روز دوشنبه هفته گذشته از اولین ساعات روز، رسانههای داخلی پاکستان و بنگاههای خبری جهانی مانند بیبیسی، لحظهبه لحظه از سخنرانیای خبر میدادند که پرویز مشرف قرار بود از تلویزیون و بهطور مستقیم خطاب به مردم پاکستان ایراد کند.
با وجود این مقدمهسازی هیجانی، کسی در پاکستان و البته در جهان از شنیدن خبرخروج ژنرال از قدرت حیرتزده نشد. مدتها بود که همه این لحظه را پیشبینی میکردند و تنها درمورد زمان دقیق آن تردید داشتند. واقعیت این است که دوران مشرف در فوریه سالجاری میلادی و بعد از انتخابات پارلمانی به پایان رسید، اما احزاب مخالف دولت که در این انتخابات به قدرت رسیدند به جای درخواست یا اقدام فوری برای کنار زدن مشرف، این واقعه را تا امروز به تاخیر انداختند تا شاید از بروز تحولات پیشبینی نشده بعد از آن جلوگیری کنند و سرانجام با علنی کردن موضوع استیضاح، او را وادار به کنارهگیری کردند.
دولت ائتلافی متشکل از احزاب مخالف پاکستانی تا روز دوشنبه به او مهلت داده بودند تا درباره آیندهاش تصمیم بگیرد. اما روز یکشنبه با ورود یک فروند هواپیمای مخصوص خاندان سلطنتی سعودی به فرودگاه چاکالا در اسلامآباد، تقریبا برای همه مشخص شد که مشرف میرود.
مقامات سعودی، از چند روز پیش برای گفتوگو درباره آینده مشرف در پاکستان بودند. فرستادگان عربستان یک دهه پیش و در زمانی که مشرف علیه مقامات شریف کودتا کرد هم برای انجام همین کار وارد پاکستان شدند و سرانجام موفق شدند نواز را با خود ببرند. او یک دهه را در تبعید در عربستان و امارات گذراند و حالا جایش را با مشرف عوض میکند.
مشرف در نطق تلویزیونی خود هیچ اشارهای به جزئیات برنامه آیندهاش بعد از کنارهگیری از قدرت نکرد و معلوم نشد که آیا از پاکستان خارج میشود یا نه. او بعد از این سخنرانی در کاخ ریاستجمهوری مورد تکریم گارد احترام قرار گرفت و با فرماندهانش دست داد و مسئولیت را به رئیس سنا واگذار کرد.
بسیاری از رهبران دولت ائتلافی پاکستان، احتمال محاکمه مشرف به اتهاماتی که در متن استیضاح او آمده بود را رد نکردهاند. اما برخی گزارشهای موثق حکایت دارد که او بعد از دریافت تضمین از داخل و خارج کشور برای محاکمه نشدن، استعفا داده است. اینکه او بعد از ادای سخنرانی مورد تکریم گارد احترام ارتش قرار گرفت نشان میدهد که ارتش پاکستان اگرچه با درایت تمام تصمیم گرفت در این روند مداخلهای نداشته باشد، اما به مخالفان هم نشان داد که از ژنرال سابق خود حفاظت خواهد کرد.
مخالفان مشرف که اکنون دولت ائتلافی پاکستان را در دست دارند، دو هفته پیش با اعلام فهرستی از اتهامات علیه مشرف شامل تصاحب غیرقانونی قدرت در سال 1999، رویارویی با شبهنظامیان مسجد لال در اسلامآباد که سال گذشته انجام شد و سیاست طرفداری از آمریکا، تصمیم به استیضاح او گرفتند. او با دیدن فضای حاکم بر پارلمانهای ایالتی و همچنین نشانههایی که ارتش از خود بروز داد و حاکی از حمایت نکردن از ژنرال بود، تصمیم به کنارهگیری از قدرت گرفت. آمریکا هم استیضاح مشرف را مسئله داخلی مربوط به کشور پاکستان خواند و اعلام بیطرفی کرد که البته چیزی از امضای حکم برکناری مشرف کم نداشت. کاندولیزا رایس حتی اوایل هفته گذشته اعلام کرد که موضوع پناهندگی مشرف به آمریکا مطرح نیست و واشنگتن چنین طرحی ندارد.
هنوز سخنرانی اعلام استعفای مشرف از تلویزیون تمام نشده بود که مخالفان او به شادی و پایکوبی در خیابانهای اسلامآباد، کراچی و دیگر شهرهای بزرگ پاکستان پرداختند. اما این پایکوبی و شادمانی دوام چندانی نخواهد داشت. دولت ائتلافی پاکستان مشکلات زیادی پیشرو خواهد داشت؛ ناآرامیهای مرزی و تحرکات داخلی شبهنظامیان و همچنین آمار و ارقام ناامیدکننده اقتصادی از مهمترین این مشکلات است. از سوی دیگر، نواز شریف و آصف علی زرداری رهبران دو حزب ائتلافی دولت پاکستان اختلافات زیادی دارند که هنوز از پرده برون نیفتاده است. این اختلافات البته از همان روز نخست بعد از پیروزی در انتخابات بر سر چگونگی رفتار با مشرف و حل موضوع وکلا و قضات برکنار شده توسط دولت مشرف بروز کرد. نواز شریف که کینهای 10 ساله از مشرف دارد همواره بر برخورد سریع و برکناری و محاکمه مشرف تاکید میکرد، اما زرداری که به اندازه نواز شریف با مشرف مشکل شخصی ندارد و مانند رقیب حزبیاش ممنوعیت قضائی حضور در انتخابات را هم ندارد، از رعایت اعتدال طرفداری میکرد. اما سرانجام با اعلام استیضاح مشرف معلوم شد که زرداری تسلیم خواسته نواز شریف و حزب او شده است. نواز تهدید کرده بود که اگر چنین نشود؛ حزبش را از دولت ائتلافی خارج میکند؛ در این صورت اولین تجربه حضور مخالفان در قدرت در تاریخ پاکستان با شکست روبهرو میشد.
با خروج مشرف از صحنه قدرت، آمریکا یکی از مهمترین متحدان مؤثر خود را در منطقه از دست میدهد. این متحد اگرچه این اواخر چندان قابل اتکا نبود اما اکنون با نبود خود، واشنگتن را با دولتی در اسلامآباد روبهرو کرده که تاکنون سخنی از مقابله با شبهنظامیان و طرفداران طالبان در داخل و خارج از کشور به میان نیاورده است. بعضی تحلیلگران مطبوعاتی و رسانهای در آمریکا از سال گذشته تاکنون بارها دولت واشنگتن را به خاطر سرمایهگذاری و حتی قمار روی تک مهره مشرف سرزنش کردهاند. اکنون که مشرف را صحنه خارج شده و آمریکا تقریبا رابط دیگری در عرصه قدرت پاکستان ندارد، این سرزنشها شدت گرفته است. اکنون رابطه میان آمریکا و پاکستان در پایینترین سطح خود قرار دارد. این در حالی است که اکنون آمریکا بیش از هر زمان دیگری به همکاری و هماهنگی پاکستان در منطقه نیاز دارد.
بزرگترین چالش پیشروی واشنگتن اکنون متقاعد کردن زرداری و نواز شریف به توجه بیشتر به موضوع ناآرامیهای شبهنظامیان در مناطق مرزی با افغانستان است. مقابله نظامی با این شبهنظامیان در داخل پاکستان و در میان افکار عمومی این کشور از حمایت چندانی برخوردار نیست. مردم پاکستان، به ویژه در طول سالهایی که مشرف در قدرت بود، نسبت به این مسئله بسیار حساس بوده و هرگونه مقابله با این شبهنظامیان را طرفداری از آمریکا تلقی میکنند.
منابع خبری در اختیار آمریکا بر این نکته تاکید دارند که سرویس اطلاعات قدرتمند ارتش پاکستان از خلأ ایجاد شده در اثر انتقال قدرت در این کشور، برای تقویت ارتباط و نفوذ خود در میان شبهنظامیان مناطقه قبیلهنشین مرزی استفاده کرده است.
خروج مشرف از قدرت باعث بیثباتی بیشتر پاکستان میشود، اما این رویداد برای پاکستان و دمکراسی نیمبند آن موفقیتآمیز است. با این اتفاق میتوان امیدوار بود که پاکستان دولت منتخبی داشته باشد که به جای تمام سالهای گذشته که ارتش نقش دولت را در این کشور ایفا میکرد، نقش واقعی خود را داشته باشد. مشرف اگرچه سال گذشته لباس نظامی را از تن درآورد تا رئیسجمهور غیرنظامی خطاب شود، اما تا وقتی در قدرت بود به عنوان نماد حضور و دخالت ارتش در قدرت که سابقهای دیرینه در پاکستان دارد، مورد نقد بود. مشرف هیچگاه در سالهای گذشته در یک انتخابات آزاد و منصفانه خود را در معرض رای مردم پاکستان قرار نداده بود. او با کودتا به قدرت رسید و در انتخاباتی که اصلیترین ویژگی آن محدود کردن رسانهها و حبس و تبعید و مخالفان بود، در قدرت ابقا شد. اما در زمان قدرت او در اتفاقی نادر در پاکستان، انتخابات آزادی برگزار شد که در نتیجه آن اولین دولت مخالف به قدرت رسید. اکنون نام او در فهرست کوتاه ژنرالهایی ثبت میشود که در کل دنیا، بدون توسل به زور از قدرت کناره میگرفتند.
گوانتاناموی رهبران تبعیدی پاکستان
در شهر جده عربستان کاخی هست به نام کاخ السرور که به گوانتاناموی رهبران تبعیدی پاکستان تبدیل شده است. تا سال گذشته نواز شریف و خانوادهاش در این کاخ اقامت داشتند. اقامت آنها در این مکان 7 سال طول کشید. این روزها این کاخ خالی از سکنه است. روزنامه پاکستانی نیوز در این باره نوشت: یک مقام عالیرتبه سعودی 2 روز پیش از استعفای مشرف در دفتر ریاست جمهوری با او دیدار کرده است. اما همین روزنامه نوشت که سعودیها از اینکه میزبان رهبران تبعیدی پاکستان باشند، خسته شدهاند. به همین دلیل به مشرف هم گفتهاند که میتوانند میزبان موقت او باشند اما برای اقامت دائمی او باید به فکر مقصد دیگری باشد. عربستان سعودی 16 سال میزبان دیکتاتور نظامی اوگاندا با 60 فرزند و 4 همسرش بود.
4 نفری که تصویر آنها در قسمت پایین دیده میشود بازیگران اصلی صحنه سقوط مشرف از قدرت هستند.