مجتبی حبیبی
صهیونیسم ایدئولوژی نژادپرستان جهانخوار یهود است که در اواخر قرن نوزدهم در سال 1897 اولین کنگره جهانی خود را در شهر «بازل» سوئیس به رهبری «تئودور هرتسل» برگزار کرد. هدف اصلی صهیونیسم تاسیس «میهن یهود» در هر منطقه از جهان بود. خواه آرژانتین باشد یا اوگاندا، کنیا و ... و اما بالاخره بنا به تصمیم و تصویب کنگره جهانی صهیونیستها، فلسطین به عنوان «وطن ملی قوم یهود» انتخاب شد.
در آن زمان سرزمین فلسطین و به طور کلی خاورمیانه عربی تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بود. بدین منظور صهیونیستها برای به دست آوردن نظر موافق سلطان عثمانی در رابطه با انتقال فلسطین به یهودیان از هر وسیلهای سود میجستند.
امپراتوری عثمانی در آن ایام از دو مساله عمده در رنج بود؛ هزینه جنگهای فرساینده با روسیه و ممالک اروپای شرقی،بدهیهای فراوانی برای عثمانی به آلمان و دیگر کشورهای اروپای غربی تحمیل کرده بود و ادامه حاکمیت امپراتوری مستلزم پرداخت هزینههای مالی فراوان بود.
مساله دوم سر برآوردن مشکلات اقلیتهای یهودی، ارمنی، یونانی، عرب و کردها بود که در نتیجه تضعیف امپراتوری به طور فزایندهای در حال گسترش بود. با درک این ضعفها میلیاردر معروف صهیونیستها زانگوکل طی پیشنهادی به سلطان عثمانی در قابل ارسال کمک مالی از سلطان عثمانی خواهان اجازه مهاجرت یهودیان از سراسر اروپا و امریکا به سرزمین فلسطین شد.
در این رابطه «تئودور هرتسل» اعلام داشت: «بگذار سلطان، فلسطین را به ما بدهد در مقابل ما امپراتور عثمانی را از هر نیازی مبرا خواهیم ساخت و افکار عمومی جهان را به نفع وی تغییر خواهیم داد.»
سپس هرتسل برای وسوسه بیشتر و ترغیب سلطان از مساله ارمنی به عنوان وسیلهای در دیپلماسی خود سود جست. سلطان به ناچار با اعطای مدال «مجیدیه» به شخص هرتسل، اجازه مهاجرت یکصدهزار یهودی به فلسطین را صادر کرد.
سلطان به وعدههای آنان تردید داشت و فقط از آنان میخواست تا نسبت به حل مساله ارمنیها اقدام کنند. صهیونیستها بعدها به تحقق خواستههای اولیهشان همزمان با سازماندهی انقلاب «ترکهای جوان» پرداختند و به زودی هسته مرکزی حزب اتحاد و ترقی (ترکهای جوان) توسط یهودیان ظاهراً مسلمان شده (دنمهها) در شهر سالونیک بنیان نهاده شد.
بالاخره در سال 1908 انقلاب ترکهای جوان به رهبری و کمکهای بیدریغ صهیونیستها به پیروزی رسید و قسمتی از قول صهیونیستها نسبت به قتل عام ارامنه عملی گردید و بعد از آن واقعه باقی مانده ارامنه به ارمنستان شرقی رانده شدند، مراحل بعدی دولت یهودی تشکیل و در سال 1948 در سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد.
در این ارتباط یهودیان و فراماسونری وابسته به آن با نفوذ به ارکان اقتصادی کشورهای اروپایی توانستند این توطئه را شکل دهند. در حال حاضر حقایق بسیاری از پشتپرده برملا شده است و همچنین توطئههای برملا نشده بسیاری هم وجود دارد. اغراق در مورد آمار کشتهشدگان یهودی در جنگ جهانی دوم کم و بیش مورد تردید است همچنین این واقعیت اثبات شده است که کشتهشدگان یهودی سالهای جنگ جهانی دوم بیشتر شامل یهودیان اروپای شرقی بودهاند.
در هر حال از دهه آخر قرن نوزدهم صهیونیستها در زندگی سیاسی امپراتوری عثمانی به خصوص در راستای سیاستهای سلطان عبدالحمید دوم نقش عمدهای ایفا میکردند. سردمداران صهیونیسم برای پیشبرد اهداف خویش از هر مساله به سود خود بهره میبردند که یکی از آنها «مساله ارمنیها» بود. در آن ایام نقش صهیونیستها به عنوان رابط میان احزاب ارمنی و ترکهای جوان (اتحاد و ترقی) به صورت مسالهای حاد و مشخص آشکار شده بود. رهبران صهیونیسم با اجرای سیاستها و روشهای مختلف سعی کردند تا توسط سلطان عبدالحمید دوم «وطن ملی» خویش را در فلسطین بنیان نهند.
در آن روزها جمعیت یهودیان ساکن امپراتوری عثمانی از پانصدهزار نفر تجاوز نمیکرد اما آنان نقش مهمی را در روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امپراتوری ایفا میکردند. به طوری که عمده فعالیتهای بانکی، داد و ستد و تولیدات شهرهای استانبول (پایتخت وقت)، ازمیر، سالونیک و دیگر شهرهای مهم و بندری در دست ایشان بود.
در سالهای آخر قرن نوزدهم بعد از آن که صهیونیستها خود را متشکل و ایدئولوژی خویش را ترویج و گسترش دادند، اولین مساله مهم ایشان، تشکیل «میهن یهود» در اورشلیم گشت که در آن زمان جزئی از امپراتوری عثمانی محسوب میشد.