رأی مثبت 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل به پیشنویس قطعنامه تعدیل شده (1636) آمریکا، انگلیس و فرانسه بر ضد سوریه دومین اقدام بانیان قطعنامه در چند ماه اخیر بوده است.
پیش از این سه کشور موصوف به منظور فشار بر سوریه و خروج این کشور از لبنان، قطعنامه 1559 را به شورای امنیت سازمان ملل ارایه داده بودند و موفق شدند سوریها را از خاک لبنان که براساس قرارداد طایف حضور داشتند، خارج نمایند. در روزهای آینده نیز کاخ سفید قصد دارد قطعنامه سومی را هم براساس گزارش تریرودلارسن، مسئول ویژه پیگیری قطعنامه 1559 که دو روز پس از تصویب قطعنامه 1636 به شورای امنیت ارایه شد، به این شورا طرح نماید. به نظر میرسد با توجه به مقاصد و اهدافی که بانیان قطعنامه در قضیه سوریه تعقیب میکنند و عدم موفقیت آنها در درج همه ابزارهای لازم در قعطنامه جهت رسیدن به اهداف اصلی، قطعنامههای چهارم، پنجمی نیز در راه باشند.
به موجب آخرین تغییرات در پیشنویس این قطعنامه، بخش مربوط به تحریمهای اقتصادی و بند مربوط به حمایت سوریه از گروههای تروریستی برداشته شده است. لکن قطعنامه 1636 از سوریه میخواهد که با کمیته تحقیق بینالمللی «همکاری کامل و بدون قید و شرط» داشته باشد، در غیر این صورت شورای امنیت تدابیری را اتخاذ خواهد کرد.
«همکاری کامل» همان کلید واژه کشداری است که غربیها و خصوصاً آمریکا در خصوص لیبی، عراق و ایران به کار گرفتند و مقاصد خود را پیش بردند.
بنابراین زمینههای صدور قطعنامههای بعدی فراهم است. از سوی دیگر تعدیل در قطعنامه مذکور که به واسطه مخالفت روسیه و چین و الجزایر باعث شد که بانیان قطعنامه به مقصود اصلی خود دست نیابند و در این مرحله اجماع اعضای شورای امنیت برای آنها اهمیت فزونتری نسبت به «مکانیزم ماشه» جهت تحریم و مجازات سوریه داشت چنانکه مقامات آمریکا و انگلیس اعلام کردند که هدف از تعدیل این بود که کل اعضا به قطعنامه رأی مثبت دهند.
اوست بلازی، وزیر خارجه فرانسه نیز در مصاحبهای تأکید کرد که این تهدید اتوماتیکوار نخواهد بود و در هر شرایطی موضوع باید به شورای امنیت بازگردد.
در هر صورت بانیان قطعنامه 1636 بویژه آمریکا به این قطعنامه بسنده نخواهند کرد؛ زیرا هدف اصلی آمریکا در این سناریو تغییر رژیم سوریه است و این هدف است که نومحافظهکاران کاخ سفید بعد از حادثه 11 سپتامبر تدوین کردهاند و تاکنون نیز بارها با الفاظ و تعابیر مختلف بر آن تأکید نمودند.
وسلی کلارک نامزد دموکراتها در انتخابات درون حزب دور دوم بوش در کتاب خود فاش ساخت که «کابینه بوش پس از حادثه 11 سپتامبر برنامه حمله نظامی هفت کشور از جمله سوریه را تدوین کرده بود.» منتهی نومحافظهکاران پس از اشغال عراق بر این باور بودند که با استقرار دولت لیبرال در عراق، سوریه خود به خود سقوط خواهد کرد این عبارتی است که بارها بوش به زبان آورد، اما اینگونه نشد فلذا کاخ سفید به تجربیات گذشته خود بازگشت. اقدام جدید کاخ سفید بر ضدسوریه برخوردار از مؤلفههای چهار مدل تجربه شده با توجه به شرایط جدید منطقهای و بینالمللی است، تجربه سومالی، سودان، لیبی و عراق پیش از اشغال مدلهایی هستند که کاخ سفید ابتدا از طرق قطعنامههای سازمان ملل شرایط انزواسازی را فراهم ساخته و سپس متقاعد کردن جامعه بینالمللی به تحریم این کشورها، عملیات نظامی جزئی و موضعی و یا تمام عیار را با کسب و مجوز آشکار یا ضمنی شورای امنیت ترتیب داد.
اما آیا قطعنامه 1636 میتواند گامهای بعدی کاخ سفید را محقق سازد؟ برخی معتقدند موضوع سوریه متفاوت با موارد تجربه شده آمریکاست؛ زیرا بخش زیادی از موارد مطرح شده در گزارش «مهلیس» مورد تردید و به صورت گمانه است، فلذا کمیته تحقیق سازمان ملل نمیتواند با قاطعیت سوریها را محکوم نماید. از سوی دیگر فرانسویها اختلافات جزئی با آمریکا و انگلیس در پیگیری پرونده سوریه دارند. فرانسویها عمدتاً به دنبال تغییر رفتار سوریه هستند در حالی که آمریکا و انگلیس به دنبال تغییر رژیم این کشور میباشند. دلیل دیگری که این افراد ذکر میکنند، این است که با توجه به تجربه عراق شورای امنیت سعی دارد مدیریت پرونده حول محور سازمان ملل باشد چنانکه کوفی عنان تأکید کرد حق تصمیمگیری چگونگی برخورد با پرونده ترور حریری در دست شورای امنیت سازمان ملل است و این اولین بار است که سازمان ملل در بازرسی از این پرونده مشارکت میکند. نقش کمیته بازرسی فقط به زمینههای فنی محدود است.»
مخالفت جدی روسیه و چین و تأکید آنها به استفاده از حق وتو در قبال اقدامات سختگیرانه دلیل دیگری است که مطرح است با مخالفت روسیه با درخواست آمریکا مبنی بر صدور سومین قطعنامه بر ضد سوریه و تأکید چینیها مبنی بر اینکه نباید اجازه استفاده از تحریم یا تهدید به تحریم در روابط بینالملل داده شود نشانههایی از مقاومت این دو قدرت در قبال اقدامات آتی آمریکا و متحدینش است.
از سوی دیگر برخی کارشناسان بر این باورند سوریه در موقعیت بغرنجی قرار دارد و مؤلفههای بازدارندگی سوریه بسیار ضعیف و سست است. سوریها نه در داخل قادر به دفع تهدید هستند و نه از پشتیبانی بیرونی قوی برخوردار میباشند. نحوه برخورد اعراب با گزارش مهلیس و سپس قطعنامه 1636 در همین راستا ارزیابی میشود.
«اتحادیه عرب»، «کنفرانس اسلامی»، «شورای همکاری» تاکنون موضع قابل توجهی در قبال نحوه برخورد با سوریه نگرفتند کشورهای عربی عمدتاً در برخورد با مقامات سوری به یک جمله اکتفا کردند و آن اینکه چنانچه سوریه خواستار حمایت این کشورهاست، میبایست براساس قطعنامه 1636 شورای امنیت با کمیته تحقیق همکاری کند.
بنابراین در شرایط موجود سوریها در وضعیتی قرار دارند که باید در شرایط بانیان قطعنامه بازی نماید.