تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۴  ، 
کد خبر : ۵۷۲۴۱

جلوه‎های عرفان

درباره علی‎اصغر حلبی مقدمه: - علی‎اصغر حلبی عرفان پژوه، قرآن پژوه و ادیب متولد 1223، تهران - دکترای فلسفه از انگلستان - مسلط به زبان‎های عربی و انگلیسی - استاد دانشگاه‎های معتبر ایران از جمله تهران، شهید بهشتی و... - برخی از آثار تألیفی وی عبارتند از: مبانی عرفان و احوال عارفان، جلوه‎های عرفان و چهره‎های عارفان، تاریخ فلسفه ایران، خواندنی‎های ادب فارسی، هزار حکایت و اشارت، تهافت الفلاسفه (ترجمه)، شناخت عرفان و عارفان ایرانی، تاریخ نهضت‎های دینی، سیاسی معاصر، طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان اسلام.

میلی به نوشتن درباره‎اش ندارد و حاضر هم نیست قرار عکاسی بگذارد. اما مهرگان عرصه تأثیرگذاری تألیف را فراتر از مؤلف می‎بیند و بر این رسالت خویش پای سفت کرد که نخبگان ایران را به جامعه ایرانی معرفی کند. به همین سبب است که عکس‎های امروز صفحه ما مربوط به بیست سال پیش علی‎اصغر حلبی به تعبیر خودش نه صوفی است، نه عارف، نه مقام ایرانی دارد و نه از صوفیان پول گرفته است که صوفیگری را برای ما تعریف کند و «با پیچ و تاب قلم» دشمنانش را بکوبد، یا «لختی خامه را بر حال زاری که این اندیشه پهناور در روزگار ما یافته است» بگریاند. اما براساس خود نوشته‎اش اگر روزی از وی بپرسند که «پس بیکاری کتاب ]های[ بدین قطوری درباره تصوف و عرفان نوشته‎ای؟» او پاسخش این خواهد بود: «به عرفان علاقه دارم» و دلایل این علاقه بر خواننده باریک‎بین و منصف، ضمن مطالعه این صفحات، کم و بیش معلوم خواهد شد. با این همه گفته هگل را فراموش نمی‎کنم که می‎گوید: «Absolute impartialituis amyth یعنی: بیطرفی کامل یک افسانه است.»
علی‎اصغر حلبی از وزین‎ترین چهره‎های فرهنگی، دانشگاهی و از پژوهشگران بنام عرصه عرفان و فلسفه و ادبیات کلاسیک ایران است.
در میان کتاب‎های حلبی، اما «جلوه‎های عرفان، چهره‎های عارفان» از شهرت بیشتری برخوردار است. این کتاب سومین کتابی است که او درباره عرفان و تصوف منتشر می‎کند. به زعم خودش چندین فصل آن قبلاً در کتاب «شناخت عرفان و عارفان ایرانی» و نیز مبانی عرفان و احوال عارفان به چاپ رسیده بود. حلبی خود هدف از پرداختنش به مسأله عرفان را اینگونه توضیح می‎دهد: «هدف از نگارش این بوده است که (اولاً) به ساده کردن مطالب بکوشم و از ابهامات موجود بکاهم تا هم دانشجویان عزیز بتوانند از آن‎ها براحتی استفاده کنند و هم خواص و اهل اصطلاح را تا آن جا که در توان این ضعیف است و بضاعت و مفرجاتم اجازه می‎دهد راضی سازد، (ثانیاً) کوشیده‎ام مطالب سودمند و عملی و معانی لطیف و انسان‎ساز تصوف و عرفان را هر چه بیشتر یاد کنم که معلوم شود که برخلاف اعتقاد بعضی بی‎خبران و یا مغرضان، همه عرفان کهنه و تنبل‎ساز و دورانداختنی نیست، بلکه در آن لطایف و ظرایف و معانی کم‎نظیر وجود دارد که بسیاری از اقوام عالم فاقد آن هستند و اگر ما روزی بخواهیم این میراث عظیم هزار ساله را به کناری بگذاریم آیا چیزی داریم یا می‎توانیم دست و پا کنیم و جایگزین این معانی بکنیم یا نه؟ چه به قول مولوی بلخی:
تا نبیند طفلکی که سیب هست
او پیاز گنده را ندهد ز دست
کتاب‎های جلوه‎های عرفان و چهره‎های عارفان حلبی شامل بخش‎های سودمند و برگزیده‎ای از دنیای صوفیان و صوفیگری و عرفان ایرانی است. او در کتاب‎هایش تلاش دارد تا بحث انسان کامل را مطرح کند که از حلاج شروع می‎شود و بعدها به کوشش ابن‎عربی بیشتر شناخته می‎شود. او در این باره و درباره «انسان کامل» می‎گوید: «در جهان معاصر، ما به دنبال انسان کامل هستیم که این همه جنگ نباشد. این همه ظلم نباشد. زورگویی نباشد. ضرورت انسان کامل امروز بیش از همه زمان‎ها مطرح است. منتها این که ما بتوانیم به مرتبه انسان کامل برسیم یا نرسیم در این کتا‎ها مورد بحث است که این آرزوی ماست که انسان کامل محقق بشود. مولانا جست‎وجو کرده، ریوژن هم، اما یافت نمی‎شد، ما هم می‎گردیم.»
نکته مهم در کتاب‎های علی‎اصغر حلبی آن است که تلاش و کوشش او برای بازشناساندن عرفان محدود به منابع و مأخذ اسلامی نیست. بلکه «از آیین خسروانی ایرانی و مذهب زرتشتش و مانی و مزدک و اندیشه‎های افلاطون و فلوطین و حتی بودا و مسیح و دیگران. هر چه انسانی و بلند بوده اقتباس می‎کند و در ترکیب آن‎ها» مذهبی که ملایم و موافق سرشت انسان باشد ساخته است و از این راه می‎کوشد با سختگیری‎های متظاهرانه همه مذاهب و مرام‎ها مقابله کند. با این همه جمله‎ای قصار در باب صوفیگری دارد و می‎گوید: «صوفیگری در آغاز حال بود، پس از آن قال شد، آنگاه حال و قال هر دو از میان رفت و احتیال بر جای ماند!»
او نازک‎بینی‎های شنیدنی و خواندنی درباره عرفان و تصوف مطرح می‎کند. چنانکه می‎گوید: «من نمی‎دانم که پس از این چگونه خواهد شد، ولی اگر در این مدت درازی که بر مسلمانان عموماً و ایرانیان خصوصاً گذشته است: به وجود آمده‎اند و بالیده‎اند و نفس کشیده‎اند و زیسته‎اند و کار کرده‎اند و رفته‎اند و هم اکنون که ما زیست می‎کنیم، تنها چیز تازه و در خور هدیه که ساخته‎اند همین «درون‎بینی» و «تصوف» است. لذا اگر روزی هر یک از کشورهای دنیا بخواهد چیز تازه‎ای را که پدید آورده به جهانیان هدیه کرده است نشان بدهد: مصر ریاضیات و اهرام خود، فنیقیه و بابل قانون خود، جزیره‎العرب اسلام خود، فرانسه حقوق خود، آلمان موسیقی و فلسفه و صنعت خود، روسیه «رمان» خود و انگلیس دانش و باریک‎بینی و شعر خود و ایتالیا نقاشی خود را عرضه کنند، ما نیز تنها چیزی را که به عنوان امری «بدیع» می‎توانیم نشان دهیم عرفان و تصوف ایرانی – اسلامی است. «این عقیده من است و دیگری ممکن است آن را غلط بداند – و البته حق دارد.»
با این همه علی‎اصغر حلبی فرقی میان عرفان ایرانی و عرفان غیرایرانی قائل نیست. چنانکه می گوید: «هیچ فرقی بین عرفان ایرانی و غیرایرانی نیست. چون عرفان اساسش وحدت است. تما مکاتب مهم عرفانی مثل بودایی، گئوسی و کابالد بر این اساس پی‎ریزی شده است که خدا و مخلوقات خدا یکی هستند. اساس عرفان وحدت است. بنابراین میان عرفان ایرانی و غیر ایرانی فرقی نیست. ممکن است عبارات آن‎ها متفاوت باشد ولی اگر به کنه معنی برسیم می‎بینیم اختلافی نیست.»
از نکات قابل تأمل در آثار علی‎اصغر حلبی آن است که به هیچ‎وجه تمام آن چه را که به نام عرفان و تصوف طرح می‎شود را نمی‎پذیرد. چنانکه خودش می‎گوید: «هر پژوهنده تیزبین با تأمل و کنجکاوی در گفته‎ها و نوشته‎های صوفیانه به سه نوع مطلب برمی‎خورد: خوب، بدآموز و مرموز. به عبارت دیگر، این آثار:
- مطالبی دارد که ساده و مفهوم همگان است؛
- مطالبی دارد که نادرست و نابخردانه است؛
- مطالبی دارد که رمزی و استعماری است و دست همگان از فهم و دریافت آن‎ها کوتاه.
او ادامه می‎دهد: انسان وقتی آثار عرفانی و صوفیانه اسلامی- ایرانی را ورق می‎زند، براستی می‎بیند که صدها خار و خس و خاشاک، با هزارها در و گوهر تابناک در هم آمیخته است و ظاهراً یکی از علت‎های دوری برخی از طبقات صاحبنظر از عرفان و صوفیگری وجود همین خارها و نفوذ این دست افسانه‎ها و بیغاره‎ها در آن است. اما هر خردمندی می‎داند که در همه نظام‎های فکری و فلسفی جهان نیز نکته‎های درست و نادرست و سودمند و ناسودمند وجود دارد و وظیفه او این است که خارها را بگذارد و گل‎ها را دسته بندد، فکر معقول بفرماید و از خود بپرسد که «گل بی‎خار کجاست؟»
ادبیات از دیگر عرصه‎هایی است که علی‎اصغر حلبی بدان دلشمغولی فراوان دارد و از کتاب‎های بنامش در این عرصه «خواندنی‎ها ادب فارسی» است. درباره چرای نوشتن این کتاب خود می‎گوید: «روزگار ما، روزگار سرعت و شتاب شده است: شتاب در پیشرفت، شتاب در انسانیت و مردمی، شتاب در کسب کمالات و شتاب در دزدی و کلاهبرداری و ستمگری و نامردمی و انسان‎کشی. و همین سرعت و شتاب و گرفتاری روزانه، وقت کمی برای خواندن و اندیشیدن مردم باقی گذاشته است. خواندن کتاب‎های بزرگ و داستان‎های دراز جز از مردان تحقیق و پژوهش از کسان دیگر ساخته نیست. تازه اگر لقمه نانی فراهم آید و مقدمات خواندن آماده باشد همه می‎خواهند در مدت اندک مطالب بسیار فراگیرند و نتیجه‎ای را که از خواندن داستان‎های بزرگ همانند «هزار و یک شب» یا جنگ و صلح» و «بینوایان» می‎توان گرفت، می‎خواهند از خواندن داستان‎های کوتاه و دور از پیرایه به دست آورند و به دنبال دربایست‎های دیگر زندگانی بروند. از مدت‎ها پیش در برخی از کشورهای مغرب زمین مرسوم بوده و اکنون نیز هست که داستان‎هایی بدین صفت بنویسند و در دسترس مردمان جوینده و پژوهشگر بگذارند و امروزه بیشتر از گذشته این مطالب اهمیت یافته، به طوری که بسیاری از نویسندگان در نوشتن داستان‎های کوتاه سودمند و با نتیجه طبع آزمایی می‎کنند و از این راه نیروی آفرینندگی خود را آَشکار می‎سازند.»
او ادامه می‎دهد: «امروزه همه مطالب کتاب‎های قدیم در خور زندگانی و سودمند نیست از این رویداد سخنان والد و گفته‎های سودمند این بزرگان را برگزید و براساس آن‎ها داستان‎ها و نکته‎های شعرهای امروزین ساخت. مثلاً: شک نیست که مولوی مردی بزرگوار بوده و یکی از نوادر جهان نیز به شمارش آمده‎اند، ولی روزگار او با روزگار ما بسیار فرق کرده و مثلاً باید بپذیریم که حدیث اسکندر مقداری افسانه گشته و کهنه هم شده است... همچنین لازم نیست جوانان ما مو به مو اشعار فردوسی و سنایی و نظامی و سعدی و حافظ را خوانده و فهمیده باشند. زیرا این کار مشکل است و دلیلش هم این است که نخوانده‎اند و نمی‎خوانند، نه تنها جوانان و مردمان عادی نمی‎خوانند حتی برخی از استادان نیز نخوانده‎اند و باطناً خواندن آن‎ها را لازم نمی‎دانند.
همین که جوانی بهترین داستان‎ها و زیباترین شعرهای داستانسرایان و شاعران گذشته ما را بخواند و معنی آن‎ها را فرا گیرد، ارتباط خود را با گذشته حفظ کرده و مرده ریگ پدران را پاس داشته است و اکنون وظیفه خود اوست که بر پایه آن میراث‎ها سخنان دلپذیر بگوید و شعرهای نو بسراید و جهانی تازه و پرشور تجسم کند. تا آنان نیز مانند فردوسی و مولوی شکسپیر و بتهوون، مردانی باشند نه برای یک دوره، بلکه برای صد دوره‎ها.»
کتاب «خواندنی‎های ادب فارسی» را حلبی در شهریور سال 1358 چاپ کرد و با این که گردآورنده هیچ امید روایی آن را نمی‎داشت، تقریباً زود فروخته شد و حتی در مواقعی «بازار سیاه» هم پیدا کرد. همین روایی و استقبال هم مؤلف و ناشر را برآن داشت که کتاب را به صورت بهتر و کم‎نقص‎تری منتشر سازند و از جمله فهرست‎هایی از لغات، تعبیرات، اعلام، موضوعات و جز این‎ها بر آن بیفزاید تا کار مراجعه بدان، برای خوانندگان گرامی آسان‎تر شود. ولی در همین ایام است که علی‎اصغر حلبی گرفتار مشکلات به قول خودش «دیوانی» می‎شود و از این کار دور می‎افتد و هم ناشر به سراغ کار دیگری می‎رود. بااین همه چاپ دوم و سوم این کتاب نیز به دلیل استقبال گسترده از آن مجدداً فراهم می‎شود و هنوز هم این کتاب نایاب است.
کتاب مذکور را حلبی زمانی که بر موضوع دیگری از فرهنگ و ادب اسلامی – ایرانی «کار می‎کرده» می‎نویسد و البته «با شک و اکراه» درباره شک و اکراهش می‎گوید: «شک و اکراه من از آن‎ جا بود که گرچه طنز، شوخ‎طبعی، مزاح و هزل عموماً مردم دنیا و از آن جمله در میان مردم کشورهای اسلامی رایج است و ادبیات آنان نیز پر از این نوع سخن‎پردازی‎هاست، با این همه در ایران عقیده نیرومندی در مخالفت با این نوع ویژه از ادبیات و فرهنگ وجود دارد، تا بدانجا که برخی دانسته یا نادانسته آن را مخالف دین و اخلاق وضعی و مرسوم قلمداد می‎کنند.» نکته جالب درباره این کتاب این است که علی‎اصغر حلبی این کتاب را در سال 1357 در شهر ادینبورگ اسکاتلند به پایان رسانده است و نه در ایران!
علی‎اصغر حلبی ید طولایی هم در فلسفه دارد و ترجمه و تصحیح نسخ عربی و فارسی و این نوشته به دلیل حجم کم در نظر گرفته شده‎اش توان بیان ویژگی‎های دیگر این شوریده ژرف‎اندیش را ندارد. در یک کلام می‎توان درباره حلبی گفت: این درست که او نه عارف است و نه صوفی و... اما او به معنای واقعی کلمه هم ادیب است و هم فیلسوف و پژوهشگری توانا و توانمند که کمتر درباره‎اش گفته و نوشته‎اند و بیش از خودش آثارش مورد توجه قرار گرفته و همین نکته باریکتر از مو نشان ژرفای وجود گوهری مثل اوست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات