قاسم غفوری
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا سفر دورهای را به شیلی، اندونزی و استرالیا آغاز نموده است. این سفر در حالی صورت میگیرد که اولا موجی از آمریکاستیزی سراسر جهان را فرا گرفته است. ثانیا، رایس در دیدار اخیر خود از خاورمیانه با موجی از انتقاد همپیمانان قدیمی خود در قبال سیاستهای آمریکا علیه ایران و حماس مواجه گردید. در نقطه مقابل نیز بوش سفری ناموفق به هندو پاکستان داشت که بسیاری از ناظران سیاسی آن را شکست بزرگ سیاست خارجی آمریکا ارزیابی کردند. بر این اساس سفر دورهای رایس از چند منظر قابل تامل است:
الف) شیلی: رایس در حالی با عنوان حضور در مراسم تحلیف «میشله باچلت» به شیلی سفر نموده که:
1- افکار عمومی جهان سیاستهای آمریکا در قبال دموکراسی را دوگانه و مغرضانه عنوان کردهاند. این در حالی است که رایس با حضور در مراسم تحلیف یک چپگرا سعی دارد تا همچنان از آمریکا یک چهره دموکراتیک به نمایش گذارد که به انتخابات مردمی احترام میگذارد. چنانکه برخلاف اظهارات گذشت رایس انتخاب باچلت را نشانهای از دموکراسی ارزیابی نمود.
2- از مشکلات ایجاد شده برای آمریکا در آمریکای لاتین، افزایش تنش با ونزوئلا و تهدید این کشور به قطع صادرات نفت از یک سو و بحران نفتی در اکوادور از سوی دیگر میباشد. با توجه به نیاز مبرم آمریکا به واردات نفت از این منطقه، در این سفر رایس تلاش دارد تا از شیلی و بولیوی به عنوان جایگزین احتمالی ونزوئلا و اکوادور استفاده نماید.
3- آنچه در ابعاد و اهداف سفر رایس به شیلی نباید از نظر دور داشت، اقدامات وی برای جلوگیری از اتحاد کشورهای آمریکای لاتین بویژه رهبران چپگرا میباشد. چنانکه وی پیش از سفر در کنگره اعلام کرده ما به روابط و ارتقاء آن با چپهای میانه و عدم مراوده با چپگرایانی نظیر چاوز و کاسترو تاکید داریم.
ب) اندونزی: رایس در حالی قدم به اندونزی میگذارد که در هفتههای اخیر موجی از آمریکا ستیزی سراسر این کشور را فراگرفته که منجر به تعطیلی سفارت این کشور در مقطع کوتاهی گردید. بر این اساس رایس در جاکارتا تلاش دارد تا:
1- در مقطع کنونی که آمریکا بسیاری از پایگاههای خود را در شرق آسیا از دست داده و از سوی دیگر در سایر نقاط، نظیر آسیای میانه و قفقاز، افغانستان، اروپا نیز برای تخلیه پایگاههای خود تحت فشار قرار دارد، حضور در اندونزی برای آنها حائز اهمیت میباشد. این در حالی که افکار عمومی این کشور چندان رضایتی از این امر نداشته و با برپایی تظاهراتهای گسترده خواستار خروج اشغالگران هستند. این امر که پس از اهانت نشریات غربی به مقدسات اسلامی، تشدید گردیده، موجب شده تا مقامات کاخ سفید تکاپوی جدیدی را برای جلوگیری از تکرار سرنوشت سایر پایگاههای خود در این کشور آغاز نمایند.
2- رایس در حالی وارد اندونزی میگردد که اولا همچنان اختلافات میان جاکارتا و تیمور شرقی ادامه دارد و طرفین نتوانستهاند به توافق قطعی دست یابند ثانیا، بحران آنچه همچنان به قوت خود باقی است. بر این اساس و با توجه به اینکه آمریکا همواره تلاش دارد تا خود را از ارکان حل بحرانهای جهانی معرفی نماید، سفر رایس را میتوان تاکیدی بر تلاش واشنگتن جهت حضور در مناطق بحرانی جهان ارزیابی نمود.
3- از دیگر اهداف سفر رایس به اندونزی ایجاد جنگ روانی علیه دولت جدید فلسطین میباشد. با توجه به اینکه اندونزی از پرجمعیتترین کشورهای اسلامی است، که از یک سو از برقراری روابط با رژیم صهیونیستی خودداری کرده و از سوی دیگر از حامیان حماس به حساب میآید. لذا چنانکه رایس اعلام نموده وی در این سفر تلاش دارد تا ضمن متقاعد کردن جاکارتا، به پذیرش رژیم صهیونیستی بر فشارها بر حماس برای کنار نهادن مقاومت بیفزاید. البته بخشی از این هدف شامل ایجاد اختلاف میان کشورهای اسلامی در قبال حماس است، چرا که پیشتر کشورهای عربی از طریق آمریکا برای تحدید حماس استقبال نکرده، لذا آمریکا تلاش دارد تا از سایر کشورهای اسلامی برای تحقق این مهم بهرهبرداری کند.
ج) استرالیا: بخش سوم دیدار رایس را استرالیایی شامل میشود که از زمان روی کار آمدن جمهوریخواهان در آمریکا بویژه پس از آغاز جنگ عراق به عنوان متحدی بزرگ در کنار واشنگتن قرار گرفته است. این دیدار در حالی صورت میگیرد که از یک سو مخالفتهای احزاب و گروههای سیاسی از سیاستهای دولت استرالیا، افزایش یافته و از سوی دیگر افکار عمومی خواستار کاهش مراودات با آمریکا میباشند. بر این اساس سفر رایس در چند بعد میتواند صورت گیرد، از جمله: اعلام حمایت از دولت در برابر مخالفان، جلب حمایت استرالیا برای استمرار همکاری با اهداف جهانی آمریکا بویژه در شرایط کنونی که بسیاری از متحدان این کشور از آن جدا گردیده و بر حجم مخالفان افزوده شده ست. در عین حال با توجه به اینکه وزیر خارجه ژاپن نیز در استرالیا با رایس دیدار میکند، ایجاد ائتلافی سه جانبه در قبال تحولات جهان، بخش دیگری از اهداف رایس در راستا خواهد بود.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که دگرگونیهای ایجاد شده در ساختار سیاسی جهان بویژه موج مخالفت با سیاستهای آمریکا سبب گردیده تا دولتمردان کاخ سفید برای حفظ هژمونی جهانی بار دیگر به حوزههای استراتژیک خود گرایش یابند هر چند که این گرایشات با شکستهای متعددی همراه بوده که خود تضعیف بیشتر استراتژی جهانی آمریکا را در پی داشته و خواهد داشت.