گروه سیاسی: بررهییها وقتی میخواهند تاریخ را به دلخواه خودشان تغییر دهند چند اسکناس کف دست کاتب محل میگذارند و به مقصود خود میرسند.
آنها آدمهای غیرجدی یک قصه تلویزیونیاند و رفتارهایشان لبخند را بر لب مخاطبان مینشاند، اما در آن سوی آبهای خلیجفارس، برخی دولتمردان هستند که مثل بررهییها فکر میکنند با این تفاوت که رفتارشان کسی را نمیخنداند. آنها با پول هنگفت دلارهای نفتی، در تلاشند تاریخ نویسان و جغرافیدانهای قرن 21 را راضی کنند که تاریخ را به ارادهشان تغییر دهند. دولتمردان عرب در شیخنشینهای ساحلی کوچک، چون نام خلیج فارس را خوش ندارند، از نام خود ساخته خلیج عربی استفاده میکنند و کاری هم ندارند که اسناد و مدارک چند هزار ساله خلاف حرف آنها را اثبات میکند.
با این حال، این روزها گذری به ساختمان آجری خانه هنرمندان و تماشای آن همه اسناد تاریخی و رسمی مربوط به خلیجفارس که در تابلوهای بزرگ و به مناسبت نمایشگاه یک هفتهیی «اسناد و کتابهای خلیجفارس» در معرض دید گذاشته شده، گواه این است که تاریخ را به این راحتیها هم نمیشود تغییر داد و با مشتی دلار نمیتوان واقعیتهای چند هزار ساله را انکار کرد. بر پارچه نوشتههای نمایشگاه خلیج فارسشناسی خانه هنرمندان و در میان تصاویر چاپی، اسناد و مدارک مربوط به این دریا، امضا و مهر مراجع بینالمللی معتبری به چشم میخورد که با قاطعیت به نام فارسی این خلیج رسمیت بخشیدهاند و در متنهای غیرفارسی نیز بر نام «پرشین گلف» تاکید شده است. علاوه بر این، در این نمایشگاه و در انتهای سالن که به نمایش اسناد تاریخی اختصاص دارد، محققان و پژوهشگران حوزه خلیجفارس، هر روز عصر، روبروی مخاطبان علاقهمند مینشینند و با پرداختن به موضوعاتی نظیر اسناد مورخان، نمایش فیلمهای مستند، محیط زیست، جغرافیا و آثار برجسته ادبی، جنبههای مختلف واقعیتی را واکاوی میکنند که چندی است برخی کشورهای تازه به استقلال و دوران رسیده، میخواهند با اتکا به ثروتهای نفتی، آن را انکار کنند. این واکاوی تاریخی گویا برای مخاطبان نیز جذاب و شنیدنی است، چرا که وقتی مریم میراحمدی یکی از سخنرانان این نمایشگاه بحث را به اسناد تاریخی مربوط به خلیجفارس میکشاند، اغلب حاضران دست به قلم برده و این جملات را یادداشت میکنند که «سرگذشت خلیج فارس به قدرت تاریخ است. در اسناد قدیمی، آبهای ورودی به سواحل جنوبی غربی ایران را یک سه راه مینامیدند و مدارک یونانی نیز نام پرستیو برای خلیجفارس در کنار نام پرشیا برای ایران به کار رفته است.»
او سپس از تعریف جزایر خلیجفارس و تعلقشان به سرزمین پارس سخن به میان میآورد و با اشاره به اسناد تاریخی درباره جزیره هرمز و ایولوگوش میگوید: هرمز محل اقامت ایرانیان زرتشتی بود. اولین بندری بود که در ساحل خلیجفارس راهاندازی شد. ایولوگوش نیز در زاویه خلیج فارس بود که در زمان شاهپور دوم اهمیت فراوانی یافت و به مرکز نیروی دریایی بدل شد.
پس از این توضیحات نوبت به محمدرضا سحاب میرسد تا به تشریح جغرافیایی خلیجفارس بپردازد. او با مرور نقشههای دوران باستان تا دوره مدرن، که همگی از تعلق خلیجفارس به ایران حکایت دارد خطاب به حاضرین تاکید میکند: همه باید دست به دست هم دهیم تا پرونده منحوس خلیج عربی را ببندیم.
سحاب سپس از نقشههای جغرافیدانهای بزرگی چون شریف ادریسی، مقدس، اخوانالصف به میان میآورد و اشاره میکند همه این شخصیتها، خلیجفارس را با نام «بحر فارس» به رسمیت شناختهاند. در ادامه اما دکتر علا استاد دانشگاه کالیفرنیا، از اینکه مبادا تمام انرژی برای جدال با کشورهای عربی صرف شود اظهار نگرانی میکند و معتقد است: ما نباید بحث را به کشورهای عربی محدود کنیم و برای مبارزه با جعل تاریخ درباره خلیجفارس تمام توان را در مجادله با عربها هدر دهیم. او تصریح میکند: ما باید به فعالیتهای غیردولتی به عنوان راهی تاثیرگذار برای دفاع از نام خلیجفارس توجه کنیم. این استاد دانشگاه در ادامه به نمونه فعالیتهای غیردولتی سازمان تحت امور خودش اشاره کرده و میگوید: ما روی وب سایت خود به کسانی که تمایل دارند تزپایاننامه خود را در حوزه محیط زیست خلیجفارس بنویسند به اندازه پانصد تا هزار دلار بورس میدهیم و کمیتههایی را نیز در این رابطه تشکیل دادهایم که تقریبا در هر کجای دنیا حضور دارند. نمونه فعالیتهای مد نظر دکتر علا، البته توسط سازمانها و افراد غیر دولتی داخل ایران نیز تاکنون چند باری تجربه شده است و در خبرسازترین و جنجالیترین مورد آن که سال گذشته انجام شد کاربران اینترنت توانستند با «بمباران موتور جستوجوگر گوگل»، جستوجو برای یافتن کلمه خلیجفارس را مختل کنند به گونهیی پس از جستوجوی این نام مجعول صفحهیی ظاهر میشد که روی آن نوشته شده بود: جایی به نام خلیج عربی وجود ندارد. خلیجفارس را جستوجو کنید. NGOهای ایرانی همچنین چند باری زنجیرهیی انسانی در کنار خلیجفارس برپا کردند و آن زمان که بحث جعل تاریخی موسسه نشنال جئوگرافیک خبر اول رسانههای ایران بود، هموطنان جنوبی، همگام با ضرباهنگ موجهای دریای نیلی، در شرجی هوا، از اصالت تاریخ دفاع کردند. همین اقدامهای به ظاهر ساده و سمبلیک اما تاکنون دستاوردهای قابل توجهی برای دفاع از اعتبار نام خلیجفارس داشته است چرا که در سال گذشته پس همین اقدامها و بازتابهای وسیع بینالمللی که پیدا کردند، موسسه نشنال جئوگرافیک سرانجام نام جعلی خلیج فارس را از نقشه خود حذف کرد و تلاشهای ایذایی برخی حاکمان عرب را بیثمر گذاشت.
با این حال، هنوز و همچنان، غالب مجریان رسانههای عرب، از کاربرد نام «خلیج فارس» پرهیز میکنند و در محترمانهترین حالت، نام «خلیج» را برای خلیج فارس به کار میبرند. در اجلاس سران کشورهای عرب هم همواره نام جعلی خلیج عربی، جایگزین خلیج فارس میشود. و همچنان که مردمان جنوبی ایران با صورتهای آفتاب سوخته بر ماسههای داغ هر غروب آهنگهای شاد میخوانند و به رنگ دریای پارسها مینگرند، عربها در آن سوی ساحل، نزدیک بارها و دیسکوهای انگلیسی، میکوشند تا حافظه تاریخی جهان را به استهزا بگیرند. آنها تحت تاثیر گفتمان پانعربیستی که زاییده ذهن جمال عبدالناصر و برخی دیگر از رهبران سرشناس منطقه طی نیم قرن اخیر بوده است، تاریخ را از لابهلای کتابهای ضدایرانی خواندهاند و تمایلی به تماشای اسناد غیرقابل انکاری که بر فارس بودن خلیج جنوبی ایران تاکید میکند ندارند. با این حال، برای شهروندان ایرانی که ساحل آرامشبخش خلیج فارس را دیدهاند، تماشای نقشهها و اسناد مربوط به نام خلیج فارس با مهر مراجع بینالمللی و دستخطهای تاریخی که تعلق خاطر این خلیج را به ایران نشان میدهد، میتواند اقدامی تلقی شود در راستای اقدامات غیردولتی که تاکنون نیز اثربخش بودن خود را نشان داده است.
با این دیدگاه آنها که به اقدامهای غیردولتی علاقهمندند، تا فردا بعد از ظهر فرصت بازدید از نمایشگاه خانه هنرمندان را دارند.