روز 27 اسفند 1302 ش. در جلسه یکی از اعضای پرحرارت حزب تجدد به نام دکتر حسین بهرامی، که طرفدار جمهوری بود، به علت مخالفت مدرس با اعتبار نامه رهبر تجددیها یعنی سید محمد تدین، از فرط خشم سیلی محکمی به گوش مدرس نواخت که عمامه آن سید پیر به زمین پرت شد. این سیلی باعث شعله کشیدن خشم هزاران تن از مردم تهران علیه جمهوریخواهان گشت.
خبر سیلی خوردن مدرس به سرعت برق در تهران منتشر شد و بهانه و مستمسکی شد در دست مخالفین جمهوری و بویژه روحانیون تا تظاهرات عظیم ضد جمهوری را در روزهای 28 و 29 اسفند 1302 ش. سازماندهی کنند.
رهبری تظاهرات ضدجمهوری به دست روحانیون متنفذ تهران بود اما نقش بازاریان نیز در آن کاملا نمایان بود.
جمهوریخواهان همچنان بر تغییر رژیم پای فشرده و سعی در تصویب لایحه اعلام جمهوری داشتند. چنان که در روز 30 اسفند 1302 در آخرین روز سال، طرح زیر را به مجلس ارایه دادند:
نظر به اینکه تلگرافات عدیدهیی از تمام ایالات و ولایات و تمام طبقات مملکت در مخالفت با سلسله سلاطین قاجاریه و رای به انقراض سلطنت مذکور رسیده و نظر به اینکه تقریبا در تمام تلگرافات واصله اظهار تمایل به جمهوریت شده و صراحتا اختیار تغییر رژیم را به مجلس شورای ملی دادهاند و چون قانونا این تلگرافات کافی برای تغییر رژیم نیست اما امضا کنندگان مواد ذیل را به مجلس شورای ملی به قید فوریت پیشنهاد مینماییم:
ماده اول: ملت ایران تبدیل رژیم مشروطیت را به جمهوری به وسیله مجلس شورای ملی اعلام میدارد.
ماده دوم: ملت به وکلای دوره پنجم اختیار میدهد که در مواد قانون اساسی موافق مصالح مملکت و رژیم جدید تجدیدنظر کنند.
پس از تقدیم طرح به مجلس، تشخیص داده شده که طرح ناقص است و ضروری است مادهیی به آن اضافه گردد که بر طبق آن تغییر رژیم میبایست به آرای عمومی مراجعه و همهپرسی برگزار گردد.
نمایندگان جمهوریخواه با اعتمادی که به نفوذ سردار سپه و نظامیان در سراسر ایران داشتند، مطمئن بودند که نتیجه رفراندوم – همهپرسی – کاملا به نفع آنها و تغییر رژیم خواهد بود و هدف آنها را تحقق خواهد بخشید. در حالی که نمایندگان جمهوریخواه مشغول بحث بر سر چگونگی تصویب لایحه همهپرسی بودند، روحانیون متنفذ تهران که رهبری ضدجمهوری را به دست گرفته بودند روز 2 فروردین را برای تظاهرات ضدجمهوری اعلام کردند.
در روز دوم فروردین دسته بزرگی از چاله میدان، به زعامت حاج شیخ عبدالحسین فرازی با بیرقهای سفیدی که روی آنها نوشته شده بود: «اراده، اراده ملت است» و «ما جمهوری نمیخواهیم» حرکت کرده، جمعی از روحانیون را با خود برداشته و بتدریج مردم شهر به آنان میپیوستند و دم به دم بر انبوه غوغا افزوده میشد...
روحانیون و امام جماعتها متنفذ محلههای مختلف تهران که هر یک رهبری دسته مربوط به محل خود را به دست داشتند در پیشاپیش دستههای خود با وعظ و خطا به مردم را به ادامه تظاهرات تا شکست کامل جمهوریخواهان تشویق میکردند. تاکید بیشتر آنها روی تضاد جمهوریت با دین و مذهب بود. مردم نیز کاملا آماده پذیرش این سخنان بودند از: «ما تابع قرآنیم، جمهوری نمیخواهیم» و «ما دین نبی خواهیم، جمهوری نمیخواهیم» و... جالب این است که حتی یهودیان تهران نیز در این تظاهرات شرکت کرده و عینا همان شعارها را تکرار کرده و نوشتههایی با عناوین «ما دین نبی خواهیم، جمهوری نمیخواهیم» یا حمل میکردند.
به قول ملکالشعرای بهار، شعور پنهان مردم تشیخص داده بود که جمهوریشان ایران مساوی است با ریاست جمهوری رضاخان و در نتیجه حاکمیت دیکتاتوری مهیب رضاخان بر ایران.
هنگامی که جمعیت عظیم تظاهر کننده در صحن مجلس گردآمده و فریاد «ما جمهوری نمیخواهیم» بر آوردند، نمایندگان جمهوریخواه که غافلگیر شده و دچار ترس گشته بودند چاره را در آن دیدند که برای حفظ جان و سلامتی خود از سردار سپه یاری جویند.
سردار سپه ساعتی بعد از اینکه نمایندگان جمهوریخواه تلفنی از او مدد خواستند با تعداد کثیری سرباز به صحن مجلس وارد شد و به دنبال او نیز تعدادی از جمهوریخواهان دو آتشه در حالی که بر ضد سلطنت و شخص شاه و به نفع جمهوری شعار میدادند وارد جمعیت شده و شروع به کتک کاری با متحصنین کردند. گروهی از مرد که از این حرکات فوقالعاده خشمگین شده بودند با سربازان درگیر شده و حتی به طرف سردار سپه که خود نیز با تازیانه بر سر مردم میکوبید و راه خود را به جلو باز میکرد سنگ پراندند و به او بد و بیراه گفتند. سردار سپه خود را به ساختمان مجلس رساند و وارد مجلس شد. رییس مجلس – موتمنالملک پیرنیا – به جلوی سردار سپه رفت و با پرخاش و عصبانیت او را تهدید به عزل کرد چرا که معتقد بود سردار سپه، ملت را در خانه خودش – مجلس – زده است و این کار او قابل بخشش و تسامح نیست. رییسالوزرای ایران هنگامی که خشم و تهدید رییس مجلس را دید و شنید گویی از خواب بیدار شد و دانست که از این پس صحبت از تغییر رژیم، مساوی است با تغییر و نابودی خود او. از اینرو در پی دلجویی از رییس مجلس و نمایندگان مردم تظاهر کننده و ضدجمهوری – اعم از روحانی و بازاری – برآمد. در جلسهیی از سوی نمایندگان بیطرف برای آشتی بین او و رییس مجلس تشکیل شد، او در حضور همه نمایندگان و رهبران تظاهرات، صریحا از ادامه حمایت از جمهوریخواهی اعلام انصراف کرده و قول داد که در خواباندن سر و صدای جمهوریخواهان بکوشد.
بازیگردان و طراح اصلی این تظاهرات سیدحسن مدرس بود که هدفش نه مخالفت با جمهوری، بلکه شکستن قدرت سردار سپه بود زیرا اعتقاد داشت سردار سپه به یک عنصر ضدملی تبدیل شده است.
سردار سپه از جمهوریخواهی منصرف میشود
ادامه مخالفتها و تظاهرات ضدجمهوری باعث شد که سردار سپه برای ادامه حفظ موقعیت خویش از روحانیان متنفذ قم یاری بجوید. او در روز 6 فروردین 1303 ش به بهانه دیدار با علمای تبعیدی (از عراق) که قرار بود به عراق بازگردند به قم رفت و در آنجا پس از دیدار و مذاکره با میرزاحسن نایینی، آقا جمال اصفهانی و شیخ عبدالکریم حایری، صریحا از جمهوریت اعلام انصراف کرد و به آنان قول داد که جمهوریخواهی را متوقف سازد.
سردار سپه در بازگشت از قم بیانیه زیر را در توقیف جمهوری صادر کرد:
«هموطنان:
گرچه به تجربه معلوم شده که اولیای دولت هیچ وقت نباید با افکار عامه ضدیت و مخالفت نمایند و نظر به همین اصل است که دولت حاضره تاکنون از جلوگیری احساسات مردم که از هر جانب ابرای میگردیده خودداری کرده است لیکن از طرف دیگر یگانه مرام و مسلک شخص من از اولین روز، حفظ و حراست عظمت اسلام و استقلال ایران و رعایت کامل مصالح مملکت و ملت بوده و هست و هر کس با این رویه مخالفت کرده او را دشمن مملکت فرض و قویا در دفع او کوشیده و از این به بعد نیز عزم دارم همین رویه را ادامه دهم و نظر به اینکه در این موقع افکار عامه متشتت و اذهان مشوب گردیده و این اضطراب افکار ممکن است نتایجی مخالف آنچه مکنون خاطر من در حفظ نظم و امنیت و استحکام اساس دولت است ببخشد و چون من و کلیه آحاد و افراد قشون از روز نخستین محافظت و صیانت و ابهت اسلام را یکی از بزرگترین وظایف و نصبالعین خود قرار داده همواره درصدد آن بودیم که اسلام روز به روز به ترقی و تعالی گذاشته و احترام و مقام روحانیت کاملا رعایت و محفوظ گردد. لهذا در موقعی که برای تودیع آقایان حججالاسلام و علمای اعلام به حضرت معصومه(ع) مشرف شده بودیم با معظم لهم در باب پیش آمد کنونی تبادل افکار نموده و بالاخره چنین مقتضی دانستیم دانستیم که به عموم ناس توصیه نماییم عنوان جمهوری را موقوف و در عوض تمام سعی و هم خود را مصروف سازند که موانع اصلاحات و ترقیات مملکت را از پیش برداشته در منظور مقدس تحکیم اساس دیانت و استقلال مملکت و حکومت ملی با من معاضدت و مساعدت نمایند. این است که به تمام وطنخواهان و عاشقان آن منظور مقدس نصیحت میکنم که از تقاضای جمهوریت صرفنظر کرده و برای نیل به مقصد عالی که در آن متفق هستیم با من توحید مساعی کنند.
رییسالوزرا و فرمانده کل قوا – رضا
روحانیان بزرگ قم نیز بیانیه زیر را که دربردارنده حمایت آنها از سردار سپه بود صادر کردند:
بسمالله الرحمن الرحیم
جنابان مستطابان حججالاسلام و طبقات اعیان و تجار و اصناف و قاطبه ملت ایران دامت تاییداتهم. چون در تشکیل جمهوریت بعضی اظهاراتی شده بود که مرضی عموم نبود و با مقتضیات این مملکت مناسبت نداشت، لهذا در موقع تشرف حضرت اشرف آقای رییسالوزرا دامت شوکته برای موادعه به دارالایمان قم، نقض این عنان و الغاء اظهارات مذکوره و اعلان را به تمام بلاد خواستار شدیم و اجابت فرمودند. انشاءالله تعالی عموما قدر این نعمت را بدانند و از این عنایت کاملا تشکر کنند.
الحقر ابوالحسن موسوی اصفهانی،
ال حقر محمدحسین غروی نایینی، الا حقر عبدالکریم حایری