تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۵۷۳۲۶

اعتصاب کارگران صنعت نفت آبادان


پروانه علی بابایی خامنه
یکی از وقایع مهم در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران اعتصاب کارگران صنعت نفت آبادان بود. واکنش شرکت نفت انگلیس و ایران در قبال تصویب قانونی ملی شدن صنعت نفت در مجلسین ایران سریع بود. پس فردای این واقعه مهم که مصادف با عید نوروز 1330 بود، شرکت نفت سی درصد از فوق‌العاده مدد معاش کارگران نفت بندر معشور (ماهشهر کنونی) را قطع کرد و از پرداخت عیدی به کارگران صنعت نفت خودداری ورزید و مقررات سختی در مورد دانشجویان آموزشگاه فنی آبادان وضع کرد. در پنجم فروردین کارگران بندر معشور و سپس سایر کارکنان نفت به عنوان همدردی دست به اعتصاب زدند.
به استثنای پالایشگاه آبادان که هنوز آرامش ظاهری خود را حفظ کرده بود دامنه اعتصابات به سرتاسر نقاط نفت‌خیز آبادان گسترش یافت. دولت بی‌درنگ در خوزستان حکومت نظامی اعلام کرد. ولی کار اعتصاب به اندازه‌ای وخیم شده بود که حتی قوای لشکر خوزستان برای جلوگیری از آن کفایت نمی‌کرد و دولت ناچار شد با اعزام گردان‌هایی از نقاط مختلف کشور قوای خوزستان را تقویت کند. دولت سپس سپهبد شاه بختی را به فرماندهی سپاه جنوب و سرتیپ کمال را به فرمانداری آبادان منصوب کرد و مقداری اسلحه و مهمات به آن استان فرستاد. در آبادان پالایشگاه زیاد تحت تاثیر اعتصابیون قرار نگرفته بود و پس از چند مورد کوچک تیراندازی آرامش برقرار شد اما این آرامش قبل از توفان بود.(1)
روزنامه لوموند گزارش داد: شرکت نفت با کسر درصد حقوق کارگران زمینه اعتصاب کارگران شرکت نفت را فراهم کرد و حال که این اعتصاب به مراحل خطرناکی رسیده است، مقامات انگلیسی اغتشاشات و اعتصابات را نتیجه تحریک توده‌ای‌ها می‌دانند. شرکت نفت به رغم اضطراب ظاهری که از وقایع خوزستان نشان می‌دهد، هنوز درصدد برآوردن تقاضاهای کارگران برنیامده و همین کار راه را برای توسعه اعتصابات و اقدامات خونین دیگر هموار کرده است.(2)
در روز ششم فروردین حسین علاء نخست‌وزیر وقت به سبب این که کمونیست‌ها در منطقه نفت‌خیز کارگران را به اعتصاب عمومی فرا خواندند حکومت نظامی اعلام کرد. در هفتم فروردین دولت تمام گفت‌و‌گوهای بین تهران و میدان نفت اعتصاب‌زده را متوقف نمود و سربازان را به آن جا گسیل داشت.(3)
در آبادان ابتدا دانشکده فنی و شبانه‌روزی افزارمندان به نام «هاتسل» دو کانون تشنج و اعتصاب بود. در ابتدا دانشکده فنی و بعد «هاتسل» تقاضاهایی داشتند. در مرحله اول حدود 11 الی 12 نفر از کارگران ساده راه‌آهن شرکت نفت قطعنامه‌ای صادر و به اداره کار تسلیم نمودند ولی چون از طرف هیچ‌کس امضا نشده بود و نماینده قانونی کار از جریان عمل واقعاً مسبوق نبود از گرفتن آن خودداری نمود. روز چهارشنبه 21 فروردین ماه از طرف کارگران جرثقیل و حمل و نقل سنگین (موبیل نپت و انجین شاب) قطعنامه‌ای صادر و پاره‌ای از تقاضاهای خود را تسلیم کرده بودند. این قطعنامه به امضای آقایان دریابادی، زمانی و چهار نفر دیگر از اعضا رسید و ضرب‌الاجل 48 ساعته‌ای برای آن تعیین شده بود. روز چهارشنبه صبح جلسه شورای توافق تشکیل شد ولی هیچ یک از متقاضیان در آن حضور نداشتند. فردای آن روز یعنی پنجشنبه 22 فروردین ماه جلسه هیات حل اختلاف بنا بود تشکیل شود ولی به علت پیشامد غیرمنتظره هاتسل و شروع تیراندازی این امر میسر نشد. به این ترتیب دامنه اعتصاب به بیشتر نقاط نفت‌خیر سرایت کرد.(4)
تقریباً 70 نفر از زنان و اطفال کارمندان خارجی پالایشگاه نفت آبادان در ایران به دستور لندن این شهر را ترک کرده و به بصره رفتند. این اقدام به دنبال اغتشاش‌های به وجود آمده در پالایشگاه نفت آبادان که از مهم‌ترین پالایشگاه‌های نفت جهان است و به شرکت نفت ایران و انگلیس تعلق داشت و به دنبال ملی شدن صنعت نفت به وجود آمده موضوع ملی شدن صنعت نفت در ایران که در اوایل بعید به نظر می‌رسید در میان تعجب خارجیان به مرحله اجرا درآمد.(5)
در مورد علت وقوع این اعتصاب نظرات متفاوتی وجود داشت. در محافل سیاسی پایتخت عنوان می‌شد که شاید خود انگلیسی‌ها سبب این وضعیت بوده‌اند. حسین علاء نخست‌وزیر این اعتصاب را نتیجه تحریک توده‌ای‌ها می‌دانست برخی دیگر معتقدند بودند که این اعتصاب به تحریک خود اولیای شرکت نفت انجام شد تا بهانه‌ای برای برقراری حکومت نظامی در خوزستان باشد.
به دنبال افزایش اعتصاب اولیای شرکت نفت از دولت انگلستان تقاضا کردند که نیروی نظامی وارد خاک ایران کند و آن‌ها را در پالایشگاه‌های بندر معشور و آبادان مستقر نماید ولی مقامات دولت انگلستان معتقد بودند که اگر این کار را بکنند دولت شوروی هم قوای خود را وارد ایران خواهد نمود و جنگ سوم جهانی روی خواهد داد.
می‌توان احتمال داد که اعتصاب و اغتشاشات آبادان نقشه خود انگلیسی‌ها بود که به منظور اختلال در امر ملی کردن صنعت نفت طرح شده بود. در واقع شرکت نفت می‌خواست وضع را چنان مغشوش نماید که دولت قادر به حفظ نظم نشود تا بهانه‌ای برای ورود نیروهای انگلیسی به خاک ایران فراهم گردد. پس از انتشار اخبار مربوط به اغتشاش و زد و خورد در خوزستان و اظهارات وزیر خارجه انگلستان دایر بر این که در صورت عدم توانایی دولت ایران، دولت انگلستان برای حفظ جان و مال اتباع خود اقدام خواهد نمود سه کشتی انگلیسی از دریای مدیترانه به طرف خلیج‌فارس حرکت کردند.
اعتصاب و اغتشاشات آبادان عجالتاً باعث تطبیق سیاست شرکت نفت و توده‌ای‌ها شد. به این صورت که شرکت نفت با کسر مزایای کارگران و تحریک عمال ایرانی که برای این گونه ایام ذخیره شده‌اند سعی داشت به حضور دولت انگلستان در خاک ایران شکل قانونی ببخشد. توده‌ای‌ها که بازار خوبی برای فعالیت یافته بودند با اعزام نیرو از تهران به ادامه این وضعیت دامن می‌زدند.
در صورت وخامت اوضاع جنوب و دخالت قوای انگلیسی روس‌ها بهترین استفاده را از این وضعیت می‌بردند.
روس‌ها هنوز قرارداد 1921 را به قوت و اعتبار خود باقی می‌دانستند و منتظر فرصت و بهانه‌ای برای دخالت در ایران بودند، تصرف ایران و تسلط بر منابع پر ثروت نفتی و استفاده از موقعیت استراتژیکی بسیار مهم آن از قدیم هدف سیاست روسیه در خاورمیانه بود. این هدف با تغییر رژیم در روسیه و تحولات و حوادث بین‌المللی هر زمان به شکل تازه‌ای جلوه‌گر می‌شد. روس‌ها برای رسیدن به هدف خود در ایران از دو راه می‌توانستند وارد ایران شوند؛ یکی بر هم زدن اوضاع از داخل ایران و دیگری دخالت مستقیم در شمال ایران. روس‌ها می‌توانستند بدون بهانه وارد ایران شوند زیرا در آن صورت جنگ جهانی که روسیه از آن احتراز داشت روی می‌داد. بدین ترتیب بهترین بهانه تحریک انگلیسی‌ها وارد نمودن قوای نظامی در جنوب ایران بود. از این جا می‌توان به اهمیت فعالیت‌های مامورین روسیه و حزب توده در خوزستان پی برد.
بدین ترتیب کمونیست‌های توده بیشترین تمایل را به مداخله روس‌ها در ایران داشتند. شاید اگر مساله نفت نبود فعالیت‌های حزب توده به نتیجه‌ای نمی‌رسید ولی مشکل نفت و منافع انگلستان کار را پیچیده‌تر کرد. تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ و تجدید قرارداد 1907 خواب طلایی دو دوست روسیه و انگلستان بود.
در این میان شرکت نفت که در اوایل کار مخالفت جدی خود را با ملی شدن نفت ابراز می‌داشت و آن را نقض قرارداد امتیاز خود می‌شمرد حال معتقد بود که ایرانی‌ها حق دارند نفت خود را ملی کنند و بدین ترتیب تلویحاً حاضر به نقض قرارداد سابق شد مشروط به آن که نفت کما فی السابق به وسیله انگلیسی‌ها استخراج و صادر شود.
در اعتصاب کارگران نفت این طور نقشه کشیده شده بود که با ایجاد تشنج میان کارگران مامورین مخفی شرکت کار اعتصاب و خشم کارگران را به جایی برسانند که حمله به کارمندان انگلیسی و منازل آن‌ها شروع شود تا دولت انگلستان برای حفظ جان اتباع خود بدون اخطار قبلی در آبادان و بندر معشور نیرو پیاده کند و به سرعت هر چه تمامتر تمام خوزستان و مناطق نفت‌خیز را تحت اشغال خود درآورده و آن وقت آمادگی خود را برای حل مساله نفت اعلام دارد. بدیهی است در یک چنین وضعی که خوزستان تحت اشغال قوای انگلیس درمی‌آمد و در خارج از ایران سازش‌هایی میان انگلستان و دولت‌های دیگر می‌شد کار نفت به نفع شرکت نفت و دولت انگلستان خاتمه می‌پذیرفت و حتی در نقشه‌های بعدی گنجانده بودند که ادعای خسارت ناشی از اعتصاب چند روزه از دولت ایران خواسته شود.
قرار بر این بود که خشم کارگران نسبت به افراد انگلیسی شرکت ابتدا در بندر معشور و سپس در آغاجاری برانگیخته شود و مامورین مخفی عده‌ای را تحریک کنند که افراد انگلیسی را مورد حمله قرار دهند و خلاصه دست به اغتشاش بزنند. البته این نقشه عظیم با حوادثی که در آن پنهان شده بود فقط به دست عده کمی از مامورین مخفی انتلیجنت سرویس سپرده شده بود و صرف‌نظر از حوادث شب بیست‌وچهارم در بندر معشور ترتیب کار طوری داده شده بود که دولت ایران در برابر یک عمل انجام شده‌ای قرار گیرد و ورود قوای انگلیس به خوزستان بدون برخورد با نیروی تا کار خاتمه نفت مناطق نفت‌خیز را تحت اشغال خود داشته باشد.
شاید سخت‌ترین روز اعتصاب عمومی 23 فروردین بود. در آن روز، هنگامی که نزدیک به چهار هزار تن از کارگران و هوادارانشان در برابر نیروهای شهربانی که می‌کوشیدند تظاهرات خیابانی کارآموزان را متفرق کنند ایستادگی می‌کردند، نیروهای نظامی برای پراکندن این توده انبوه دست به تیراندازی زدند. سه تن از اتباع انگلستان و شش تن از ایرانیان کشته شدند و شش انگلیسی و یازده ایرانی مجروح گردیدند. سفارت امریکا گزارش داد که این رویداد غم‌انگیز سبب گردید که هم رهبران انگلیسی و هم رهبران ایرانی محتاط‌تر شوند. اعتصاب هم که آغاز گردید رفته رفته فرونشست. در آغاز اهداف اعتصاب واقعاً روشن نشده بود و در پایان نیز هیچ راه‌حل مشخص و نهایی و دوستانه‌ای نداشت. در 31 فروردین که شرکت نفت ایران و انگلیس اعلام کرد به کارگرانی که در برابر هرگونه ادعایی پایداری کردند 35 درصد پاداش می‌دهد اعتصاب به پایان رسید. در اوج اعتصاب عملاً تمام 30 هزار کارگر پالایشگاه آبادان و همچنین یک چهارم کارگران میدان‌های نفتی از کار بازمانده بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات