مدل ECAFE (ایکافه)
در این مدل که در سال 1968 میلادی توسط کمیسیون اقتصادی آسیا مورد استفاده قرار گرفت تا میزان کمک مورد نیاز خارجی در شرایطی که نرخ رشد اقتصاد ایران سطح مشخصی است را تعیین کند. ساختار مدل ساده است و معادلات رفتاری مختلفی که تنها میزان تولید، مصرف و واردات را خود دادهاند در این مدل کاربرد دارد. این مدل نشان میدهد تنها در صورتی یک اقتصاد میتواند نرخ بالای رشد اقتصادی را تجربه کند که بخش صادرات کشور عملکرد پررونق و خوبی داشته باشد و اقتصاد از پساندازهای مردم که در بانکها قرار دارد بهره کافی ببرد.
مدل UNCTAD (آنکتاد)
این مدل در سال 1968 میلادی توسط کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد ارائه شد. با کمک این مدل دو مجهولی نیز میتوان تاثیر سیاستهای کمک خارجی را در نرخهای مختلف رشد اقتصادی کشور تعیین کرد. این مدل به این منظور استفاده شد که تقاضای منطقهای و کشوری سرمایههای خارجی در فاصله سالهای 1970 تا 1975 میلادی مشخص شود. در این مدل اطلاعات سالانه کشور در فاصله سالهای 1956 میلادی تا سال 1963 میلادی بر مبنای قیمت ثابت سال 1960 میلادی مورد استفاده قرار گرفت. مهمترین متغیرهای برونزای مورد استفاده در این مدل ارزش افزوده بخشهای نفت و گاز و کشاورزی، تولید نفت خام در کشور، هزینههای مصرفی دولت و در نهایت هزینههای سرمایهای است.
مدل VAKIL (وکیل)
این مدل در سال 1973 میلادی طراحی شد. این مدل اولین مدلی بود که توسط ایرانیان برای اقتصاد کشور طراحی شد به همین دلیل از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مدل تا اندازه زیادی با مدلهای klein و Goldberger قابل مقایسه است که تنها بخش تقاضا را مورد بررسی قرار میدهد. در این مدل هم بخش نفت و گاز به عنوان کلیدیترین بخش اقتصاد ایران نقش بزرگی ایفا میکند و از آنجا که این بخش از اقتصاد تحت کنترل دولت است، دولت عامل محرکه اقتصاد قلمداد شده است. هدف اصلی این مدل را میتوان کمک به دولت برای پیشبینی شاخصهای کلیدی اقتصاد کلان کشور در سالهای آتی دانست. با کمک این مدل دو گونه دوگانگی در اقتصاد ایران تشخیص داده شد. اول: دوگانگی بین بخشهای مدرن و سنتی اقتصاد که پیش از این نیز توسط Lewis در سال 1954 میلادی و Ranis & Fei در سال 1961 میلادی عنوان شده بود. دوم: دوگانگی بین بخش خصوصی و بخش دولتی که در مطالعه نقشها در بخش نفت و گاز نمایان شد.
مدل SHAHSHAHANI (شهشهانی)
شهشهانی در سال 1978 میلادی در تز دکترای خود در دانشگاه کلرادوی آمریکا مدل اقتصاد کلانی را برای ایران به عنوان کشوری که اقتصاد نفتمحور دارد ارائه داد. در این مدل چهار بخش بسیار مهم وجود دارد. اول: تفاوت در توابع مصرف در شهرها و روستاها دوم: نفوذ نفت در اقتصاد و ایجاد دوگانگی در عرصههای مختلف اقتصادی سوم: توجه به احتمال کارایی پایین بازار پول و سرمایه در اقتصاد ایران تحت تاثیر تحولات سیاسی چهارم: ارتباط پایه پولی در کشور با درآمد حاصل از نفت. طبق مدل شهشهانی اقتصاد ایران یک اقتصاد مصرفمحور بود و تنها در شرایطی میتوانست رشد و توسعه را تجربه کند که صادرات تولیدات داخلی به بازارهای بینالمللی رشد کند و سیاستهای حمایت کننده از صنایع تعدیل شود. تعدیل این سیاستها برای افزایش تلاش شرکتها در ارتقای قدرت رقابت و کیفیت تولیداتشان در مقایسه با تولیدات خارجی اهمیت زیادی داشت.
مدل HEIAT (هیات)
هیات در سال 1986 میلادی در تز دکترای خود در دانشگاه پورتلند یک مدل برای اقتصاد ایران طراحی کرد. دادههای مورد استفاده در این مدل شاخصهای اقتصادی ایران در فاصله سالهای 1959 میلادی تا سال 1976 میلادی بودند و از دو روش OSL و SLS2 برای ارزیابی آنها استفاده کرد. در این مدل نقش بزرگی برای بخش کشاورزی در نظر گرفته شد ولی معادله رفتاری خاصی برای بخش پولی اقتصاد ارائه نشد. ارتباط بین بخش نفتی با دیگر بخشهای اقتصاد ایران در این مدل از طریق هزینههای مصرفی و سرمایهگذاری دولت برقرار شد. در این مدل نیز دو گونه دوگانگی در مدل مد نظر قرار گرفت؛ اول: دوگانگی سنتی بین بخش کشاورزی و بخش مدرن صنعتی است و دوم: دوگانگی بخش نفتی که با به تصویر کشیدن صنعت نفت مدرن و نادیده گرفتن ارتباط آن با دیگر بخشهای اقتصاد ایجاد شده است.
مدل سازمان برنامهریزی و مدیریت
این مدل در سال 1990 میلادی توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی ایران طراحی شد تا اطلاعاتی در مورد شکلگیری اولین برنامه توسعه پنجساله بعد از انقلاب اسلامی در ایران در مقیاس کلان ارائه دهد. این مدل با کمک معادلات سه مجهولی ارائه شد و مجهولات آن نسبت پسانداز به سرمایه، تراز پرداختها و در نهایت بودجه دولت بود. در این مدل پنج بلوک اصلی وجود داشت. این بلوکها عبارت بودند از: تولید، پول، دولت، مصرف و سرمایهگذاری و تجارت خارجی. این مدل که بزرگترین و پیچیدهترین مدلی بود که برای اقتصاد ایران ارائه شده است از روش OSL برای ارزیابی دادهها استفاده میکرد و اطلاعاتی در مورد اقتصاد ایران از سال 1959 میلادی تا سال 1985 میلادی را در خود جای داده بود.
مدل نوفرستی و عربمزار
این مدل در سال 1994 میلادی و با همکاری دپارتمان اقتصادی وزارت اقتصاد و دارایی ایران ارائه شد. این مدل که بخشی از پروژه مطالعاتی وزارت اقتصاد بود کمتر برای ارزیابی سیاستها و پیشبینی آینده سیاستهای اقتصادی استفاده شد. این مدل در مورد بخش عرضه است و نشان میدهد در صورتیکه عرضه با تقاضا تفاوت داشته باشد سیاست قیمتی میتواند نشاندهنده این تفاوت باشد. این در حالی است که در تمامی مدلهای دیگر همواره تقاضا مدنظر قرار گرفته بود و نوسان تقاضا میتوانست سبب تغییر عرضه شود. به عبارت دیگر مدلهای قبلی بر مبنای نظریههای کینز بود.
مدل ولدخانی
این مدل در سال 1997 میلادی توسط عباس ولدخانی ارائه شد. این مدل با ارائه 38 معادله رفتاری و 11 متغیر محاسباتی در واقع مدلی برای ارزیابی کارایی مدلهای گذشته است. این مدل برای ارزیابی سیاستهای اقتصادی ارائه شده است و میتواند وضعیت آینده اقتصاد کشور را در صورت اجرا شدن سیاستهای اقتصادی مختلف پیشبینی کند. این مدل اولین مدلی است که ساختار تولیدی سیستم نهاده- تولید را برای اقتصاد ایران به صورت مدل اکونومتریک نشان میدهد. از طرف دیگر این مدل کاستیها و ضعفهای موجود در مدلهای دیگر را ندارد و معادلات رفتاری موجود در آن تمامی فاکتورهای تاثیرگذار در اقتصاد را در خود جای دادهاند.