یکم) شمارش معکوس
زمانی که آقای رئیسجمهور با استقبال از وعدههای حضرت امام (ره) از محور رژیم صهیونیستی سخن راند موج تبلیغاتی گستردهای علیه وی آغاز شد و امپراطوری رسانهای صهیونیسم مدعی شد که ایران قصد برخورد نظامی با این رژیم را دارد. اما واقعیت این است که برای این رژیم جعلی دیگر عمری باقی نمانده است که قرار باشد ایران به آن پایان بخشد. هنگامی که شمارش معکوس برای مشاهده «پایان رژیم صهیونیستی» از زبان تحلیلگران غربی نیز آغاز شده است، امید به فروپاشی آن نزدیکتر مینماید.
گزارش اخیر نشریه «میدل ایست کوارترلی» که در جدیدترین شماره خود (زمستان 2006) منتشر شده بخشی از این تحلیلها را منعکس میکند. گزارش اجمالی میدل ایست را میتوانید در صفحه دوازدهم شماره امروز روزنامه سیاست روز بخوانید.
دلایل متعددی برای فروپاشی قریبالوقوع این رژیم میتوان فهرست کرد.
دوم) بحران اعتبار
این رژیم هنوز نتوانسته است مشروعیت و اعتبار قابل ارائهای را برای تاسیس و ماندگاری ارائه کند. تمسک جستن به مقولاتی چون افسانه هولوکاست یا رانده شدن از اروپا حتی اگر زمانی میتوانست با پشتیبانی رسانهای قوی اعتباری داشته باشد اکنون خللپذیر شده است. اکنون تنها توجیه برای مشروعیت این رژیم واقعیت خارجی آن است. گفته میشود چون چنین پدیدهای هست باید اعتبار هم برای آن قائل شد!
سوم) بحران دموکراسی
در حالی که مشارکت و حضور سیاسی مردم فلسطین در انتخابات اخیر بسیار چشمگیر و پر شور بود احتمال حضور تبعه این رژیم در انتخابات آتی بسیار کمرنگ است. این فرآیند که در ادوار انتخاباتی پیشین نیز مشهود بود در انتخابات آتی جدیتر پیشبینی میشود نکته در این جاست که مشارکت اندک در انتخابات آتی رژیم اشغالی در برابر مشارکت جدی مردم فلسطین در انتخابات اخیر، تلآویو را با بحران دموکراتیک جدیتری مواجه خواهد کرد.
چهارم) نیرویابی کاذب
این رژیم از نظر اقتصادی و تجاری یک نظام ورشکسته است و تا کنون تنها با حمایتهای مادی و معنوی ایالات متحده و کمپانیهای صهیونیست سرپا مانده است اگر اقتصاد این رژیم تنها چند ماه به حال خوند رها شود دوامی نخواهد داشت. در انتخابات اخیر حزب کار و با پیروزی شگفتانگیز امیر پرویز برای دستیابی به صدر حزب استقبال اعضای حزب از شعارهای عوامپسندانه و ضد جنگ وی نشان داد که خواست افکار عمومی در اتباع دولت تلآویو چقدر تعمیق یافته است. آنان به جای جنگهای طاقتفرسا با فلسطینیان، اشتغال و آرامش میخواهند.
پنجم) گمشده نیافتنی
مهاجرانی که با امید بسیار و تحت تاثیر تبلیغات گسترده رسانههای غربی به این سرزمین آمدند بیش از نیم قرن است که در حسرت دولت موعود میسوزند ولی حداقل وظیفه دولت را که تامین امنیت است در کارنامه تلآویو نمیبینند. بنابراین چه دلیلی دارد دولت موعود را با ظهور چهرههایی چون شارون محقق بینند. آنها به علاوه ناکارآمدی دولت جمعی تلآویو فساد اداری و مالی حاکمان خویش را نیز به چشم میبینند. نتایج طبیعی این ناامیدی و مشاهده این فسادها سیکل معکوس مهاجرت یهودیان به خارج از این سرزمین است. اکنون دولت موجود در تلآویو تنها به یک پادگان تبدیل شده است که جز سرباز و عدهای گروگان – اعم از مسلمان و یهودی – چیز دیگری ندارد.