مسیح علینژاد
1- پدر دولت با تغییراتی که در مجلس در لایحه بودجه ایجاد کرده، درآمده است و احمدی نژاد نمیتواند با چنین لایحهای مطالبات مردم را برآورده کند.
2- اگر زمانی ملت از دولت سراغ پول نفت در سفرههای خود را بگیرد، احمدینژاد میتواند بگوید مجلس به گزینههایی که بنده اطمینان داشتم تنها آنان در آوردن پول نفت بر سفرههای مردم توانمند هستند رأی اعتماد نداد.
3- مجلس اجازه نداد معتمدان احمدینژاد از شورای شهر به کابینه بیایند تا دولت را در تحقق مطالبات معیشتی و رفاهی یاری رسانند.
4- مجلس نگذاشت...
این روزها بسیار میشنویم که برخی از دولتیان و یا هواداران محمود احمدینژاد در خارج از دولت در فرازهایی از سخنان و نطقهای خود این گونه درصدد توجیه احتمال عدم تحقق شعارها و وعدههای انتخابی وی برمیآیند.
توجیه زودهنگام طیفی از اصولگرایان در مقابل اقدامات و رفتارهای کسانی صورت میگیرد که آنها نیز از دایره اصولگرایان خارج نیستند. از یکسو تحولات جدی و اساسی به منظور چند دسته شدن جریان راست کشور که اینک تمامی عرصههای تصمیمگیری حاکمیتی را در اختیار دارند در حال وقوع است تا با قرار گرفتن زیر بیرق یک حزب شناسنامهدار ظاهر شوند و از سوی دیگر طیف همراه احمدینژاد که همواره رسیدن او به کرسی ریاست جمهوری را پیروزی مردم بر احزاب تلقی میکند در صدد است تا همچنان چراغ خاموش ظاهر شود. بر این اساس آنگاه که دولت لایحه بودجه را روانه مجلس میسازد و علیرغم تصور خویش مقاومت و مخالفت جدی اصولگرایان را در زیر و رو ساختن پیکره اصلی لایحه بودجه میبیند، یارانش به میدان میآیند تا توده مردم را نسبت به چنین اتفاقی حساس سازند. از این رو با اتکا به همان شیوههایی که احمدینژاد در جریان انتخابات از آن یاری جست ذهن افکار عمومی را برای احتمال عدم تحقق مطالبات معیشتی مردم متوجه مجلس میسازند.
درست همان گونه که در جریان بررسی رأی اعتماد کابینه نیز چنین شده بود و آنگاه که نمایندگان گزینههای پیشنهادی احمدینژاد را یکی پس از دیگری برای نشستن در ساختمان وزارت نفت از گردون خارج ساختند، همین طیف مسوولیت متوجه ساختن افکار عمومی به سوی مجلس را نسبت به عدم تحقق شعارهای نفتی دولت احمدینژاد عهده دار شد.
یا همانند آن روزهایی که معتمدان و یاران نزدیک احمدینژاد یکی پس از دیگری مشمول حکم دولت وی شدند تا علاوه بر شورا، کرسی دیگری در دولت را نیز از آن خود سازند. آنجا نیز مجلسیان که باز هم از دایره اصولگرایان بودند مقاومت خود را تا آنجا پیش بردند که ممنوعیت دو شغله بودن اعضای شورای شهر را قانون ساختند تا همراهان احمدینژاد همانگونه که به دولت آمدند اینک با ابزار قانون یکی پس از دیگری به جای خویش بازگردند و این نیز مستمسکی شد تا هواداران احمدینژاد نسبت به عدم بهرهگیری دولت از تجارب شورای شهریها برای تحقق مطالبات اجتماعی و معیشتی مردم شکوه کنند و به مردم ندا دهند که باز هم مجلس نگذاشت. و این روزها اگرچه چنین پیامهایی در هیاهوی خبرهای داغتری به سردی میرود و نادیده انگاشته میشود اما دورنمای این تبلیغات مجلسیان را به همان سرنوشتی دچار میکند که اصلاحطلبان روزی در نادیده انگاشتن و جدی نگرفتن تبلیغات جریان رقیب خود به آن گرفتار شدند.
این روزها تار در هم تنیده و پیچ در پیچ چالشهای حزبی و سیاسی که تا دیروز به دامن سیاستورزان اردوگاه اصلاحطلبی تنیده بود، سیاستورزان عصر یکپارچه حاکمیت اصولگرایی را نیز گرفتار خود ساخته است. در این میان آبادگران مجلس اما همچنان معتقدند که بر مواضع «اصولی» خود در نقد و رد تصمیمات «غیر اصولی» دولت پای میفشارند، اما هرگز نسبت به نحوه اثرگذاری رفتارهای خود در جامعه و نحوه تبلیغی آن از سوی دولت و هوادارانش توجه نمیکنند. چنانچه طیف دیگری از اصولگرایان درصدد است تا از هم اکنون عدم تحقق مطالبات اجتماعی، رفاهی و معیشتی مردم را متوجه مقاومت مجلس در برابر راهیابی معتمدان احمدینژاد از اتاقهای شورای شهر به کابینه سازند. از سوی دیگر عدم تحقق مطالبات اقتصادی و مهار تورم و گرانی را متوجه «کن فیکون» ساختن لایحه بودجه دولت توسط مجلسیان سازند و در سومین سو نیز عدم تحقق توزیع عادلانه ثروت با اتکا به پول نفت و روانه ساختن آن به سفرههای مردم را نیز معلول مقاومت مجلس برای ورود گزینههای اولیه احمدینژاد برای تصدی در وزارت نفت اعلام کنند. این همه در حالی است که جریان اصولگرای حاکم بر عرصههای چندگانه تصمیمگیری کشور خود اذعان میدارد که در هیچ دورهای قوای سه گانه کشور به اندازه این دوره هماهنگ و همدل نبودهاند. حال آیا از همدلان امروز با این همه شعار همدلی و همگرایی و امیدهایی که در دل حداقل، هواداران خود ایجاد کردهاند بهانهای برای عدم تحقق همه آن شعارهای واحد پذیرفته است؟ چه بگویند که افکار عمومی باور کند؟ برای افکار عمومی که سنگاندازی جریان رقیب برای اصلاحطلبان را باور نکرد و خود را با قهر از کارزارهای انتخاباتی کنار کشید آیا توجیه سنگاندازی و مانعتراشی از سوی جریان رفیق قابل باور است؟