین نتیجه گیرى کرد: همان اندازه که ایران به سازمان همکاریهاى شانگهاى نیاز دارد، این سازمان نیز نیازمند عضوى همچون جمهورى اسلامى ایران خواهد بود. تاجیکستان و ایران دو کشورى هستند که شریک طبیعى یکدیگر محسوب مى شوند و این عامل محدود به زمان و یا شرایط خاصى نیست. یعنى روابط میان آنها مى تواند باتوجه به آنکه در رأس قدرت چه کسى قرار دارد، تا جایى قوى و یا ضعیف شود، اما هیچ گاه از بین نخواهد رفت. در شرایط پرماجرا جهانى شدن که آینده هویت خیلى از ملتها مى تواند تحت خطر نابودى قرار بگیرد، این عامل بسیار مهم است. به ویژه براى تاجیکستان. اقدام چند سال اخیر با محوریت نقش دوشنبه در راستاى نزدیکى سه کشور فارسى زبان را مى توان از راهبرد موفق مقامات تاجیک دانست. زیرا ایجاد مثلث تاجیکستان ایران، افغانستان تنها محصول تخیل حکومتهاى این سه کشور نبوده، ضرورت واقعى است که بر تاریخ، آیین و تمدن مشترک مردمانشان اساس یافته است. و این ویژگى را تاجیکستان با هیچ کشور دیگر دنیا ندارد.پس حمایت تاجیکستان از عضویت جمهورى اسلامى ایران در سازمان همکاریهاى شانگهاى یک امر فوق العاده طبیعى است و آن به معناى تقویت جایگاه دوشنبه در این سازمان نیز مى باشد.چند ماه قبل یکى از معاونین وزیر امورخارجه تاجیکستان ضمن یک نشست مطبوعاتى در دوشنبه حمایت امامعلى رحمان از عضویت ایران در سازمان همکاریهاى شانگهاى را که در جریان سفر رسمى وى به تهران صورت گرفته بود رد کرد. این در حالى بود که مقامات ایرانى و به ویژه وزیر امور خارجه ایران طى صحبتى با نمایندگان رسانه هاى داخلى و خارجى در تهران از پشتیبانى دوشنبه تشکر کرده بود. این همه را تحت شبهه قرار دادن و مردم را به این گمان انداختن که «چه کسى راست مى گوید و چه کسى دروغ؟» حرکتى مناسب نیست.یک نکته مسلم است که هیچ گاهى نوسان در سیاست خارجى باعث تحکیم آبرو و وجهه کشور مستقل نخواهد بود.
ایران بهترین موضوع معامله
آشنایى با جزئیات بحث عضویت ایران حکایت از آن دارد که براى روسیه و چین در روابط آنها با آمریکا و کلاً غرب این موضوع در حال تبدیل شدن به معامله مى باشد. هم معامله سیاسى و هم تجارى. و جاى تردید نیست که هر زمانى منافع ژئوپلیتیکى و ژئواقتصادى این دو کشور اقتضا کند خود از ایران دعوت عضویت را خواهند نمود. و این فرصت به احتمال زیاد در آینده نزدیک فرا خواهد رسید.
منظور نشست بعدى سران سازمان همکاریهاى شانگهاى است که سال آینده میلادى در شهر ایکاترینگبورگ (Ekateringborg) روسیه و با ریاست دوره اى دیمیترى مدودف برگزار خواهد شد.لذا امتیاز پذیرش ایران را مسکو براى خود باقى گذاشته است. تا آن را به خط زرین در تاریخ روابط دو کشور ثبت نماید. از سایر اعضاى شانگهاى، قزاقستان نیز به نحوى به روسیه و چین پیوسته است و در حال حاضر با عضویت ایران مخالفت مى کند. موضع گیرى دولت آستانه (Astana) اصولاً دلایل و انگیزه هایى مانند سیاست مسکو و پکن را دارد. یعنى واگذار شدن ریاست دوره اى سال ۲۰۱۰ سازمان امنیت و همکارى اروپا قزاقستان را درنظر جامعه جهانى (بهتر است بگوییم غرب) به دموکرات ترین کشور آسیاى مرکزى مبدل مى کند و خواهان آن نیست که با حمایت از عضویت کشورى چون ایران که از طرف امریکا «دردسرساز» شناخته شده است، وجهه اش را به اصطلاح «لکه دار» کند.البته این یک طرف قضیه است و موضوع دیگرى نیز وجود دارد. قزاقستان اکنون بدون هیچ تردیدى به مهمترین کشور آسیاى مرکزى تبدیل شده، جایگاهش به عنوان کشور سوم و مؤثر سازمان همکاریهاى شانگهاى در حال تقویت شدن است. نگرانى آستانه مى تواند از این باب باشد که در صورت به سازمان مذکور پیوستن ایران توانمند به ویژه در زمینه انرژى، قزاقستان خودبه خود به کشور چهارم تبدیل مى شود. این نکته به طور طبیعى به بلندپروازیهاى سیاسى دولت آستانه برمى خورد.
شانگهاى یا جامعه همسود ثانى؟
در طول بیش از شش سال موجودیت خود سازمان همکاریهاى شانگهاى صدها سند را پذیرفته است که اکثر آنها روى کاغذ باقى مانده اند. زیرا در این سازمان حالا نه تنها مکانیزم فعالیت چندجانبه یا مشترک به طور کامل تهیه نشده است، بلکه محوریت نقش کشورهاى خاصى همکاریهاى اعضا را به سمت روابط دوجانبه هدایت مى کند تفاوت سازمان همکاریهاى شانگهاى از جامعه کشورهاى مشترک المنافع (همسود) تنها در حضور چین است. ولى تا جایى موضع گیریهاى متفاوت مسکو (در امور امنیت) و پکن (در امور اقتصادى) بر سر اولویتهاى فعالیت آن باعث افزایش کاغذبازى در سازمان مذکور شده است. اینجاست که به اصطلاح دمیدن خون تازه در رگهاى این سازمان مى تواند وضع را بهبود بخشد. و ایران آماده است این رسالت تاریخى را انجام دهد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات